هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – غلامحسین رئیسی – وکیل و پژوهشگر – 3
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

غلامحسین رئیسی – وکیل و پژوهشگر

مقدمه

در بخش نخست آثار پیمان زناشویی در ایجاد بستر خشونت خانگی ناشی از فقدان عنصر رضایت مندی در استمرار روابط سالم زناشویی اشاره داشتیم. درادامه سلسه مباحث حقوقی ناظر به قوانین و خشونت خانگی و در این مجال به مقررات ناظر بر سرپرستی فرزند خواهیم پرداخت.

مسئله سرپرستی کودکان از دوجهت در ایجاد خشونت اهمیت زیادی دارد، نخست قراردادن کودک در موقعیت خشونت بار است. پدیده فرزند طلاق یک پدیده اچتناب ناپذیر است، اما مدیریت کردن ارتباط فرزند در این شرایط با پدر و مادر خود بدون تنش، امری سخت و دشوار خواهد بود. نتیجه انحلال پیمان زناشویی امنیت روانی را از کودک سلب می‌سازد. سپس مهمتر از آن فراهم آوردن موقعیت نابرابر حقوقی بین مردان و زنان برای استفاده از حق زندگی با کودک خود در شرایط عدم بقای رابطه زناشویی و ایفای نقش در پرورش کودک است!

از آنجایی که انحلال پیمان زناشویی، کودک را در موقعیت عدم امنیت روانی قرار می‌دهد، شایسته است تا قوانین و مقررات مربوط به خانواده همه جوانب حاکم بر موضوع را ببیند و به قانون گذاری، مطابق با نیازهای سرپرستی واقعی کودک اقدام نماید.

سرپرستی حق یا مسئولیت

از دیدگاه حقوق کودک اگر به موضوع سرپرستی کودکان بنگرم، این موضوع یک مسئولیت مهم است که در درجه نخست اهمیت قرار دارد و بر عهده پدر و مادر کودک و یا سایر سرپرستان قانونی قرارداده شده است!

کمتر روزی می شد تا در حوالی دادگاه خانواده عبور کنید، اما شاهد درگیری و یا مشاجره زنان و مردانی برای حفظ موقعیت خود در سرپرستی کودکان نباشید! نمی شود وکیل دادگستری بود و بارها و بارها شاهد اینگونه صحنه ها نباشید!

یکی از روزهای معمول برای انجام کار به دادگاه خانواده رفته بودم، در حالی که با قاضی دادگاه در باره وضعیت موکلم گفتگو می کردم خانم جوانی وارد دادگاه شد و نوزادی را که در بغل داشت روی میز بزرگ جلو قاضی قرارداد و پشت سر او خانم دیگری و یک جوان نیز وارد دادگاه شدند! بین آن ها مشاجرات سنگینی در حضور قاضی رخ داد، قاضی که فردی با تجربه و در شرف باز نشستگی بود، با خونسردی گاهی ‌به این وگاهی دیگری نگاه می کرد. من همه آن ها و از جمله حرکات قاضی را زیر نظر داشتم.

کودک دوماهه روز میز قاضی گاهی به اطراف خیره بود و گاهی گریه می کرد، همه دعواها بخاطر او بود، اما خودش بی خبر از همه چیز فقط می‌توانست واکنش طبیعی گریه و یا قدری نگاه داشته باشد!

ظاهر دو جوان نشان ازتازه گی زندگی آن ها داشت! شکایت و اختلاف شان در باره سرپرستی و مخارج کودک بود! شش ماه بیشتر از آغاز زندگی کودک آن ها نمی گذشت، که زن منزل مشترک را ترک کرده و برای مخارج کودک عرض حالی به دادگاه تقدیم کرده بود. دادگاه مرد را مکلف به پرداخت مخارج کودک کرد، اما زن مدعی بود که این میزان بودجه برای تامین همه مخارج کودک کافی نیست! زن مبلغ بیشتری طلب می کرد کودک را در دادگاه گاهی روی میز رها می کرد و می گفت نمی توانم از او نگهداری کنم! مرد مدعی بود که بیشتر از مبلغ تعیین شده را نمی توانم بپردازم! کودک رها بود و خانمی دست مادر نوزاد را می کشید که برویم او می‌داند با فرزندش!

دادگاه مادر را مکلف به نگهداری از کودک و پدر را مکلف به پرداخت هزینه های او کرد، قاضی به مادر گفت چاره ای ندارید، باید کودک را نگهداری کنید، مادرمی گفت من امروز از او نگهداری می کنم، اما بعد از چند سال پدر صاحب او است و من یک نگهداری کننده صرف هستم! بهتر است از امروز با او زیاد نزدیک نباشم!

هر دو طرف این دعوا نسبت به کودک حقوق و مسئولیت هایی دارند، کودک نیز حقوقی دارد! اما صحنه دادگاه برای من تداعی کارکرد ضعیف حقوق در حفظ حقوق کودک داشت! اگر چه بخشی از مقررات حقوقی در ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده جدید ‌به این موضوع توجه ‌کرده‌است و می‌گوید:” رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاه ها و مقامات اجرائی الزامی است” قانون در این ماده و در ماده ۴۰ همین قانون، سعی داشته تا مانع اتفاقی که من با چشم خودم در دادگاه مشاهده کردم شود! اما این تغییرات اگر چه مفید است، به دلیل ساحت حقوقی ناقص و ناهمگون مشکل را حل نخواهد ساخت، در ادامه ناهمگونی حقوقی را می بینیم. مشکل درابعاد مختلف باید دیده شود، آنچه در اینجا مورد نظر است، منشاء خشونت زایی قانون است!

برای آگاهی بیشتر از موضع قانون در این باره به بخش هایی از مقررات مربوط به امور سرپرستی کودک خواهیم پرداخت.

۱- قانون مدنی

باب دوم از کتاب هشتم قانون مدنی مصوب ۱۳۱۳ مواد ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۹ مقررات مربوط به نگهداری کودک را برشمرده است. اگر چه در این بخش مقررات مهمی درباره مسئولیت نگهداری کودک را شاهد هستیم، به نحوی که در ماده ۱۱۶۸ آمده، نگاهداری اطفال را هم حق و هم تکلیف ابوین است.

دلیل بیان حکم تکلیفی در کنارحق والدین، همانا توجه به شرایط کودک است، چون قانون گذار فرض نموده است، که برخی از والدین ممکن است مایل نباشند از این حق خود استفاده نمایند، در این شرایط کودک بدون سرپرست رها می شود، اما توجه ‌به این نکته نیز ضروری است که وضع قاعده سنتی “تکلیف” و “الزام” که امروز در حقوق مدرن همان “مسئولیت” شناخته می شود، برای والدین می‌تواند تالی فاسد در اعمال خشونت نسبت به کودک به دنبال داشته باشد.

نباید فراموش کرد، مادران و یا پدرانی که برای ایفای حق مسئولیت خود ناچار می‌شوند در شرایط سخت و یا بدون تمایل به هر دلیل از کودک خود مراقبت و یا نگهداری نمایند. برای این منظور قطعا مخارجی باید صرف کنند، این شرایط ممکن است رفتارهایی توام با خشونت نسبت به کودک در بر داشته باشد. انتظار می رود قوانین موضوعه از جمله قانون حمایت خانواده مشکلات سرپرستان کودکان در اعمال حق ویا مسئولیت سرپرستی را مورد توجه قرار دهد.

در این شرایط قانون گذار ایران محل اختلاف و کانونی که می‌تواند به بحران و خشونت برای ادامه سرپرستی و نگهداری کودک منجر شود را دیده، اما به همه جوانب آن توجه کافی نداشته است. فرض سومی که نه پدر و نه مادر قادر نیستند و یا تمایل ندارند کودک را نگهداری کنند، از دید قانون گذار ایران حذف شده است! این در حالیست که عمده کودکان آسیب دیده از خانواده های بحرانی می‌آیند.

یکی دیگر از کانون های قانونی که در نگهداری کودک می‌تواند سبب اعمال خشونت نسبت به کودک و در برخی موارد نسبت به مادر شود، عدم برابری پدر و مادر در اعمال حق بر نگهداری و در نتیجه ایفای نقش در تربیت کودک است.

ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی مصوب ۱۳۱۳ حق مادر را برای نگهداری کودک دختر تا ۷سال و کودک پسر را تا ۲ سال در نظر گرفته بود، این ماده در اصلاحی در سال ۱۳۸۲ پس از دخالت مجمع تشخیص مصلحت نظام تغییر کرد و حق اولویت مادر در نگهداری کودک پسرو دختر را صرفا” تا هفت سالگی تعیین نمود.

نابرابری موضوع این قانون همواره نزاع و درگیری شبیه آنچه در مطالعه موردی بیان کردیم را به همراه خواهد داشت! مادری که اطمینان ندارد بعد از هفت سالگی می‌تواند در نگهداری و به خصوص تربیت کودک نقش داشته باشد، بی علاقگی و عدم ترغیب او در اعمال حق محدود و تخصیص خورده خود، امری طبیعی خواهد بود.

نظر دهید »
مقاله-پروژه و پایان نامه – ۱-۱- بیان مساله تحقیق – 7
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کلیات تحقیق

مقدمه

یکی از اهداف گزارشگری مالی، ارائه اطلاعاتی است که برای سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دیگر کاربران فعلی و بالقوه در تصمیم گیری های مربوط به سرمایه گذاری و اعتبار دهی و سایر تصمیم ها سودمند باشد. از جمله معیارهای با اهمیتی که ‌گروه‌های مذبور برای برآورد قدرت سودآوری شرکت، پیش‌بینی سود های آینده و ریسک های مربوط به آن و همچنین ارزیابی عملکرد مدیریت استفاده می‌کنند، سود های جاری و گذشته شرکت است. سود نیز خود متشکل از اقلام نقدی و تعهدی است و اقلام تعهدی سود تا حدود زیادی در کنترل مدیریت هستند و وی می‌تواند برای بهتر جلوه دادن عملکرد شرکت و افزایش قابلیت پیش‌بینی سود های آینده در اقلام تعهدی سود دست برده و به اصطلاح امروزی سود را مدیریت کند (سجادی و عربی، ۱۳۸۸).

شرکت هایی که صورت های مالی حسابرسی شده ارائه ‌می‌کنند، دارای محتوای اطلاعاتی و سود با کیفیت بیشتری هستند. یکی از اشکال کنترل مدیریت، استفاده از حسابرسی است. حسابرسی می ­تواند از سوی مدیران مورد استفاده قرار گیرد تا به سهام‌داران اطمینان خاطر داده شود که مدیریت رفتار فرصت‏طلبانه ای ندارد. طی دو دهه اخیر بسیاری از کشورها، اقدام به کوچک سازی دولت و واگذاری بنگاه ها به بخش خصوصی کرده‌اند. این فرایند گسترش بخش خصوصی، افزایش توان نظارتی دولت را نیز به همراه دارد. بدین منظور، ایران نیز خصوصی سازی بنگاه ها و شرکت های دولتی را در دستور کار خود قرار داده است. روش های مختلفی برای خصوصی سازی وجود دارد که یکی از پرکاربردترین آن ها در همه کشورها و از جمله کشور ما، واگذاری سهام شرکت های دولتی به بخش خصوصی از طریق بورس اوراق بهادار است (کریمی پتانلار، ۱۳۸۳). عرضه اولیه عمومی به روش های مختلفی انجام می پذیرد که مهمترین آن ها ثبت دفتری، عرضه عمومی به روش حراج، عرضه عمومی به قیمت ثابت و روش های نوین اینترنتی ‌می‌باشد. در سایر نقاط دنیا عرضه اولیه به روش ثبت دفتری انجام می شود. در ایران کشف قیمت به روش حراج صورت می‌گیرد. البته بورس در دستورالعمل جدیدی پیشنهاد داده است که روش عرضه اولیه از حراج را به ثبت دفتری تغییر دهند.

تحقیقات گذشته ‌در مورد مدیریت سود ‌به این نتیجه رسیده است که شرکت های دارای عرضه اولیه از مدیریت سود تعهدی در طول دوره عرضه اولیه استفاده می‌کنند و این مدیریت سود به بازده کمتر پس از عرضه اولیه عمومی منتهی می­ شود (فریدلن،۱۹۹۴٫فن،۲۰۰۷٫چنگ و همکارانش،۲۰۱۰). پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی مدیریت سود در شرکت های دارای عرضه اولیه و تاثیر کیفیت حسابرسی در محدود کردن مدیریت سود در شرکت های دارای عرضه اولیه، پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد.

در تحقیقات پیشین رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود بر مبنای اقلام تعهدی به خوبی اثبات شده است در حالی که تحقیقات محدودی در رابطه با تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود بر مبنای اقلام واقعی انجام شده است. الدرو ژو (۲۰۰۲) وچن و همکاران (۲۰۰۵) نشان داده‌اند که ظهور سازمان های حسابرسی باعث تعدیل مدیریت سود تعهدی در طول دوره عرضه اولیه شده است. ‌بنابرین‏ و بر اساس شواهد قبلی، سازمان‌های حسابرسی موجب تحریک مدیریت سود تعهدی شده و شرکت های دارای عرضه اولیه را به سوی مدیریت سود واقعی هدایت ‌کرده‌است. ‌بنابرین‏، ما، در این پژوهش نقش سازمان حسابرسی را بر مدیریت سود واقعی و تعهدی، در شرکت های دارای عرضه اولیه، پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می­کنیم.

۱-۱- بیان مسئله تحقیق

مدیریت سود برآیند درجه ای از قابلیت انعطاف و اعمال نظری است که مدیران در گزارشگری مالی خود دارند. مدیران ممکن است از این قدرت خود برای مدیریت فرصت طلبانه سود (زیمرمن،۱۹۹۴) یا انتقال اطلاعات محرمانه درباره عملکرد آتی شرکت استفاده کنند. مدیریت سود یعنی اینکه مدیر بتواند رویه ای از حسابداری را انتخاب کند که به هدف خاصی دست یابد. یکی از مواقعی که انگیزه های مدیریت برای مدیریت سود بر انگیخته می­ شود، عرضه اولیه عمومی است. هر گونه عرضه عمومی اوراق بهادار که برای اولین بار به عموم مردم و سرمایه گذاران عرضه می­ شود، عرضه اولیه عمومی IPO)) نامیده می­ شود. شرکت هایی که سهام خود را برای نخستین بار به مردم عرضه می‌کنند ممکن است در آخرین دوره پیش از عرضه سهام با بهره گرفتن از اقلام تعهدی اختیاری، سود را افزایش دهند تا وضعیت اقتصادی شرکت را مطلوب نشان دهند. اقلام تعهدی سود تاحدود زیادی در کنترل مدیریت هستند و وی می‌تواند برای بهتر جلوه دادن عملکرد شرکت و افزایش قابلیت پیش‌بینی سود های آینده در اقلام تعهدی سود دست برده و به اصطلاح امروزی سود را مدیریت کند. یکی از راه های کاهش مدیریت سود ارتقای کیفیت حسابرسی است. کیفیت حسابرسی میزان اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود را کاهش می‌دهد.

دی آنجلو کیفیت حسابرسی را اینگونه تعریف ‌کرده‌است: ارزیابی بازار از احتمال اینکه حسابرس موارد تحریفات بااهمیت در صورت های مالی و سیستم های حسابداری صاحب کار را کشف کند و تحریفات با اهمیت کشف شده را گزارش دهد. اگر مدیریت سود به شیوه ی مسئولانه اعمال شود، چندان بد نخواهد بود. تاثیر کیفیت حسابرسی در محدود کردن مدیریت سود در شرکت‌های دارای عرضه اولیه از جمله مباحث مطرح و مورد علاقه در مدیریت مالی، حسابداری، و ارتباط متقابل آن ها با دانش حسابرسی است. یکی از مسائل اساسی این است که شرکت های دارای عرضه اولیه، لازم است، رفتار مدیریت را از طریق حسابرسی کنترل کنند تا در نتیجه به مالکان (سهام‌داران) اطمینان داده شود که مدیریت شرکت به نحوی فرصت طلبانه رفتار نخواهد کرد.

تحقیقات گذشته ‌در مورد مدیریت سود ‌به این نتیجه رسیده است که شرکت های دارای عرضه اولیه از مدیریت سود تعهدی در طول دوره عرضه اولیه استفاده می‌کنند و این مدیریت سود به بازده کمتر پس از عرضه اولیه عمومی منتهی می­ شود. (فریدلن،۱۹۹۴٫فن،۲۰۰۷٫چنگ وهمکارانش،۲۰۱۰). در پژوهش حاضر به بررسی مدیریت سود در شرکت های دارای عرضه اولیه و تاثیر کیفیت حسابرسی در محدود کردن مدیریت سود در شرکت های دارای عرضه اولیه، پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­پردازیم. در تحقیقات پیشین رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود تعهدی به خوبی اثبات شده است در حالی که تحقیقات محدودی در رابطه با تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود واقعی وجود دارد. مطالعات پیشین شواهدی را فراهم ‌کرده‌است که حسابرسی با کیفیت بالا بر مدیریت سود تعهدی با سطح بازده سود کمتر همراه بوده است. الدر و ژهو(۲۰۰۲) وچن و همکاران (۲۰۰۵) نشان داده‌اند که ظهور سازمان های حسابرسی باعث تعدیل مدیریت سود تعهدی در طول دوره عرضه اولیه شده است. ‌بنابرین‏ و بر اساس شواهد قبلی، سازمان‌های حسابرسی، موجب تحریک مدیریت سود تعهدی شده و شرکت های دارای عرضه اولیه را به سوی مدیریت سود واقعی هدایت ‌کرده‌است. یکی از جنبه‌های مهم پژوهش حاضر این است که نشان دهد آیا حسابرسی با کیفیت بالا، مدیریت سود در شرکت های دارای عرضه اولیه را کاهش می­هد یا خیر؟

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده | ۵-۱ نتایج – 4
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۷- بین سبک مدیریت مداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد.

جدول ۴-۱۱: نتایج آزمون همبستگی پیرسون جهت رابطه بین سبک مدیریت مداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان

متغیر پیش بین

شاخص‌های مورد بررسی

خودارزشیابی دانشجویان

سبک مدیریت مداخله‌ای

تعداد

۳۰۹

ضریب همبستگی

۰۵۳/.

سطح معنی‌داری

۳۵۱/.

به منظور بررسی رابطه بین سبک مدیریت مداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۱۱، میزان ضریب همبستگی بین سبک مدیریت مداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان (۰۵۳/۰r:) در سطح ۰۵/. معنی‌دار نیست (۰۵/۰p > ). ‌بنابرین‏ با ۹۵ درصد اطمینان می‌توان گفت که بین سبک مدیریت غیرمداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان، رابطه‌ معنی‌داری وجود ندارد.

۸- بین سبک مدیریت تعاملی و خودارزشیابی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد.

جدول ۴-۱۲: نتایج آزمون همبستگی پیرسون پیرامون رابطه بین سبک مدیریت تعاملی و خودارزشیابی دانشجویان

متغیر پیش بین

شاخص‌های مورد بررسی

خودارزشیابی دانشجویان

سبک مدیریت تعاملی

تعداد

۳۰۹

ضریب همبستگی

۲۲۲/.

سطح معنی‌داری

۰۰۰/.

در جدول ۴-۱۲، نتایج آزمون همبستگی پیرسون پیرامون بررسی همبستگی بین سبک مدیریت تعاملی و خودارزشیابی دانشجویان ارائه شده است. یافته های جدول ۴-۱۲ نشان داد که میزان ضریب همبستگی بین دو متغیر (۲۲۲/۰r:) در سطح ۰۱/. معنی‌دار است ( ۰۱/۰p <). با ‌بنابرین‏ با ۹۹ درصد اطمینان می‌توان گفت که بین سبک مدیریت تعاملی و خودارزشیابی دانشجویان، رابطه‌ مثبت و معنی‌داری وجود دارد. ‌به این ترتیب که با بالا رفتن میزان استفاده از سبک مدیریت تعاملی، میزان خودارزشیابی دانشجویان افزایش می‌یابد و بالعکس.

۹- تا چه میزان خودارزشیابی دانشجویان بر اساس سبک‌های مدیریت کلاس، قابل پیش‌بینی است؟

جدول ۴-۱۳: نتایج آزمون رگرسیون چندگانه پیرامون نقش سبک‌های مدیریت کلاس در پیش‌بینی خودارزشیابی

مدل

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تبیین

ضریب

تعدیل شده

آماره F

سطح معنی‌داری

هم‌زمان

۲۵۷/.

۰۶۶/.

۰۵۷/.

۱۹/۷

۰۰۰/.

جهت بررسی این فرضیه از آزمون رگرسیون چندگانه به شیوه هم‌زمان استفاده گردید. به‌این منظور سه سبک مدیریت غیرمداخله‌ای، مداخله‌ای و تعاملی به عنوان متغیرهای پیش‌بین و نمرات خودارزشیابی دانشجویان به عنوان متغیر ملاک وارد معادله رگرسیون شدند. جدول ۴-۱۶، نتایج آزمون رگرسیون چندگانه را نشان می‌دهد. با توجه به اطلاعات این جدول، میزان ضریب همبستگی چندگانه (۲۵۷/۰r:) و ضریب تعدیل شده برابر با ۰۵۷/. بود. با توجه ‌به این‌که مقدار F (19/7) در سطح ۰۱/. معنی‌دار است، لذا با ۹۹ درصد اطمینان می‌توان گفت سبک‌های مختلف مدیریت کلاس درس می‌توانند پیش‌بینی کننده‌ نمرات خودارزشیابی دانشجویان باشند.

در ادامه ضرایب رگرسیونی هر یک از متغیرهای پیش‌بین در جدول ۴-۱۴ گزارش شده است. این جدول نشان می‌دهد که به ازای یک انحراف استاندارد تغییر در متغیر پیش‌بین، چه میزان تغییر در متغیر ملاک اتفاق می‌افتد.

جدول ۴-۱۴: ضرایب رگرسیونی مؤلفه‌های پیش‌بینی کننده نمرات خودارزشیابی دانشجویان

متغیرهای پیش‌بین

آماره β

آماره بتا

آماره t

سطح معنی‌داری

مقدار ثابت

۲۵/۲

۹۷/۱۲

۰۰۰/.

سبک مدیریت غیرمداخله‌ای

۰۸۷/.

۱۲۲/.

۸۲/۱

۰۶۹/.

سبک مدیریت مداخله‌ای

۰۸۳/.

۰۹۸/.

۷۳/۱

۰۸۴/.

سبک مدیریت تعاملی

۱۰۳/.

۱۶۸/.

۵۴/۲

۰۱۲/.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۱۴، می‌توان گفت که سبک مدیریت تعاملی، پیش‌بینی کننده مناسبی برای تعیین میزان خودارزشیابی دانشجویان است. با توجه به اینکه میزان t در سطح ۰۵/. برای سبک مدیریت مداخله‌ای و غیرمداخله‌ای معنی‌دار نیست، لذا می‌توان گفت که این سبک‌ها پیش‌بینی کننده مناسبی برای خودارزشیابی دانشجویان نیستند.

فصل پنجم:

بحث ونتیجه گیری

۵-۱ نتایج

مهم‌ترین نتایج حاصل از تحلیل داده ها عبارتند از:

از دیدگاه دانشجویان، اساتید به چه میزان از سبک مدیریت غیرمداخله‌ای، استفاده می‌کنند؟

بر اساس اطلاعات مندرج در جدول ۴-۵-۲، می‌توان گفت میزان استفاده اساتید از سبک مدیریت غیر مداخله‌ای کم بوده است. نتایج این پژوهش با یافته های پژوهش هوس بیگی، کرامتی، احمدی (۲۰۱۱)، سماوی، رضایی مقدم و برداران (۱۳۸۷)، و پژوهش نادری و همکاران (۱۳۸۹) هم‌خوان است. به عنوان نمونه هوس بیگی و همکاران (۲۰۱۱) طی پژوهشی در دانشگاه‌های دانشگاه ­های علامه طباطبائی و تهران، نشان دادند که آزادی عمل دانشجویان در سطح پایینی بوده است. همچنین نادری و همکاران (۱۳۸۹) نشان دادند که عدم مشارکت دادن دانشجویان در بحث از سوی اساتید، یکی از مشکلات موجود آموزشی در دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس بوده است.

در تبیین این نتیجه می‌توان گفت به نظر می‌رسد یکی از دلایل، محدودیت زمانی باشد. در واقع مشارکت دادن دانشجویان در جریان تدریس و مبنا قرار دادن دیدگاه‌ آن‌ ها، اگر چه موجب تعمیق یادگیری و بهبود کیفیت فعالیت‌های آموزشی می‌گردد اما محدودیت زمانی در عمل امکان دانشجومحوری را در جریان تدریس محدود ‌می‌سازد و امکان تحقق رویکرد غیر مداخله‌ای را دشوار می‌سازد.

یکی دیگر از دلایل پایین بودن میزان استفاده اساتید از سبک مدیریت غیرمداخله‌ای، می‌تواند ناشی از تمرکزگرایی نسبتاً بالا در برنامه‌ریزی‌های درسی و آموزشی باشد. در واقع اساتید طبق برنامه‌‌ریزی‌های از پیش تعیین شده موظف هستند که سرفصل‌ها و مطالب درسی مشخصی را تدریس نماید. چنین شرایطی با رویکرد مدیریت غیرمداخله‌ی در تضاد است که طی آن دانشجویان باید تعیین‌کنندگان اصلی فعالیت‌های یاددهی – یادگیری باشند.

از دیدگاه دانشجویان، اساتید به چه میزان از سبک مدیریت مداخله‌ای، استفاده می‌کنند؟

بر اساس اطلاعات مندرج در جدول ۴-۶-۲ می‌توان گفت که از دیدگاه دانشجویان، اساتید دانشگاه زیاد از سبک مدیریت مداخله‌ای استفاده می‌کنند. نتایج این پژوهش با یافته های پژوهش عارفی و همکاران (۱۳۹۰)، سماوی و همکاران (۱۳۸۷)، و شعبانی ورکی و حسین­قلی­زاده (۱۳۸۵) هم‌خوان است که نشان دادند میزان دانشجومحوری در دانشگاه‌ها در سطح پایین و در عوض میزان استادمحوری در سطح بالایی می‌باشد.

نظر دهید »
فایل های دانشگاهی- بند پنجم: مؤسساتی که شمول قانون نسبت به آن ها مستلزم ذکر نام باشد – 10
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اما «شرکتهایی که از طریق مضاربه و مزارعه و امثال این ها به منظور به کار انداختن سپرده های اشخاص نزد بانک ها و مؤسسات اعتباری و شرکت‌های بیمه ایجاد شده یا می‌شوند از نظر این قانون شرکت دولتی شناخته نمی شوند» [۴۷]. علاوه براین در برخی موارد دولت اشخاص وام می‌دهد تا به وسیله آن شرکتی تشکیل دهند. در این جا، حتی اگر تمامی سرمایه شرکت از طریق وام دریافتی از دولت باشد باز هم نمی توان آن را شرکت دولتی تلقی کرد؛ زیرا طبق قانون دولت باید سهام دار شرکت باشد. البته شرکت‌های دولتی ممکن است نام دیگری غیر از شرکت داشته باشند، مانند سازمان غله.

بند پنجم: مؤسساتی که شمول قانون نسبت به آن ها مستلزم ذکر نام باشد

در برخی موارد قانون‌گذار به دلایل مصلحتی، سازمان ها یا مؤسساتی را از شمول قوانین عام مالی و اداری که بر وزارتخانه ها یا شرکت ها و یا مؤسسات دولتی حاکم است مستثنی نموده و آن ها را تابع قوانین مقررات خاص آن سازمان قرار می‌دهد. از جمله آن ها شرکت ملی نفت ایران است.

بند ششم: تملک اراضی توسط شهرداری

«شهرداری مؤسسه ای است عمومی، غیر دولتی و مستقل که به موجب قانون در شهرها تشکیل می شود و عهده دار امور محلی و ارائه خدمات عمومی به شهروندان و سکنه شهر می‌باشد» [۴۸]. در واقع، شهرداری به عنوان مؤسسه ای ناشی از سیستم عدم تمرکز اداری است که با هدف سپردن امور محلی به مقامات محلی ایجاد شده است.

مطابق قانون، شهرداری ها و شرکت های تابعه آنان مادام که بیش از ۵۰ درصد سهام و سرمایه آن ها متعلق به شهرداری ها باشد، از مؤسسات عمومی غیر دولتی محسوب می‌شوند [۴۹]. اداره شهرداری توسط شهردار است که به وسیله شورای اسلامی شهر انتخاب می شود. واضح است که شهرداری برای اجرای پروژه های عمرانی، خدماتی، فرهنگی و سایر امور گاهی نیاز به اراضی اشخاص خصوصی یا اشخاص حقوق عمومی دارد. لذا لازم است که شهرداری‌ها نیز صلاحیت تملک اراضی مورد نیاز خود را داشته باشند.

فصل دوم: اصل تسلیط و حمایت قانونی از حق مالکیت خصوصی

حق مالکیت خصوصی در قوانین و مقررات کشورهای مختلف از منزلت و جایگاهی استوار و حتی مقدس برخوردار است و در حقوق مضوعه ما و همچنین شرع مقدس اسلام نیز به حرمت و جایگاه این حق توجهی خاص شده است. از جمله ماده ۳۰ قانون مدنی که برگرفته از قاعده فقهی مشهور تسلیط می‌باشد؛ نمایان گر تأکید شراع مقدس و قانون‌گذار بر این مهم است.

گفتار اول: جایگاه حق مالکیت خصوصی

حق مالکیت خصوصی در ادوار مختلف همواری از جایگاه و منزلتی بالا برخوردار بوده است. این حق پس از شکل گیری تدریجی که از حق تصرف و سپس حق مالکیت اشتراکی شروع و به حق مالکیت خصوصی و حتی در دوره هایی از نوع مطلق آن، منجر گردیده بود. در دهه های اخیر محدودیت هایی را شاهد بوده است که غالبا ناشی از حفظ مصالح عام و به اعتبار حقوق عمومی وضع گردیده اند.

در راستای بررسی مفهوم مالکیت و اصل تسلیط و بعد مثبت و گستره حق مالکیت، به تشریح مفهوم اصاف مالکیت، اصل تسلیط اشاره خواهد شد.

بند اول: بررسی حق مالکیت

مرحوم دکتر سید حسن امامی در تعریف حق مالکیت آورده اند: «مالکیت حقی است که شخص نسبت به عین خارجی دارد و می‌تواند هر گونه تصرف در آن بنماید و هر گونه انتفاع از آن ببرد، مگر آن که قانون استثنا کرده باشد [۵۰].» و در تعریفی دیگر آمده؛ «مالکیت حقی است که به مقتضای آن چیزی در تحت اراده ی شخصی قرار گیرد به طوری که حق به او اختصاص داشته، به موجب آن بتواند هر گونه انتفاعی از آن برده و در حد قانون در آن تصرف نماید[۵۱].» از مالکیت تعاریف متعددی شده، از جمله آن؛ «مالکیت از لحاظ حقوقی و از دید قانونی یعنی حق و سلطه بر شی برای به کار بردن و استفاده از آن یا واگذار کردن به دیگری تحت هر عنوان مانند فروش، صلح، اجاره دادن یا تعویض آن به مال دیگر و حتی از بین بردن آن [۵۲].»

تعریف فوق بیشتر بر جنبه مطلق بودن مالکیت به عنوان یکی از اوصاف مالکیت تأکید دارد. گرچه در قانون مدنی تعریفی از حق مالکیت نیامده است، ولی ماده ۳ آن قانون در خصوص اوصاف مالکیت بیان می‌دارد: «هر مالکی نسبت به مایملک خود حق هر گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد.»

طبق صراحت این ماده قانونی، مالک حق هر گونه تصرف را در ملک خود دارد و استثناهای این قاعده باید در قوانین مصرح باشد، «در حقوق کنونی این استثناها چنان فراوان است که به دشواری می توان از اطلاق حق مالکیت سخن گفت [۵۳].»

در تعریف جامع تر از حق مالکیت، ذکر چند نکته ضروری می‌باشد. نخست اینکه ماکیت کامل ترین حق عینی است که انسان می‌تواند در مال داشته باشد و سایر حقوق عینی از شاخه های این امر است، چنان که حقی ارتفاق و حق انتفاع که از حقوق عینی اصل هستند از ‌شاخه‌ها و توابه مالکیت به شمار می‌روند. دوم اینکه، مال و ملک دارای تعاریف متفاوتی هستند. «مال چیزی است که له علت شرایط خاص خود از نظر عقلا دارای ارزش و اعتبار شده است، اعم از آنکه به کسی اضافه داشته یا نداشته باش، اما ملک احاطه و تسلطی است که کسی بر چیزی دارد، اعم از آنکه بالفعل دارای ارزش باشد ا نباشد.»

مالکیت دارای اوصافی متعدد است از جمله مطلق بودن، انحصاری بودن و دایمی بودن. مطلق بودن مالکیت که در مطالب قبا بدان اشاره شد. در خصوص تعریف انحصاری بودن حق مالکیت می توان گفت: «مالک می‌تواند هر تصرفی را که مایل باشد در ملک خود بکند و مانع از تصرف و انتفاع دیگران شود، هر چند که این امر زیانی هم به مالک وارد نکند.»

مطابق ماده ۳۱ ق.م؛ «هیچ مالی را از تصرف مالک آن نمی توان بیرون کرد مگر به حکم قانون.» و مواد ۳۸ ق.م در باب ضمانت اجرای حق مالیت، غاصب به رد عین ملک و منافع آن مکلف می کند و در قوانین جزایی نیز ضمانت اجراهای مؤثری در دفاع و حمایت از حق مالکیت لحاظ گردیده است.

دایمی بودن مالکیت نیز به عنوان یکی از اوصاف مالکیت بدین معنا است که طبیعت آن با موقتی بودن منافات دارد و فقط ممکن است به یکی از اسباب انتقال به دیگری واگذار شود. وقتی فردی مالک چیزی باشد تا زمانی که مالک است بدون مقید بودن به زمانی خاص، حق استفاده و بهره برداری از آن چیز را دارد.

در حقوق ما، ارتباط عین مال با حق مالکیت نیز گاه قطع می‌گردد. یکی در ماردی است که موضوع حق مالکیت از بین می رود و دیگری زمانی است که مالک عین مال را وقف می کند و مال موقوفه از مالکیت او خارج می شود و حتی به منتفعان نیز انتقال نمی یابد. همچنین مواردی که مالک از حق خود اعتراض نماید، حق مالکیت گرچه انتقال نمی بابد ولی مال در شمار مباحات در می‌آید و در اثر حیازت، حق مالکیت برای دیگری ایجاد می شود.

از نتایج دایمی بودن مالکیت، دیگر اینکه حق مالکیت در اثر معطل ماندن از بین نمی رود، یعنی مرور زمان در اصل حق تاثیری ندارد. البته در خصوص مالکیت زمین بر این قاعده استثناعات متعدد وارد آمده که غالبا نیز منشا شرعی دارد، از جمله در خصوص املاکی که با حیازت تملک می شود، برخی بر این نظر هستند مه بر اثر بایر شدن اراضی، این نوع مالکیت از بین می رود و در زمره اموال عمومی در می اید که البته نوعی انتقال قهری مالکیت است و نه از بین رفتن مالکیت [۵۴].

نظر دهید »
تحقیق-پروژه و پایان نامه | قسمت 10 – 5
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

فلسفه شناسایی و رسمیت بخشیدن به دعوای استرداد، حمایت از حق مالکیت اشخاص ثالثی است که نسبت به اعیان نزد تاجر ورشکسته حق مالکیت دارند. دعوای ورشکستگی بر علیه تاجر ورشکسته اقامه شده فلذا طبیعتاً باید اموال ایشان بین طلبکاران تقسیم گردد نه اموال دیگران (اصل شخصی بودن مسئولیت). این امتیاز را قاعده مندرج در قسمت اخیر ماده ۵۳۱ ق.ت که مقرر می­دارد: “… به طور کلی عین متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است”، بیان می­دارد .

ممکن است این شبهه ایجاد شود که این قاعده و امتیاز مخالف «اصل تساوی حقوق طلبکاران» است و این مقرره حمایتی در تعارض با حمایت از طلبکاران قرار ‌می‌گیرد .

لیکن به نظر می­رسد که شبهه قابل رفع است زیرا همان‌ طور که از خود عنوان «طلبکاران» پیدا‌ است این اشخاص طلبکار تاجر ورشکسته اند و بر ذمه­ او طلب دین دارند، در صورتی­که اشخاص که حق اقامه دعوای استرداد دارند، بر ذمه تاجر طلبی ندارند و طلبکار محسوب نمی­شوند بلکه نزد وی عینی دارند که نسبت به آن حق مالکیت دارند که مرتبه و درجه­ آن بسیار بالاتر از این محسوب می­ شود لذا به اصل «تساوی حقوق طلبکاران» خدشه­ای وارد نیست و اساساً ‌در مورد مدعی دعوای استرداد عین، این قاعده سالبه به انتفای موضوع است (با توضیحاتی که ارائه شد) .

‌بنابرین‏ نه تنها قاعده مندرج در ماده ۵۳۱ ق.ت دعوای استرداد بر مبنای آن باعث تبعیض بین طلبکاران نمی ­باشد و مخالف «اصل تسوی حقوق طلبکاران» نیست بلکه از لحاظ حمایتی وقتی این گروه اشخاص یعنی طلبکاران تاجر (کسانی که بر ذمه­ تاجر دین دارند) و از طرف دیگر کسانی که حق مالکیت نسبت به اعیان موجود نزد تاجر ورشکسته دارند در برابر هم قرار می­ گیرند به علت اولویت و ارجحیت حق عینی بر حق دینی، طبیعتاً دارندگان حق عینی اولی هستند و ترجیح این گروه بر دارندگان حق دینی، ترجیح بلا مرجح نیست و مرجح همان است که بیان شد (یعنی حق مالکیت بر عین موجود نزد تاجر ورشکسته). لذا در مقام مقابله این دو نفع، صاحب عین مرجح است.

لیکن اگر عین، بنا به هر سبب، تبدیل به موجود اعتباری همچون پول یا مال کلی دیگر شود یا تلف گردد، طبق مفهوم مخالف قاعده مندرج در قسمت اخیر ماده ۵۳۱ ق.ت، دعوای استرداد بر مبنای آن مسموع نخواهد بود زیرا در این صورت عین تبدیل به موجودی شده که جایگاهی جز ذمه­ تاجر برای آن قابل تصور نمی ­باشد. به عنوان مثال در فرضی­که عین متعلق به شخص ثالث، نزد تاجر ورشکسته تلف شده باشد، مثل یا قیمت آن به صورت دین (تعهد) بر ذمه­ تاجر مستقر می­ شود و صاحب عین تلف شده، طلبکار تاجر می­ شود و در وضعیتی برابر، هم عرض و مشابه سایر طلبکاران تاجر ورشکسته قرار گرفته و مشمول «اصل تساوی حقوق طلبکاران» می­گردد و مرجح (که حق مالکیت بر«عین» است) از بین می­رود فلذا ترجیح بلامرجح محال می­گردد و صاحب عین تلف شده باید برای وصول طلب خود در صف غرما قرار گیرد.

لذا همان‌ طور که ملاحظه می­ شود دیگر مرجحی وجود ندارد که مقنن به استناد به آن فرد مذبور را از شمول «اصل تساوی حقوق طلبکاران» ممتاز کرده و به وی حق استرداد بدهد بدون ورود در صف غرما.

ممکن است که ادعا شود که، حکم ورشکستگی که استثنا بر اصل نسبی بودن احکام است و آثار آن تمام طلبکاران را در بر ‌می‌گیرد اعم از طلبکاری که اقامه دعوای ورشکستگی نموده و آنکه اقامه دعوا ننموده یا اینکه اساساً دادستان اقامه ورشکستگی کرده باشد، بنا بر ویژگی تعمیمی خود، اقتضا دارد که برای تقسیم دارایی تاجر، تمام دارایی وی اعم از اینکه متعلق به او یا متعلق به ثالث باشد، لحاظ گردد و جزء اقلام فروش قرار گیرد، لذا با این اوصاف آیا حق اقامه دعوای استرداد مندرج در قسمت اخیر ماده ۵۳۱ قانون تجارت، در تعارض با این ویژگی قرار نمی­گیرد؟

قبل از پاسخ ‌به این سوال، ضروریست مقدمتاً اصل نسبیت احکام و تخصیص آن ‌در مورد حکم ورشکستگی اجمالا بررسی گردد؛

«حکم اثر نسبی دارد، بدین معنا که علی القاعده، تنها نسبت به محکوم علیه و یا قائم مقام او قابل اجرا ‌می‌باشد».[۴۵]
لذا علی القاعده، حکم، اثر نسبی دارد و آثار آن دامنگیر طرفین دعواست. ولیکن این قاعده استثنا پذیر است. یکی از استثنائات این قاعده، «حکم ورشکستگی» است. در ورشکستگی «اعتبار حکم مطلق است؛ زیرا شخصی که به موجب آن متوقف اعلام شده در مقابل همه متوقف شناخته می­ شود؛ به عبارت دیگر، حکم ورشکستگی اثر عام دارد و فقط طرفین دعوا را در بر نمی­گیرد».[۴۶]

ولیکن طبیعی است که می­بایست طلب از خوانده­ی محکوم (تاجر ورشکسته) وصول شود نه از دارایی متعلق به اشخاص ثالثی که به هیچ عنوان طرف دعوای ورشکستگی محسوب نمی­شوند، زیرا اقتضای اصل نسبی بودن احکام چنین است.

لذا ویژگی تعمیمی حکم ورشکستگی، تنها طلبکاران تاجر ورشکسته را دربر ‌می‌گیرد، حال آنکه مالک عین موجود نزد تاجر ورشکسته طلبکار تلقی نمی­ شود که مشمول ویژگی تعمیمی مطلق حکم ورشکستگی قرار گرفته و در دایره­ی «اصل تساوی حقوق طلبکاران» واقع شود.

مبحث سوم: موضوع دعوای استرداد اموال در ورشکستگی

با تبیین دعوای استرداد، تا حدودی موضوع این دعوا (یعنی آنچه در دعوای استرداد مسترد می­گردد) روشن گردید. اشاره شد که فلسفه دعوای استرداد در ورشکستگی حفظ مالکیت کسانی است که نسبت به اعیان نزد تاجر ورشکسته حق مالکیت دارند دعوای ورشکستگی بر علیه تاجر ورشکسته اقامه شده و لذا قرار بر این است که اموال ایشان بین طلبکاران تقسیم شود نه اموال دیگران.(اصل شخصی بودن مسئولیت)

لذا موضوع دعوای استرداد در ورشکستگی در فلسفه آن نهفته است و همان‌ طور که از تحلیل فلسفه آن استباط می­ شود موضوع این دعوا عین متعلق به دیگری است که نزد تاجر ورشکسته موجود است.

قانون‌گذار در بند اخیر ماده ۵۳۱ ق.ت طی وضع یک قاعده در مقررات دعوای استرداد در رابطه با موضوع دعوای استرداد بیان می­دارد که :”… به طور کلی عین هر مال متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است.” لذا همان‌ طور که در این ماده ملاحظه می­ شود عینی قابل استرداد است که نزد تاجر ورشکسته موجود باشد. در هر مورد که عین مال متعلق به دیگری در نزد تاجر تبدیل به موجود اعتباری شده باشد قابل استرداد نیست. این تبدیل به فراخور ماهیت عین، ممکن است به صورت مختلف صورت گیرد. مثلا ممکن است عین موجود نزد تاجر ورشکسته قبل از وقوع ورشکستگی به فروش برسد و قیمت آن بر ذمه­ تاجر مستقر شود، یا اینکه تلف گردد و … که در این موارد تاجر مدیون مثل یا قیمت آن می­ شود.

در هر یک از مصادیقی که ذکر شد صاحب عین برای وصول دین و طلبی که جایگزینی عین متعلق به او شده است باید همچون سایر طلبکاران در صف غرما قرار گیرد ‌بنابرین‏ مشمول اصل تساوی حقوق طلبکاران می­ شود. پیش از این عنوان طلبکار بر وی صدق نمی­کرد بلکه وی صاحب عین محسوب می­شد لذا می­توانست با اقامه دعوای استرداد به عین مورد نظر دست یابد، ولیکن با از بین رفتن موضوع دعوای استرداد که عین موجود نزد تاجر ورشکسته ‌می‌باشد از شمول قاعده مندرج در ماده ۵۳۱ ق.ت خارج شده و دیگر مرجحی در بین نیست تا او را نسبت به سایر طلبکاران رجحان دهیم، ‌بنابرین‏ برای وصول طلب خود در صف غرما قرار ‌می‌گیرد تا به نسبت طلب خود از دارایی تاجر سهم ببرد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 333
  • 334
  • 335
  • ...
  • 336
  • ...
  • 337
  • 338
  • 339
  • ...
  • 340
  • ...
  • 341
  • 342
  • 343
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | ۲-۲-۱-۲: اثبات و نحوه اطلاع عزل – 1
  • دانلود منابع پایان نامه ها | ۲-۱۳- رابطه هوش هیجانی با هوش اجتماعی – 4
  • فایل های مقالات و پروژه ها – روان شناسی رشد اخلاقی درنوجوانی و جوانی – 3
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 28 – 9
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه – ۳-۳-۳- تامین مالی تروریسم و تامین مالی برای اشاعه سلاح های کشتار جمعی – 8
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – ۴-۱ یافته ­های توصیفی : – 9
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۱-مفهوم شناسی شایستگی و شایسته سالاری – 5
  • فایل های دانشگاهی| ۲-۲-۹-عملکرد سازمانی (شرکت) – 10
  • دانلود پروژه و پایان نامه – فصل دوم – 2
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه | جرات ورزی) – 2

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان