هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پروژه های پژوهشی در رابطه با الگوی اعتماد به ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در همین راستا احترام به خود قوی، نگاه واقعبینانه فرد به کمبودهای خود است و در عین حال دید انتقادی شدید نسبت به آنها وجود ندارد. در مقابل کسی که احترام به خود ضعیف دارد، خودِ مثبت کاذبی را به دیگران مینمایاند تا آنان پی به کفایت او ببرند. این ضعف شخصیتی به عنوان ویژگی بسیاری از بیماریهای دوران کودکی توجه شده است. اختلال کمبود توجه[۱۲۸] که از آن به بیشفعالی یاد میشود و بیماری اجتنابی[۱۲۹] که شکل شدیدی از اضطراب اجتماعی است، از جمله این آثار است.[۱۳۰]
همچنین احترام به خودِ خانوادگی، احساسات فرد را نسبت به خود به عنوان عضوی از خانواده منعکس میکند، بنابراین وظایف خود را به خوبی انجام داده و از مهر و محبتی که فرد دریافت میکند، احساس امنیت دارد و طبعا احترام به خود مثبتی خواهد داشت.[۱۳۱] در نتیجه برای رسیدن به احترام به خود قوی، اولا ایدهآل حقیقی و منطقی وجود داشته باشد و ثانیا اینکه تصور فرد از خودش باید صحیح و واقعی تلقی شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

اغلب روانشناسان مانند ویلیام جیمز، احترام به خود مثبت را به عنوان عامل اصلی در سازگاری اجتماعی ـ عاطفی در نظر میگیرند که دیدگاه گستردهای است. از طرف دیگر آدلر،[۱۳۲] (۱۸۷۰-۱۹۳۷م) هورنای و راجرز مفهوم خودپنداره را در نظرات خود پیرامون شخصیت وارد کردند. نتیجه تحقیقـات تجربی و ایدههای این افراد این است که احترام به خود مثبت با عملکرد مناسبتر و مؤثرتر مرتبط است. مثلا افسردگی با نوعی سبک شناختی ارتباط داده شده است که شامل ارزیابیهایی انتقادی و منفی بیش از حد از خود است.
احترام به خود سالم، امر ارزشمندی است که همانند بنیانی برای ادراکات افراد از تجارب زندگی است. کفایت اجتماعی ـ عاطفی ناشی از چنین شناخت مثبتی از خود، میتواند نیروی قوی برای اجتناب از مشکلات جدی بعدی باشد. همچنین احترام به خود جنبه مهمی از عملکرد افراد است که با حوزه های دیگری از جمله سلامت روان و عملکرد تحصیلی ارتباط دارد و میتواند علت یا معلول نوع کارکردی باشد که در سایر حوزه ها رخ میدهد.
پنجم. استتثنا در سلسله مراتب نیازها
اگرچه مزلو معتقد است که سلسله مراتب نیازها از شاخصه های اکثر افراد جامعه است، اما به نکتهای اشاره دارد که این سلسله مراتب، در مورد تمام مردم صادق نیست. او این مثال را میآورد که در طول تاریخ همواره مردمانی بودهاند که خود را وقف آرمانهایشان نمودهاند و با کمال میل، زندگانی خود یا هر چیز دیگری را فدا کردهاند. افرادی که تا سرحد مرگ به انحاء و روش های گوناگون پیش میروند. در واقع این افراد، بهصورت آشکارا نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی خود را نادیده گرفتهاند. مثال دیگری که شاید به زندگی امروزه ما نزدیکتر باشد این است که چهرههای مذهبی که از موهبتهای زندگی چشم پوشیده تا زندگی همراه با سختی و مرارت را تجربه کنند و بگذرانند، ممکن است علیرغم ناکامی کمبودهای خود یا نیازهای سطح پایینتر خود به کاملترین شکل، توانایی های بالقوه خود را به نمایش بگذارند. او همچنین به یک حرکت و تصور معمول در سلسله مراتب نیازها اشاره میکند که بعضی از مردم به عزت نفس خود بیشتر اهمیت میدهند تا به عشق. چنین افرادی احساس میکنند که تنها وقتی میتوانند نیازهای عشق و تعلق را برآورده کنند که قویاً احساس اعتماد به نفس و ارزشمند بودن کنند.[۱۳۳]
ششم. نقش موقعیت در مراتب نیازها
همه نیـازهایی که توسط مزلو مطـرح شدند، ذاتی بوده و به عنوان متغیـرهای شخصی در نظر گـرفته میشوند؛ اما در این بین نقش متغیرهای موقعیتی نیز دارای اهمیت است. این بدان معنا است که نیازهای این سلسله مراتب، تنها در ارتباط با محیط است که بهصورت رفتار به نمایش در میآیند و غیر از خود انسان، افراد دیگر و حتی محیط و فرهنگ و شیوه تعلیمات و تربیتهای قومی و قبیلهای نیز نقش عمده را ایفا میکنند. حتی مزلو اشاره دارد که مردم قسمت عمده محیط فیزیکی و اجتماعی را که کنش و واکنش در آن نقش دارد، به وجود میآورند. مهمتر آنکه تأثیر موقعیت، به درک فرد بستگی داشته و ممکن است بازتاب واقعیت عینی آن موقعیت باشد. به بیان دیگر بخش اعظم تأثیر هر موقعیت تابعی است از نحوه ادراک فرد از موقعیت خودش. بنابراین رفتار ما، هم به وسیله انگیزش نیازها و هم به وسیله محیط تعیین میشود. از اینرو مزلو در کتاب شخصیت و انگیزش، راجع به مشغولیت بیش از حد به بیرون، فرهنگ، محیط یا موقعیت هشدار داده است. او اساساً منتقد تعیین رفتار به وسیله عوامل محیطی است و رفتار را حاصل تعامل بین نیازها و موقعیت میداند.[۱۳۴]
نکته دقیق اینکه، برآورده شدن نیاز عزت نفس، به فرد اجازه میدهد که نسبت به قابلیت، ارزشمندی و کارآمدی خود احساس امنیت و اطمینان کند. بنابراین این احساس میتواند به کارآمدتر شدن وی در تمام مراحل زندگی و جنبه های آن بیانجامد. همچنین در طرف مقابل اگر عزت نفس وجود نداشته باشد، احساس حقارت و بیپناهی و دلسردی بر او مستولی شده که برای برآمدن از عهده مشکلات خویش فاقد اعتماد کافی است. مزلو معتقد است که عزت نفس در صورت اصالت داشتن، باید مبتنی بر ارزیابی واقعگرایانه تواناییها، شایستگیها و بر احترامِ مناسب و درخور فرد از ناحیه دیگران باشد. در این موقعیت، کارآمدی و صداقتی که از روی حقیقت و واقعی باشد، پایگاهی است که حیثیت و اعتبار فرد را تأمین میکند.[۱۳۵]
هفتم. ویژگیهای افراد خودشکوفا
افراد خودشکوفا که از بهترین و سالمترین افراد یک جامعه محسوب میشوند، دارای خصوصیاتی هستند که میتوان شخصیت آنان را با اوصاف ادراک از واقعیت، پذیرش خود، دیگران و طبیعتِ اطراف خود، داشتن رفتاری ساده و طبیعی، تمرکز بر مشکلات، داشتن استقلال و حریم خصوصی، خلاقیت، روابط بین فردی و داشتن علاقه اجتماعی شناسایی کرد. از پژوهشهایی که مزلو در زمینه عزت نفس داشته است، این مطلب استنباط میشود که افرادِ با عزت نفس قوی، دارای احساس قویتری از خودارزشمندی، اعتماد به نفس و کفایت بوده و شایستهتر از افراد با عزت نفس ضعیف عمل میکنند. به همین جهت افراد دارای عزت نفس بالاتر، از موقعیتها و فرصتهای بهتری در طول زندگی بهرهمند خواهند شد و در مواقع شکست نیز با عوارض آن بهتر کنار میآیند.
اگر بخواهیم با عینک دیگری به افراد خودشکوفا بنگریم باید متذکر شد که، تبدیلشدن به انسانی با کارکرد کامل، هدف مطلوب و نهایی رشد روانشناختی و تکامل اجتماعی است. بنابراین باید گفت ویژگی اصلی فرد خودشکوفا، آگاهی او از تجربیات متعدد است. زیرا تجربیات، انکارناشدنی بوده و از طریق خودِ فرد پالایش میشود و در نهایت هیچ تهدیدی علیه خودپنداره وجود ندارد. همچنین، انسانی با این خصوصیات، نوعاً متمایل به زندگی تمام و کمال دارد و هر لحظه به دنبال تجربیات جدیدی است. ویژگی مهمتری که در شخصیت سالم وجود دارد این است که او به ارگانیسم فردی اعتماد دارد؛ به این نحو که اطلاعات رسیده از عقل خود یا از سوی دیگران را نادیده نگرفته با تجربیات و داده ها و خودانگاره شخصی او همخوانی دارد. ضمناً آزادی این افراد به آنها کمک میکند که به هر جهتی که مایلاند حرکت نمایند و آزادانه و بدون ممانعت دست به انتخاب بزنند؛ چراکه نه از سوی خود و نه از سوی دیگران احساس اجبار نمیکنند.
تحلیلی که به عنوان حاصل جمع مطالب فوق میتوان ارائه نمود این است که آرزوها و ارزشهایی که آدمی برای خود تصور میکند بستگی به توانائیهای واقعی و بالفعلی دارد که خواستار آن است. در حقیقت احساس ارزشمندی، همان درجه تصویب، تأثیر پذیری و ارزشمندیی است که شخص نسبت به خویشتن احساس میکند. همچنین احساس ارزش به خویشتن، همانند تصویری که آدمی از خویشتن دارد، دارای هسته مرکزی ثابتی است که همراه با سلسلهای از احساسات ارزشی پیرامون آدمی، مجتمعی را تشکیل میدهند، که هرچه خودِ ایدهآلی به خودِ واقعی نزدیکتر باشد، احساس ارزش خود، بیشتر و متعادلتر است.
هنگامی که افراد بر اساس ویژگیهای مثبتشان ملاحظه میشوند، چنین نتیجهای سزاوار و مناسب است، و جامعه نیز در پرتو همین چشمانداز خواهد بود. چیزی که با غنیشدن و شکوفایی فرد همخوانی دارد، با رشد دیگران نیز به همان طریق همخوان است. میل فطری به ارتقاء توانائیهای بالقوه شخصی، تبدیل شدن به انسانی با کارکرد کامل، نه فقط در حوزه فردی، بلکه برای جامعه نیز مفید بوده و ترقی اجتماعی، پیامد شکوفایی افراد عضو یک فرهنگ است.
یکی از عللی که در نقض سلسله مراتب نیازها شرکت دارد این است که وقتی نیازی برای مدتی طولانی ارضا شود، کمتر از ارزش راستیناش ارزیابی میشود و به نقش و اهمیت آن توجه کاملی نمیشود. علاوه بر این، آن تنها یک نیاز گذرا است. بنابراین کسی که هرگز گرسنگی سخت و مزمن را تجربه نکرده مستعد آن است که اثرات گرسنگی را کمتر از واقع در نظر آورد و غذا را کم و بیش چیز بیاهمیتی بداند و اگر نیاز عالیتری بر او چیره شد، این نیاز عالیتر نزد او پراهمیتترین نیازها جلوه مینماید. بنابراین گاهی اوقات ممکن است این افراد برای جستوجوی این نیاز عالیتر، خود را در موقعیتی قرار دهند که از یک نیاز ابتدائیتر محروم بمانند. انتظار میرود پس از محرومیت طولانی از نیاز ابتدائیتر، برای ارزشگذاری دوباره هر دو نیاز گرایشی پدید آید، طوری که نیازِ مهمتر، بهصورت آگاهانه برای کسی که آنرا حداقل فرض کرده مقدم شود. این بدان معنی است که اگر مثلاً فردی که ازدست دادن شغلش را بر ازدست دادن عزت نفساش ارجح میداند و حدود شش ماه سختی گرسنگی را تحمل کند، ممکن است بخواهد حتی به قیمت ازدست دادن عزت نفساش بر سر کارش باز گردد.
ترس، وحشت و اضطراب، تنش و عصبیت و امور دیگری مانند این، از پیآمدهای ناکام ماندن نیازهای ایمنیاند. بنابراین فقدان آنها از اثرات متقابل ارضای نیازهای ایمنی است. البته این سخن برای نیازهای دیگر مانند نیاز عاطفی، نیاز تعلقداشتن به جائی و یا عشق و احترام به خود نیز چنین است؛ یعنی ارضای این نیازها امکان میدهد تا عواطف، اعتماد به نفس، اتکاء به خود و آسایش خاطر پدیدار گردد. در نهایت باید گفت که همه این نیازها از یک جهت به حسب اهمیتشان بر یکدیگر تقدم و تأخر داشته و ارضاء آنها برای رسیدن به مراحل رشد و تکامل عالیه انسانی لازم و ضروری بوده و از سوی دیگر، آنها یک رشته از مراتب صعودی سلامت روان محسوب میشوند. این تا بدانجا است پایه ردهبندی شخصیت انسانی میتواند پیوستار صعودی این سلسله باشد.
مزلو بعد از این نیازها، نیاز به تحقق خود را مطرح میکند. وی معتقد است حتی اگر تمام نیازهایی که برشمردیم ارضا شوند، باز میتوان انتظار داشت که بیقراری و ناخشنودی تازهای ظاهر شده و رو به رشد نهد، مگر آنکه شخص به کاری مبادرت ورزد که با مختصات فردی او هماهنگ باشد. معنی آن، این است که انسان باید هرآنچه میتواند باشد، باشد. همانند شاعری که باید شعر خود را بسراید و یا نقاشی که باید نقشیِ بیآفریند. مزلو از این نیاز، تعبیر به نیاز به تحقق خود میکند. در حقیقت این همان گرایشی است که انسان در وجود خود برای فعلیت بخشیدن به آنچه بالقوه است دارد. صفات کسانی که به دنبال تحقق خود هستند بعد از نظرگاه ویلیام جیمز در ادامه آمده است.[۱۳۶]
مزلو علاوه بر اینها، نیاز به احترام را نیاز تمام افراد جامعه دانسته و بیان میکند که میل یا نیاز به عزت نفس یا احترام به خود، یا احترام به دیگران میل همه افراد است؛ آنان نیازمند هستند که خویشتن را ارزشمند بیابند و باید این ارزشمندی بر پایهای محکم و استوار بنا شده باشد. به بیان دیگر اعتماد به نفس، ارتباطی مستقیم با ارضای این نیاز درونی دارد. روی این مبنا وی معتقد است هنگامیکه نیاز احترام به خود ارضا شود، ارزشمندی، اعتماد به نفس، توانایی، قابلیت و کفایت محسوس است، بنابراین چنین فردی، وجود خود را مفید میداند؛ و در مقابل، بیتوجهی به این نیازها ضعف، ناامیدی و حقارتها را به دنبال دارد.
وی در ادامه، تقسیم دیگری را ارائه میدهد که میتوان این نیازها را به دو گروه فرعی طبقهبندی کرد. نخست میل به توانائی، موفقیت، کاردانی، مهارت و شایستگی، نیاز به اطمینان در رویاروئی با دنیا و نیاز به استقلال و آزادی. گروه دیگر نیز عبارت است از: نیاز به اعتبار یا پرستیژ(یعنی عزت و احترامی که دیگرن برایمان قائل میشوند)، قدر و مقام، افتخار و آوازه، نفوذ، توجه، اهمیت، بزرگی، وقار و قدردانی.[۱۳۷] از ثمرات ارضای این نیازها میتوان اشاره داشت که اگر هر دو نیاز عالیتر و پائینتر ارضا شده باشد، غالباً ارزش والاتر از آنِ نیاز عالیتر است. این خود بیانگر آن است که نیازهای والاتر، مختص انواع عالیتر است و نیازی که عالیتر باشد، ضرورت کمتری برای بقای محض دارد و میتواند ارضای آن به تعویق افتد و همانطور که پیشتر اشاره شد پیگیری و ارضای نیازهای عالیتر نه تنها به معنای گرایشی عمومی به سمت سلامت روان است؛ بلکه فردگرائی را نیرومندتر و حقیقیتر مینماید. وجه این امر آن است که ارضای نیازهای عالیتر، به تحقق خود نزدیکتر بوده و خودخواهی کمتری در آن نهفته است. و کسی که برای تحقق خویش قدم برمیدارد و تلاش در راه اعتلای آن دارد از اعتماد به نفس قویتری برخوردار است.
همچنین آدلر و پیروانش در نیازهای فوق با او موافق بوده و بهطور نسبی آنرا تأکید کردهاند، ولی فروید کم و بیش از توجه به آنها غفلت ورزیده است. اما با این همه، امروزه اهمیت و نقش محوری این نیازها، بیش از پیش قابل قبول روانکاوان و روانشناسان بالینی است. مزلو معتقد است هنگامیکه نیاز احترام به خود ارضا شود، فرد احساس اعتماد به نفس، ارزشمندی، توانائی، قابلیت و کفایت میکند و وجود خود را در دنیا مفید و لازم مییابد؛ اما عقیم ماندن این نیازها، موجد احساس حقارت، ضعف و نومیدی است. همچنین این احساسات به نوبه خود موجد دلسردی بنیادی و در نتیجه گرایشات جبرانی[۱۳۸] یا رواننژندانه میشود. برای حل این معضل شناخت ضرورت اعتماد به نفس بنیادی و درک اینکه چگونه افرد ناامید فاقد آن هستند، میتواند با مطالعه رواننژندی ضربهئی[۱۳۹] حاصل شود.[۱۴۰]
پابرجاترین و سالمترین عزت نفس بر پایه احترامی که مستحق آن هستیم استوار است، نه بر اساس اشتهار یا آوازه ظاهری و تملقشنویهای توجیهناپذیر. نکته مهم تشخیص شایستگی و موفقیت واقعی است که مولود نیروی اراده، تصمیمگیری و مسئولیتپذیری است و از آنچه بهطور طبیعی از طبیعت درونی انسان و از سرشت و سرنوشت حیاتی او سرچشمه میگیرد حائز اهمیت است. به بیان دیگر، تشخیص شایستگیها چیزی است که عمدتا از خود واقعی انسان سرچشمه میگیرد تا خود ایدهآلی او.
از نظرگاه ویلیام جیمز، حرمت خود عبارت است از نسبت کامیابیهای فرد به سطح انتظارات او؛ یعنی اگر فرد به سطح خواسته های خود رسیده باشد، نتیجه آن، حس ارزشمند بودن و حرمت خودِ بالا است و اگر فاصله بسیاری بین این دو مرحله باشد، ناکارآمدی و بیارزشی حاصل آن خواهد بود.[۱۴۱]
حال که جایگاه خودشکوفایی معلوم گردید باید ویژگیهای کسانی که این صفت را دارند نیز روشن شود. درک درست واقعیت و تحمل شرایط از صفات این افراد است. پذیرش خود و دیگران، خلاقیت، خودکار بودن و خودجوشی، تعلیم از تجارب بنیادی زندگی، داشتن رویکرد مسئلهمحوری در کارها، اهل شادی و بذله و لطیفه و داشتن نگاه عینیتگرا به زندگی نیز صفات دیگر این افراد است.
البته اکثر انسانگرایان همانند این دو دانشمند روانشناس، یعنی راجرز و مزلو در اینباره بحثی ندارند که متغیرهای زیستی و محیطی بر رفتار انسان تأثیر میگذارد، ولی از سوی دیگر بر نقش فرد در تعریف و ساختن سرنوشت خودش تأکید دارند؛ و اجبار را که از ویژگیهای سایرنظریهها است، کماهمیت تلقی میکنند. به نظر آنها آدمی موجودی نیک بوده که میکوشد به رشد و خودشکوفایی برسد؛ و در واقع او قابل تغییر و فعال است. حرکت به سوی خودشکوفایی در این مسیر، فرایندی است که با افراد سالم طی شده و کنترل خود یا سازگاری با محیط به تنهائی کافی نیست.
در روانشناسی نابهنجاری، از ویژگیهایی که در تشکیل رفتار بهنجار نقش دارند ادراک همخوان با واقعیت، توان کنترل اختیاری رفتار، عزت نفس و پذیرش، برقرارساختن روابط محبتآمیز و سازندگی و باروری نام برده شده است. این ویژگیها از جانب روانشناسان، نمودار بهزیستی عاطفی روانی افراد برخوانده شده است. البته باید توجه داشت که همه افراد، مطلقا چه دارای سلامت روانی باشند یا نباشند از این صفات به نوعی بهرهمند هستند، اما اینها اوصافی هستند که مردمان بنهجار به مقدار بیشتری از آنها برخوردارند تا کسانی که نابهنجار شناخته میشوند.[۱۴۲]
نتیجهای که میتوان از این رهگذر داشت آن است که اولاً عزت نفس و پذیرش خود و دیگران، از رفتارهای بهنجار در روانشناسی محسوب میشود؛ زیرا مردمانی که از سازگاری مناسب برخوردارند، احساس میکنند که موجودی باارزش و مقبول اطرافیان هستند. در مقابل، کسانی که نابهنجار هستند، احساساتی از قبیل بیارزش دانستن خود، از خودبیگانگی و احساس طردشدن توسط دیگران، بر آنها حاکم است. ثانیاً داشتن روحیه اعتماد به نفس به نوبه خود از مقدمات خودشکوفایی و خودشکفتن است. کسی که خواهان رسیدن به جایگاههای بالای اجتماعی و اهداف زندگی است، از قِبَل خودشکوفایی و بعد از داشتن اعتماد به نفس در مسیر هدف، حاصل میشود. در نهایت واقعبینی در رفتار و گفتار که منجر به کنترل رفتار میشود و همچنین داشتن روابط نزدیک و رضایتبخش با دیگران و بهکار گرفتن توانائیها در مسیر فعالیتهای زندگی از خصائص افرادی است که بهنجار بوده و دارای اعتماد به نفس هستند.
نتیجه دیگر اینکه، حرمت خود عامل مهمی در زندگی انسان است؛ زیرا رضایت انسان از خود یا ارزش و منزلتی که فرد برای خود تصور میکند، در رفتار و سلامت روانی او نقش اساسی دارد. بنابراین برای افزایش اعتماد به نفس، باید حرمت خود و حس ارزشمندی از خود را تقویت کرد.
اما مفهوم اساسی و محوری در نظریه شخصیت راجرز همان مفهوم خویشتن[۱۴۳] یا خودپنداره است. خویشتن یا خویشتن واقعی شامل تمام اندیشه ها، ادراکات، و ارزشهایی است که «من» یا «خودم» را ساخته و دربرگیرنده آگاهی از «آنچه هستم» و «آنچه میتوانم انجام دهم» خواهد بود. این خویشتنِ ادراک شده، به نوبه خود بر ادراک فرد از جهان و رفتارش تأثیر میگذارد. کسی که خود را قوی و لایق میداند با کسی که خود را ضعیف و ناتوان میداند عملکردش بر جهان کاملاً متفاوت است. خود در نظر راجرز الگویی است سازمانیافته که با ادراکهای مربوط به خصوصیات و روابط فردی هماهنگی دارد. او عزت نفس را ارزیابی مداومی میداند که هر فردی نسبت به ارزشمندی خود دارد.
کوپر اسمیت هم در تحقیقات خویش که با مفاهیم و روش های راجرز به نتیجه رسیده است بیان میکند کودکانی که عزت نفس بیشتری دارند، افرادی هستند که احساس ارزشمندی، استقلال و خلاقیت کرده و به آسانی تحت تأثیر و نفوذ عوامل محیط واقع نمیشوند. بنابراین اگر به کسی بیاحترامی و بیتوجهی شود، اعتماد به نفس او کم شده، سلامت روانی او به خطر میافتد.[۱۴۴] همانند این تعبیر را هری استاک سالیوان[۱۴۵] (۱۸۹۲- ۱۹۴۹م) اشاره دارد که تصور فرد از خویشتن، ناشی از بازتاب ارزیابیهای دیگران است. مفهومی که کودک از خود دارد، در حقیقـت تحت تـأثیر رفتـار افـرادی است که از او مواظبت میکنند. به بیان دیگر فرد در فضای پذیرش، تأیید و حمایت، مفهوم مثبتی از خودش نمودار میشود و بیشتر، رشد خودپنداره در او تابع انگیزه بنیادی و اجتماعی محبت است.[۱۴۶]
عمدتاً پایه های خودپنداره در اوان طفولیت استوار میشود و در سالهای اولیه زندگی قبل از اینکه طفل زبان یاد بگیرد، تصوراتش راجع به خویشتن در اثر روابط با اعضای خانواده او به وجود میآید. خودپنداره به تدریج صورت معینی به خود خواهد گرفت؛ اگرچه در این موقع تصور مذکور هنوز رسوخ نیافته و به آسانی قابل تغییر است، اما در طی دوران رشد، کودک توجه بیشتری نسبت به قضاوت دیگران درباره خود دارد و خودپنداره او، انعکاسی از ارزیابی دیگران خواهد شد. بنابراین اگر ارزیابیها تحقیرکننده و ناپسند باشند، کودک خود را به همان نظر مینگرد و خود را ناچیز و بیارزش میپندارد و در مقابل خانواده سالمی که برای کودکشان ارزش قائل هستند، کودک نیز خود را باارزش و مفید میداند. حاصل آنکه خودپنداری، قابلیت تغییر داشته و عمده تغییرات در اوان کودکی، زمانی که شاکله شخصیتی او در حال شکلگیری است، رخ میدهد و به تدریج به حال ثبوت میرسد.
در فصلِ گذشته، مطالبی ذیل بحث معناشناسی عزت نفس و اعتماد به نفس راجع به خودپنداره ارائه گردید. در آنجا اشاره شد که عزت نفس از ویژگیهای مهم شخصیت است و در حقیقت درکی است که فرد از خود دارد. از همینروی افراد دارای خودِ آرمانی هستند، و آن تصوری است از آنچه که شخص دوست دارد باشد. حال اگر بین خود واقعی و مفهوم عینی از مهارتهای فردی با خودِ آرمانی هماهنگی داشته باشد، فرد احساس عزت نفس مثبتی خواهد داشت و در غیر اینصورت دارای دشواریهایی خواهد بود. بنابراین میزان عزت نفس ناشی از نوسان بین این دو خود است.
به نظر کوپر اسمیت، عزت نفسی که اعتماد به نفس را درون خود جای داده، قضاوتی شخصی درباره باارزشبودن یا بیارزش بودن، قبولی یا عدم قبولی خود است که در نگرش و رفتار فرد ظاهر میشود و ممکن است فرد، خود را آنطور که مردم میبینند، ببیند. بنابراین باید درجاتی از اعتماد در هر انسانی وجود داشته باشد و فقدان آن برای شخصیت سالم غیر قابل قبول است و هر قدر درجات کمی و کیفی اعتماد به نفس بیشتر ارتقاء یابد، بهداشت روانی فرد بیشتر تضمین میشود. البته در این راستا نقش محیط اجتماعی و اولیاء در ایجاد فضایی از محبت، احترام، صمیمیت و مهربانی قابل انکار نیست.
احترام، عشق و باارزش بودن از جانب دیگران از نیازهای فردی است؛ نیازی آموختنی که جزء خودپنداره بوده و با قسمت اعظم تجارب فرد در ارتباط است. از خصوصیاتی که این نیاز دارد این است که دو جانبه بوده و اگر او نیاز دیگران را به احترام و نظر مثبت ارضاء کند، لزوماً نیاز خود او هم به نظر مثبت ارضاء میشود و فرد از برآورده شدن آن احساس خشنودی میکند. بنابراین ارضای این نیاز در خود و دیگران برای فرد حکم پاداش را دارد. حتی گاهی این نیاز به توجه، از جانب دیگران آنقدر قوی است که فرد ممکن است آن را بر تجارب مثبت نفسانی خویش مقدم بدارد.
با این همه کوپر اسمیت از عواملی در رشد حرمت خود نام میبرد که عبارتند از: اینکه ارزش و احترام افراد مهم در زندگی چقدر است و ارزشها و آرزوهای این فرد چگونه تعبیر و تفسیر میشوند و اینکه فرد به موفقیتها و موقعیتهای اجتماعی خویش چقدر توجه دارد. در نهایت روش فرد در نحوه این ارزشیابی دارای اهمیت است. از اینرو اگر این فرد دارای حرمت خود بالا باشد، دارای استقلال و خلاقیت بیشتری است و منظر او نسبت به شکستها و کنترل خواسته ها و امیال به گونه دیگری است.[۱۴۷]
طبق نظریه راجرز آدمی هر تجربهای را در رابطه با خودپنداره خویش میسنجد. افراد خواستار رفتاری همسان و هماهنگ با تصویر خود هستند. تصـویر ذهنی هر شخص، دربرگـیرنده احساس، رفتار و ارزشهای اوست و حتی به اعتقاد برخی، اصلیترین عنصر سازنده شخصیت هر فردی است؛ اگر برخوردهای رضایتبخش و مناسبی صورت بگیرد، جنبه مثبت شخصیت مانند اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران بهطور طبیعی رشد میکند.[۱۴۸]
بنابراین شخص هرچه بخش بزرگتری از تجربه خود را انکار کند، فاصله بین خویشتن با واقعیت بیشتر شده و امکان ناسازگاری، زیادتر میشود. حال افرادی که خودپنداره آنها با عواطف و تجربههایشان هماهنگی ندارد، باید از خود در مقابل واقعیت دفاع کنند؛ زیرا در این شرایط واقعیت، اضطراببرانگیز میشود. بنابراین اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خودش، ارتباط تنگاتنگ داشته رابطه مستقیمی میان آنها برقرار است؛ یعنی افزایش یکی، بهبود و صعود دیگری و کاهش آن، سقوط دیگری را درپی دارد که عمدتاً با تحسین و تشویق مناسب، این امر تقویت میشود. البته در این بین جامعه در تکامل تصویر ذهنی فرد نقش اساسی دارد. اگر جامعه نظر خوشایندی نسبت به افراد داشته باشد و برای آنها ارزش و اعتبار بیشتری قائل شود باعث نگرش مثبت فرد نسبت به خود و در نهایت بالارفتن اعتماد به نفس میشود.
تصویر ذهنی که در افراد تشکیل میشود شامل دو قسمت است. یک قسمت شامل کلیه تصورات، عقاید و برداشتها و عکسالعملهای جامعه نسبت به او و قسمت دیگر، شامل کلیه افکار، احساسات، عواطف، توانایی انجام کارها، تطابق با زندگی، تشویقات، اتکاء به نفس، درستی، صداقت و غیره است که والدین در اوان زندگانیِ هر فردی نقش ارزندهای در تکامل این تصویر ذهنی دارند. اگر خود والدین از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشند فرزندان نیز اعتماد به نفس بالا خواهند داشت. به اعتقاد لویس[۱۴۹] (۱۹۸۳م) همزمان با تکامل فرد، تصویر ذهنی به تکامل میرسد و چون دربرگیرنده احساس، رفتار و ارزشها است، بر عکسالعمل او در تمام مراحل زندگی تأثیر میگذارد و خود تکامل نیز متأثر از عوامل داخلی و خارجی است.[۱۵۰]
کارن هورنای در رابطه با شاکله تصویر ذهنی، اعتماد به نفس را از دو جنبه بررسی میکند. یکی اعتماد به نفس بدلی و دیگری اعتماد به نفس حقیقی که در مقابل حالت اول است. وی اعتماد به نفس بدلی را همان غرور ناسالم مینامد. خود غرور، ناشی از اختلال در بینش و تصویر افراطی از خویشتن است؛ در حالی که این تصویر ذهنی هرگز با واقعیت تطبیق نمیکند از این جهت که فرد مغرور، در ذهن خود یک قالب ساختگی و بدلی برای رفتار و گفتار خویش میسازد و مطابق آن عمل میکند.[۱۵۱]
روی این مبنا هورنای سه مفهوم برای «خود» قائل است. الف) خودِ فعلی که از مجموع تجربیات شخص ترکیب یافته است. ب) خودِ حقیقی که شخص سالم همآهنگ است. ج) خودِ آرمانی که انتظاری نوروتیک یا تصویر پرشکوه ذهنی از آنچه شخص احساس میکند باید باشد. همچنین او به سیستمی به نام «سیستم غرور» اشاره میکند که شخص را از خودِ حقیقی بیگانه میسازد، چون تأکید مفرط بر حیثیت، هوش، قدرت و غیره دارد، ممکن است به نفرت از خویش، خوارشماری خویش، و امحاء نفس منجر گردد.[۱۵۲] خلاصه اینکه او بعد از معرفی اضطراب اساسی[۱۵۳] و اعتماد اساسی[۱۵۴] بر فرایند درمانی خودیابی[۱۵۵] تأکید میکند.
آلپورت ضمن بحث از کارکرد انگیزهها به این نکته مهم اشاره دارد که انگیزههای نفسانی مختص فرد، یگانه و کاملاً ملازم نفس هستند که تعیین میکنند کدام انگیزهها حفظ و کدامیک مطرود باشند. مانند اینکه انگیزههایی که عزت نفس و خودانگاره فرد را تقویت میکنند، نگهداری میشوند. بنابراین این نتیجه حاصل میشود که رابطه مستقیمی بین علایق شخص و توانایی های او وجود دارد. در حقیقت ساختار نفسانی هر شخصی منوط به درک و احساس او از خود و جهان اطراف است. به همین دلیل عزت نفس، به رشد احساس رضایت خاطر و غروری اطلاق میشود که فرد به قدرت انجام کارها و امور خود پی میبرد. این درک در نظر آلپورت بسیار مهم است؛ چراکه اگر چنین درکی در کودک ایجاد شود و والدین، نیاز به کشف شدن را ناکام بگذارند، هویت خود و عزت نفس حاصل شده در این دوران خنثی میشود و منجر به حقارت و خشم میگردد.[۱۵۶]
علاوه بر هورنای، راجرز نیز بر آن بود که آدمی داری خودِ آرمانی یا ایدهآل[۱۵۷] است؛ یعنی تصویری که میخواهیم بشویم و باشیم. هرچه خودِ آرمانی، نزدیکتر به خود واقعی باشد، شخص احساس تحققیافتگی و رضایت بیشتری میکند. فاصله زیاد بین خودِ آرمانی و خودِ واقعی، ناخشنودی و نارضایتی را به دنبال دارد.
آنچه که از تعبیر او بر میآید این است که دو نوع ناهماهنگی میتواند پیدا شود. یکی بین «خود» و تجربه واقعیت؛ و دیگری بین خود واقعی و خودِ آرمانی. کارآیی بیشتر انسان زمانی است که در شرایط پذیرش مثبت، بدون قید و شرط باشد و این یعنی ارزشمند بودن انسان حتی در زمانی که احساسات، نگرشها و رفتار آدمی غیر ایدهآل باشد. مثلاً اگر والدین فقط بهصورت مشروط، پذیرش مثبت نشان دهند، در آن صورت خودپنداره کودک خدشهدار خواهد شد. اولین پیامد آن این است که هرچه بیشتر مجبور به انکار عواطف خود شود و ارزشهای دیگران را قبول کند، احساس ناراحتی بیشتری نسبت به خود خواهد کرد. نتیجه اینکه باید احساسات افراد خصوصاً کودکان را پذیرفت و در برابر احساساتشان دلائل امور و شروط پذیرش آنها را بیان نمود.
وجه اشتراک بین دو دانشمندِ روانشناس یعنی راجرز و مزلو این است که مردمان سالم و خواستار تحقق خود، واقعیت را روشنتر میبینند؛ آنان طبیعت بشری را همانطور که هست میبینند نه آنطور که دلشان میخواهد یا نیاز دارند که باشد. آنان آنچه را در مقابل چشم دارند همانگونه که هست میبینند، بیآنکه با انواع و اقسام عینکها، واقعیت را تحریف، بزرگ و کوچک، یا رنگامیزی کنند. علاوه بر این بارزترین نشانه پذیرش خود، بعد از پذیرش نیازهای اولیه، اعتراف به نیازهای عالیتر درونی است؛ نیازهائی از قبیل نیاز به ایمنی، نیاز به محبت و احساس تعلق، نیاز به احترام و احترام به خود. ارزشمندی این نیازها و با چون و چرا نکردن از جانب افراد سالم انکارناشدنی است.
البته مزلو در کتاب شخصیت سالم تفسیر دیگری از شخصیت سالم ارائه نموده است. او معتقد است خواستاران تحقق خود، رفتاری نسبتاً خودانگیخته دارند که در افکار، انگیزهها و زندگی درونیشان قابل مشاهده است. افراد سالم که خود و دیگران را میپذیرند حالت تدافعی نداشته برای دیگران نقش بازی نمیکنند و در واقع از ظاهرسازیها منزجر هستند. او بیان میکند ریاکاری، سخن چینی و دوروئی، خودنمائی، تأثیر بر دیگران در افراد سالم دیده نمیشود. بهطور کلی میتوان گفت افراد سالم از تفاوت میان آنچه هستند و آنچه میتوانستند باشند یا میباید باشند، احساس شرمساری میکنند و در حقیقت با کمبودهایی که اصلاحشدنی هستند متأسف میشوند.[۱۵۸] همچنین آنان سخت کار میکنند، سختکوش و بلندهمتاند. انگیزه آنان فقط رشد شخصیت، بیان شخصیت، دستیافتن به کمال انسانی و تحقق خود است.
علاوه بر این در مقابل، نکته جالبی که مزلو در همین کتاب متذکر شده نتیجهای است که از تجربیات او حاصل شده است. او بیان میکند دریافتم، اغلب مردمان خود فکر نمیکنند و تصمیم نمیگیرند؛ بلکه دیگران برای آنها فکر کرده، تصمیم میگیرند و باعث حرکتشان میشوند؛ آنان مستعد این هستند که احساس ضعف و ناامیدی کنند و خود را اسیر دست نیروهای ناشناخته بپندارند. وی همچنین طبق تحقیقات و مطالعاتش ابراز میکند که تنها ۳۰% افراد جامعه به خود متکیاند. مهمتر اینکه او نکتهای را به فلاسفه و متألهین گوشزد میکند که افراد خواستار تحقق خود نسبت به دیگران، بیشتر مختار و کمتر مجبورند.[۱۵۹]

نظر دهید »
دانلود مطالب درباره ارائه الگوی انواع استراتژی های ارزیابی عملکرد برای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سؤال اساسی مطرح شده این است که آیا این مدل اندازه گیری؛ مناسب است؟ برای پاسخ به این پرسش بایستی آماره و سایر معیارهای مناسب بودن برازش مدل مورد بررسی قرار گیرد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

با توجه به خروجی لیزرل مقدار محاسبه شده برابر با ۰۰/۰ می‌باشد وجود پایین نشان دهنده برازش مناسب مدل است. زیرا هر چه مقدار کمتر باشد، مدل ارائه شده با توجه به نتایج ذیل که از خروجی نرم افزار لیزرل بدست آمده‌اند مدل مناسب‌تری می‌باشد.
۰٫۰۰۰= RMSEA و۱٫۰۰۰۰۰= Value – p و ۰ = df و ۰۰/۰ =
Goodness of Fit Index (GFI) = 1.00
Adjusted Goodness of Fit Index (AGFI) = 1.00
با نگاهی با نتایج خروجی لیزرل قسمت تخمین استاندارد مدل متوجه می شویم که مدل اندازه گیری استراتژی ارزیابی عملکرد بستر محور مدل مناسبی است چون که مقدار کای دو آن و مقدارRMSEA آن کم بوده و مقدارGFI و AGFI بالای ۹۰ درصد است.
۳۸نمودار ۴-۱۹٫ مدل اندازه گیری استراتژی ارزیابی عملکرد بستر محور در حالت استاندارد
خروجی بعدی قسمت معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده مدل اندازه گیری استراتژی ارزیابی عملکرد بستر محور را نشان می دهد که تمامی ضرایب بدست آمده معنادار شده اند. زیرا مقدار آزمون معناداری تک تک آنها از عدد ۲ بزرگتر و از عدد ۲- کوچکتر است.
۳۹نمودار ۴-۲۰ مدل اندازه گیری استراتژی ارزیابی عملکرد بستر محور در حالت معناداری

      1. مدل اندازه گیری عملکرد سازمانی با بهره گرفتن از تحلیل عاملی تاییدی

سؤال اساسی مطرح شده این است که آیا این مدل اندازه گیری؛ مناسب است؟ برای پاسخ به این پرسش بایستی آماره و سایر معیارهای مناسب بودن برازش مدل مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به خروجی لیزرل مقدار محاسبه شده برابر با ۵۲/۰ می‌باشد وجود پایین نشان دهنده برازش مناسب مدل است. زیرا هر چه مقدار کمتر باشد، مدل ارائه شده با توجه به نتایج ذیل که از خروجی نرم افزار لیزرل بدست آمده‌اند مدل مناسب‌تری می‌باشد.
۰٫۰۰۰= RMSEA و۰٫۷۷۰۱۸= Value – p و ۲ = df و ۵۲/۰ =
Goodness of Fit Index (GFI) = 1.00
Adjusted Goodness of Fit Index (AGFI) = 0.99
با نگاهی با نتایج خروجی لیزرل قسمت تخمین استاندارد مدل متوجه می شویم که مدل اندازه گیری عملکرد سازمانی مدل مناسبی است چون که مقدار کای دو آن و مقدارRMSEA آن کم بوده و مقدارGFI و AGFI بالای ۹۰ درصد است.
۴۰نمودار ۴-۲۱ مدل اندازه گیری استراتژی ارزیابی عملکرد بستر محور در حالت استاندارد
خروجی بعدی قسمت معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده مدل اندازه گیری عملکرد سازمانی را نشان می دهد که تمامی ضرایب بدست آمده معنادار شده اند. زیرا مقدار آزمون معناداری تک تک آنها از عدد ۲ بزرگتر و از عدد ۲- کوچکتر است.
۴۱نمودار ۴-۲۲٫ مدل اندازه گیری عملکرد سازمانی در حالت معناداری

نظر دهید »
منابع مورد نیاز برای پایان نامه : پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :نقش مشارکت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گستردگی وتنوع وپیچیدگی مفهوم مدیریت شهری ،چنان است که به هیچ وجه نمی توان شهرداری را معاذل مدیذیت شهری دانست، شهرداری مسوول مدیریت شهراست .مدیریت شهری مترادف با همه بازیگران عرصه شهر است .ونقش شهرداری به عنوان هسته مرکزی مدیریت شهر ،هدایت،نظارت ،راهبری وجلب مشارکت سایر بازیگران است.(کیانی ۱۰۷:۱۳۸۷)
۲-۲-۳-برنامه ریزی:
برنامه ریزی فرایند تصمیم گیری است که هدف آن ترکیب بهینه فعالیت ها در ناحیه ای مشخص است که با نوجه به به اهداف تعیین شده نظام و فشار های ناشی از منابع موجود واستفاده از سیاست بوسیله آن هماهنگ می شود (زیاری ۱۸:۱۳۷۸)
_پیترهال،در کتاب خود به نام ((برنامه ریزی شهری ومنظقه ای ))می نویسد :تعریف واژه ی برنامه ریزی بسیار مبهم ودشوار است .برنامه ریزان چنین می اندیشند که می دانند برنامه ریزی چه معنایی دارد :به کاری می گویند که انجام می دهند . مشکل این است که انان فعالیت های گوناگون راانجام می دهند وبنابراین ، منظور انها از بکار گیری این واژه نیز متفاوت است .به نظر می رسد که همه انسانها همه چیز باشد بنابراین ،در مرحله اول موضوع مورد بحث باید تعریف شود.(سیف الدینی۳۰:۱۳۸۱)

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۲-۴-برنامه ریزی شهری:
برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه شهر نشینان از طریق ایجاد محیطی بهتر ، مساعد تروسالمتر
_برنامه ریزی شهری با اینده نگری خاصی که در جهت توسعه اینده شهر دارد بایستی با بهرگیری از امار و اطلاعات ودر دست داشتن نبضهای اجتماعی ،اقتصادی وفیزیکی شهر به تجزیه وتحلیل مسایل شهر پرداخته وبا بهره گیری از امکانات ویا به حداقل رسانیدن ویاکاهش محدودیت ها با ارائه طرحی جامع ،دقیق وگویا با در بر داشتن کلیه امکانات رفاهی به پیشناهادات لازم بپردازد (شیعه۱۰۳:۱۳۶۹)
۲-۲-۵-شهرداری:
سازمانی است که در یک مرکز جمعیتی دارای خصوصیت شهری به منظور اداره امورمحل ودادن خدمات عمومی مورد نیاز یک شهر تشکیل می گردد.
در تعریفی دیگر بر اساس ماده پنج قانون محاسبات عمومی کشوربه شرح ذیل ارائه گردیده است:شهرداری سازمانی عمومی وغیر دولتی است که دارای استقلال وشخصیت حقوقی بوده وتحت نظر شورای شهر که منتخب مردم است ونظارت دولت از طریق وزارت کشور برای وظایفی که در قانون شهرداری آمده است تاسیس شده است (حسینی ۶۹:۱۳۸۹)
۲-۲-۶-شورای اسلامی:
اصل یک صدم قانون اساسی مقرر می دارد که«برای پیشبرد سریح برنامه های اجتماعی ،اقتصادی،عمرانی،بهداشتی،فرهنگی ،آموزشی وسایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی ،اداره ی امور هر روستا،بخش،شهر،شهرستان واستان صورت می گیرد که اعضای ان را مردم همان محل انتخاب می کنند(قربانی ۱۳۷۰)
۲-۲-۷- مشارکت:
واژه مشارکت (participation)از حیث لغوی به معنای در گیری وتجمع برای منظوری خاص می باشد در مورد معنای اصطلاحی آن بحث های فراوانی شده است ولی در مجموع می توان جوهره اصلی آن را درگیری ،فعالیت و تاثیر پذیری دانست
_برخی از صاحب نطران مدیریت با پذیرش این جوهره چنین تعریفی ازمشارکت ارائه کرده اند:
مشارکت درگیری ذهنی وعاطفی اشخاص در موقیعت های گروهی است که انان را بر می انگیزد تا برای دست یابی به هدف های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند (طوسی۵۴:۱۳۷۰)در این تعریف سه جزء مهم وجود دارد :در گیر شدن ،یاری دادن ومسئولیت در عمیق تر .این تعریف مستلزم مرور اجمالی بر این سه جزء است:
الف : درگیری دهنی و عاطفی : در ابتدا و پیش از هر چیز مشارکت به معنی درگیری ذهنی و عاطفی است و تنها به کوشش های بدنی محدود نمی شود. در مشارکت خود شخص درگیر است و تنها مهارت و توانایی های وی یا امکانات فراهم شده توسط او درگیر نیست. این درگیری روانشناسی است و نه جسمانی. انسانی که مشارکت می کند خود -درگیر است و نه کار -درگیر.
ب : انگیزش برای یاری دادن: شخص در مشارکت این فرصت را می یابد که از قابلیت ها، ابتکارات و آفرینندگی خود برای دستیابی به هدف های گروهی استفاده نماید. از این رو مشارکت با موافقت فرق دارد. در موافقت، موافقت کننده یاری ویژه ای نمی کند، بلکه تنها آنچه را که پیش رویش می گذارند، تصویب می کند. در واقع در موافقت نقش اصلی را تصمیم گیرنده بازی می کند که می کوشد تا با بهره گرفتن از توانایی های خویش جمع را به موافقت وادارد، اما مشارکت چیزی بیش از گرفتن موافقت از یک جمع برای تصمیم از پیش گرفته شده است. مشارکت یک داد و ستد اجتماعی دو سویه میان مردم است و نه روش قبولاندن اندیشه های مسئولان بالا دست. در واقع در مشارکت نقش اصلی با مشارکت کننده است که می کوشد تا توانایی های خویش را آشکار سازد.
ج : پذیرش مسئولیت: مشارکت اشخاص را بر می انگیزد تا در کوشش های گروه خود مسئولیت بپذیرند. در واقع مشارکت هنگامی تحقق می یابد که بی تفاوتی و بی مسئولیتی جای خود را به احساس وابستگی هم سرنوشتی و مسئولیت بدهد. (علوی تبار، ۱۳۷۹، صفحه ۲۴).
۲- مشارکت به معنی درگیر شدن بسیار نزدیک مردم در فراگردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مؤثر بر زندگی آنان است. میزان مشارکت افراد در جامعه مردم سالار (محور) بر اساس خواست خود آنان و با معیار شایسته سالاری تعیین می شود. (ذکایی، ۱۳۷۹، صفحه ۹).
۳- بطور خلاصه مشارکت مردم عبارتست از فرایند و حق اساسی که در طی آن مردم بطور عاقلانه و با آگاهی اراده و رغبت در زمینه امری خاص با قبول گوشه ای از مسئولیت آن بطور گروهی سعی در ارضای نیازهای روحی و روانی فردی و گروهی خود و همیاری جهت رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده بر اساس نیازهای واقعی اولویت بندی شده بادر نظر گرفتن امکانات و محدودیتها جهت یافتن هویت فردی و جمعی در جامعه می باشدو حال اگر محدوده مشارکت را شهر در نظر گرفته و نوعی از برنامه ریزی فرایندنگر با چارچوبی مشارکتی را مد نظر قرار دهیم و عواملی چون عدالت اجتماعی، قانون، توسعه پایدار و …. را در آن دخیل کنیم و برنامه ریزی شهری و شهرسازی مشارکتی را خواهیم داشت. (فنی، صادقی، ۱۳۸۸، صفحه ۶۱)
۴- برخی صاحبنظران مشارکت را به معنای شرکت فعالانه افراد در حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بطور کلی تمامی ابعاد حیات دانسته اند و تمامی ابعاد حیات را عرصه مشارکت دانسته اند. (ساروخانی، ۵۲۱)
۲-۲- ۸- مشارکت شهروندان:
تعریفی که در اینجا از مشارکت شهروندان می توان بیان کرد، مشارکت شهروندان در ایجاد، اصلاح و اداره محله ومحیط مسکونی را در بر می گیرد. بدین ترتیب، مشارکت آن دسته از فعالیتهای مشارکتی شهروندان را شامل می شود که در سطح محلی انجام گرفته و جلوه ها یا آثار کالبدی دارد. (سعیدی رضوانی، ۱۳۸۴، صفحه ۵۶).
تجربه نشان داده است که مشارکت مردمی در اداره امور شهری باعث بهبود کارایی، تخصیص هزینه به سوی اولویت های اجتماعی و پروژه های زیر بنایی می شود. مشارکت مردمی که نوعی تمرکز گرایی در اداره امور است باعث افزایش توسعه انسانی، تعامل، برابری و تحقق عدالت اجتماعی- سیاسی می گردد. (حکمت نیا و موسوی، ۱۳۸۵، صفحه ۱۳۴).
۲-۳- تئوری های مربوط به اصول و مبانی مشارکت شهروندان:
۲-۳-۱- مدیریت شهری:
مدیریت، روش دستیابی به اهدافی است که برای یک سازمان در نظر گرفته می شود و وظایفی است که بر عهد ه مدیر گذاشته می شود . مدیریت به معنای برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و ایجاد انگیزش است . چنانچه شهر به مثابه یک سازمان قلمداد گردد، لازم است که در رأس آن و به منظور اداره امور شهر، از فنی استفاده گردد که مدیریت شهری نام دارد. مدیریت شهری باید برای شهر، برنامه ریزی هایی را به انجام برساند، فعالیت های شهری را سازمان دهد و بر فعالیت های انجام شده نظارت کند و حتی برای انجام بهینه امور، انگیز ه ایجاد نماید. )سعیدنیا ۱۳۷۹)
می توان در ارتقای شرایط کار و زندگی جمعیت ساکن در قالب اقشار و گررو ه های مختلف اجتماعی و اقتصادی و حفاظت از حقوق شهروندان، تشویق به توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار و حفاظت از محیط کالبدی دانست(همان(. مدیریت شهری باید ضمن دارا بودن برنامه برای وضع موجود شهر و فایق آمدن بر مشکلات آن، برنامه های آینده شهر را تدوین کرده و بر اساس آنها به ترسیم آینده ایده آلی که بر مبنای واقعیت ها و شرایط زمان و مکان قرار دارد، بپردازد. در این گذر باید به این نکته تأکید کرد که شهرنشینی و مدیریت شهری باید با رشد معیارها و رفاه اجتماعی توأم باشد و با ایجاد تسهیلات اجتماعی برای تمام اقشار جامعه شهری، فرصت های مناسب را به حداکثر رساند و محیط شهری را در جهت عرصه ها و ارزش های فرهنگی و انسانی ارتقا بخشد.
۲-۳-۲-مشارکت در امور شهری:
همانقدر که بر تأثیر مشارکت در توسعه و توزیع مجدد منافع آن اتفاق نظر وجود دارد، در تعریف و توصیف و واژه پردازی در خصوص آن وحدت نظر کمتری به چشم می خورد. یکی از بارزترین مشکلات مشارکت، وسعت دامنه عباراتی است که در این زمینه ارائه می شود . برخی از این عبارات، مشارکت با روش های فرضاً خنثی یا اصطلاحاتی غیرواقعی را توضیح می دهند؛ به طوری که مشارکت معنی خود را از دست می دهد . در توضیحات دیگر، اصطلاحات مبهم تری همچون ،خودیاری، خوداتکایی، دخالت جمعی، تعاون، عدم تمرکز، خودمختاری محلی، بر کلی گویی ها افزوده می شود(اوکلی و مارسدن، ۱۳۷۰) یکی از کاملترین تعاریف مشارکت توسط آبهوف و کوهن بیان شده است. اهمیت این تعریف به گونه ای است که از آن به عنوان یک تعریف استاندارد نام می برند و امروزه در غالب منابع به آن استناد می کنند. آبهوف و کوهن بیش از هر چیز به مشارکت یعنی شرکت افراد در تصمیم گیری، اجرا، ارزشیابی و دخالت مردم در فرایند تصمیم گیری تأکید دارند.(منظمی تبار، ۱۳۸۵) باید پذیرفت مشارکت، پدیده ای انسانی و چندعاملی و تابعی است از به حساب آمدن )قدرت برنامه ریزی و تصمیم گیری (، مفید بودن(قابلیت رؤیت نتیجه(، بهره مند شدن )قابلیت استفاده از نتیجه(، مداخله در اجرا )توان اجرا(، قدرت نظارت )ارزیابی نتایج، پاداش و تنبیه، بازبینی برنامه ها و برنامه ریزی مجدد(. از سوی دیگر مشارکت نیازمند ساختاری قانونمند، محکم و اجرایی است. همچنین، مرزهای گسترده و کوچک
مشارکت، افراد را از آن باز خواهد داشت. حد بهینه مشارکت باید شناسایی شده و تمام چارچوب ها، اختیارات و ابزارهای لازم، در آن منظور شود . برای میزان مداخله و سطح مشارکت افراد، شری آرنشتاین نردبانی هشت پله ای طراحی و تعریف کرده است که نمونه ای از آن در شکل ذیل نمایان است )منصوریان، ۱۳۸۸)
شکل ۲-۱-میزان مداخله و سطح مشارکت افراد(منصوریان، ۱۳۸۸)

۲-۴- پیش نیازهای مشارکت:
باتوجه به تعریفی که ازمشارکت آمده می توان به روشنی دریافت که تحقق مشارکت مستلزم فراهم آوردن برخی پیش نیازهاست. برخی از این پیش نیازها در وجود شرکت کنندگان و برخی دیگر در محیط پیرامون جای دارند. این پیش نیازها تحقق و کارسازی مشارکت را تعیین کرده و سطح آن را مشخص می سازند. عمده ترین این پیش نیازها (برخی از آنها برآمده از تعریف مشارکت) به شرح زیر هستند :
الف : پیش از آن که اقدام ضرورت پیدا کند باید زمان مشارکت فراهم باشد. مشارکت به سختی ممکن است در زمان اضطرار وفوریت به نحوی مناسب و برازنده تحقق یابد. زمینه های مشارکت باید قبل از اقدام به آن فراهم شده باشد.
ب : فواید احتمالی مشارکت باید بر هزینه های آن فزونی داشته باشد.
پ : مشارکت در زمینه ای معنا دارد که فرد انتخاب و آزادی اختیار داشته باشد.
ت : موضوع مشارکت باید مربوط و مورد علاقه افراد باشد، در غیر اینصورت آنان به مشارکت تنها چون سرگرمی نگاه خواهند کرد و یا از سر اضطرار به مشارکت اقدام می کنند. به هر حال پایداری مشارکت با علاقه فرد پیوند دارد.
ث : شرکت کنندگان باید توانا باشند تا با یکدیگر ارتباط متقابل برقرار کنند. زبان یکدیگر را بفهمند تا بتوانند به داد و ستد اندیشه بپردازند.
ج : هیچ یک از دو سوی مشارکت نباید احساس کند که مشارکت جایگاه و موقعیت او را تهدید خواهد کرد. مشارکت در مدیریت و تصمیم گیری مستلزم وجود مدیریت ” مشارکت جو” است. در غیر اینصورت مشارکت به معنای درگیری با مدیریت خواهد بود.
۲-۵- سیر تحول مشارکت :
مشارکت در مسیر تحول خود، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته که بطور خلاصه به آن اشاره می شود:
۱-مشارکت ابتدایی و رسمی، که بیشتر به گفت و گو با مردم تعبیر شده است این شیوه عمدتاً در نهادهای مذهبی رواج دارد.
۲- مشارکت رفتارگرایه و شرطی، که نوعی بسیج اجتماعی است. بعبارت دیگر در این مرحله مردم به مشارکت فراخوانده می شوند اما اینکه در واقعیت تا چه حد به نظرات مردم توجه شود بستگی به حاکمان و سازمان دهندگان مشارکت بر می گردد.
۳- مشارکت ادغام گرا، که بر ادغام و یکپارچگی اجتماعی، ادغام فرهنگی یا اجتماعی کردن مبتنی است که در آن نوعی هم سویی بوجود می آید که تداوم مشارکت را تقویت می نماید.
۴- مشارکت بعنوان فرایند اجتماعی، عام، جامع و چند جانبه ای که با همه گروه های مردم ارتباط دارد. این مشارکت، پیشرفته ترین مفهوم و نوع مشارکت است و فرایند عام نامیده می شود که جزء مهمی از طرح سیاسی ملی است یعنی در واقع فرایندی جامع است که مردم در هر مرحله از توسعه شرکت دارند.
۵- مشارکت فرایندی چند بعدی، که مشروعیت آن تنها به دولت وابسته نیست بلکه خود مختاری اجتماعی، انجمن ها، نهادها، تشکل ها، اتحادیه ها و مردم آن را تعیین می کنند، می باشد. بعبارت دیگر تنها عامل موفقیت مشارکت پذیرش دولتی نیست بلکه مردم نیز نقش اساسی دارند.

نظر دهید »
دانلود فایل ها در مورد تحلیل مفهوم آزادی در کتب درسی مقطع دبیرستان- فایل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نسبیت فرهنگی

جهان بینی وارزش های کلان

آزادی

حریت

فرهنگی که به حقیقتی قائل نیست

حقیقت

فرهنگی که عقاید وازشهای آن ناظر برقوم خاص

فرهنگی که ارزش های آن جهان شمول

جهان رابه دومناطق دوگانه مرکز وپیرامون تقسیم می کند

سعادت همه انسانها را دنبال می کند

فرهنگ سرمایه داری ،سلطه واستکبار

فرهنگ اسلامی

عقاید وارزشهای آن فطری نیست

عقاید وارزشهای آن موافق فطرت انسان

مدینه فاسقه

فرهنگ حق

نویسنده با برگزیدن این دالها ومعرفی گفتمان خود با آنها دست به برجسته سازی گفتمان خود می زند واز طرف دیگر با نسبت دادن دالهای متضاد به گفتمان غیر خود سعی درحاشیه رانی گفتمان غیریت دارد.
ب. ارزشهای رابطه ای :
در طول متن نویسنده ویژگی هایی را برای گفتمان خود برمی شمارد که برطبق ارزشیابی عمومی جزء نظام ارزشی محسوب می شوند وبانسبت دادن ارزشهای متضاد به گفتمان غیریتِ خود می خواهد رابطه ای همدلانه با خواننده ایجاد کند وحس اعتماد وهمبستگی آنان رابرانگیزاند تا گفتمان غیریت رابه نفع گفتمان خود کنار بگذارند.

(فرهنگی است که عقاید،ارزشها،هنجارهای آن درخدمت گروه وقوم خاصی نیست،وسعادت همه انسان ها را دنبال می کند. این نوع فرهنگ ازعقاید وآرمان های مشترک انسانی سخن می گوید.)
یکی از خصوصیات واژگانی که باارزشهای رابطه ای سروکاردارند رسمی بودن است درخلال متن نویسنده سعی کرده به طور یکدست از واژگانی رسمی استفاده کند. ( سازمان دهد – بناکند ، برخوردارباشد-داشته باشد،قائل نباشد-اعتقاد نداشته باشد ، استضعاف – ضعیف کردن ، وصول به ادعای جهانی – دست یابی به ادعای جهانی ) این امر بیانگر مودب بودن ،ملاحظه ی مشارکین برای حفظ وجه ی یکدیگر واحترام به شان ومقام دیگری ،برای برقراری حس همدلانه جهت پذیرش ادعاهای نویسنده است.
حسن تعبیر:در متن تعریفی ازآزادی ارائه می شود که بسیاری ازجنبه هایش حذف می شود به بیانی دیگر آزادی فردی به حاشیه رانده می شود وآزادی اجتماعی محدود می شود ولی نویسنده با صفت راستین دادن به آزادی درصدد توجیه این کار است :«حریت وآزادی: ارزشی است که همواره درکنارودر دامان ارزش های دیگر،معنای خود راپیدا می کند؛ زیراآزادی همواره،آزادی ازیک امربرای رسیدن به امری دیگر است این مفهوم هنگامی که درکنار ارزش هایی نظیر حقیقت،معنویت وعدالت قرارمی گیرد معنای راستین خود را پیدا می کند».نویسنده در اینجا از استراتژی اجتناب استفاده می کند وبا استفاده ازحسن تعبیر کلمه راستین راجایگزین معنوی می کند.
پ.ارزش های بیانی :
از نظر فرکلاف تفاوت میان انواع گفتمانها به لحاظ ارزش های بیانی کلمات ،به لحاظ ایدئولوژیک معنادار است. گوینده به بیان ارزشیابی خود از طرق طرحهای طبقه بندی می پردازد که تا حدوی نظام های ارزشیابی هستند. درخلال متن نویسنده دالهای گفتمان خود را با تعابیر مثبت وارزشمند بکار می برد ودالهای گفتمان غیریت خود را ضد نظام ارزشیابی به تصویر می کشد.
جدول۴-۱-۱۶:برجسته سازی دال های گفتمان خودوحاشیه رانی دال های گفتمان غیردردرس:فرهنگ جهانی

گفتمان غیر

گفتمان خود

فرهنگ سرمایه داری کانون ثروت وقدرت را موردتوجه قرار می دهد.کشورهای دیگر رادرپیرامون وحاشیه قرار می دهد.

فرهنگی که عقاید وارزشهای وهنجارهای آن درخدمت گروه وقوم خاصی نیست.سعادت همه انسانها رادنبال می کند.

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی اثر یک برنامه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

استقامت عضلانی

توان

استقامت قلبی- تنفسی

چابکی

انعطاف پذیری

هماهنگی عصبی عضلانی

ترکیب بدنی

تعادل و زمان عکس العمل

۲-۲-۳-۱- آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی
به توانایی هایی که در بهبود وضع سلامتی و تندرستی و پیشگیری از بیماری ها می پردازد (۱۳۸،۸۷). و به عنوان توانایی انجام فعالیت های جسمانی بدون فشار و خستگی زود هنگام تعریف می شود و به خصوصیات جسمانی بدن از جمله عضلات مفاصل و استخوان بستگی دارد که با تمرین بهبود می یابد (۷).
اهداف ارزیابی آمادگی جسمانی وابسته به تندرستی عبارتند از:
۱- آگاه ساختن شرکت کنندگان درباره وضعیت فعلی آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی شان نسبت به هنجارهای تطبیق یافته با سن و جنس.
۲- فراهم آوردن اطلاعاتی که در توسعه و تکامل برنامه های فعالیت ورزشی که دربردارنده تمامی اجزاء آمادگی جسمانی است، مفید هستند.
۳- گردآوری اطلاعات پایه و پشتیبان که امکان ارزیابی پیشرفت شرکت کنندگان در برنامه های ورزشی را فراهم می کنند.
۴- طبقه بندی خطر بیماری های قلبی– عروقی (۲۲).
۲-۲-۴٫ استقامت قلبی-عروقی
آمادگی قلبی- تنفسی به توانایی اجرای فعالیت های ورزشی پویا با شدت متوسط تا زیاد توسط گروه های عضلات بزرگ بدن به مدت طولانی (۱۲۱)، و یا توانایی قلب برای رساندن حجم زیاد خون غنی از اکسیژن به عضلات و متعاقب آن مصرف هر چه بیشتر عضلات از آن است. به عبارت دیگر یک قابلیت جسمانی است که با بهره گرفتن از آن بدن می تواند خودش را با یک کار معین هماهنگ کند و ضربان قلب و تعداد تنفس را در طول فعالیت ثابت نگه دارد و مانع افزایش آن شود و بلافاصله بعد از تمرین در حداقل زمان خود را برای شروع فعالیت های دیگر آماده کند (۷). این نوع استقامت از طریق فعالیت هایی مانند پیاده روی، دویدن، شنا و …. افزایش می یابد. آمادگی قلبی- تنفسی از عوامل مهم تندرستی و یکی از اجزاء مهم آمادگی جسمانی است که عامل مهم کارهای سخت و دشوار ورزشی و معیار خوبی برای تشخیص کارکرد قلب است.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۲-۴-۱- عوامل تاثیر گذار در استقامت قلبی- تنفسی
مقدار اکسیژن مصرفی تحت تاثیر عوامل مختلف نظیر وراثت، جنسیت، سن، تمرین، چربی بدن، اندازه بدن و بیماری های قلبی- تنفسی قرار دارد (۴۸).
۲-۲-۴-۱-۱- وراثت
ژنتیک نقش مهمی در میزان حداکثر اکسیژن مصرفی یک فرد ایفا می کند و وراثت می تواند به میزان ۵۰ تا
۲۵ درصد مسئول تفاوت مشاهده شده در بین افراد باشد (۷۰). بوچارد و همکاران ۱(۱۹۹۲) گزارش کرده اند که نقش وراثت در فعالیت های ورزشی زیر بیشینه(۱۰%) نسبت به توان هوازی بیشینه حدود (۳/۹%) تابع وراثت است (۳۱،۶۱). این تفاوت های ژنتیکی، در آمادگی قلبی- تنفسی را می توان تا اندازه ای از طریق تفاوت های بین فردی در ساختار قلب و عملکرد ریه توجیه کرد (۳۱).
۲-۲-۴-۱-۲- جنسیت
تفاوت های معنا داری در شاخص های کارکرد هوازی زنان و مردان بزرگ سال مشاهده شده است. در مورد عامل جنسیت باید گفت که توان هوازی مردان بین ۱۵ تا ۳۰ درصد بیشتر از زنان است. این تفاوت در دوره کودکی ناچیز است ولی قبل و پس از بلوغ، تفاوت بین دو جنس افزایش می یابد و اوج این تفاوت ها در دوره نوجوانی است. علت این تفاوت را می توان به توده عضلانی، مقدار هموگلوبین و تفاوت های عادتی بیشتر مردان نسبت به زنان دانست (۲۹،۳۴).
۲-۲-۴-۱-۳- تمرین
اگر چه تمرین میزان حداکثر اکسیژن مصرفی را به میزان مشخصی بهبود می بخشد اما مقداراین تغییر به سطح آمادگی جسمانی فرد بستگی دارد. یک فرد با حداکثر اکسیژن مصرفی کم بیشترین تغییر را نشان خواهد داد و در نهایت به نقطه ای خواهد رسید که تمرین بیشتر منجر به افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی نخواهد شد. هر چه سطح اولیه حداکثر اکسیژن پایین تر باشد بهبود آن توسط تمرین بیشترخواهد بود به طوری که یک دوره ی تمرینات استقامتی دو تا سه ماهه در افراد دارای حداکثر اکسیژن مصرفی بالا، کم تر از ۲ تا ۳ درصد و در افراد دارای حداکثر اکسیژن اولیه پایین بیش از ۳۰ تا ۱۵ درصد موجب افزایش مصرف اکسیژن خواهد شد (۲۰).

  • Bochard et a

۲-۲-۴-۱-۴- چربی بدن
وجود چربی اضافی در بدن از کیفیت انقباض عضله کاسته و با افت حداکثر اکسیژن مصرفی همراه است، به طوری که زنان با درصد چربی بیش تری نسبت به مردان از نظر حداکثر اکسیژن مصرفی در سطح غیر برتری قرار دارند (۵۲).
۲-۲-۴-۱-۵- اندازه بدن
افراد دارای جثه بزرگ تر دارای قلب، شش ها و عضلات بزرگ تری هستند و نسبت به افراد ریز جثه در
انجام وظایف خود اکسیژن بیش تری مصرف می کنند. لذا هنگامی که اکسیژن مصرفی برای تعیین میزان
آمادگی افراد در نظر گرفته می شود باید به عامل اندازه بدن توجه شود (۵۲).
۲-۲-۴-۱-۶- بیماری های قلبی– عروقی
بیماری قلبی– عروقی و ریوی به دلیل کاهش انتقال اکسیژن به خونی که عضلات را تغذیه می کنند، توان هوازی را کاهش می دهند، این گونه بیماران همواره حداکثر اکسیژن مصرفی پایین تری دارند به همین دلیل بیشترین میزان تغییر در حداکثر اکسیژن مصرفی را در جریان تمرینات استقامتی نشان داده اند (۵۴).
۲-۲-۴-۱-۷- سن

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 1379
  • 1380
  • 1381
  • ...
  • 1382
  • ...
  • 1383
  • 1384
  • 1385
  • ...
  • 1386
  • ...
  • 1387
  • 1388
  • 1389
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود فایل های دانشگاهی | قسمت 5 – 8
  • منابع پایان نامه ها | بنددوم : – 2
  • دانلود فایل های دانشگاهی | ۲-۷-۲- مدل شاخص ملی رضایت مشتری آمریکا (ACSI) – 2
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – قسمت 18 – 8
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۷- خلاصه و نتیجه گیری: – 8
  • فایل های مقالات و پروژه ها | مبحث سوم: کاربردهای عقد استصناع – 8
  • دانلود پایان نامه های آماده – تئوری­های روان شناختی و فیزیولوژیایی مختص به اضطراب کودک – 10
  • دانلود فایل های دانشگاهی – ۴) صدا و متغیرهای مربوط به آن – 7
  • …
  • تحلیل تغییرات بهره‌وری عوامل تولید در زیر بخش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان