خلق افسرده در اختلال افسرده خویی، برخلاف افسردگی اساسی، زیاد تغییر نمی کند و گاهی اوقات ۲۰ تا ۳۰ سال و یا حتی بیشترطول می کشد. متوسط زمان طول کشیدن این اختلال در بزرگسالان، تقریباً ۵ سال است (بارلو و دوراند[۵۵]،۲۰۰۰)اختلال افسرده خویی، اختلالی مقاوم به درمان محسوب می شود و ۴۰ درصد از مبتلایان به این اختلال به دارو درمانی جواب نمی دهند(گوتلیب و اسکریدلی[۵۶]،۲۰۰۰).
بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV، افسردگی پس از زایمان به حمله افسردگی که در چهارهفته پس از زایمان رخ میدهد گفته می شود (انجمن روانپزشکی امریکا [۵۷]، ۱۹۹۴)، اما برخی از کارشناسان رخداد هر گونه حمله افسردگی تا ۱۸ ماه پس از زایمان را به عنوان افسردگی پس از زایمان می شناسند. در این راستا بررسیهای انجام شده گویای افزایش چشم گیر بروز افسردگی در دوره پس از زایمان به ویژه در سه ماهه اول پس از زایمان میباشد، با این وجود بررسیها نشان دادهاند که زنان در طی دو سال پس از زایمان هم چنان دارای استعداد ویژه ای برای ابتلا به افسردگی هستند (گودمن[۵۸]، ۲۰۰۴).
مبانی نظری رضایت زناشویی
ازدواج اولین تعهد عاطفی و حقوقی است که در بزرگسالی منعقد می شود. انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی نقطه عطفی در رشد و پیشرفت شخصی تلقی میگردد. مطالعات زندگیهای زناشویی بر این امر دلالت دارد که الگوهای متفاوتی در عملکرد موفقیت آمیز زوجها وجود دارد و یک روش واحد برای دو فرد به منظور داشتن زندگی زناشویی خشنود وجود ندارد اما با پیگیری عناصر اصلی معلوم می شود گرچه الگوها متنوع اند ولی قواعد مشترکی وجود دارد(اولیا، ۱۳۸۷).
رضایتمندی زناشویی یکی از شاخهای مهم زندگی محسوب می شود. رضایتمندی از زندگی بیانگر میزان ارضاء تمایلات و نیازهای اساسی انسانها میباشد و از این طریق است که مفهوم رضایتمندی با نیاز مرتبط است. انسان به عنوان پیچیده ترین و کاملترین موجود جهان آفرینش دارای نیازها و انگیزه های متنوع و بی پایان است. که اهداف و فعالیتهای او را تحت تاثیر قرار میدهند، بنابرین رضایتمندی از زندگی را می توان به عنوان ارضاء نیازهای اساسی و تلقی مثبت و احساس خوشایند افراد نسبت به قلمروهای مختلف زندگی در نظر گرفت (تریوت و سیرت، ۱۹۹۶، به نقل از رضوی، ۱۳۸۹).
بعضی از قواعد مشترکی که در ازدواجهای خشنود با الگوهای عملکردی متنوع دیده می شود عبارتنداز:
۱) همسران در یک زندگی زناشویی موفق بادوام و توأم با رضایت به همدیگر احترام میگذارند. هر یک از همسران بعضی ویژگیها یا تواناییهای قابل احترام را در دیگری مییابد و هرچه قدر میزان احترام گذاری به یکدیگر وسیع تر باشد زندگی زناشویی رضایت مندانه تر می شود.
۲) همسران نسبت به یکدیگر بردبار هستند، آن ها درک میکنند که احتمال خطا کردن در خودشان وجود دارد، انسان را آسیب پذیرتر می بینند و به این ترتیب میتوانند قصور و کوتاه دیگری را بپذیرند.
۳) همسران بر پایه اعتماد متقابل به تشریک مساعی می پردازند، تشریک مساعی بر اعتماد متقابل زوجهای دارای زندگی زناشویی با ثبات و رضایت بخش بنیان نهاده شده است و به آن ها امکان صرف وقت، انرژی، رغبت و اطمینان به درگیر شدن در فعالیتها و کارهای فرعی خارج از محیط زناشویی را میدهد.
۴) در یک ارتباط زناشویی توأم با حس همکاری و مشارکت ممکن نیست زن و مرد همیشه باهم موافق باشند اما میتوانند به راحتی مخالفت خود را اعلام کنند و این امر مورد پذیرش قرار میگیرد و با هم به دنبال راههایی میگردند که مورد تأیید هر دو قرار گیرد(نظری، ۱۳۸۶).
دایره المعارف فلسفه روانشناسی، رضایت را “خوشی برآمده از آگاهی به یک وضعیت راحت تعریف موده که معمولاَ با ارضاء بعضی تمایلات خاص پیوند خورده است”، (مهدوی، ۱۳۷۵به عبارتی رضایت زناشویی حالت خوشایندی مبتنی بر ادراک آگاهانه که در صورت حصول پاداشهای ناشی از موازنه ایده آلها و واقعیتها به دست میآید(تیرگری،۱۳۸۳).
و از آنجا که رضایت به همراه خوشایندی حاصل می شود پس می توان گفت: افراد، رضایت را در فکر کردن بر وضعیتی که در وهله اول از خوشایندی برای آن ها حاصل شده، به دست می آورند. با این اوصاف، خوشایندی حالتی است که از ارضاء نیازهای نهاده شده در انسان به وجود میآید، حال آنکه رضایت از ارزیابی منطقی درباره حالات خوشایند ایجاد میگردد و در کنشهای متقابل اجتماعی و بروز حالات روانی افراد نسبت به همدیگر به دست میآید و به عبارت دیگر رضایت حاصل تعادل بین حالات خوشایند کننده احساس و کند وکاوهای عقلانی در افراد است (مهدوی، ۱۳۸۵).
رضایت مندی زناشویی مفهومی است که به گونههای متعددی نامگذاری شده است. کیفیت زناشویی –شادمانی زناشویی –سازگاری زناشویی. رضایت مندی زناشویی ارزیابی ذهنی و احساس فرد در مورد رابطه زناشویی میباشد اگر چه سازگاری زناشویی به عنوان ارزیابی کلی از رابطه زوجی در نظر گرفته می شود(رضوی، ۱۳۸۹).
همچنین,رضایت زناشویی میزان علاقمندی زوجین به یکدیگر و نگرش مثبت به متأهل بودن است که به عواملی از جمله تحریف آرمانی، مسائل شخصیتی، ارتباط و حل تعارض، مدیریت مالی و فعالیتهای اوقات فراغت، رابطه جنسی – فرزندان و فرزند پروری خانواده و دوستان و جهت گیری مذهبی وابسته است.رابطه زناشویی سالم وقتی موجودیت مییابد که هر دو طرف بتواند خواستههای خود را مطرح کنند و آزادانه بتوانند پاسخ منفی بدهند (گری، ۱۹۵۱٫ترجمه بلوچ۱۳۸۳).
رضایت و سازگاری زناشویی یکی از گسترده ترین مفاهیم برای تعیین ونشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه است.وضعیتی است که درآن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. یک فرایند است که درطول زندگی زوجین به وجود میآید زیرا لازمه آن انطباق سلیقه ها، شناخت ویژگیهای شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری مراوده ای است (احمدی، ۱۳۸۴).
نارضایتی زناشویی
مینوچین[۵۹] (ترجمه ثنایی، ۱۳۸۷) نارضایتی زناشویی را مبتنی بر گزارش شخص از احساس فشار، ناراحتی و عدم رضایت مندی از بهبود وضعیت، حتی در غیاب هر گونه موضوعآشکار و واضح استرس زا میداند که به طور گسترده ای بین زوجین مبادله می شود. درمورد شکل گیری پدیده رضایت مندی زناشویی نخستین پیشگامانی که درباره آن مشغول پژوهش بودند دو دیدگاه کلی را مطرح نموده اند که امروزه نیز مورد تأیید است. به اعتقاد نظر اول که بر نقش فرد دربوجود آمدن نارضایتی زناشویی پافشاری میکند.مشکلات زناشویی از نبود سلامت روانی، حداقل در یکی از زوجهاناشی می شود. در این رویکرد درمانگران عموما زوجها را جداگانه درمان میکنند.به اعتقاد دیدگاه دوم برنقش روابط میان فردی و تعامل میان همسران پافشاری میکند مشکلات زناشویی از الگوی تعاملات میان فردی ناشی می شود.در این رویکرد در درمان، بر بهبود الگوهای ارتباطی میان زوجها متمرکز است.
تاریخچه رضایت مندی زناشویی