شوارز و استراک (۲۰۰۸) معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات در جهت خوش بینی و خوشحالی سوگیری دارند ، یعنی اطلاعات را طوری پردازش و تفسیر میکنند که به شادکامی آن ها منجر شود .
از طرفی دیگر ، اغلب پژوهشگران از جمله آرگایل ولو (۲۰۰۵) ، کوست و مک کری[۳] (۲۰۰۷) ، فارنهام و چنگ (۲۰۰۶) و مایرز و دانیر (۲۰۰۵) معتقدند که شادکامی یک ویزگی شخصیتی است که میتواند در درمان بسیاری از ناراحتی های روانی به ویژه در درمان اختلالات کرونیک و مزمن ، دشوار و صعب العلاج نقش سازنده ای داشته باشد .
فوردایس (۱۹۹۷) به عنوان یکی از نظریه پردازان روان شناسی شادی ، برنامه ای آموزشی ارائه نمود که دارای ۱۴ مؤلفه بوده و تحت عنوان «برنامه افزایش شادی» مطرح شده است . فوردایس (۱۹۹۹) در اقدامات آموزشی فرد یک رویکرد آموزش را مورد استفاده قرارداده است که هم جنبه شناختی دارد و هم بعد رفتاری دارد . در این برنامه وی امکان پذیری افزایش شادی و راه کارهای افزایش آن را ارائه نموده است . فوردایس (۱۹۹۹) معتقد است که شادکامی یکی از مهمترین نیازهای بیماران دچار سرطان بوده و میتواند تأثیر عمده ای در کارکرد و بهبود وضعیت جسمانی و روانی این بیماران داشته باشد . به اعتقاد لانگو ارائه برنامه های مبتنی بر روان شناسی مثبت و شادگرا ، میتواند کیفیت زندگی بیماران سرطانی را افزایش داده و نگرش آن ها را نسبت به زندگی دگرگون سازد .
از سویی دیگر به زعم رنیز (۲۰۱۰) شادکامی ضمن بهبودبخشی به سلامت روان ، در بین بیماران مبتلا به سرطان توانسته است سبب بهبود روابط اجتماعی و میان فردی آن ها گردد . در بعد خوش بینی نیز یافته ها و نتایج تحقیقات صاحب نظران نشان میدهد که رابطه مستقیمی بین شادکامی و خوش بینی وجود دارد . به عنوان مثال لیپتون (۲۰۰۹) در پژوهش میدانی که بر روی ۲۰ نفر از بیماران سرطانی انجام داده است نتیجه گرفته است که ارائه آموزش های مبتنی بر شادمانی توانسته است سطح خوش بینی را در این بیماران افزایش دهد .
در این مورد که رویکردهای روان شناختی مبتنی بر شادکامی میتواند به ارتقای سطح خوش بینی در میان بیماران صعب العلاج کمک نماید نوعی توافق همگانی وجود دارد . (استین و همکاران ۲۰۰۸ و مورلی ، ۲۰۰۶) در درمان بیماری سرطان شواهد قابل ملاحظه ای توسط ویلیامز و همکارانش (۲۰۰۷) طی یک دهه فعالیت بالینی بر روی این گونه بیماران جمع آوری گردیده شده است که یافته های آن تأیید کننده اثربخشی ارائه برنامه های شادکامی بر بهبود وضعیت خوش بینی آن ها است . به اعتقاد آندرسیک (۲۰۰۹) عوامل بیولوژیکی به تنهایی نمی توانند آسیب پذیری جسمانی را در بیماران سرطان بالا ببرند و نوع و سطح بدبینی یا خوش بینی فرد و حتی کادر درکان نسبت به بیماری عامل مهمی در تعیین وضعیت بالینی بیمار تلقی می شود . علاوه بر این یافته های تحقیق وایزلیس (۲۰۰۹) نشان میدهد که درمان های دارویی برای بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان به تنهایی و به اندازه کافی مفید نیستند و نیز عوارض جانبی متعددی این داروها برجای میگذارند . علی رغم این که اثربخشی شادکامی بر روی ابعاد کیفیت زندگی و خوش بینی بیماران سرطان در تحقیقات متعدد خارجی تأیید شده است . اما طی بررسی های به عمل آمده مشخص شده است که در کشورمان سوابق تحقیقاتی و پژوهش های صورت گرفته در این زمینه اندک است . با نظر گرفتن این موضوع که هر ساله بر تعداد بیماران سرطانی افزوده می شود و نیز این که بیماری سرطان میتواند عملکرد فرد مبتلا ، خانواده و حتی جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد و خسارات و زیان های زیادی را از بعد روانی ، اقتصادی ، جسمانی و اجتماعی برای فرد مبتلا و خانواده وی به همراه داشته باشد لذا شناسایی روش های درمان این معضل دارای اهمیت زیادی است . براین اساس مسأله تحقیق حاضر حول دو محور اساسی خواهد بود که آیا آموزش شادکامی در ایجاد و افزایش کیفیت زندگی و خوش بینی زنان مبتلا به بیماری سرطان تأثیر گذار و کارآمد میباشد ؟
۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
سرطان از جمله بیماریهای شایع در کشورمان است که سلامت جسمانی و روانی افراد مبتلا را تهدید نموده و هزینه های فراوانی را برای بیمار ، خانواده و سیستمهای پزشکی بر جای میگذارد. لذا شناسایی روش های کارامد که بتواند مشکلات و نگرانیهای ای دسته از بیماران را کاهش دهد از اهمیت زیادی برخوردار است. از سوی دیگر با بررسی های به عمل امده مشخص گردید در زمینه اموزش شادکامی به شیوه رفتاری شناختی فوردایس بر روی بیماران مبتلا به سرطان تاکنون در کشورمان تحقیقات بسیار اندک صورت گرفته و به نوعی با خلا ها و کمبودهای تحقیقاتی مواجه هستیم و امید می رود انجام این تحقیق بتواند تا حدودی این نقیصه را برطرف نماید. همچنین در بیان اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق می توان موارد زیر را مطرح ساخت:
الف- لزوم و ضرورت توجه مربی به آموزش و عوامل ایجاد کننده شادی در بین بیماران به طور عام و بیماران سرطان به طور خاص
ب- تأثیرات همه جانبه شادکامی در کیفیت زندگی و سلامت جسمانی بیماران و شکل گیری مناسب شخصیت این افراد بیمار
ج- کاهش خسارات ناشی از بی توجهی به امر شادمانی در محیط های مختلف زندگی و در میان افراد و اعضای خانواده های مبتلا به بیماران سرطانی
د- کاهش هزینه های درمان ناشی از افسردگی بیماران و افزایش سطح رضایت از چرخه درمان در بیماران یاد شده
۱-۳ اهداف تحقیق
۱-۳-۱ هدف اصلی
هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان در بیمارستان امام خمینی شهر تهران در سال ۱۳۹۲است.
۱-۳-۲ اهداف فرعی
– تعیین میزان اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس در میزان خوش بینی زنان مبتلا به سرطان
۲- تعیین میزان اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس در میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان
۱-۴ فرضیه های تحقیق
-
- آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس باعث افزایش خوش بینی زنان مبتلا به سرطان می شود.
- آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس باعث افزایش میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان اثر بخشی می شود.
۱-۵ تعریف متغیرها