۲-موقوفات غیرمتصرفی:موقوفاتی هستند که دارای متولی و ناظر میباشند و سازمان اوقاف تنها نظارت استصوابی براین دارد. اینگونه موقوفات را مالک در زمان وقف کردن برایشان متولی قرار داده است و از آنجایی که سازمان امور موقوفات مسئول همه موقوفات میباشد پس در اینجا به عنوان ناظر اقدام به نظارت بر مال موقوفه و متولی وقف میکند.[۱۹]
۱-۱-۲-تاریخچه
۱-۱-۲-۱- وقف در قبل از اسلام
در مورد تاریخچه وقف تاریخی دقیق نمی شود ارائه کرد زیرا مشخص نیست که دقیقا در چه زمانی این نهاد به وجود آمده است اما به نظر میرسد از زمانی که انسان با واژه پرستش آشنا شده است وقف برای خالق مورد پرستش از طرف مؤمنان به آن ایین صورت می گرفته. و دلیل این گفته نیز این است که امروزه دانشمندان و تاریخ شناسان همواره در حال کشف مکان های پرستش و همچنین شیوه های اهدای نذورات اقوام و ملل از بین رفته پیش از ما در خرابه های به جا مانده از آن ها هستند. از جمله در مورد پیشکش ها به بت کده ها و همچنین آتش کده های باستانی که امروزه نیز آثار آن ها را می توان در ایران و سایر نقاط جهان به وضوح دید. پس می توان گفت که وقف از ابتدای تاریخ پرستش موجود برتر در میان آدمی رواج داشته است البته به گونه ها و سنت های مختلف. و در طول تاریخ نیز همواره این گونه نذورات منبعی بوده برای ادامه حیاط آن دین یا مذهب زیرا یکی از منابع پا برجا بودن و پا برجا ماندن این ادیان و همچنین امرار معاش کردن بزرگان آن دین و همچنین بست دهندگان آن و موبدان آن دین همین منبع بوده است. این گونه وقف به منبعی پایدار تبدیل شده بود برای دوام و پایندگی آن دین یا مذهب.
در میان اقوام مختلف می توان گفت که رومیان با نظام خیریه بیشتر آشنا بودند آن ها با ایجاد موسساتی به فقران و ناتوان ها کمک میکردند و اموالی از خود به این مؤسسات اختصاص میدادند تا به مصرف فقرا برسد.
رومی ها فروش اشیای مقدس را ممنوع می شمردند و کسی حق تملک این اشیاء را نداشت . زیرا این اموال ملک خداوند بودند و قابل تملک نبودند. شاید با توجه به این اعتقاد بیان کرد که نظام وقفی که رومی ها اجرا میکردند بسیار شبیه به نظام وقف کنونی در بین مسلمانان میباشد باز هم به گونه ای تفاوت دارد.[۲۰]
با توجه به یافته های دیگر دانشمندان در مورد ادیان پیشین می توان گفت به نوعی در همه ادیان مبتنی بر پرستش موجود برتر وقف وجود داشته و این گاهی برای خداوندگار آنان صورت می گرفته و گاهی نیز برای دستگیری از فقرا. در ادیان مبتنی بر یکتا پرستی بیشتر به این جنبه از وقف و نذورات پرداخته شده است و همچنین ادیانی که ریشه الهی داشته اند نیز مواردی در احکام خود برای دستگیری از افراد مستمند داشته اند.
خلاصه می توان گفت که وقف از احکام تاسیسی اسلامی نبوده است و پیش از اسلام نیز همواره وجود داشته است شود نظر عده ای این است که وقف جزو احکام تاسیسی بعد از اسلام نیست و نبوده است گرچه مخالفان این بحث در نفی نظر ایشان مواردی را بیان میکنند اما به نظر میرسد که نظر این عده در این مورد درست تر باشد. [۲۱] زیرا گرچه ابن حزم اندلسی بیان میدارد اگر نامگذاری پیامبر اکرم نبود این واژه وجود نداشت ولی به نظر میرسد که بحث ما در این مورد تکیه به واژه ها نبوده و شباهت ها و کارکرد های ما را به این نکته می رساند که این مورد قبل از اسلام نیز وجود داشته است و به صرف اینکه پیامبر اسم آن را و احکام آن را در اسلام تعیین کردهاست نمی توان گفت در دیگر ادیان وجود نداشته است. این نظر که اصل وقف از خصایص اسلام نیست و نبوده و از احکام عقلایی میباشد که عقل وجودش را توجیه میکند.
به طور خلاصه می توان اینگونه بیان نمود که وقف حقیقت شرعیه نیست و در میان دیگر ملل نیز رواج داشته است و رایج نیز میباشد. همچنان که در قبل گفته شده یکی از این نمونه ها در مورد رومیان میباشد که اموالی را صرف مستمندان و فقرا برای دستگیری از آنان قرار میدادند. با این حال باید گفت که این شباهات ها مانع درک تفاوت های این نهاد در بین رومیان و اسلام نیست. زیرا در اغلب مواقع در اسلام برای وقف کردن مال احتیاج به اجازه خاصی نیست اما در مورد اموالی که در روم مورد وقف قرار می گرفتند این اجازه و تقدیس بایستی توسط کاهنان اعمال می شد و همچنین در مورد اموالی که به صرف پرستش وقف می شدند اجازه بلند مرتبه ترین مقام حکومتی برای اینکه وقف صورت بگیرد بایستی کسب شود لیکن در اسلام نیز می توان به نوعی گفت که حق قبول در مورد مالی که به منافع عامه وقف شده است نیز به گونه ای قبول نیاز باشد که بیان گر اجازه مقام بلند پایه حکومتی را می طلبد.[۲۲] به نوعی می توان این مورد را بیان نمود که منظور از قبول در این گونه وقف ها این نیست که بدون قبول وقف صورت نگرفته است زیرا اصلاٌ در این مورد قبول شرط نمی باشد. در هر حال هرچند که قبل از اسلام وقف به معنای دقیق کلمه وجود نداشته است ولی می توان گفت که انواعی از تخصیص اموال و املاک به معابد و امور خیریه و افراد وجود داشته است که از جهاتی شباهت هایی با وقف داشته اند.
۱-۱-۲-۲- وقف در اسلام
اسلام دینی است که بر پایه دستگیری و کمک به فقرا بنا شده است و پیامبر اسلام نیز به عنوان مرجع نخستین مسلمانان به این امر الهی توجهی ویژه داشته اند و یکی از مهمترین کارکرد هایی که در این مورد می توان بیان نمود توجه ویژه ایشان به وقف به عنوان عامل تعادل بخش در جامعه میباشد. در روزگاری که پیامبر اسلام با پیروان روز افزون خویش در حال بسط و گسترش دین اسلام بودند ایشان برای اینکه مستمندان جامعه را نوید دینی پر برکت و تعالی بخش دهند نیاز به شناساندن یک حکم دینی به تمام مسلمانان بود که با از خود گذشتگی برای رفع نیاز های قشر فقیر جامعه دست به کار شوند علاوه بر جهاد تن به تن در جبهه های علیه مشرکان در امور اقتصادی نیز به جهاد مالی بپردازند و اینگونه علاوه بر جانهای خویش اموال خویش را نیز با برادران مسلمان خویش و همچنین مستمندان که سالها مورد بی توجهی قشر مرفه قرار گرفته اند به اشتراک گذارندو ندای دین اسلام را به تمام مستمندان برسانند.
از این روی پیامبر اسلام اول از خویش آغاز میکنند. اوقاف در دوره پیامبر اسلام با توجه به تعالیم نوع دوستانه اسلام با شکلی گسترده و فراگیر شیوع یافته است، و اختصاص آن تنها به مساجد ها نبوده بلکه در راه تعلیم و زدودن فقر نیز به کار گرفته شده و نقش فرهنگی و اجتماعی گسترش یافته ای را در حیات مسلمانان ایفا نموده است.