–تعریف چند وجهی آگاهی
با کنار هم قرار دادن توصیفات رفتاری، علمی و درونی آگاهی ما به تعریف چند وجهی زیر میرسیم:
آگاهی: آگاهی لحظه – حال خود سازماندهی شدهای که تمامی تجربیات را بدون پیشداوری میپذیرد و «حقایق فعلی» را با کنجکاوی و مهربانی میپذیرد.
بخش اصلی و پایهای آگاهی، تمرکز آگاهانه روی هشیاری فرد روی یک تجربه از لحظه حال میباشد.
این توجه باید همواره شکلی خود سازماندهی شده داشته باشد، یعنی بایدسعی شود تا تمرکز را حفظ کرد. سپس «قبول آنچه که رخ میدهد بدون پیشداوری» مطرح می شود. و سرانجام، «قبول کنجکاوانه و پذیرش» مسائلی هستند که نیازمند یک دیدگاه آگاهانه و جستجوگرانه و غیر واکنش به شرایط هستند یعنی یک تجربه آسیبپذیر. اگر این روش برای شما جدید است، بهتر است بدانید که این روش برای کسانی که قلبشان ضعیف است مناسب است.
-حالت[۲۰۸] و صفت[۲۰۹]
زمانی که به مطالعه ادبیات آکادمیک مربوط به ذهنآگاهی میپردازیم، به یک فرق اساسی بین حالت ذهنآگاهی و صفت ذهنآگاهی میرسیم. همان طور که میبینیم، حالت ذهنآگاهی به بودن در یک حالت آگاهی از لحظه حال اشاره دارد. در عوض، صفت ذهنآگاهی به تمایل فرد برای وارد شدن به طبیعت از حالت ذهنآگاهی اشاره دارد: که بیانگر نوعی شرایط خاص است. فرد ممکن است ویژگی ذهنآگاهی را به دلیل تمرین منظم ، محیط و یا احتمالاً به دلیل ژنتیک بیشتر از خود بروز دهد (همان منبع).
-ذهنآگاهی در یک حالت کلی
ذهنآگاهی که به عنوان یک ویژگی از دیدگاهی در قبال هشیاری تلقی می شود می تواند با هرچیزی تمرین شود که می تواند کانون توجه هشیاری باشد: یک شیء، یک حس فیزیکی، حرکت بدن، یک حس یا حتی یک تفکر. تمرکز دائمی و پیوسته و میان – فرهنگی برای هشیاری آگاهانه، تنفس است. تنفس که همیشه در طی هر لحظه هشیاری وجود دارد، سادهترین عنصر برای تمرین آگاهی است. بعلاوه، محققین عصب شناختی میگویند که مزیت دیگر تمرکز روی تنفس این است که ریتم جلو – و – عقب به مغز کمک می کند تا وارد یک حالت عصبی یکپارچه شود که کارکرد بهینه مغز را بالا میبرد.
درکل، هشیاری در نفس کشیدن آگاهانه شامل کنترل نفس کشیدن است در حالی که گفتار درونی مغز را آرام میکنیم، همین. به نظر ساده میآید اما خوب شدن در آن یک عمر طول میکشد زیرا مغر (مگر آنکه آموزش دیده باشد) نمیتواند برای مدتی طولانی متمرکز و آرام باشد.
در عرض چند ثانیه، این حالت تمرکز از دست میرود. این حس دست میدهد که آیا این روش درستی برای مدیتاسیون است یا خیر؟ شام چی داریم. منظور خواهرم چه بود وقتی که این را گفت. مروری بر لیستی از کارهایی که باید انجام دهیم. مرور درس در مدرسه، محاسبه مالیات، دوباره به سراغ شام میرویم و… (و، بله، همواره همین وضع برقرار است).
اگرچه دستورالعملهای اولیه برای تمرین بسیار ساده و مشخص هستند اما جنبه چالش برانگیز و مهمترین تمرکز دوباره مغز است زمانی که مغز شروع به حواسپرتی کرد و باید تمرکز مغز را دوباره به وجود آورد بدون اینکه خود را به دلیل از دست دادن تمرکز سرزنش کرد. برای بیشتر ما، بازیابی دوباره تمرکز بدون قضاوت سختترین بخش است – بعلاوه این همان جایی است که یادگیری رخ میدهد. بازگشت تمرکز نیازمند قبول شرایط موجود بدون پیشداوری و تمرکز دوباره حواس بدون سرزنش خود به دلیل حواسپرتی است. بنابرین پذیرش و همدردی در اصل از طریق فرایند تمرکز دوباره حاصل میآیند تا لحظات خوشایند هشیاری از لحظه حال و بیادراکی به این دلیل است که من معتقدم که زمانی که از شیوه آگاهی برای کار روی مسائل ارتباطی و فیزیولوژیکی استفاده میکنیم، از دست دادن تمرکز و تمرکز دوباره، لحظات درمانی مهمتری در مقایسه با دوره های پایدار از تمرکز آگاهانه هستند که بیشتر با توسعه حس معنوی همراه هستند. من متوجه شدهام که زمانی که به بیماران در مورد ایجاد آگاهی تمرین میکنیم، تمرکز روی این مسئله موجب می شود که در حد قابل توجهی به سطح تمایل آنها برای آزمایش و خطا و آزمایش مجدد افزوده شود.
در کل و در راستای ارائه یک تصویر واقعگرایانه باید اذعان کرد که تمرین آگاهی چندی تقریباً به این شکل است:
تمرکز – از دست دادن تمرکز – تمرکز دوباره آرام
تمرکز – از دست دادن تمرکز – تمرکز دوباره آرام
تمرکز – از دست دادن تمرکز – تمرکز دوباره آرام
تمرکز – از دست دادن تمرکز – تمرکز دوباره آرام
تمرکز – از دست دادن تمرکز – تمرکز دوباره آرام
روند را تا زمانی تکرار کنید که حس کنید که دگیر نیاز به ادامه نیست.
این درست مثل آن است که کودکی در حال یاد گرفتن راه رفتن یا دوچرخهسواری است جز در این رابطه که کودک در حقیقت یاد میگیرد و به آن مهارت تسلط مییابد. تعهد در قبال تمرین ذهنآگاهی شامل یک عمر افتاد و دوباره بلند شدن است و هر بار با همدردی بیشتر، پذیرش بیشتر و لذت بردن بیشتر از آن و از حس انسان بودن.
۲-۹-۱-۴-۲آموزش حضورذهن و تغییر حالتهای ذهنی
آموزش حضورذهن مستقیماٌ مربوط به آموزش افراد برای تمرکززدایی افکار و هیجانهایشان بدون اجتناب، انکار، یا سرکوب آن ها و مشاهده نزدیک این پدیده است و بنابرین بازداری از اجتناب تجربی و همچنین پذیرش غیرقضاوتگرانه و عدم واکنش به این پدیده را آموزش میدهد. بر اساس الگوی MBSR، تمرکز ارادی روی افکار، هیجانها، و احساسات به این روش، مقدار زیادی از توانایی فرد را برای پردازش توجه به کار میگیرد، بنابرین توانایی اندکی برای نشخوار باقی میماند.
سگال و همکاران (۲۰۰۲) حضورذهن را به عنوان حالت بودن توصیف کردند و بین حالت ذهنی انجامی[۲۱۰] و حالت ذهنی بودن[۲۱۱] تمایز قائل شدند. حالت انجامی شامل بازشناسی تفاوت بین چیزها چگونهاند و اینکه ما میخواهیم چگونه باشند، میباشد. چنین تفاوتهایی، هیجانهای منفی و نیز الگوی فکری برای یافتن روشهایی برای کاهش این تفاوت را راهاندازی میکند. زمانیکه میتوان اقدامات سازندهای انجام داد، این حالت ذهنی سازگارانه است و میتواند منجر به پیشرفت بسیاری از اهداف مهم گردد. با این حال، زمانی که هیچ کاری برای تغییر موقعیت مشکلساز نمیتوان انجام داد (برای مثال، هنگام سوگ از دست دادن همسر یا زوج)، این حالت ذهنی میتواند بیفایده و افسردهزاد باشد. بخش عمدهای از توجه فرد روی تحلیل گذشته، مرور اشتباهات حال، پیشبینی آینده، و جستجوی راه حلها متمرکز خواهد شد؛ با این حال، اگر راه حل هایی پیدا نشوند، میتواند منجر به حس فراگیر نارضایتی گردد. نشخوار به این طریق، احتمالاٌ زمینهساز حالات خلقی منفی است.
.
۲-۹-۱-۴-۳ دلالتهای بالینی حضورذهن
افزایش زمان زندگی در لحظه