هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | قسمت 11 – 7
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳-۱- روش قضایی

معمولا در تمام قراردادهای نفتی راجع به حل وفصل اختلافات مقرراتی تنظیم می شود اما درصورتی که یک قرارداد نفتی ویا هر گونه قرارداد دیگری که یک طرف آن دولت وطرف دیگر یک شخصی خصوصی خارجی است در این خصوص مقرراتی تنظیم نشده باشد ، هر گونه اختلافی رسیدگی به آن در صلاحیت محاکم داخلی خواهد بود ، چرا که این طور فرض می شود که شخص خصوصی خارجی یا آگاهی واطلاع از اینکه طرف قرارداد وی یک تابع حقوق بین الملل وبنابراین دارای نقش حاکمیتی می‌باشد وبا پذیرش قانون داخلی آن کشور اقدام به سرمایه گذاری می کند ‌بنابرین‏ درصورت سکوت در قرارداد مبنی بر مرجع رسیدگی به حل اختلافات ، شخص خصوصی صرفا مجاز به شکایت ازطریق دادگاه های داخلی خواهد بود و واضح است که قانون حاکم بر قرارداد در این گونه موارد ،قانون دولت طرق قرارداد خواهد بود ،اما در صورتی که شخص خصوصی خارجی بخواهد از طریق مراجع بین‌المللی اقدام به طرح شکایت ورسیدگی به موضوع مورد اختلاف را بنماید ، مطابق حقوق بین الملل به حمایت دیپلماتیک [۵۹] مشهور است .حمایت دیپلماتیک ،عبارت است از کلیه اقدامات دیپلماتیک یک کشور نزد کشور دیگر برای احقاق حق اتباع خود وحمایت از آنان که در قلمرو کشورخارجی موردتعدی ‌و تجاوز- اعم ازجانی ومالی- قرارگرفته اند وضرر وزیان مادی یا معنوی به آنان آمده است . [۶۰] شرایط استفاده از اصل حمایت دیپلماتیک به شرح ذیل هستند :

    1. تبعه موردتعدی شخصا تقاضای حمایت سیاسی از دولت متبوع راکرده باشد .

    1. یکی از اصول حقوق بین الملل به وسیله دولت متعدی نقض شده باشد .

  1. تبعه مذکور قبلا به محاکم داخلی کشور متعدی [۶۱]مراجعه کرده ونتیجه نگرفته باشد

حل اختلافات ناشی از فسخ امتیازنامه دارسی به وسیله دولت ایران در آذر ۱۳۱۱(نوامبر ۱۹۳۳) ‌و جانشین شدن امتیاز نامه آوریل ۱۹۳۳ را به جای امتیازنامه اولی، می توان ناشی از حمایت دیپلماتیک دانست،بدین ترتیب که پس از آنکه دولت ایران امتیازنامه دارسی را بعلت عدم کفایت ورعایت حقوق ومنافع ایران به طور یک‌جانبه فسخ نمود ، دولت انگلیس به ‌عنوان حمایت از منافع کمپانی انگلیسی صاحب امتیاز،پس از اعتراض و اولتیماتوم به دولت ایران ،به جامعه ‌و دیوان دادگستری بین‌المللی شکایت کرد ممکن است سوال شود آیا شخص خصوصی خارجی می‌تواند در دادگاه های دولت متبوع خود یا دادگاه های کشورهای دیگر علیه دولت طرف قرارداد شکایت نماید ؟

درپاسخ به طورخلاصه می توان گفت که این مسئله بستگی دارد به تئوری حقوقی ورویه قضایی کشوری که دعوا در دادگاه های آن طرح می شود وهمچنین به ماهیت و واقعیت موضوع دعوا ، که از چه نوع ‌و مربوط به کدام یک ازاختیارات وحقوق دولت طرف قرارداد است . اصل کی این است که یک دولت رانمی توان در دادگاه های داخلی کشور دیگر تحت تعقیب قرارداد ولی دادگاه های کشورهای جهان در این مورد رویه های مختلف دارند . در دادگاه های انگلیس وکشورهایی که از حقوق انگلیس الهام گرفته اند ،دولت ها را برای مصونیتی که به علت داشتن حق حاکمیت دارند ، نمی توان طرف دعوا قرارداد ،ولواینکه اختلافات بین طرفین مربوط به امور تجاری واقتصادی وبه عبارت دیگر اعمال تصدی باشد .برعکس روبه دادگاه های انگلیس ، در بعضی از کسورهای دیگر قائل به یک دکترین محدودتری برای مصونیت قضایی دولت ها شده اند که ازجمله آن ها می توان دادگاه های بلژیک ، ایتالیا،مصر وسویس را نام برد. [۶۲] که این دسته از کشورها بین اعمال ناشی از حاکمیت واعمال ناشی از تصدی تفاوت قائل شده اند . بدین ترتیب که اعمال ناشی از حاکمیت را قابل رسیدگی می دانند و ‌در مورد دسته دوم ، معتقدند که دادگاه های خارجی می‌توانند نسبت به آن ها رسیدگی نمایند . لیکن تفکیک بین این دو دسته از همدیگر ‌و اتخاذ تصمیم راجع به آن ها بسیار مشکل ‌و دشوار است .اما در خصوص مراجعه به مراجع قضایی بین‌المللی بر طبق قواعد حقوق بین الملل برای افراد خصوصی،حق مراجعه وطرف دعوا شدن در مراجع بین‌المللی مجاز نیست ،این اصل درسند تأسيس دیوان بین‌المللی دادگستری نیز قید شده است صرفا دولت ها می‌توانند در آن دادگاه ها طرف دعوا واقع شوند ، اما دولت ها گاها با استدلالات متفاوت در دفاع شخص خصوصی خارجی خود ، به دیوان بین‌المللی دادگستری شکایت می نمایند که نمونه بارز آن را می توان از ملی شدن صنعت نفت ایران نام برد،که دولت انگلیس با این ادعا که قرارداد ۱۹۳۳ درعین حال که ناظر بر روابط بین دولت ایران وکمپانی انگلیسی بوده است ،درحکم معاهده ای بین دولتین انگلیس وایران است و در تاریخ ۲۶ ماه مه ۱۹۵۱ به دیوان بین‌المللی دادگستری شکایت کرد ، اما دیوان بین‌المللی دادگستری این دلایل را نپذیرفت و در رأی‌ مورخ ۲۲ ژوئیه ۱۹۵۲ بیان داشت :

«دیوان نمی تواند این نظر را بپذیرد که قرارداد امضاشده بین دولت ایران وشرکت نفت انگلیس وایران دارای دوجنبه است ،این سند چیزی جز یک قرارداد امتیاز بین یک دولت ویک شرکت خارجی نیست .دولت انگلیس طرف قرارداد نیست وقرارداد رابطه ای بین دولت ایران ودولت انگلیس ایجاد نمی کند ، دولت ایران می‌تواند به استناد این قرارداد حقی را که دربرابر شرکت دارد برآید ،سندی که امضا نمایندگان دولت ایران وشرکت ‌در پای آن است ، موضوع آن تنها تنظیم روابط دولت وشرکت در خصوص امتیاز است وربطی به روابط بین دولتین ندارد »[۶۳]

بعضی از مؤسسات قضایی در دهه های اخیر در بعضی از نقاط جهان تشکیل شده اند که در آن ها به افراد خصوصی هم اجازه داده شد ه که با شرایطی بتوانند مستقیما در آن مراجع طرح دعوا علیه کشورها نموده وبرای احقاق حق خود اقدام نمایند ، مانند دادگاه جامعه اقتصادی اروپا [۶۴] بدین صورت که در قراردادی که برای تشکیل جامعه صنایع فولاد وذغال اروپا در سال ۱۹۵۱ تنظیم شد ،تشکیل دادگاهی پیش‌بینی شد که در درجه اول صلاحیت آن دادگاه برای رسیدگی به اختلافات وتفسیر و اجرای قرارداد بود وبه موجب ماده ۳۳ قرارداد مذکور به اشخاص خصوصی هم حق داده شد که از تصمیمات مقام عالی که در حقیقت مقام اداره کننده سازمان مذکور است وهمچنین از اقدامات دول عضوبه دادگاه مذکور شکایت ‌و احقاق حق کند . ‌در سال‌ ۱۹۵۸ دادگاه جامعه صنایع فولاد وذغال تبدیل به دادگاه جامعه اقتصادی اروپا گردید. [۶۵]

۳-۲- روش های غیرقضایی(ADR)

نظر دهید »
مقاله های علمی- دانشگاهی – مبحث سوم: عقد امتیاز – 8
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بسیاری از نویسندگان و حقوق دانان این قرار داد را ماهیتاً از مصادیق اجاره اشخاص می‌دانند (کاتوزیان، ۱۳۸۴، ص ۵۵۷)

اما آنچه ‌در مورد قرارداد مقاطعه کاری قابل بحث است این می‌تواند باشد که در این قرار داد هم، مانند قرار داد سفارش ساخت سازنده ملتزم به ساخت و تحویل مورد تعهد در زمان مشخص و معین می‌باشد و پرداخت عوض از جانب خریدار به سازنده، در مقابل ساخت مورد تعهد و تسلیم آن می‌باشد وانگهی در قراداد مقاطعه کاری همچون قرارداد سفارش ساخت تعهد سازنده، تعهد به نتیجه می‌باشد و سازنده تا زمانی که مورد تعهد را به طور کامل نسازد استحقاقی به دریافت عوض ندارد. شاید این شباهت‌ها موجب شده تا پاره‌ای از نویسندگان قرارداد سفارش ساخت را از مصادیق مقاطعه‌کاری قرار دهند (کمیجانی، نظر پور، ۱۳۸۷، ص ۷۱)

پاره‌ای از نویسندگان قرارداد مقاطعه‌کاری و سفارش ساخت را از یکدیگر تفکیک نموده‌اند و تفاوت‌های را بر آن‌ ها شمرده‌اند این تفاوت‌ها عبارت‌اند از:

الف) مقصود علیه در قرارداد سفارش ساخت مال منقول است ولی در مقاطعه‌کاری اعم از منقول و غیرمنقول است (پیر هادی، ۱۳۸۵٫ ص ۵۵)

ب) قرارداد سفارش ساخت غرری نیست ولی عقد مقاطعه کاری انبان غرر است

ج) قرا داد سفارش ساخت آنی است ولی در مقاطعه کاری عقدی مستمر است (جعفری لنگرودی، اندیشه و ارتقاع، ص ۴۹۹)

با وجود این به نظر می‌رسد که این نظر خالی از اشکال نباشد و پاره ای از تفاوت‌های فوق نتوانند موجب تمیز قرارداد سفارش ساخت و مقاطعه کاری گردد به طوری که معقود علیه و مورد معامله در هردو قرارداد اموال منقول و غیر منقول می‌باشند. البته با بررسی متون فقهی ملاحظه می‌نماییم که مورد معامله در قراداد سفارش ساخت اموال منقول از قبیل: چکمه، کفش، شمشیر، فعل چهار پایان، ظرف سفالی و … بوده و نه اموال غیر منقول. اما این مسئله بدین معنا نیست که مورد معامله در این قرارداد منحصر به اموال منقول شود چرا که ذکر هر یک از موارد یادشده در متون فقهی به دلیل ترویج و دادوستد هر یک از اموال در آن زمان بوده ولی امروزه با پیشرفت صنعت و تکنولوژی و افزایش و تنوع روز افزون نیازها دلیلی به اعطای قرارداد سفارش ساخت به اموال منقول وجود ندارد و این قرارداد همان‌ طور که در اموال منقول همچون اتومبیل؛ کشتی و هواپیما رایج می‌باشد در اموال غیر منقول از قبیل: ساخت سد و سیلو، بیمارستان و … نمونه های فراوانی از آن مشاهده می‌گردد ‌در مورد تفاوت دوم هم می‌توان گفت که شکی نیست قرا داد سفارش ساخت از عقود غرری نیست ولی پذیرش این مسئله که مقاطعه کاری از عقود غرری می‌باشد دشوار به نظر می‌رسد. در رابطه با تفاوت سوم هم می‌توان گفت که همان‌ طور که مشاهده نمودیم قرار داد سفارش ساخت بر خلاف عقد مقاطعه کاری از عقود مستمر نیست و این مورد تا حدی می‌تواند تمیز و تفکیک میان این دو عقد گردد

یکی از نویسندگان تفاوت میان این دو قراداد را این گونه بیان می‌کند که در مقاطعه کاری، سازنده و مقاطعه کار، ملزم به تهیه مصالح و مواد اولیه نیست ولی در قرار داد سفارش ساخت سازنده ملزم به تهیه مصالح است (جزایری، بی تا، ص ۳۳)

البته این مسئله صحیح است که در قراداد سفارش ساخت سازنده ملزم و مکلف به ساخت از مواد ومصالحی است که نزد وی موجود است یا آن را فراهم نمود ولی در قراداد مقاطعه کاری، مقاطعه کار ملزم و مکلف به ساخت می‌باشد اعم از این که مواد ومصالح را خود فراهم نماید یا آن ها را از طرف مقابل دریافت کند ولی اگر سازنده ای با مواد و مصالحی که خود آن ها را فراهم آورده است اقدام به ساخت و ساز نماید ایا این قرار داد ماهیتاً سفارش ساخت است یا مقاطعه کاری؟

آنچه من جمیع جهات به نظر می‌رسد این است که معیارهای فوق به تنهایی نمی‌تواند موجب تفکیک و تمیز میان قرارداد سفارش ساخت و مقاطعه کاری گردد وبرای تفکیک و تمیز میان این دو عقد باید به معیارهای دیگری متوصل شد البته درست است که شباهت‌های فراوانی میان این دو عقد وجود دارد اما این عقود را اینگوه می‌توان از هم تفکیک نمود که در قرارداد مقاطعه کاری تعهد عمده و اصلی مقاطعه کار ارائه کار و خدمت می‌باشد حتی در پاره ای از موارد مقاطعه کار صرفاً بر روی زمین صاحب بنا ساخت و ساز می‌کند مالک زمین، مالک ساخت و ساز می‌شود بدون اینکه فروشی در کار باشد (ولویون، ۱۳۸۵، ص.۲۸)

به عبارت دیگر قرارداد مقاطعه کاری از عقود وارده بر «عمل» می‌باشد و موضوع ومورد عقد «عمل سازنده» است و پس از انعقاد عقد مقاطعه کار صرفاً مکلف به ساخت و ساز است اعم از اینکه موادو مصالح را خود تهیه کند با از جانب صاحب کار به وی داده شود و همان‌ طور که یکی از حقوق دانان بیان داشته عمل عامل در مقاطعه کاری عنصر اصلی و اساسی قرا داد را تشکیل می‌دهد و تعهد وی به صورت تعهد به فعل است (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۰، ص ۲۵۲) اما در قرار داد سفارش ساخت موضوع ومورد معامله عین ساخته شده توسط سازنده است و پرداخت بها و عوض از جانب سفارش دهنده به سازنده، در مقابل عین مصنوع می‌باشد، به عبارت دیگر درست است که قرار داد سفارش ساخت همچون عقد مقاطعه کاری، سازنده مکلف به ساخت و ساز است اما هدف اصلی و عمده در قرار داد سفارش ساخت «عین مصنوع» می‌باشد و عمل ساخت و ساز توسط سازنده عنصر فرعی دارد و قرار داد سفارش ساخت از این حیث به بیع تشبیه می‌شود و مقاطعه کاری به اجاره اشخاص.

مبحث سوم: عقد امتیاز

از جمله عقود جدید عقد امتیاز است و مراد از آن عقدی است که مابین نهادهای دولتی و شرکت‌های بزرگ برای احداث مواردی چون استخراج معادن، تعریض خیابان‌ها و احداث پل و مانند آن با سرمایه شرکت منعقد می‌شود تا پس از اتمام پروژه شرکت این امتیاز را داشته باشد که در مدت معینی سرمایه هزینه شده و سود آن را از محل پروژه برداشت نماید به عنوان مثال در احداث پل برای عبور ماشین‌ها، عوارض تعیین نماید و از محل عوارض هزینه مصرفی و سود آن را به دست آورد و پس از انقضای مدت پروژه را تحویل دهد ‌در مورد ماهیت عقد امتیاز سه دیدگاه وجود دارد:

دیدگاه اول معتقد است که این عقد در قالب اجاره تعریف شده است بدین صورت که نمایندگان حکومت زمینی را به شرکت به اجاره می‌دهند تا شرکت پروژه را بر روی آن احداث نماید و از محل آن در مدت معین بهره برداری کند و اجرت زمین هم همان اعیان احداثی است (منصوری، همان، ص ۱۴۸)

دیدگاه دوم آن است که عقد امتیاز منطبق با استصناع است و احکام استصناع بر آن کاملاً انطباق دارد.

دیدگاه سوم قائل است که عقد امتیاز دارای دو مرحله است: در مرحله اول حکومت به شرکت وکالت در خرید مواد اولیه می‌دهد و در مرحله دوم حکومت محل احداث پروژه را به شرکت اجاره می‌دهد تا پروژه در آن مطابق توافقات اجرا شود و اجرت اجرایی پروژه هم منفعت متصور از پروژه می‌باشد (بوطی، ۱۹۹۸، ص ۱۸۰) مثلاً اگر احداث پل مد نظر باشد اجرت می‌تواند بهره برداری ده ساله از تاریخ ایجاد آن باشد که مطابق توافق طرفین صورت می‌گیرد که در این حال نه مستلزم جهل است و نه غرر و چه بسا که بتوان عقد امتیاز را با اجاره منافع به همان منافع یا غیر آن منافع منطبق دانست زیرا منافع هم در اجاره مانند اعیان در بیع می‌باشد و همچنان که می‌توان بعضی عیان را به بعضی دیگر عیان مبادله نمود ‌در مورد منافع هم این تبادل ممکن است.

نظر دهید »
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ه-استناد به اصل حاکمیت اراده و آزادی قرارداد – 7
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تعهدات و شروطی که وفای به آن ها واجب است باید شرایط زیر را داشته باشند:

الف – مخالفت با کتاب و سنت نداشته باشند. مانند اینکه بایع کالای خود را به شرطی بفروشد که خریدار عمل حرامی را انجام دهد در این فرض چون عمل به شرط غیر مشروع است وفای به آن واجب نیست. همچنین اگر مالی را هبه کند به شرط اینکه وارثِ متّهب آن را به ارث نبرد از آنجا که اصل شرط با حکم شرعی مخالفت دارد مشمول قاعده کلی وجوب وفای به شرط نمی‏ شود.

ج – باید به طور صریح یا ضمنی در قرارداد و عقد آمده باشند، ‌بنابرین‏ وفا به شروطی که پس از قرارداد مطرح می‏ شود یا قبل از عقد مطرح شده و قرینه عرفی بر بنای عقد بر آن وجود نداشته باشد لازم نخواهد بود.

د – مشروطٌ علیه باید قدرت بر انجام آن داشته باشد بلکه اگر به ناتوانی خود مطمئن باشد اساساً انشاء تعهد به آن امکان پذیر نخواهد بود .[۶۱]

شایان ذکر است که آیات و روایات مورد استناد در این باب ارشاد به حکم عقل هستند، زیرا وفای به عهد الزام به انجام تعهدات یک امر عقلائی است که همه عقلا بر آن اتفاق نظر دارند.

در توضیح این دلیل باید گفت که ادله شروط نظیر «اوفوا بالعقود» و«المومنون عند شروطهم» و … دلالت می‌کنند که وفا به عهد و شرط لازم است . حال اگر در عقد ضمان ،شرط خیار کردند به متقضای این ادله، وفای ‌به این شرط واجب است.

مرحوم علامه حلی در تذکره می‌فرمایند :

فان شرط الخیار فیها مده معینه صح ؛ لقوله علیه السلام :«المومنون عند شروطهم » و قوله تعالی : اوفوا بالعقود امر بالوفاء بالعقد؛ و انما وقع العقد علی هذا الشرط ، و لیس منافیا لمقتضاه ، کما لا ینافی غیره من العقود.

ج-عدم المانع

با توجه به اینکه از طرفی ادله شروط عام است و شامل هر شرطی می‌شود و از طرفی دلیل نداریم که در خصوص شرط خیار در عقد ضمان ، مانعی و مشکلی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر عمومیت ادله شروط شامل شرط خیار در عقد ضمان نیزمی شود و نظیر بیشتر عقود دیگر مانعی ندارد چرا که استثنا و یا منعی از سوی شارع و قانون‌گذار در این خصوص وجود ندارد و در نتیجه شرط خیار در عقد ضمان، جایز و رواست.

مرحوم شیخ طوسی در مبسوط ‌به این استدلال متمسک شده ، می‌فرماید :

انّه لا یمتنع دخول خیار الشرط فیه، النّه لا مانع منه ، فعلی هذا العقد و الشرط صحیحان[۶۲]

شیخ انصاری فرموده است:

«لا اشکال و لا خلاف فی عدم اختصاص خیار الشرط بالبیع و جریانه فی کل معاوضه لازمه کالاجاره و الصلح و المزارعه و المساقاه»

گرچه ایشان در این عبارت خیار شرط را منحصر به عقود لازم می‌داند، لیکن با این وجود اعتراف ‌کرده‌است که، اطلاقات، شامل عقود جایز هم می شود. چنان که می فرماید:

«بل اطلاقها یشمل العقود الجایزه…»

اما معلوم نیست چرا با وجود این اطلاق شیخ شرط خیار را منحصر به عقود لازم دانسته است و جمله «الا ان یدعی من الخارج عدم معنی للخیار فی العقد الجایز و لو من طرف واحد» ایهامی بر شمول است.

به هر حال همان گونه که شیخ انصاری تصریح فرمود، اطلاقات و عموم ادله وفای به شرط، شامل عقود جایز می شود؛ چنان که عقد لازم، لزوم طرفینی یا لزوم یک طرفه را نیز در بر می‌گیرد.

سبزواری نیز ‌به این اطلاق اشاره دارد و می فرماید:

«مقتضی اصالتی الاباحه و الصحه جواز شرط الخیار فی کل عقد و ایقاع الا ما دل دلیل بالخصوص علی عدم جریانه فیه من عقد او ایقاع و کذا مقتضی اصاله الاطلاق فتطابق الاصلان علی الصحه و الجواز فی جمیع العقود و العهود و الایقاعات الا ما خرج بالدلیل.»

مرحوم نراقی به اطلاقات و عمومات اشکال کرده و فرموده است:

«اگر دلیل جواز خیار شرط در عقود، اطلاقات و عمومات باشد، صرف نظر از روایات خاص صحیح نمی توانستیم به عمومات استناد کنیم چون از سویی شرط مخالف کتاب و سنت از عمومات استثناء شده و از سویی دیگر سنت دلالت می‌کند که پس از افتراق متعاملین معامله واجب و لازم شده باشد. ‌بنابرین‏ شرط عدم وجوب و لزوم پس از افتراق، مخالف با این سنت خواهد بود.»

در این خصوص آیت الله خویی در جوابی فرموده اند:

«روایاتی که شرط را مقید به عدم مخالفت با کتاب و سنت می‌سازد، برای جعل خیار شرط ‌در مورد عقد لازم وارد شده است. ‌بنابرین‏ مخصص آن ادله ای خواهد شد که دلالت بر لزوم می‌کنند نه منافی و مخالف، تا کنارگذاشتن یا تأویل آن ها مطرح شود. در نتیجه نفس جعل شرط، مخالف کتاب و سنت نیست، مگر در جایی که خود شرط مخالف باشد؛ یعنی در خارج شروط صحیح و منافی با کتاب و سنت وجود دارد که این روایات در آمد موارد وارد شده اند.»

سپس پاسخ دیگری می‌دهد که خلاصه اش این است. شرط خیار مخالف کتاب و سنت نیست؛ چون وقتی عقد با شرط خیار منعقد می شود، در حقیقت، از همان ابتدا ملکیتی که انشاء نشده است، مقید و محدود به عدم فسخ بوده است نه مطلق. ‌بنابرین‏ همان ملکیت محدود و متعلق امر به وفا می شود نه چیز دیگر. لذا نمی توان گفت که، پس از افتراق متعاملین، معامله لازم و ملکیت شخص ماندگار خواهد بود، حتی اگر فسخ به خاطر شرط خیار صورت پذیرد.»

د- حق بودن خیار و نه حکم بودن آن

میان حق و حکم تفاوت وجود دارد،حق در اختیار شخص است و در کل قابل اسقاط می‌باشد، مثل حق شفعه ، ولی حکم در اختیار شارع است ، لذا نه به ارث می‌رسند و نه قابل اسقاط است. مرحوم حکیم در مستمسک ‌به این دلیل تمسک کرده و آن را در دو مرحله تبیین می‌کند؛ بدین ترتیب که در مرحله اول صحت اشتراط خیار و عدم صحت آن، دایر مدار آن است که لزوم در عقد ضمان، حکم باشد یا حق. اگر لزوم حق باشد، صاحب حق می‌تواند از حق خودش صرف نظر کرده و آن را اسقاط کند یا آن را در معرض اسقاط قرار دهد یا عنان بقای آن را به دیگری بسپارد. در نتیجه می توان در عقد ضمان قائل به شرط خیار شد و از لزوم صرف نظر کرد.

اما اگر لزوم در عقد ضمان، از مقوله حکم باشد و نه حق، در اینجا اشتراط خیار صحیح نیست؛ زیرا باعث می شود که حکم شرعی نادیده انگاشته شود. لذا باید دید لزوم از مقوله حکم است یا حق.

وی در مرحله دوم ‌به این مقوله می پردازد که لزوم از مقوله حق است و نه حکم. در نتیجه شرط خیار در عقد ضمان صحیح است. اگر به ارتکاز عرف رجوع کنیم در می یابیم که عرف لزوم را حق می‌داند و نه حکم، لذا حتی کسانی که لازم بودن عقد ضمان را برای ضامن پذیرفته اند؛ گفته اند که از طرف مضمون له لازم نیست و وی حق فسخ قرارداد را دارد؛ زیرا اگر به نظر ایشان لزوم در عقد ضمان حکم بود و نه حق، مضمون له نیز حق فسخ قرارداد را نمی داشت.

ه-استناد به اصل حاکمیت اراده و آزادی قرارداد

نظر دهید »
مقاله-پروژه و پایان نامه | ۴-۱-۴-۱- آیا هر حق امتناع را باید حق حبس دانست ؟ چه رابطه منطقی بین حق امتناع و حق حبس است؟ – 9
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ب. در موردی که خریدار نیز با دادن دادخواست تسلیم مبیع را بخواهد ، بدون این که ثمن را به فروشنده بدهد ، دادگاه چگونه باید تصمیم بگیرد ؟ آیا هر دو را به استناد مادۀ ۳۷۷ ق.م. محکوم به بی حقی می‌کند یا هر دو را ملزم به تسلیم مورد تعهد خود و مبادلۀ آن ها می‌سازد ؟

۴-۱-۲- امانی بودن ید در زمان اعمال حق حبس

یعنی شخصی که اعمال حق حبس می‌کند در واقع از حق خودش استفاده می‌کند که ناشی از قرارداد فی مابین می‌باشد و بخاطر همین‌، حبس کننده مسئول خسارات ناشی از عدم تسلیم مورد عقد نخواهد بود‌. شایان ذکر است که منافع و نمائات مورد عقد در دوران اعمال حق حبس متعلق به مالک مورد معامله بعد عقد است زیرا سبب مالکیت همان عقدی است که واقع شده است هر چند که حبس مورد عقد و خودداری از تسلیم آن به طرف دیگر عقد‌، حق حبس کننده است‌، اما این امر موجب سلب حق مالکیت منتقل الیه نسبت به عین مورد معامله و به تبع عین‌، منافع آن نخواهد بود‌.

۴-۱-۳- هزینه نگهداری از مال در دوره حبس

از یک طرف‌، طبق قاعده‌، هزینه نگهداری هر مال به عهده مالک آن است‌. و از طرف دیگر‌، اصل بر صحت است‌. و از طرف دیگر نیز اعمال حق حبس‌، اعمال حق قانونی است و موجب سلب مسئولیت از مالک و پیدایش مسئولیت حبس کننده به تحمل هزینه نگهداری آن نخواهد بود.

و در صورت تلف مورد عقد قبل از قبض‌،منجر به منفسخ شدن عقد نمی‌گردد و همین طور در صورت حادث شدن‌، عیب و نقص نیز حقی برای مالک آن ایجاد نمی‌کند. بخاطر این که خودداری بایع از تسلیم مورد عقد به خریدار به استناد حق قانونی حبس‌، انجام شده است و بایع در اصل آماده تسلیم مورد عقد بوده است و ‌به این جهت ملاک استثنای مندرج در ذیل ماده ۳۸۷ قانون مدنی که آمادگی بایع برای تسلیم مبیع باشد و مسئولیت بایع را نسبت به خسارات مبیع منتفی می‌سازد و ‌در مورد بحث که تسلیم به استناد حق حبس صورت نمی‌گیرد‌، نیز موجود است‌. و از طرفی ماده ۳۸۷ ظهور در این دارد که خودداری از تسلیم مبیع بدون حق صورت گیرد‌.

مالى که یک طرف عقد حق حبس آن را دارد، ملک طرف دیگر عقد است؛ ازاین‌رو، هزینه نگهدارى آن نیز در مدت حبس برعهده مالک است. در صورت خوددارى مالک از پرداخت هزینه، حبس‌کننده می‌تواند با مراجعه به دادگاه، او را ‌به این کار وادارد و در صورت موفق نشدن ‌به این کار، مخارج مذبور را خود بپردازد تا بعدها از او بستاند.[۱۷۳] در کنوانسیون بیع بین‌المللى کالا، در صورت تأخیر نامتعارف در پرداخت ثمن یا هزینه‌هاى نگهدارى کالا، به حفظ‌کننده کالا این اجازه داده شده که، پس از اخطار، آن را بفروشد. از دیدگاه فقه اسلامى، منافع مال حبس شده به مالک آن اختصاص دارد، ولى به نظر برخى فقها حبس‌کننده ضامن منافع مذکور نیست.[۱۷۴]

۴-۱-۴- امکان اجبار حابس به تسلیم از سوی دادگاه

در صورتی که طرفین برای تسلیم مورد عقد به توافق نرسند در آن صورت با مراجعه به دادگاه قضیه را فیصله خواهند داد و دادگاه نیز بدون ترجیح یکی بر دیگری‌، طرفین عقد را در اجرای تعهد ملزم می‌کند‌.

در حقوق فرانسه، هرگاه فروشنده از تسلیم میبع خودداری کند، خریدار می‌تواند الزام او را درخواست کند یا از دادگاه بخواهد که عقد را ابطال کند منتهی دادگاه اجباری در پذیرفتن درخواست اخیر ندارد و فقط در صورتی حکم به انحلال بیع می‌دهد که چگونگی خودداری فروشنده آن را ایجاب کند و صدور حکم به خسارت نتواند زیان های ناشی آن را جبران کند ولی در حقوق ما خریدار حق فسخ قرارداد یا درخواست انحلال آن را از دادگاه ندارد و فقط می‌تواند اجبار فروشنده را به تسلیم مبیع بخواهد (ماده ۳۷۶ ق.م). منتها اگر این الزام ممکن نشود، خریدار به عنوان آخرین حربه حق فسخ دارد.[۱۷۵]

حال بعد از پیشگفتار فوق می‌خواهیم ‌به این مطلب بپردازیم که آیا هر امتناعی را می توان حق حبس دانست و پس از تشریح این مطلب به بیان موارد و چگونگی امتناع طرفین و استفاه ایشان از حق حبس خود بپردازیم:

۴-۱-۴-۱- آیا هر حق امتناع را باید حق حبس دانست ؟ چه رابطه منطقی بین حق امتناع و حق حبس است؟

جواب این سوال را با بررسی چند مواد خواهیم داد‌. مثلا ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی بیان داشته که: « زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظائفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر این که مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.». ما در حق حبس ‌به این نتیجه رسیده بودیم که‌، این حق تنها نسبت به تعهدات اصلی عقد قابلیت اعمال را دارد و دیگر این که در مطلق عقود معاوضی کاربرد دارد‌. ولی در رابطه به حق امتناع زوجه مقرر در این ماده باید بگوییم که : اولا مهریه را نمی‌توان عوض عقد نکاح محسوب داشت زیرا در فرضی که اصلا در این عقد ذکر هم نشود صدمه ا یی به صحت عقد نمی‌زند و دیگر این که عقد نکاح را نمی‌توان جز عقود معاوضی دانست و نتیجه این که حق مذکور‌، همان حق حبس با شرایط گفته شده نیست بلکه آن را باید یک نوع حق امتناعی دانست که قانون‌گذار برای زوجه شناخته است.

ماده ۲۵۰ قانون تجارت بیان داشته است که : « هر یک از مسئولین تادیه برات می‌تواند پرداخت را به تسلیم برات و اعتراض نامه و صورت حساب متفرعات و مخارج قانونی که باید بپردازد موکول کند.»

و همچنین ماده ۳۲۱ قانون تجارت بیان داشته « ماده ۳۲۱ قانون تجارت: جز در موردی که حکم بطلان سند صادر شده مدیون سند در وجه حامل مکلف به تادیه نیست مگر در مقابل اخذ سند.»

و.. به هر یک از این مواد دقت شود ما را ‌به این نتیجه می‌رساند که نمی‌توان هر حق امتناعی را حق حبس دانست اما برعکس آن را می‌توان تصور کرد ‌، یعنی این که هر حق حبسی به نوعی یک نوع امتناع می‌باشد‌. در نتیجه بین حق حبس و حق امتناع رابطه منطقی‌، عموم خصوص مطلق می‌باشد‌.

۴-۱-۴-۲- امتناع طرفین از تسلیم

نظر دهید »
منابع پایان نامه ها | قسمت 29 – 3
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

    1. ۲-اصل نود وششم قانون اساسی :تشخیص مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان تشخیص عدم تعارض آن ها با قانون اساسی بر عهده ی اکثریت همه ی اعضای شورای نگهبان است. ↑

    1. ۳-محمد باهری،حقوق جزای عمومی(تقریرات)،تهران،برادران علمی،۱۳۴۰،به نقل از کتاب حقوق جزای عمومی دکتر محمد علی اردبیلی،ص۲۳۵ ↑

    1. ۱-قران،آیه۱۷سوره انفال،«واین تو نبودی انداختی،بلکه خدا انداخت»این ایه مربوط به غزوه بدر در سال دوم هجرت است،ظاهر معنی ایه فوق این است که پیامبر(ص) مشتی خاک وریگ به سمت دشمن انداخت،وبه خواست خدا دشمن شکست خورد.وچه زیبا گفته مولوی در مثنوی خود«مارمیت اذ رمیت گفت حق،کارحق بر کارها دارد سبق. ↑

    1. ۱-سید مهدی دادمرزی،فقه استدلالی،قم،نشر کتاب طه،چاپ هفتم(۱۳۸۳)،ص۶۳۴ ↑

    1. ۱-اصل فقهی درء:تدرء الحدود بالشبهات؛حدود با وجود شبهه در مرتکب برداشته می شود. ↑

    1. ۱- محمد علی اردبیلی،حقوق جزای عمومی،تهران،نشر میزان،چاپ ششم،۱۳۸۳،جلد نخست،ص۲۳۸ ↑

    1. ۱-بند ب ماده ۲۹۵ ق.م.ا:قتل یا جرح یا نقص عضو که به طور خطا شبیه به عمد وارد می شودو ان در صورتی است که جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شودداشته باشد وقصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته ‌باشد مانند ان که کسی را به قصد تادیب به نحوی که نوعا سبب جنایت نشودبزند واتفاقاموجب جنایت گرددو یا طبیبی مباشرتا بیماری را به طور متعارف معالجه کندو اتفاقا سبب جنایت بر او شود. ↑

    1. ۱-کار فرمایانی که مشمول قانون کار هستند،مسئول جبران خساراتی می‌باشند که ‌از طرف‌ کار کنان اداری ویا کارگر انان در حین انجام کار یا به مناسبت ان وارد شده است مگر این که محرز شود تمام احتیاط هایی که اوضاع واحوال قضیه ایجاب می نموده،به عمل اورده یا این که اگر احتیاط های مذبور را به عمل می ‌آوردند باز هم جلو گیری از ورود زیان مقدور نمی بود کار فرما می‌تواند به وارد کننده خسارت در صورتی که مطابق قانون مسئول شناخته شود مراجعه نماید.ماده ۱۲قانون مسئولیت مدنی ایران. ↑

    1. ۱-قرآن ،سوره مائده،آیه ۳۲ ↑

    1. ۲-قرآن ،سوره نساء،ایه۹۳ ↑

    1. ۳-قران سوره اسراء،ایه۳۳٫ ↑

    1. ۱-سوره بقره،آیه ۱۷۹٫ ↑

      1. ۱-مراد از قاعده نفی سبیل این است که خداوند متعال حکمی جعل نکرده است که در اثر ان کفار بر مسلمین برتری پیدا کنند.این قاعده فقهی که بسیار مورد تمسک فقهاست دارای پایه قرانی و روایتی است؛در ایه ۱۴۱سوره نساء خداوند متعال می فرماید«لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا»ترجمه؛خداوند هیچ تسلطی برای کافران بر مسلمین قرار نداده است.و هم چنین این حدیث نبوی که اشعار می‌دارد؛«الاسلام یعلو ولا یعلی علیه والکفار بمنزله الموتی لا یحجبون ولا یرثون» والبته ادعای اجماع بر این قاعده فقهی هم وجود دارد. ↑

    1. ۱- ایرج گلدوزیان،حقوق جزای اختصاصی،چاپ دهم ،تهران،نشر دانشگاه تهران۱۳۸۳،ص۴۲٫ ↑

    1. ۲- محمد هادی صادقی،جرایم علیه اشخاص،چاپ یازدهم،تهران ،نشر میزان۱۳۸۶،ص ۳۸٫ ↑

    1. ۳- حسین اقایی نیا،جرایم علیه اشخاص،چاپ ششم،نشر میزان،تهران،۱۳۸۹،ص ۲۰٫ ↑

    1. ۱-ایرج گلدوزیان،حقوق جزای عمومی ایران،ج اول ،چ ششم،انتشارات دانشگاه تهران،سال ۱۳۸۳،ص۱۵۳ ↑

    1. ۱-حقوق کیفری اسلام ،از کتاب شرایع الاسلام محقق حلی ومسالک الافهام شهید ثانی،ترجمه ابو الحسن محمدی،ج اول،مرکز نشر دانشگاهی،۱۳۸۴،ص۱۸۸٫ ↑

    1. ۱-امام خمینی،تحریرالوسیله ،ج چهارم،دفتر انتشارات اسلامی،۱۳۶۶،ص۲۶۸۲-محمد حسن مرعشی،فصل نامه حق،دفتر ششم،انتشارات رو زنامه رسمی،۱۳۶۵،ص۱۰۵٫ ↑

    1. ۳-سید محمد موسوی بجنوردی،فقه تطبیقی،فصل نامه رهنمون،انتشارات مدرسه عالی شهید مطهری،ش ۲و۳،۱۳۷۱،ص۸٫ ↑

    1. ۴-«ومن یقتل مومنا متعمدافجزاءه جهنم خلدا فیها وغضب الله علیهو لعنه واعد له عذابا عظیما»۵-وما کان لمومن ان یقتل مومناالا خطئاً…» ↑

    1. ۱-محمد تقی دامغانی،اولین قوانین ایران قبل از مشروطیت،انتشارات بهزاد،ص۲۲٫منقول از کتاب جرائم علیه اشخاص دکتر محمد هادی صادقی،ص ۳۰٫ ↑

    1. ۱- محمد علی صاحی،تقریرات حقوق جزای عمومی،مقطع ارشد،دانشگاه قم،سال تحصیلی ۸۹-۹۰٫ص۱۶ ↑

    1. ۱- منبع پیشین،ص۳۲ ↑

    1. ۱- حسین اقایی نیا،جرایم علیه اشخاص،(جنایات)،بنیاد حقوقی میزان،چاپ ششم،زمستان ۸۹،نهران،ص ۳۱٫ ↑

    1. ۲- ایرج گلذدوزیان،حقوق جزای اختصاصی،لنتشارات دانشگاه تهران،چاپ دهم،تهران،۱۳۸۳،ص۷۱٫ ↑

    1. ۱-روح الله موسوی خمینی،تحیر الوسیله،جلد دوم،تهران ،دار العلم،چاپ دوم،۱۳۶۶،صص۵۶۱-۵۶۲٫مساله۱۰ ↑

    1. ۱- حسین میر محمد صادقی،جرایم علیه اشخاص،بنیاد حقوقی میزان،چاپ اول،۱۳۸۶،تهران،ص۵۷٫ ↑

    1. ۱- محمد علی صالحی،تقریرات حقوق جزای عمومی،دانشگاه قم،سال تحصیلی۸۹-۹۰٫ص۳۱ ↑

    1. ۲-حسین اقایی نیا،جرایم علیه اشخاص،بنیاد حقوقی میزان،چاپ ششم،زمستان۸۹،تهران،ص۳۶٫ ↑

    1. ۳-ماده ۶۴۲ق.م.ا مصوب۱۳۷۵«هر کس با داشتن استطاعت مالینفقه ی زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه ی نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می کند.» ↑

    1. ۱- محمد علی اردبیلی،حقوق جزای عمومی،ج اول،نشر میزان،چاپ ششم ۱۳۸۳،ص۲۱۱٫ودکتر حسین اقایی نیا،جرایم علیه اشخاص،نشر میزان،چاپ ششم،۱۳۸۹،تهران،ص۳۷٫۲- حسین میر محمد صادقی،جرایم علیه اشخاص،بنیاد حقوقی میزان،چاپ اول۱۳۸۶،تهران،ص۳۷٫ ↑

    1. ۱- منبع پیشین،ص۲۹ ↑

    1. ۱-محمد حسن نجفی ملقب به شهید ثانی،مسالک الافهام،ج ۴۲،ص۱۵۳٫ ↑

    1. ۲- ایرج گلدوززیان،محشای قانون مجازات اسلامی،نشر مجد،چاپ چهارم،۱۳۸۳،تهران،ص۱۱۹٫ ↑

    1. ۳- حسین میر محمد صادقی،جرایم علیه اشخاص،نشر میزان،چاپ اول،۱۳۸۶،ص۳۷٫استنباط از بند اول.۴-روح الله الموسوی الخمینی،تحریر الوسیله،قم،انتشارات دار العلم چاپ دوم ۱۳۶۶،ج۲،ص۵۱٫ ↑

    1. ۱-نظریه مشورتی شماره۱۰۹۸/۷،مورخ۱۷/۲/۱۳۷۵اداره حقوقی قوه قضاییه. ↑

    1. ۱-روح الله موسوی خمینی،تحریر الوسیله،قم،انتشارات دارالعلم،چاپ دوم۱۳۶۶،ج ۲،ص۵۱٫ ↑

    1. ۱-برای مثال رجوع کنید محمد جواد حسینی عاملی،مفتاح الکرامه،ج۱۰،ص۳۴۳؛محمد حسن نجفی،جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام،ج۱۰ص۳۴۳؛به نقل از دکتر محمد هادی صادقی،جرایم علیه اشخاص،ص۶۱٫۲-محمد رضا گلپایگانی،مجمع المسایل،قم،مؤسسه‌ دار القران کریم،۱۳۶۹،ج۳،ص۲۸۹به نقل از حسن پوربافرانی،بررسی ترک فعل در جرم قتل عمدی،نشریه دادرسی،سال نهم،شماره۵۲،مهر وابان۱۳۸۴،صص۲۴-۳۴٫در ص۳۴ ↑

    1. ۱-یوسف مدنی تبریزی،کتاب القضاء،قم،۱۴۲۶قمری،بی نا،صص۲۲۰-۲۲۱،سوال۱۴۴٫۲-سید ابوالقاسم خویی،مبانی تکمله المنهاج،ج دوم،مؤسسه‌ احیا اثار الامام الخویی،س ۱۴۲۲،ص۶٫٫ ↑

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 273
  • 274
  • 275
  • ...
  • 276
  • ...
  • 277
  • 278
  • 279
  • ...
  • 280
  • ...
  • 281
  • 282
  • 283
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود پایان نامه و مقاله – گفتار سوم- اصل غرامت – 10
  • دانلود پایان نامه و مقاله | قسمت 17 – 9
  • دانلود پایان نامه های آماده – الف) اهداف و اصول عدالت ترمیمی و نقدهای وارده – 3
  • مطالب پایان نامه ها درباره راهکارهای غنی سازی برنامه ریزی درسی درمدارس عادی ازدیدگاه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲- ۱۴ مقایسۀ معیارهای ارزیابی عملکرد تعدیل شده بر حسب ریسک – 3
  • مقالات و پایان نامه ها | ۲-۱-۲-۵ افسردگی از دیدگاه معنوی‌گرایی – 9
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | مدل‌های گارمزی و همکاران – 9
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | تشریح محدودیت ها: – 8
  • دانلود پایان نامه های آماده | قسمت 3 – 7
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – قسمت 14 – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان