هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تبیین نمایندگی تجاری با رویکردی به لایحه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اما پس از فوت شخصیت آمر پایان یافته، اهلیت تمتع خویش را از دست می­دهد و اموال وی نیز به طور قهری به تملک وراث در می ­آید. ضمن آنکه اموال آمر در نزد نماینده در حکم امانت خواهد بود. بنابراین چیزی باقی نمی­ماند تا موضوع نیابت نماینده باشد. ضمن آنکه پس از فوت متوفی قابلیت انجام کاری را ندارد تا دیگری بتواند به نیابت ان را انجام دهد. در نتیجه به محض وقوع فوت نمایندگی منحل می­ شود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

همچنین برخی از فقیهان و حقوقدانان (امامی، ۱۳۷۵، ص ۲۳۹) معتقدند که نفوذ اعمال وکیل قبل از آگاهی وی از عزل موکل حکمی استثنایی بوده و نمی­ توان آن را منشاء قیاس قرار داد. ضمن آنکه قیاس انحلال وکالت در اثر فوت با فسخ وکالت و عزل وکیل به علت آنکه فوت واقعه­ای حقوقی و فسخ عملی حقوقی است صحیح نمی ­باشد. (شهید ثانی، ۱۴۱۰ ه.ق، ص ۳۷۱-۳۷۰، نجفی، ۱۳۶۷ ه.ش، ج، ص ۳۶۰-۳۵۹)
حقوقدان دیگری معتقد است در صورتی که نماینده از فوت آمر مطلع نبوده و اقدام به انعقاد معاملاتی نماید منصفانه نیست که نماینده نسبت به معاملات مزبور مسئول شناخته شود. به نظر ایشان در واقع اختیار حقیقی نماینده پس از فوت آمر پایان می­یابد اما پس از فوت تا زمان آگاهی دارای اختیار ظاهری خواهد بود زیرا مسئول دانستن نماینده­ و ثالث با حسن نیت که بی اطلاع از فوت آمر بوده و در پی انجام دستورات وی اقدام به انجام معاملاتی نموده ­اند، منصفانه نمی ­باشد. نماینده پس از اطلاع از فوت موظف است اعمال نمایندگی را متوقف نموده و از اموال آمر تا زمان مطالبه مالکین جدید حفاظت نماید. در واقع علم به فوت آمر شرط نفوذ انفساخ قراردادی می­باشد. (امیر معزی، ۱۳۸۸، ص ۲۰۰-۱۹۷)
بر اساس ماده ۲۰۰۸ ق.م فرانسه[۶۷] نیز اعمال وکیل قبل از آگاه شدن وی از فوت موکل نافذ می­باشد. همچنین تعهدات عامل در مقابل ثالث با حسن نیت قابل اجرا می­باشد. (ماده ۲۰۰۹ ق.م فرانسه[۶۸])
سوال دیگری که در این مبحث قابل طرح می­باشد این است که آیا می­توان شرط عدم انفساخ عقد به موجب فوت یا حجر آمر نمود؟
به موجب ماده ۷۷۷ ق.م: «در ضمن عقد رهن یا به موجب عقد علی حده ممکن است راهن مرتهن را وکیل کند که اگر در موعد مقرر راهن قرض خود را ادا ننمود، مرتهن از عین مرهونه یا قیمت آن طلب خود را استیفاء کند؛ و نیز ممکن است قرار دهد وکالت مزبور بعد از فوت مرتهن با ورثه او باشد؛ و بلاخره ممکن است که وکالت به شخص ثالث داده شود». مفاد این ماده از فقه امامیه در فصل رهن گرفته شده است. (محقق حلی، ۱۴۰۹ ه.ق، ص ۳۳۴، شهید ثانی، ۱۴۱۰ ه.ق، ص ۸۹)
فقیهانی که مخالف بقای وکالت پس از فوت وکیل یا موکل هستند این قاعده را اینگونه توجیه می­نمایند که: «وکالت به طور مستقیم و مستقل برای ورثه مقرر شده­ است یا این که مرتهن حق فروش عین مرهونه را پیدا کرده است و این حق به همراه انتقال حق رهن به ورثه مرتهن منتقل می­گردد و وکالت در آن جنبه تبعی دارد». ( نجفی، ۱۳۶۷، الف، ص ۱۶۸)
به اعتقاد برخی از حقوقدانان (کاتوزیان، ۱۳۷۸، ص ۲۱۳-۲۱۲) : «ظاهر ماده ۷۷۷ ق.م ناظر به موردی است که مرتهن وکالت در فروش مورد رهن را دارد و شرط می­ شود که این وکالت به ورثه او برسد و آنان نیز به عنوان جانشین مرتهن (نه به طور مستقل) نیابت در فروش پیدا می­ کنند. وکالت در فروش عین مرهونه نیز ارتباطی بر حق مرتهن بر آن ندارد و نمی­ توان چنین وکالتی را تابع حق شمرد (بر خلاف نظر فقیهانی که فوت وکیل را، در وکالت­هایی که در ضمن عقد لازم شرط می­گردد و موضوع آن راجع به حق وکیل است مانند مورد رهن ، موجب انحلال وکالت نمی­دانند. (کاظم یزدی، ۱۴۳۲ ه.ق، ص ۱۶۸)
بنابراین ماده ۷۷۷ مظهری از حاکمیت اراده برای باقی نگهداشتن سلطه ناشی از وکالت پس از فوت وکیل است. اما به علت اینکه ورثه این سلطه را از نایب دریافت نمی­دارند، نمی­ توان آن را نیابت مبتنی بر اذن دانست. در واقع آنچه قابل باقی ماندن پس از فوت مرتهن می­باشد حق نامیده می­ شود و چنین عقدی وکالت نبوده و نوعی ایجاد حق است. ضمن آنکه در صورتی که فوت موکل نتواند وکالت را از بین ببرد این عقد وصایت است نه وکالت».
بر اساس بند دو ماده ۱۹۹۱ ق.م فرانسه[۶۹] در صورتی که انحلال قرارداد پس از مرگ موکل خساراتی را در پی داشته باشد، وکیل باید آنچه را شروع کرده به پایان برساند. در واقع بر اساس رویه قضایی فرانسه طرفین می­توانند شرط ادامه قرارداد به نفع وراث پس از فوت آمر را بنمایند. (آخوندی، ۱۳۸۴، ص ۱۲۹)
ب: فوت نماینده
بر اساس بند ۳ ماده ۶۷۸ ق.م فوت وکیل نیز از اسباب انحلال وکالت می­باشد. در این مورد که اختیارات نماینده با فوت وی خاتمه می­یابد بحثی نیست اما سوالی که در خصوص فوت نماینده مطرح می­ شود این است که آیا می­توان اختیارات اعطایی به وی را به دیگری واگذار نمود؟
در پاسخ باید گفت چنانچه طرفین در قرارداد در خصوص این مساله توافق نموده باشند، اعطای اختیارات نماینده به وراث وی امکان پذیر است. البته وراث نمایندگی فرعی خواهند داشت و نمایندگی آنها در امتداد نمایندگی متوفی نخواهد بود زیرا این توافق مربوط به زمانی است که نماینده فوت شود. در واقع فوت پایان نمایندگی متوفی و آغاز نمایندگی وراث است. (امیر معزی، ۱۳۸۸، ص ۲۰۰)
مسئله دیگری که در این خصوص حائز اهمیت می­باشد، بحث فوت یکی از نمایندگان در حالت اجتماع می­باشد. بر اساس ماده ۳۹۷ ق.ت: «قائم مقام تجارتی ممکن است به چند نفر مجتمعاً داده شود با قید اینکه تا تمام امضا نکنند تجارت خانه ملزم نخواهد شد». مطابق با ماده مزبور اصل بر نمایندگی به نحو استقلال است و در صورتی که تاجر تمایل به عمل به نحو اجتماع داشته باشد باید مطلوب خویش را ذکر نماید.
از آنجایی که قانون تجارت در خصوص فوت یکی از نمایندگان در صورت اجتماع تعیین تکلیف ننموده است لذا ناگزیر به مراجعه به قواعد عام می­باشیم. به موجب ماده ۶۷۰ ق.م: «در صورتی که دو نفر به نحو اجتماع وکیل باشند به موت یکی از آنها وکالت دیگری باطل می­ شود».
بر اساس ماده ۶۷۰ ق.م علت بطلان وکالت در حالت اجتماع این است که مقصود موکل از وکالت به نحو اجتماع همکاری و همفکری وکلا بوده است و در واقع آن دو یک پیکر را در امر وکالت تشکیل می­ دهند و در صورت فوت یکی دیگری ممنوع از انجام امر وکالت خواهد بود و مثل این است که موضوع وکالت منتفی شده باشد. (امامی، ۱۳۷۵، ص ۲۲۳)
برخی از حقوقدانان معتقدند که مقصود از بطلان وکالت از بین رفتن اختیار وکیل در انجام مورد وکالت است. بنابراین چنانچه موکل به جای وکیل متوفی، وکیل دیگری را انتخاب کند آن دو می­توانند به نحو اجتماع امر وکالت را انجام دهند. (امامی، ۱۳۷۵، ص ۲۲۳)
به نظر برخی نویسندگان حقوقی (حاجیانی، ۱۳۸۶، ص ۲۲۱-۲۲۰) مفاد ماده ۶۷۰ ق.م. در نمایندگی­های تجاری قابل اجرا نمی ­باشد. زیرا در صورتی که فوت یکی از نمایندگان منجر به انحلال نمایندگی گردد، امور تجارت خانه با مشکل مواجه شده و باعث زیان تاجر می­گردد. ضمن آنکه هدف در حوزه فعالیت­های تجاری، کاهش موانع و تسریع در انجام معاملات می­باشد حال آنکه چنین قواعدی این اهداف را زائل می­نمایند. ضمن آنکه حقوق اشخاص ثالث بی اطلاع از عدم صلاحیت نماینده نیز دستخوش تضییع قرار خواهد گرفت.
البته باید توجه داشت چنانچه آمر خود در قرارداد نمایندگی شرط نماید که در صورت فوت یکی از نمایندگان، نمایندگی سایرین نیز منتفی خواهد بود، عمل به شرط الزامی است. زیرا خواست و اراده امر بهره گیری و همفکری نمایندگان است. بنابراین در صورتی که خواست اصیل محقق نگردد نمی­ توان به بقای نمایندگی سایرین نظر داد. (حاجیانی، ۱۳۸۶، ص ۲۲۱)
به نظر نماینده به علت فقدان مقررات قانونی مبنی بر بقای سمت سایر نمایندگان در صورت فوت یکی از انها در نمایندگی اجتماعی، از آنجایی که در تعیین نمایندگان اراده آمر حائز اهمیت است بهتر است نمایندگان باقی مانده تا زمان تعیین تکلیف از سوی آمر فعالیت­های مربوط به قرارداد نمایندگی را متوقف نمایند.
بند دوم: حجر طرفین قرارداد نمایندگی (جنون، سفاهت و ورشکستگی)
بر اساس ماده ۱۲۰۷ ق.م محجورین به سه دسته صغار، اشخاص غیر رشید و مجانین تقسیم گردیده‌اند. حجر این سه دسته حجر حمایتی است در حالی که بر اساس قانون تجارت تاجر ورشکسته نیز به نوعی محجور و ممنوع از انجام معاملات می­باشد. با این تفاوت که مبنای حجر تاجر حمایت از اشخاص ثالث است نه خود تاجر.
به علت آنکه صغر از عواملی است که مانع انعقاد قرارداد بوده و در بحث انحلال و عواملی که در خلال قرارداد مانع ادامه آن می­شوند جایی ندارد از پرداختن به آن پرهیز می­نماییم.
از این رو شایسته است ابتدا جنون نماینده و آمر (الف)، سپس سفه آنان (ب) و در پایان ورشکستگی هریک مورد بررسی قرار گیرد (ج).
الف: جنون آمر و نماینده
بر اساس بند ۳ ماده ۶۷۸ ق.م. ایران[۷۰] و بند ۳ ماده ۲۰۰۳ ق.م. فرانسه[۷۱] جنون وکیل یا موکل از موارد انفساخ قرارداد است. انحلال وکالت در اثر جنون اختصاص به وکالت ندارد و در کلیه عقود جایز از موارد انحلال می­باشد. جنون چه ادواری باشد و چه دائمی باعث انحلال وکالت می­ شود زیرا در اثر جنون وضعیت حقوقی فرد تغییر کرده و اهلیت استیفا خویش را از دست می­دهد. با جنون موکل اذن در تصرف که استدامه آن شرط بقا وکالت است از بین می­رود و چون موکل نمی­تواند در اموال خود تصرف بنماید، نایب او نیز نمی­تواند به موجب نمایندگی تصرفی در اموال مجنون بنماید. در خصوص جنون وکیل نیز از آنجایی که وی از تصرف در اموال خویش منع می­گردد به طریق اولی نمی­تواند در اموال موکل که مستلزم رعایت مصالح وی می­باشد تصرف نماید. (امامی، ۱۳۷۵، ص ۲۴۰)
در خصوص حجر طرفین قرارداد نمایندگی این سوال مطرح است که آیا جنون به عنوان یکی از عوامل محجور نمودن آمر و نماینده، موثر بر روند قرارداد می­باشد؟
اثر این مساله در انحلال یا عدم انحلال قرارداد است. در واقع اگر جنون را از عوامل موثر بر روند قرارداد بدانیم، به طور منطقی منجر به انحلال قرارداد می­ شود، در حالی که عدم تاثیر این عامل خللی در روند قرارداد ایجاد نخواهد کرد.
به نظر می­رسد جنون از عوامل موثر بر انحلال قرارداد نمایندگی است. زیرا متعاملین جهت انجام قرارداد باید اهلیت داشته باشند[۷۲] و اهلیت به معنای آن است که فرد عاقل، بالغ و رشید باشد[۷۳]. حال آنکه فرد مجنون به علت فقدان قوه درک و تمیز، اهلیت نداشته، قادر به انجام اعمال حقوقی نمی ­باشد. در واقع ناتوانی مجنون در انجام اعمال حقوقی تا حدی است که اجازه ولی و قیم نیز قادر به جبران آن نخواهد بود[۷۴].
شغل تجارت مستلزم انجام معاملات است، لذا شخصی که اهلیت انجام معاملات را نداشته باشد، نمی­تواند به تجارت اشتغال ورزد در نتیجه فاقد وصف تاجر خواهد بود، در حالی که اعطاء کننده نمایندگی باید تاجر باشد. در نتیجه جنون آمر به علت آنکه وصف تاجر را از وی می­گیرد نیز از موجبات انحلال نمایندگی است. (ستوده تهرانی، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۳۶-۳۵)
ضمن آنکه به موجب ماده ۶۶۲ ق.م: «وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را انجام دهد….» در واقع اهلیت موکل جهت اعطای نمایندگی با اهلیت انجام اعمال موضوع نمایندگی مرتبط می­باشد. زیرا هرچند که وکیل با اراده خویش اقدام به انجام امور می­نماید، اما موکل نیز با واسطه درانجام این اقدامات دخیل است. به همین جهت اهلیت موکل معیار انجام عمل حقوقی مورد وکالت می­باشد. در حالی که فرد مجنون امکان انجام هیچگونه عمل ارادی را ندارد. (کاتوزیان، ۱۳۷۸، ص ۱۴۲)(کاتوزیان، ۱۳۷۶، ص ۴۲۷)
مساله دیگر در خصوص آگاهی نماینده از جنون آمر است. سکوت قانون مدنی در این خصوص به مانند فوت حاکی از عدم تمایل قانونگذار در پیش بینی تاثیر آگاهی نماینده از جنون آمر در انفساخ قرارداد می­باشد. ضمن آنکه حکم مربوط به عزل استثنایی است و نمی­ توان ان را به سایر موارد تسری داد. (امامی، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۲۳۹)
برخی از حقوقدانان معتقدند که همان مبنایی که در عزل وکیل منجر به صدور چنین حکمی گردیده است در جنون نیز وجود دارد. بنابراین جهت حفظ نظم در معاملات و حمایت از اعتماد اشخاص ثالث باید قراردادهایی که قبل از اطلاع وکیل از جنون موکل منعقد می­گردد را نافذ دانست. (کاتوزیان، ۱۳۷۸، ص ۲۱۱)
بر اساس ماده ۲۰۰۸ ق.م. فرانسه[۷۵] اعمالی که وکیل قبل از اطلاع از جنون موکل انجام می­دهد، معتبر می­باشد.
ب: سفه آمر و نماینده
به موجب ماده ۶۸۲ ق.م: «محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می­ شود مگر در اموری که حجر مانع از توکیل در آنها نمی ­باشد و همچنین است محجوریت وکیل مگر در اموری که حجر مانع از اقدام در آن نباشد».
منظور از محجوریت در ماده فوق عدم رشد است. زیرا محجوریت در اثنا وکالت نمی­تواند صغر باشد و حکم جنون نیز در ماده ۶۷۸ بیان گردید بنابراین تنها سفه باقی می­ماند که ماده مزبور حکم آن را بیان داشته است. (امامی، ۱۳۷۵، ص ۲۴۱)
بر اساس ماده ۱۲۰۸ ق.م سفیه کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد. اهلیتی که در قانون برای طرفین قرارداد لازم دانسته شده است، اهلیت از نظر تحقق قصد انشا و از نظر جواز تصرف در امور مالی است. سفیه بر اساس ماده ۱۲۱۴ ق.م در خصوص تملکات بلاعوض نیازی به اجازه ولی یا قیم خود ندارد. اما در خصوص امور مالی از آنجایی که تصرفات وی مصون از تضییع و تفریط نمی ­باشد، تنها با اجازه ولی یا قیم وی نافذ خواهد بود. (امامی، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۲۱۷-۲۱۶)
بنابراین سفیه جهت انجام اموری که از آن منع نگردیده است می ­تواند به دیگری وکالت دهد. همچنین از آنجایی که وی صرفا از تصرف در امور مالی خویش و نه دیگران منع گردیده است، می ­تواند در کلیه امور مالی و غیر مالی وکیل دیگران باشد. (امامی، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۲۱۷)
در دیدگاه مقابل برخی از حقوقدانان معتقدند که سفیه در عقد وکالت در مقابل موکل متعهد به انجام اعمال حقوقی می­ شود و در صورتی که مرتکب تقصیر شود مسئول جبران خسارات خواهد بود. بنابراین چگونه ممکن است بتوان سفیه را در اموری که نسبت به آن اهلیت ندارد، مسئول دانست؟ در واقع بهتر است جهت حمایت از سفیه وی در معرض چنین مخاطراتی قرار نگیرد. همچنین به موجب ماده ۶۶۲ ق.م: «وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را به جا آورد. وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن امر اهلیت داشته باشد». در نتیجه چون سفیه در امور مالی اهلیت تصرف ندارد، وکالت انجام این معاملات را نیز نمی­تواند، بپذیرد. (کاتوزیان، ۱۳۷۸، ص ۱۴۵-۱۴۴)
عده ای دیگر از حقوقدانان پس از پذیرش عدم امکان قبول وکالت از سوی سفیه در امور مالی به علت آنکه سفیه در این امور محجور است بیان می­دارند که سفیه می ­تواند در امور مالی با اجازه ولی یا قیم خویش وکالت را قبول کند. (صفائی؛ قاسم زاده، ۱۳۸۵، ص ۲۴۷)
در خصوص تاثیر یا عدم تاثیر سفه آمر بر قرارداد نمایندگی تجاری، برخی از حقوقدانان تجاری معتقدند، از آنجایی که شغل تجارت مستلزم انجام معاملات می­باشد اگر شخص اهلیت انجام معاملات را نداشته باشد، نمی­تواند به تجارت اشتغال ورزد و در نتیجه تاجر نیز نمی ­باشد. به اعتقاد ایشان بر اساس مقررات قانون مدنی وظایف نمایندگان قانونی تنها محدود به اداره اموال محجور می­باشد و انجام معاملات تجاری که مستلزم برخی از خطرات می­باشد در وظایف آنان ذکر نگردیده است. بنابراین وظایف نمایندگان قانونی پس از حجر آمر تنها محدود به اداره و نگهداری تجارت خانه و یا انجام معاملاتی در حدود عرف و عادت می­باشد. (ستوده تهرانی، ۱۳۸۳، ج۱، ص ۳۷-۳۵)
بر اساس ماده ۹ ل.ت. ۱۳۹۳ حجر تاجر از موارد انحلال سمت قائم مقام تجاری دانسته شده است. توضیح این که نماینده تا تعیین تکلیف از سوی ولی یا قیم آمر، مسئولیت اداره و نگهداری اموال را بر عهده دارد. همچنین به موجب ماده ۴۰۵ قانون تعهدات سوئیس در صورتی که زوال وکالت منافع موکل را به خطر اندازد، وکیل یا نماینده مکلف به اداره امور مربوط هستند تا موکل یا نماینده وی شخصا قادر به اقدام لازم بشوند. در واقع مشکلات عملی سفاهت آمر کمتر از نماینده است و آمر می ­تواند تحت نظارت ولی خود به دیگری نمایندگی دهد.در خصوص سفاهت نماینده تجاری همانگونه که بیان گردید، سفیه نمی­تواند در اموری که خود قادر به انجام آن­ها نمی ­باشد، نمایندگی دیگری را بپذیرد. ضمن آنکه انجام معاملات تجاری بر اساس مقررات حقوق مدنی در حوزه اختیارات نمایندگان قانونی نمی ­باشد، بنابراین نماینده حتی با اجازه ولی یا قیم خویش قادر به پذیرش نمایندگی و یا ادامه آن در صورت بروز سفاهت در خلال قرارداد تجاری نمی ­باشد. (ستوده تهرانی، ۱۳۸۳، ص ۳۶-۳۵)
به علاوه در حوزه فعالیت­های تجاری به علت حساسیت­ها و ظرافت­های خاص تجارت، توانایی شناخت سود و زیان از لوازم این حرفه می­باشد، در حالی که سفیه فاقد این اوصاف است. در ثانی لزوم رعایت اصل سرعت در معاملات تجاری مانع از ان است که مشتریان برای تنفیذ معاملات خود منتظر اذن ولی یا قیم سفیه باشند. در نتیجه در صورتی که نماینده در خلال نمایندگی سفیه شود، قرارداد منحل می­گردد. (آخوندی، ۱۳۸۴، ص ۱۲۸)
ج: ورشکستگی آمر یا نماینده
قانون مدنی از میان شش سببی[۷۶] که فقهای امامیه (شهید الاول، ۱۴۱۱ ه.ق، ص ۱۲۱؛ شهید الثانی، ۱۴۱۰ ه.ق، ج ۴، ص ۱۰۱؛ الحلی، ۱۳۸۷ ه.ق، ج ۲، ص ۶۴؛ المحقق الحلی، ۱۴۰۹ ه.ق، ج ۲، ص۳۵۱؛ نجفی، ۱۳۶۷، ب،ص ۴)
برای حجر بیان نموده ­اند، تنها سه سبب را برگزیده است. در حوزه حقوق تجارت ورشکستگی به مانند جنون و سفاهت (در امور مالی) از موارد حجر آمر یا نماینده است. در واقع ورشکستگی نیز اهلیت ورشکسته را در انجام تصرفاتی که به زیان طلبکاران است از بین می­برد.
هنگامی که تاجر متوقف از پرداخت دیون خویش می­گردد، به موجب قانون تجارت معاملات وی در سه محدوده زمانی فاقد اعتبار می­گردد. این سه دوره زمانی بدین شرح می­باشند:

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : بررسی قابلیت دو گونه گیاهی در جذب فلزات سنگین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سوارز[۴۵] و همکاران (۲۰۰۱) اثر سمیت روی را در محلول غذایی بر روی رشد و تغذیه E. maclata ,E. urophylla بهمنظور ارزیابی اثرات مقادیر اضافه روی بر رشد و تغذیه اکالیپتوس در گلخانه انجام دادند. مقدار بحرانی سمیت فلز روی ۸۳۵ میلیگرم بر کیلوگرم در Eucalyptus maclata و ۶۹۷٫۸ میلیگرم بر کیلوگرم در E.urophylla بود. این نتایج نشان داد که Eucalyptus maclata مقاومت بیشتری نسبت به E. urophylla در مورد فلز روی دارد.
توسط یانای[۴۶] و همکاران (۲۰۰۶) اثر ویژگیهای خاک بر جذب کادمیم و روی با بهره گرفتن از گیاه قدومهکوهی Thlaspi caerulescens بررسی شد. آنها مدلهای رگرسیونی را برای برآورد غلظت فلز در شاخساره گیاه و جذب فلز به وسیله گیاه براساس غلظت کل فلز در خاک و سایر ویژگیهای خاک بهکار بردند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بیکر و بروکس[۴۷] ( ۱۹۸۹ ) غلظت آستانه تحمل را برای دیگر فلزات تجمع یافته در گیاهان از ۱۰۰ میکروگرم کادمیم در ۱ گرم وزن خشک، ۱۰۰۰ میکروگرم نیکل، مس، کبالت و سرب در ۱ گرم وزن خشک و ۱۰۰۰۰ میکروگرم روی و منگنز در ۱ گرم وزن خشک را تعیین نمودند.
مکگرات[۴۸] و همکاران (۲۰۰۶) گزارش کردند غلظت کل فلزات استخراج شده از خاک تحت تأثیر عواملی از قبیل غلظت عنصر در خاک، بیوماس گیاهی، توانایی انباشت گیاه و… است و بیوماس گیاهی تحت تأثیر حاصلخیزی خاک و عوامل مختلفی منجمله عملیات زراعی مثل آبیاری، مصرف کود و کنترل آفات و علفهای هرز قرار دارد.
روس[۴۹] (۱۹۹۴) در تحقیقی نشان داد که بیش از ۹۰ درصد سرب و بیش از ۸۰ درصد کروم و روی موجود در برگ گیاهان مختلف از اتمسفر منشأ میگیرد.
بر طبق بررسی هایی که توسط کوانگ[۵۰] (۱۹۹۷) بر روی Salix انجام شده این گیاه توان جذب کادمیم را دارد و از طرفی گونه غالب در اکوسیستم می‌باشد در نتیجه باعث افزایش کادمیم در وحوش (به طور مثال گوزنها، خرگوش، گرگ) شده است. در نتیجه از نظر زیستمحیطی بسیار نگران کننده می‌باشد. جذب سرب و کادمیم در بعضی از گیاهان متاثر از یکدیگر می‌باشد به این معنی که زمانیکه هر دو آنها بهمقدار قابل توجهی در خاک باشند متاثر از یکدیگر می‌باشند. این تاثیر در صورتیکه باعث کاهش جذب فلز گردد مفید است ولی زمانیکه باعث افزایش جذب عنصر گردد مضر است.
مطالعه‌ای که توسط مادیوا[۵۱] و همکاران (۲۰۰۴) انجام گردید به بررسی اثر متقابل سرب و کادمیم در خاکهای شنی بر روی Cynodon nlemfluensis پرداخت و نشان داد که حضور هر دو عنصر سرب و کادمیم باعث اثرات زیان‌آور در افزایش جذب کادمیم در این گیاه می‌شود.
سینگ[۵۲] و همکاران (۲۰۱۰) در بررسی خود با عنوان استفاده از قلمههای درختی برای گیاهپالایی نواحی خشک آبیاری شده با فاضلاب شهری نشان دادند که گونه E.camaldulensis بالاترین توانایی در اصلاح خاکها را دارا میباشد. آنها نتیجه گرفتند که کشت قلمههای درختی بویژه E.camaldulensis میتواند به کنترل تخریب خاک و افزایش زیستتوده کمک کند.
نتایج یک بررسی توسط وانپیس[۵۳] و همکاران (۲۰۰۰) که بر روی آفتابگردان رشد کرده در خاکهای آلوده به کادمیوم انجام شد، نشان دادند که میزان کادمیوم ذخیره شده در اندام هوایی بیشتر از ریشه میباشد.
شا[۵۴] و همکاران (۲۰۱۱) نشان دادند با افزایش کاربرد کادمیوم و کروم، تجمع آنها در بافتهای گونه E.camaldulensis (ریشه > ساقه > برگ) افزایش مییابد، درحالی که تجمع عناصر غذایی (پتاسیم، فسفر، منیزیم و آهن) و میزان کلروفیل، کاهش مییابد. نتایج کاهش تدریجی رشد و تولید زیستتوده جوانههای اکالیپتوس را با افزایش کاربرد خارجی کادمیوم و کروم در آب آبیاری نشان دادند که بیانگر سمیت این فلزات برای E.camaldulensis میباشند.
مارشیول[۵۵] و همکاران (۲۰۰۶) در آزمایشی برای مطالعه پتانسیل گیاهجذبی تربچه و کلزا و آفتابگردان در خاکهای آلوده در یک آزمایش گلخانهای از پارامترهای ضریب گیاهجذبی و فاکتور انتقال استفاده کردند. نتیجه گرفته شد که فاکتور انتقال آفتابگردان و تربچه بیشتر از کلزا است. آنها در آزمایشی دیگر دریافتند که فاکتور انتقال در گیاه کلزا برای عنصر سرب کمتر از کادمیوم و روی بوده و به ترتیب برابر ۰۱/۰، ۵۳/۰ و ۲۲/۰ به دست آمده بود.
ژانگ[۵۶] (۱۹۹۳) در مطالعه خود به برهمکنشی منفی بین دو عنصر مس و روی اشاره کرده است. که نتیجه گرفت، این پدیده امکان دارد به دلیل رقابت برای اشغال مکانهای حمل کننده یکسان صورت گیرد.
عبدالصبور[۵۷] و همکاران در سال ۱۹۸۸ بیان کردند که حضور کادمیم منجر به بروز مشکلات ناشی از انتقال روی و سایر عناصر کم مصرف در گیاه می شود.
۲-۲-۲- مطالعات صورت گرفته در داخل کشور
وهابزاده و همکاران (۱۳۸۴) اثرات زیستمحیطی فرآیندهای استخراج و فرآوری معدن سرب و روی آهنگران را بررسی کردند. بدین منظور از بخشهای مختلف آب، خاک وگیاهان موجود در منطقه نمونهبرداری انجام شد. سپس به کمک دستگاه جذب اتمی میزان تراکم ۶ فلز از فلزات سنگین شامل کادمیوم، روی، مس، نیکل، سرب وآهن در نمونه ها، سنجش ومورد مقایسه قرار گرفت. که بیانگر تفاوت در میزان تحمل و ذخیرهسازی انواع فلزات سنگین نسبت به میانگینهای موجود توسط گونه های مختلف است.
میرغفاری (۱۳۸۴) درپژوهشی غلظت سرب در تعدادی از گونه های گیاهی طبیعی اطراف معدن سرب و روی ایرانکوه در اصفهان را مورد بررسی قرار داد. که تفاوت غلظت سرب در اندام هوایی گونه گیاهی در سطح احتمال پنج درصد معنی دار و در ریشه فاقد تفاوت معنیدار بود.
باقریفام (۱۳۸۷) تأثیر غلظتهای مختلف اورانیوم بر ویژگیهای فیزیولوژیکی و مقدار کلروفیل درگیاهان آفتابگردان و سویا را بررسی کردند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که افزایش غلظت اورانیوم در خاک بهطور معنیدار بر روی ویژگیهای مورد مطالعه تأثیر داشت. افزایش غلظت اورانیوم سبب افزایش درجه بازدارندگی رشد و کاهش شاخص تحمل (TI) در گیاهان سویا و آفتابگردان گردید. تولید زیستتوده زیاد در غلظتهای بالای اورانیوم نشان دهنده مقاومت بالاتر این گیاه به تنش سمیت اورانیوم میباشد.
هودجی وهمکاران (۱۳۸۸) به ارزیابی تجمع برخی از فلزات سنگین در خاک و محصولات کشاورزی در یک ناحیه صنعتی پرداختند. هدف از این تحقیق بررسی غلظت آهن، روی و سرب در خاک وگونه گیاهی در منطقه اطراف کارخانه ذوب آهن اصفهان بود. در این تحقیق ۱۷ ناحیه مجزا و۵۴ نقطه نمونهبرداری تعیین گردید. در هر نقطه از ۴عمق ۵-۰ ، ۱۰-۵، ۲۰-۱۰ ، ۴۰-۲۰ سانتیمتری نمونهبرداری گردید. غلظت آهن، روی و سرب قابل استخراج با DTPA در ۲۱۶ نمونه خاک اندازه گیری شد. همچنین غلظت این عناصر در اندام هوایی ۱۶۲ نمونه گیاه از ۱۳ نوع گونه گیاهی منطقه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که حداکثر غلظت آهن، سرب و روی در لایه سطحی(۲۰-۰) بهترتیب برابر با ۷۴٫۲، ۱۰، ۸٫۳ در لایه عمقی خاک (۴۰-۲۰) بهترتیب برابر ۷۶٫۸، ۶٫۴ و ۶٫۱ میلیگرم در کیلوگرم خاک ودر جنوبشرق و شرق منطقه است. حداکثر غلظت آهن در اندام هوایی کاج (Pinus sp.) 1521.8 میلیگرم در کیلوگرم ماده خشک گیاهی و در جنوب کارخانه بوده است که از حداکثر غلظت آهن در ماده خشک گیاهی(۷۵۰ میلی گرم در کیلوگرم) بالاتر است. حداکثر غلظت روی در اندام هوایی یونجه (Medicago sativa) و فرفیون (Euphorbia spp.) بهترتیب ۵۱٫۷ و ۵۰٫۲ میلیگرم در کیلوگرم مادهخشک گیاهی و شمالشرق و جنوبغربی منطقه بوده است که پایینتر از حداکثر غلظت طبیعی این عنصر (۲۰۰ میلیگرم در کیلوگرم) در گیاه است. حداکثر غلظت سرب در اندام هوایی برنج (Oryza sativa) 97.7 میلیگرم در کیلوگرم مادهخشک گیاهی و شمالشرق منطقه بوده است که نسبت به حداکثر غلظت در گیاهان (۱۰۰ میلیگرم در کیلوگرم) در حد بحرانی است.
داوری و همکاران (۱۳۸۹) تجمع فلزات سنگین در بستر، برگ و ریشه درختان حرا (Avicennia marina) در استان بوشهر مورد بررسی قرار گرفت. غلظت سرب و روی در برگهای درختان حرا منطقه مورد مطالعه بالاتر از این میزان در مطالعات مشابه در دیگر نقاط جهان بود که این نشان از ورود فلزات سنگین از هوا و جذب سطحی برگها دارد.
وحیددستجردی و همکاران (۱۳۸۹) بررسی و مقایسه تجمع فلزات سنگین در آب و خاک وگیاه تالاب بین المللی گاوخونی در سالهای ۱۳۸۵-۱۳۸۱ را انجام دادند. در این تحقیق بهمنظور بررسی تعدادی از پارامترهای شیمیایی و غلظت فلزات سنگین در آب و خاک و گیاه تالاب گاوخونی و مقایسه نتایج با استانداردها و همچنین نتایج حاصل از بررسیهای انجام شده در سالهای گذشته، از طریق آنالیز نمونه های برداشت شده از محیط تالاب در اردیبهشت سال ۱۳۸۵ انجام گرفت. بررسیهای انجام شده بیانگر وجود تغییراتی مبنی بر کاهش بعضی از پارامترها در آب و خاک تالاب نسبت به سالهای گذشته است. دلیل این امر بارش مناسب و پر آب شدن تالاب در سال ۱۳۸۵ میباشد.
عینالهی (۱۳۸۹) میزان تجمع فلزات سنگین کادمیم، نیکل، مس و روی در رسوبات و بافتهای درخت حرا Avicennia marina در خلیج گواتر، دریای عمان را بررسی کرد. بر اساس این مطالعه میزان فاکتور تجمع زیستی BCFبافتهای گیاهی میتوانند شاخص زیستی مناسبی برای فلز کادمیوم در منطقه باشند. ریشه و ساقه نیز میتواند شاخص مناسبی برای فلز مس در منطقه محسوب شوند. برای فلز نیکل نیز ریشه شاخص مناسبی در منطقه بوده و بالا بودن TFدر کلیه فلزات مورد بررسی نشان دهنده نقش موثر ریشه A.marina در انتقال فلزات به بخشهای مختلف است. عامل موثر در نسبتهای متفاوت فلزات میتواند ناشی از دسترسی زیستی و ضروری و غیرضروری بودن فلزات برای گیاه باشد.
ذوفن و همکاران (۱۳۹۱) به مقایسه توانایی تغلیظ فلزات سنگین در پوشش گیاهی منطقه اطراف صنایع فولادسازی در جاده بندر امام- ماهشهر، اهواز پرداختند. در این مطالعه میزان تجمع فلزات سنگین Ni، Mn، Zn، Fe و Pb در خاک و پوشش گیاهی اطراف مناطق صنایع تولید فولاد در جنوبشرق شهر اهواز واقع در جاده بندر امام- ماهشهر بررسی گردید. براساس این مطالعه، غلظت فلزات در پوشش گیاهی منطقه از حد آستانه تعریف شده برای گیاهان بیش تجمع دهنده کمتر است و تصور میشود که گونه های گیاهی انتخاب شده توانایی تجمع و انباشت فلزات مورد مطالعه را در بخش هوایی خود دارند.
تحقیق و پژوهش قادریان[۵۸] و همکاران (۲۰۰۷) که با بررسی گیاهان موجود در معدن سرب و روی ایرانکوه، مقدار عناصر سرب و روی را در این گیاهان تعیین نمودند. براساس این مطالعه، گیاه M. chenopodiifolia از خانواده شببوئیان میتواند بهخوبی در خاکهای آلوده به سرب و روی ایرانکوه رشد کند و دارای پتانسیل قابل ملاحظهای برای انباشتگی سرب و روی در برگهای خود در شرایط طبیعی است.
در پژوهش دیگر دکتر مهلقا قربانلی و همکاران (۱۳۸۶) اثر کلرید مس را بر روی پارامترهای رشد و کربوهیدراتهای محلول گیاه کلزا بررسی کردند و نتایج حاکی از این بود که در غلظتهای بالای کلریدمس (۵۰۰ میکرومولار) میزان کربوهیدراتهای محلول و نامحلول (ساکارز و الیگوساکاریدها و پلیساکاریدها) افزایش مییابد که این افزایش از مکانیسمهای دفاعی کلزا در برابر غلظتهای بالای فلزات میباشد. چرا که گیاهان برای جلوگیری از تخریب کلروفیل توسط فلزات سنگین میزان کربوهیدراتها را افزایش میدهند. همچنین علت احتمالی تجمع و افزایش کربوهیدراتها در تنش مس، بازدارندگی چرخه کربن به وسیله مس میتواند باشد.
در تحقیق علی و همکاران (۲۰۰۳) بر گونهSalix acmophylla bioss ترتیب تجمع عناصر سرب، نیکل و مس در قسمتهای مختلف )برگها، ساقه و ریشه( این گونه گیاهی بهصورت Cu< Ni< Pb بود که البته میزان جذب این فلزات بسیار متغیر بود.
شریعت (۱۳۸۴) در مطالعهای تحت عنوان” تاثیر سطوح مختلف عناصر سنگین بر جوانه‌زنی و رشد گیاهچه در سه گونه ‌اکالیپتوس” نتیجهگیری کرد که مقایسه جدولهای مختلف مقایسه میانگین نشان دهنده این موضوع هستند که تیمارهای مس بیشترین اثرات منفی را در رشد گیاهچه داشته‌اند. و همچنین نتیجه گرفت که مقادیر پایین عناصر سنگین [(۵۰)Cu، (۱)Zn، (۵۰)Pb، (۱۰)Cd] تاثیر چندانی در جوانهزنی و رشد ریشه‌چه و ساقه‌چه نداشته است بنابراین در صورتیکه آلودگی مناطقی که برای رشد این سه گونه در نظر گرفته شده است از این مقادیر بالاتر نباشد جوانهزنی و رشد گیاهچه‌های اکالیپتوس می‌تواند این مقادیر را تحمل نماید.
قطبیراوندی و همکاران (۱۳۸۷) در پژوهشی امکان استفاده از گیاهان بومی جهت زدودن آلودگیهای فلزات سنگین در ناحیهی معدنی مس سرچشمه کرمان را مورد بررسی قرار دادند. طبق نتایج بیشترین مقدار سرب و مس در گونه گیاهی Onosma stenosiphon اندازه گیری شد. بهطور کلی مقدار عناصر مورد بررسی در گیاهان این منطقه بالا بوده و میتوان از برخی از این گیاهان بهعنوان ابزارهای زیستی جهت زدودن آلودگیهای فلزی استفاده کرد.
پورخباز[۵۹] و همکاران (۲۰۰۷) در رساله دکترای خود به مطالعهای با عنوان اثرات رسوب و نشست فلزات سنگین روی برگهای چنار، جنبه های شیمیایی، آناتومیکی و خواص مورفولو‍ژیکی برگهای چنار را بررسی نموده که مناطق مورد مطالعه در مرکز شهر مشهد که دارای ترافیک بالا (آلودگی بالا) و نیز مناطقی با ۲۰ کیلومتر فاصله و مناطق روستایی با ترافیک کم (آلودگی کم) انتخاب شد. غلظت سرب در برگهای چنار در مناطق شهری بهطور معنیداری نسبت به مناطق روستایی بالاتر بود. میانگین غلظت سرب اندازه گیری شده در مناطق شهری در محدوده ۹/۴۸ – ۱۳۱ و برای مناطق روستایی نیز بین ۹/۴- ۸/۹ بوده است. که اختلافات معنیداری بین برگها در مناطق روستایی و شهری ملاحظه شد.
مطالعات هودجی و جلالیان (۱۳۸۳) آلودگی کم خاک و گیاه با برخی از فلزات سنگین چون آهن، روی و منگنز را در منطقه استقرار مجتمع فولاد مبارکه نشان میدهند، این محققان گزارش کردهاند که غلظت آهن در خاک سطحی ( cm5 -0) و اندام هوایی برنج، گندم و لوبیا در مقایسه با میانگین غلظت این عنصر در هر یک از این بخشها رقم بالایی دارد (هودجی و جلالیان، ۱۳۸۳ الف و ب).
نوربخش (۱۳۸۵) در بررسی اثرات بافت و کادمیم خاک بر رشد گندم، کاهو و تربچه گزارش داد که غلظت بیشتر از ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم کادمیم سبب کاهش رشد گردید. همچنین تجمع کادمیوم در کاهو بیشتر در اندام هوایی مشاهده شد.
طبق نتایج بهدست آمده توسط بوربوری و طهرانی (۱۳۸۹) که بر اثر برهمکنش مقادیر و روش مصرف مس و روی بر خصوصیات گیاهی گندم صورت دادند، به این نتیجه رسیدند که مصرف خاکی و محلول پاشی عنصر مس در افزایش غلظت و محتوای جذب عنصر روی در دانه اثر منفی داشته است.
۳-۱- آزمون گلخانهای
برای مطالعه عکسالعمل سطوح مختلف روی،مس، سرب و کادمیوم قابل جذب در برگ، ساقه و ریشه دو گونه اکالیپتوس Eucalyptus microtheca و Eucalyptus camaldulensis انتخاب شدند. قبل از انتقال نمونه های خاک به گلخانه، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک‌ها تعیین گردید. عامل روی، مس، سرب و کادمیوم هر کدام دارای سه سطح بودند که سطوح مختلفی از این عناصر به گلدانها اعمال شد و در نهایت پس از جذب این فلزات سنگین توسط گونه های مذکور میزان فلزات سنگین موجود در برگ، ساقه و ریشه توسط دستگاه ICP اندازه گیری شد.
۳-۱-۱- موقعیت جغرافیایی گلخانه و منطقه مورد مطالعه
در دهه های اخیر اکالیپتوسکاری در مناطق شمالی و جنوبی کشور رشد فزایندهای یافته و بتازگی مسئله زراعت چوب در مناطق مذکور توجه همگانی را به خود معطوف کرده است. طرحهای سازگاری گونه های اکالیپتوس در استان گلستان در منطقه نیمهبیابانی چپرقویمه و نیز کاشت درختان اکالیپتوس بعنوان بادشکن و حصار زنده در اطراف باغات و مزارع مناطق مختلف استان گلستان، زراعت چوب در مناطقی همچون آق قلا و نیز بهمنظور فضای سبز و تلطیف هوا در مناطق صنعتی و کارخانه های ذوب فلز و بعنوان پوشش سبز فضای شهری در سطح شهرهای استان برای کاستن از آلودگی هوا و خاک جایگاه ویژهای پیدا نموده است. چپرقویمه، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان، این روستا در دهستان آقآباد قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۶۳۳ نفر (۱۲۴خانوار) بوده است، که در ایستگاه منابع طبیعی این منطقه اقدام به کشت و تولید نهال و درخت اکالیپتوس نمودهاند.
این تحقیق در آزمایشگاه و گلخانه بخش تحقیقات منابع طبیعی اداره کل مرکز تحقیقات کشاورزی و منابعطبیعی واقع در شهر گرگان با مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۲۷ دقیقه طول شرقی و ارتفاع ۱۷۰ متر از سطح دریا، اجرا شد. شهر گرگان از لحاظ اقلیمی و طبیعی گرم و مرطوب بوده که دشتهای مرتفع نیز در پهنه منطقه گسترده شدهاند.

شکل (۳-۱) موقعیت استان گلستان و شهرستان گرگان و موقعیت گلخانه
۳-۱-۲- عملیات کاشت
۳-۱-۲-۱- انتخاب و نمونه برداری خاک
خاک مورد استفاده در این پژوهش از مزرعه تحقیقاتی اداره کل مرکز تحقیقات کشاورزی و منابعطبیعی واقع در شهر گرگان تهیه شده است و نمونه خاک بهصورت مرکب از عمق ۴۰- ۰ سانتیمتر تهیه و مقدار کافی از آن به گلخانه بخش تحقیقات منابع طبیعی منتقل شد. بعد از انتقال نمونه های خاکی جهت خشک نمودن آنها به مدت یک هفته در معرض هوا قرار داده شدند.
۳-۱-۲-۲- انتخاب و تهیه نهالها
بهمنظور اجرای آزمایش گلخانهای نهالهای ۶ ماهه و یکدست، با متوسط ارتفاع، قطر ساقه و تعداد برگ، از نهالستان اداره کل مرکز تحقیقات کشاورزی و منابعطبیعی واقع در شهر گرگان تهیه شده و به گلخانه اداره کل مرکز تحقیقات کشاورزی و منابعطبیعی گروه منابعطبیعی منتقل گردیدند. در این تحقیق از دو گونه Eucalyptus microtheca و Eucalyptus camaldulensis استفاده شد.
۳-۱-۲-۳- کشت گیاه
عملیات کاشت نهالها در گلدانهای پلاستیکی ۱ کیلوگرمی با ارتفاع ۱۵ سانتیمتر و دهانه ۱۰ سانتیمتر صورت گرفت. در هر گلدان تعداد یک نهال اکالیپتوس کاشته شد. کشت گلخانهای در شرایط یکسان و بهطور همزمان برای تیمارهای مختلف انجام شد. جزئیات مربوط به تیمارها در قسمتهای بعد توضیح داده خواهد شد.
۳-۱-۳- عملیات داشت
در طول ۱۳ هفته عملیات داشت، روزانه دما و نور گلخانه کنترل گردید. آبیاری روزانه گلدانها با آب مقطر و سطوح مختلف عناصر سنگین به یک اندازه بهصورت حجمی یا وزنی صورت گرفت و رطوبت در حد ظرفیت مزرعه برای گلدانها اعمال گردید. با توجه به نتایج آزمون اولیه خاک مقدار ۱۵۰ گرم کود در چهار تقسیط به خاک هر گلدان اضافه گردید. در طول این دوره گیاهان از نظر آفات و بیماریهای گیاهی کنترل شدند. کلیه نهالها در گلخانه و در شرایط حداقل و حداکثر دما و رطوبت گلخانه به ترتیب ۱۸ تا ۲۴ درجه سانتیگراد و ۶۰ تا ۸۰ درصد رطوبت نسبی نگهداری شدند. پس از ۲ ماه از استقرار کامل نهالهای اکالیپتوس در گلخانه، تیمارهای مختلف فلزات سنگین به طریقه ذیل بر روی نهالهای اکالیپتوس صورت گرفت.

شکل (۳-۲) گیاهان اکالیپتوس در طول دوره داشت در گلخانه
۳-۱-۳-۱- اعمال تیمارهای فلزات سنگین
خاک هوا خشک با بافت لومیرسی و عبور یافته از الک ۴ میلیمتری، در گلدانهای پلاستیکی ۱ کیلوگرمی توزیع شد. تیمارهای مختلف که هر کدام در سه سطح مختلف مربوط به عناصر: کادمیوم، مس، روی، سرب و مخلوطی از تیمارهای مذکور بوده است پرورش یافته و پس از رشد، نمونه برداری از ریشه، ساقه و برگ انجام گرفت. به منظور بررسی تاثیر فراهمی این تیمارها بر جذب عناصر در ریشه، ساقه و برگ دو گونه اکالیپتوس یک آزمایش با سه تیمار کادمیوم (غلظتهای ۵، ۱۰، ۱۵ppm )، سه تیمار مس (غلظتهای ۵، ۱۰، ۲۰ppm )، سه تیمار روی (غلظتهای ۱، ۳، ۱۰ppm )، سه تیمار سرب (غلظتهای ۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰ppm ) و سه تیمار مخلوط از این عناصر در سه سطح Cu(5) Zn(1) Pb(50) Cd(5)و Cu(10) Zn(3) Pb(100) Cd(10) و Cu(20) Zn(10) Pb(200) Cd(15) میلیگرم بر کیلوگرم، هر تیمار با ۳ تکرار برای دو گونه اکالیپتوس در نظر گرفته شد(شریعت و همکاران، ۱۳۸۹). جهت اعمال تیمارهای مس، روی، سرب و کادمیوم بدین صورت عمل شد که در تیمار شاهد فقط از آب مقطر به میزان ۱ لیتر در هفته استفاده شد. در حالیکه نهالهای موجود در دیگر تیمارها، غلظتهای مختلف عناصر سنگین مورد نظر را همراه با آب آبیاری بهصورت هفتگی دریافت مینمودند. برای فراهم نمودن غلظتهای عناصر سنگین Cd, Pb, Zn, Cuاستفاده شده در این آزمایش، بهترتیب از محلولهای Cd(No3)2, Pb(No3)2, ZnSo4, CuSo4 استفاده شد و غلظتهای مورد نظر در تیمارهای مختلف بر حسب میلیگرم بر کیلوگرم تهیه گردید. مقادیر ذکر شده محلولها، توزین شده و سپس بهطور کامل به خاک هر گلدان اضافه گردید. بهطوری که مقادیر مختلف عناصر سنگین در مقادیر یاد شده تا حد ممکن به طور یکنواخت در خاک پخش شود (عسگریلجایر و همکاران، ۱۳۹۲).

نظر دهید »
طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : نسبت نظر و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ابن سینا امر ملائم را کمال و فعلیت مختص شیء می داند.و می گوید ملائم هر شیء خیری است که به آن شیء اختصاص دارد و خیر مختص به هر شیء کمال و فعلیت آن شیء است [۸]. (ابن سینا،۱۳۶۳، ص،۱۱۲)
با این وصف هر قوه ای با ادراک امر ملائم با آن قوه در واقع به کمال و فعلیت می رسد.ممکن است سؤال شود که گاه برخی لذات نه تنها سبب کمال شِئ نمی شوند بلکه سبب هلاک و نقصان آن نیز می شوند. مانند افراط در حصول لذات از راه های غیر مشروع. ولی اگر خوب توجه نماییم این سخن ابن سینا درست بوده و استثنا بردار نیست زیرا هر لذتی نسبت به قوه ی خود کمال و فعلیت است هر چند ممکن است در نهایت برای نفس انسانی کمال و فعلیت نباشد مثلا لذت آمیزش از راه غیر مشروع برای قوه ی شهویه فعلیت و کمال است و مضر بودن آن برای خود قوه شهویه نیست بلکه در نهایت برای نفس انسانی مضر است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲- وی در تعریف امر ملائم تعبیر دیگری نیز دارد.ملائم یعنی آن چیزی که در قیاس با آن شیء برتر است . (ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق، ص ۷۳ )در واقع این تعریف بیان دیگری از همان تعریف اول است زیرا آن امری که در قیاس با شیء برتر است فعلیت و کمال همان شیء است. [۹]
۳- او در رساله اضحویه امر ملائم را چنین تعریف می کند :ملائم و موافق یک شیء چیزی است که سبب تکمیل جوهر شیء یا تکمیل فعل خاص آن شیء می شود.(ابن سینا،۱۳۶۴ش،ص۷۹ ) تعبیر تکمیل در این تعریف عبارت اخرای فعلیت است لذا نمی توان در مقایسه با تعریف اول آن را یک تعریف دوم به حساب آورد .البته ااین تعریف نسبت به تعریف اول یک قید اضافه دارد اینکه امر ملائم همیشه سبب تکمیل و فعلیت جوهر شیء نمی شود بلکه گاه سبب تکمیل فعل خاص آن شیء می شود
۱-۲. چگونگی رابطه سعادت و لذّت‏
گفتیم که ابن سینا ماهیت سعادت را از سنخ لذت می داند و اشاره شد که میان سعادت و لذت و میان شقاوت و رنج ارتباط کامل برقرار است. آنجا که سعادت است لذت و خوشى هم هست و آنجا که شقاوت است رنج و الم و ناراحتى هم هست. امّا هم اکنون سؤال اساسی این است که ابن سینا رابطه سعادت و لذت را چگونه ترسیم می کند و سعادت را چه نوع لذتی می داند؟روشن است که نمى‏توانیم هر نوع لذتی را سعادت و همچنین هر نوع رنجی را شقاوت بدانیم و بگوییم سعادت یعنى لذت و شقاوت یعنی رنج و ألم و مرادمان از لذت و رنج جنس آن باشد نه نوع خاصی از لذت و رنج، زیرا لذت و همچنین رنج حالات روانى خاصى هستند که به موجبات خاصى پدید مى‏آیند. ممکن است لذتى باشد که به دنبال خود رنجى را بکشاند و ممکن است رنجى باشد که مقدمهی یک لذت باشد.و یا ممکن است نیل به یک لذت سبب فوت لذتهاى مهمتر و بزرگترى شود و یا رنجى سبب گردد که جلوی رنجهاى مهمتر و بزرگترى گرفته شود. در همه این احوال لذت، لذت است و رنج، رنج؛ یعنى لذتى که مثلًا مستلزم رنج بزرگترى در آینده است یا سبب فوت لذّت بزرگترى در حال حاضر یا در آینده است واقعا لذت است، و همچنین رنجى که مقدمه لذت بزرگترى در آینده است و یا مانع رنج بزرگترى در حال حاضر یا آینده است واقعا رنج است؛ اما از نظر ابن سینا این گونه لذتها سعادت نیستند و این گونه رنجها شقاوت به شمار نمى‏روند. زیرا همچنان که خواهیم گفت ابن سینا سعادت را مطلوب بالذات و برترین لذت می داند. بلکه آن لذت، سعادت شمرده مى‏شود که مانع لذت بزرگتر و یا موجب رنج بزرگترى نباشد، و آن رنج شقاوت شمرده مى‏شود که مانع رنج بزرگتر و یا مقدمه لذت بزرگتر نباشد.
بله اگر فرض کنیم اوضاع جهان این گونه مى‏بود که هیچ لذتى مقدمه رنج و هیچ رنجى وسیله و مقدمه لذت واقع نمى‏شد و هرگز میان دو لذت تزاحم واقع نمى‏شد و همچنین میان دو رنج، البته مى‏گفتیم که لذت عین سعادت و رنج عین شقاء است، امّا اینگونه نیست .پس هر چند میان سعادت و لذت رابطه نزدیک است امّا نمى‏توان «سعادت» را مرادف با «لذت» دانست.
حاصل سخن اینکه با توجه به اینکه ابن سینا عنصر اصلی در سعادت را ادراک و نظرمی داند ولی نه مطلق ادراک بلکه نوعی خاص از ادراک که حتما رسیدن به کمال و خیر هم به او ضمیمه شده باشد. و با توجه به اینکه لذت از امورى نیست که در همه موارد، یکسان و در یک حد پیدا مى‏شوند، بلکه امری مشکک بوده و دارای سه قسم(لذات حسی ظاهری،لذات حسی باطنی، لذات عقلی) می باشد و با عنایت به این نکته که لذت در مورد لحظه های کوتاه مدت نیز به کار می رود ولی سعادت صرفا در مورد لذت های پایدار کاربرد دارد. از این رو سعادتمند به کسی می گویند که لذت های وی از نظر کیفیت و کمیت در بالاترین حد ممکن خود باشد. به عبارت دیگر سعادت آن است که لذت بر دردها و آلام به طور مطلق فزونی داشته باشد.
و مراد شیخ از لذت در تعریف سعادت نوع خاصی از لذت است نه مطلق لذت .و آن لذتی است که از سایر اقسام لذت برتر است. یعنی لذت عقلی زیرا اشاره شد که ابن سینا لذت را ادراک ملائم وامر ملائم را کمال و فعلیت مختص شیء می داند. از طرفی شیخ بارها تأکید می کند که عالیترین ویژگی و عمل خاص انسان که او را از سایر حیوانات متمایز می سازد اندیشه و تأمل است. این نکته بدین معناست که شیخ سعادت را کمال و فعلیت قوه عاقله می داند.البته آن لذت عقلی که شیخ آن را سعادت انسان می داند صرف درک کلیات یا مبادی موجودات وحتی صور مفارقه نیست بلکه مراد او برترین مرتبه ادراک عقلی یعنی اتصال نفس به فیض الهی و از بین رفتن وسائط بین او و حضرت معشوق است .(ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق، ص۲۷۵)
۱-۳. مصداق سعادت نهایی انسان
گاه تعریف یک امر به تنهایی برای شناخت آن چیز کافی نیست .بلکه شناسایی مصداق آن نیز ضروری است .یعنی پس از شناسایی مصداق یک معرَّف است که ابهام ما در مورد آن برطرف شده و برایمان اطمینان شناخت حاصل می شود. به عبارت دیگر گاه تعریف به تنهایی نمی تواند تمام ابهام ما در مورد شیء مجهول را بر طرف سازد. دلیل بر این مطلب این است که گاه ما با علم به تعریف یک شیء در تعیین مصداق آن دچار اشتباه می شویم . به عنوان مثال در تعریف مثلث گفته می شود مثلث شکلی است سه ضلعی که مجموعه زوایای داخلی آن۱۸۰ درجه است. اما صرف این تعریف برای شناخت مثلث کافی نیست و تا مادامی که ما مصداق مثلث را نبینیم همچنان احساس ابهام می کنیم لذا ضروری می نماید که جهت روشنتر شدن مفهوم سعادت، نظر ابن سینا در مورد مصداق سعادت نهایی انسان را نیز بررسی نمایم. ابن سینا مصداق برترین لذت یعنی سعادت حقیقی و غایی انسان را در دو بعد معرفی می کند بعد عملی و بعد نظری. دربعد نظری ابن سینا سعادت را در این می بیند که انسان به جهانی علمی و عقلانی تبدیل شود که مشابه با جهان عینی و خارجی است (ابن سینا،۱۳۶۳ ص۱۱۰و۱۱۰) که در این صورت نفس به فیض الهی متصل شده و وسائط بین او و حضرت معشوق از بین می رود و این برترین لذت و نشاط است. و این برای نفوسی میسر است که از هر نوع عادت سوء بری بوده و در عین حال در مرتبه علم هم بالغ بوده به گونه ای که مبادی موجودات و صور مفارقه را ادراک میکنند.(ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق، ص۲۷۵)
و در بعد عملی و از حیث تعلقی که نفس به بدن دارد سعادت انسان را در این می داند که نفس به هیئت استعلائیه دست یابد و قوه عملی اش به عدالت برسد (ابن سینا،۱۳۶۳ ،ص۱۱۰و۱۱۰) مراد شیخ از هیئت استعلائیه و عدالت در قوه عملیه استقلال نفس و پدید آمدن تعادل نفسانی و پرهیز از افراط و تفریط است . یعنی شیخ بر این عقیده است که اگر انسان بتواند از خواسته های قوای مادون خود، استقلال خویش را به دست گیرد و بین خواسته های درونی خود تعادل ایجاد کند و فضایل اخلاقی را در وجود خویش به ملکه های نفسانی تبدیل کند به مرز سعادت در بعد عملی رسیده است (ابن سینا،۱۳۶۳ ، ص۱۱۰و۱۱۰)
ابن سینا تأکید می کند که لازمه رسیدن به این مرتبه از سعادت مفارقت نفس از بدن و انقطاع نظر از خسایس عالم طبیعت و وقف نظر بر ذات حق و مطالعه عقلی آن جناب است . (ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق،ص۷۴ و همو۲۰۰۷ص۴۲)
گفتیم که ابن سینا مصداق برترین نوع لذت یعنی لذتی که مانع لذت بزرگتر و یا موجب رنج بزرگترى نباشد را لذت عقلی می داند. وی با تقسیم قوای ادراکی به ظاهری و باطنی از یک سو و تقسیم قوای باطنی به خیال وهم و عقل از سوی دیگر تأکید می کند که برترین نوع لذت لذت عقلانی است.(ابن سینا،الف۱۳۷۵ش،ص۱۳۹) تأکید وی بر این مطلب به گونه ای است که اگر به مباحثی که وی در باب لذت مطرح نموده توجه نماییم؛ خواهیم دید که هدف اصلی وی از طرح مباحث مربوط به لذت اثبات این نوع از لذت و برتر بودن آن از سایر اقسام لذت است. وی برای اثبات برتربودن لذت عقلی چند دلیل اقامه نموده است.
استدلال اول :قیاس اولویت
شیخ ابتدا برتر بودن لذات باطنی را اثبات می کند سپس به قیاس اولویت تمسک جسته و می گوید : حال که اثبات شد لذات باطنی از لذات ظاهری برترند پس در لذات عقلی چه می گویی؟
اما استدلال وی در برتربودن لذت باطنی از لذات حسی چنین است :برترین لذات حسی ،لذت منکوحات و مطعومات است اما کسی که برای او پیروزی یا غلبه در امری ولو امری خسیس چون نرد و شطرنج حاصل می آید، در آن لحظه اگر مطعوم یا منکوحی بر او عرضه شود از آن اعراض می کند. ویا طالب ریاست یا عفت برای مراعات حشمت از لذایذ مزبور اعراض می کند و یا شخص کریم لذت انعام را بر آنها ترجیح می دهد(ابن سینا،۱۳۷۵ش، ص ۱۳۷)

استدلال دوم :
ادراک عقلی برترین لذت است؛ هم از جهت ادراک و از جهت مدرَک.اما از جهت ادراک، آن است که ادراک حسی به علت جزئی بودن، فانی بودن،و نیاز آن به اقتران و مباشرت حاس و محسوس ضعیف ترین نوع ادراک است در مرتبه بعد ادراک های خیالی و وهمی قرار دارند زیرا آنها علی رغم جزئی وفانی بودن، نیازمند اقتران نیستند و سرانجام بالاترین و قویترین ادراک عقلی است که در عین نداشتن عیوب دوم و سوم به خاطر کلیت از عیب اول هم بری است. اما از جهت مدرک، آن است که مدرکات عقل، مبدأ اول ، ملائکهی او ،معانى ثابت و صور روحانى است اما مدرک حس محسوسات جزئی و فانی است. (ابن سینا،۱۳۶۴ش،ص ۷۹ )
استدلال سوم :
لذت عقلی برترین لذت است زیرا این نوع لذت اقوی،اکثر و الزم لذات است. اقوی است زیرا در ادراک عقلی حقیقت شیء ملائم برای نفس حاصل می شود اما ادراک شهوانی یک ادراک ظاهری است و حقیقت شیء ملائم برای نفس حاصل نمی شود .دیگر اینکه مدرَک عقل از سنخ مأکولات نبوده بلکه مدرک او بها و خیر محض است که خود مفیض هر خیر است و همچنین است حال دیگر مدرَکات عقلی یعنی جواهر روهانی. اما اکثر است چون مدرَک عقل کل است و مدرک حس بعضی از کل و دیگر اینکه در ادراک حسی بعضی از محسوسات ملائم و بعضی منافی نفس هستند اما تمام مدرَکات عقل ملائم نفس بوده و سبب تکمیل ذات او می شوند. و الزم است زیرا صور عقل با ذات عقل متحد شده و عقل آنها را جمال ذات خود می بیند. به خاطر همین اتحاد لذت او نیز شدیدتر است (ابن سینا،۱۳۶۳ش ، ص۱۱۲)
ابن سینا پس از اثبات برتر بودن لذت عقلی بر سایر اقسام لذت به این سؤال پاسخ می دهد که با این وصف چرا بیشر آدمیان به لذات عقلی و غیر حسی اقبال نداشته و بدانها شوقی ندارند. وی معتقد است که علت این امر اشتغال نفس به امور حسی و استغراق در مادیات و مقارنت با بدن است. یعنی علت اینکه ما از لذتهای نفس ناطقه محرومیم به خاطر شواغل بدنی است که مانند امراض می مانند. و دیگر اینکه به خاطر غرق شدن نفس در طبیعت، مناسبت میان نفس و صور عقلی بسیار کم است است. مانند مریضی که از شیرینی لذت نمی برد یا حتی رنج می برد و هرگاه مریضی او رفع می شود لذت شیرینی را ادراک می کند.(ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق، ص : ۷۳ )
شاید بتوان با توجه به تعریف ابن سینا از لذت علت دیگر این امر را این بدانیم که علم به لذت بخش بودن یک امر برای اقبال به آن شرط هست ولی کافی نیست زیرا اشتیاق به لذتی خاص نیازمند نوعی ذوق و چشیدن آن لذت است به همین جهت است که ابن سینا در تعریف لذت تنها به واژه ادراک بسنده نمی کند بلکه قید وصول را نیز بدان می افزاید.(ابن سینا،الف ۱۳۷۵ش،ص۱۳۹) لذا افرادی که تجربه لذات عقلی را نداشته و به چنین ذوقی نرسیده اند،اقبال و شوقی بدین نوع لذت ندارند. ابن سینا تأکید می کند که حتی براهین عقلی سبب شوق ما به این نوع لذت نمی شوند. و حال ما همچون شخص عنین است که علم به وجود چنین لذتی داریم ولی به علت نداشتن تجربه نمی توانیم آن را تصور کنیم. (ابن سینا،۱۳۶۳ش ،ص:۱۱۲)

در اینجا ذکر این نکته ضروری است که هرچند ابن سینا برترین مرتبه سعادت انسان را سعادت عقلی می داند و معتقد است که به هر نسبت که معارف انسان نسبت به خدا و صفات و افعال خداوند بیشتر باشد، انسان کاملتر است و از سعادت واقعى که سعادت عقلى است بیشتر بهره‏مند مى‏باشد. اما سعادت انسان را منحصر در سعادت عقلی نمی داند و تصریح می کند که فعل نفس فقط ادراک معقولات نیست بلکه افعال دیگری هم دارد که بدن در آنها مشارکت دارد و سعادت افعال اخیر رسیدن به ملکه عدالت است.[۱۰] (ابن سینا،۱۳۶۳ش،ص ۱۰۹) با این وصف سعادت در انسان که مرکب از روح و بدن است باید خیری باشد که هم مقتضای قوای روحی انسان باشد و هم مقتضای قوای بدنی انسان .در واقع همچنان که در فصل دوم خواهیم گفت شیخ سعادت انسان را در دو بعد دنبال می کند بعد نظری و بعد عملی
۱-۴. نکات
پیش از پرداختن به بحث درجات و مراتب سعادت‏ و شقاوت جهت تکمیل نظر ابن سینا در باب چیستی و ماهیت سعادت و شقاوت و مختومه نمودن این قسمت از بحث، اشاره به چند نکته ضروری است:
نکته۱چرایی تعریف سعادت به لذت
شاید این سؤال به ذهن خطور کند که چرا ابن سینا سعادت را به لذت تعریف کرده است و حقیقت سعادت را از سنخ لذت و حقیقت شقاوت را از سنخ رنج و ألم دانسته است نه به اخلاق و فضیلت. مگر نه این است که فضیلت به خاطر فضیلت از فضیلت و عمل به خاطر لذت برتر است؟
خطور این سؤال و ابهام به ذهن ناشی از مساوق دانستن سعادت با لذتهای آنی و شهوانی و غفلت از نکته ی سابق است که سعادت مساوی با نوع خاصی از لذت است نه مطلق لذت.
و نکته مهمتر اینکه حقیقت آنست که با نگاهی اجمالی به هر یک از افعال و امیال و خواسته های خود به وضوح در می یابیم که محرک و عامل اصلی ما در انجام آن کارها رسیدن به لذت و گریز از درد و رنج است ممکن است تصور شود که این حکم را نمی توان درباره همه فعالیت ها و رفتارهای آدمی جاری دانست؛ زیرا در برخی از کارها محرک اصلی و عامل انجام آن ،حکم عقل یا دستور خداوند است. اما اگر نیک بنگریم خواهیم دید که در اینگونه فعالیت ها باز رسیدن به لذت(لذت اطاعت از خداوند و رسیدن به پاداش اخروی و امثال آن.) است که ما را مشتاق به انجام آنها می کند حتی اگر کسی خوشی و لذت های خویش را فدای دیگران نموده و برای رفاه دیگران مرارت های فراوان متحمل می شود، از این ایثار یا از مدح حاصل از این ایثار لذت می برد . حتی کسی که دست به خود کشی می زند باز در پی رسیدن به لذت است زیرا می خواهد از ناراحتی ها و مشکلات زندگی خلاص شده وبه راحتی و آرامش برسد. بنابراین می توان این اصل را پذیرفت که محرک اصلی انسان در همه فعالیت ها و رفتارهایش تحصیل لذت و دوری از رنج و ألم است (ابن سینا ،۱۳۸۲ش، ص۱۴۵)

نکته ۲- تعابیر دینی ابن سینا از سعادت:
ابن سینا در بحث سعادت و به تصویر کشیدن غایت نهایی انسان از متون دینی متأثر است. به گونه ای که این تأثیر در ادبیات و کلام او کاملا مشهود است .مثلا وی در رساله احوال نفس در تعریف معاد و سعادت عقلانی از تعبیر مقاربت با حضرت حق استفاده می کند.(ابن سینا،۲۰۰۷م،ص: ۱۲۷)و یا می گوید :سعادت عبارت است از انقطاع نظر از امور پست و وقف نظر بر جلال حضرت حق و مطالعه عقلی خداوند.[۱۱] (ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق،ص۷۴) و یا اینکه سعادت سرمدی و دخول در بهشت را یکی دانسته و آنها رابه صورت مترادف به کار می برد.(ابن سینا،۱۳۲۶ه.ق ،ص: ۱۳۲)
یکی دیگر از شواهد تأثیر پذیری ابن سینا از شریعت اسلام در مسأله سعادت این است که حصول سعادت واقعی را در این دنیا میسر نمی داند.
دیگر اینکه وی در موارد متعددی برای تبیین دیدگاه خود درباره مسأله سعادت و معاد از آیات قرآنی بهره می گیرد. به عنوان مثال، ایشان برای تبیین مراتب چهارگانه عقل نظری از آیه نور به عنوان شاهد بهره می گیرد( ابن سینا،۱۳۲۶ه.ق، ص۱۲۶)همچنین در بحث وضعیت نفوس ناقص از جهت نظری پس از مفارقت ازبدن از آیه« حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (٩٩)لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا …….. »[۱۲] و در تبین وضعیت نفوس ناقص از جهت عملی،آیه «وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ»[۱۳] و در توضیح وضعیت نفوس پاک پس از مرگ از آیه« وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَهٌ »[۱۴] سود می جوید .(ابن سینا،۱۴۰۰ه.ق ، ص: ۲۷۵)
نکته ۳- میزان تأثیر بدن و عوامل خارجی در سعادت
سعادت را به چند وجه اعتبار کرده اند حکمای قبل از ارسطو مانند فیثاغورث،سقراط و افلاطون سعادت را مختص به نفس دانسته اند و برای بدن حظی و نصیبی قائل نیستند رواقیون و برخی از طبیعیان بعد از ارسطو سعادت را دو قسم دانسته اند: نفسانی و جسمانی و گفته اند سعادت نفسانی تا با سعادت جسمانی منضم نباشد،تام و تمام نیست (طوسی،۱۳۶۰،ص۸۳و۸۴)
به نظر می رسد که ابن سینا همچون حکمای پیش از ارسطو سعادت را مختص به نفس دانسته و برای بدن حظی و نصیبی قائل نیست. طبق این دیدگاه فقر،ضعف جسم ، امراض و دیگر نقائص، مضر به سعادت نیست. زیرا سعادت اساسا با این امور سنجیده نمی شود . دلیل بر این مدعا این است که از یک طرف وی سعادت را یک امر اخروی می داند . از طرف دیگر همچنان که اشاره کردیم ابن سینا اهمیت بیشتری را برای معاد روحانی قائل است و عنصر اصلی در سعادت را نظر و معرفت می داند که از ابعاد روح است نه جسم.
ابن سینا برخلاف ارسطو برای عوامل خارجی در رسیدن به سعادت نقشی قائل نیست .نظر وی در باب سعادت همچون کلبیون است یعنی وی نیز بر این عقیده است که: سرچشمه سعادت را تنها در درون خود باید جستجو نمود.وآنچه مایه خوشى است عوامل درونى و روحى است و عوامل بیرونى باعث رنج و درد مى‏باشند و آدمى به غلط دنبال آنها مى‏رود و از همین جا رنج و بدبختى پیدا مى‏شود. هر چه انسان خود را از بیرون بیشتر بى‏نیاز کند و متوجه عوامل درونى گردد بیشتر و بهتر از سرچشمه سعادت سیراب خواهد شد. ‏
شاید بتوان نظر شیخ درباره میزان تأثیر عوامل خارجی را چنین بدانیم که شیخ عوامل خارجی را مطلقا بی تأثیر نمی داند و بودن آنها راسبب رونق و کمال سعادت می داند ولی آنها را شرط ضروری سعادت که نبود آنها خواه ناخواه نوعى ناکامى به بار مى‏آورد و چیز دیگر نمى‏تواند جانشین آنها گردد نمی داند.یعنی شیخ عومل روحی و درونی را در درجه اول و عوامل خارجی را در درجه دوم در سعادت دخیل می داند اما همچنان که شهید مطهری اشاره می کند «معمولا افراد بشر از آنجا که معلوماتشان از محسوسات آغاز مى‏گردد اول متوجّه عوامل خارجى و بعد متوجّه عوامل بدنى و در آخر متوجّه عوامل روحى مى‏گردند. لهذا غالبا افراد بشر به پول بیش از سلامت و به سلامت بیش از شخصیت اخلاقى اهمیت مى‏دهند. از این رو معلّمان و باریک بینان بشر کوشش کرده‏اند که بشر را از طرفى متوجّه حفظ سلامت و بهداشت و سایر عوامل بدنى بکنند و از طرفى او را با کانونهاى عظیم لذت و خوشى که در روان خود دارد آشنا کنند و همّت او را از افراط در توجه به عوامل بیرونى منصرف و متوجه درون نمایند. نصایح و مواعظ معلّمان اخلاق غالبا بر محور این گونه مباحث دور مى‏زند».(مطهری،بی تا،ج۷،ص۶۸)
نکته ۴- اینکه سعادت امری اخروی است:
سعادتی که مورد نظر ابن سینا است سعادت اخروی است. وی حصول سعادت حقیقی را فقط بعد از مرگ ممکن می داند . هر چند ابن سینا بهره گیری از لذت عقلی را در همین دنیا برای متأملین در جبروت و اعراض کنندگان از شواغل دنیا قابل وصول می داند(ابن سینا، ۱۳۷۵،ص ۱۴۰ ) اما تصریح می کند که« دریافت این لذت و سعادت، جز در آخرت نبود؛ یعنى نفس سعادت و لذت را آنگاه دریابد که از پیوند با بدن تخلص یابد، و از آثار طبیعت بیزار شده و از این عالم متجرّد شود و به نظر عقل به ذات بارى تعالى و به ذات ملایکه روحانى نگاه ‏کند، و غایت لذت در این حال بود، و غایت شقاوت مر او را در ضدّ این حال باشد که گفتیم.» (ابن سینا، ۱۳۶۴ش، ص۸۱)
واین بدین خاطر است که همچنان که گفتیم شیخ از یک طرف سعادت را کمال قوه عاقله می داند و از طرف دیگر بهره مند شدن از لذات عالیه عقلی را در گرو فارق شدن نفس از بدن می داند و دیگر اینکه شیخ تأکید می کند که برای رسیدن به سعادت حقیقی انسان باید با خواسته های نفسانی اش مبارزه نموده و آنها را در حد اعتدال نگه دارد. و این جز با تحمل رنج در دنیاحاصل نمی شود.
این نظر شیخ نقطه مقابل نظر ارسطو است که قبلا بدان اشاره کردیم و گفتیم که ارسطو سعادت را دارای مراتب و مدارجی می داند که به اندازه سعی و تلاش انسان حاصل می شود تا برسد به درجه اقصی که سعادت تام حاصل می گردد و این درجه در همین دنیا قابل وصول است زیرا آدمی در همین دنیا می تواند معتقد به آراءحق و انجام دهنده کارهای خیر و انواع فضایل باشد.
نکته۵- نوع نگاه شیخ به تکلیف
شاید بتوان از تعریف ابن سینا از سعادت این مطلب را استفاده نمود که وی در اخلاق غایت گرا است نه وظیفه گرا .یعنی او معتقد است که هر کاری را باید با توجه به نتیجه اش انجام داد. اگر نتیجه کاری خوب بود خواه برای خود شخص، خواه برای گروهی، یا برای عموم آن کار را باید انجام داد و در غیر این صورت نباید انجام داد .بر طبق نتیجه گروی قائل شدن به سعادت به عنوان نتیجه نهایی اعمال امری معقول است. برخلاف وظیفه گرایی که معتقد است عامل اخلاقی باید فعل را فقط بخاطر خود فعل و یا از آن رو که وظیفه اوست انجام دهد خواه این وظیفه را عقل تعیین کرده باشد یا وحی یا عرف، و نتایج عمل اصلاً در انجام دادن یا انجام ندادن آن تأثیر ندارد. صاحبان این نظر مشکل بتوانند سعادت را بعنوان غایت قصوای فعل اخلاقی توجیه کنند. علاوه بر این اساساً آیا وظیفه گرائی مطلق ممکن است یا نه؟ آیا ممکن است در وراء انجام وظیفه هیچ امر دیگری در نظر نباشد؟ این سؤالی است که معتقدان به اصالت تکلیف باید به آن پاسخ گویند.
۱-۵. مراتب سعادت‏ و شقاوت
سعادت از امورى نیست که در همه موارد یکسان و در یک حد پیدا مى‏شوند، بلکه امری مشکک است یعنی قابل کم و زیاد و نقص و کمال و شدت و ضعف است زیرا ازطرفی میان سعادت و لذت و میان شقاوت و رنج ارتباط کامل برقرار است. و از طرف دیگر می دانیم که لذت از جمله کیفیات است و قابل شدت و ضعف مى‏باشد.لذا مراتب داشتن لذت و الم به طور طبیعی مقتضی تشکیکی شدن سعادت و شقاوت و در نتیجه ،تفاوت یافتن درجات سعدا و اشقیا خواهد بود. مطلب دیگر اینکه همچنان که بعداً خواهیم گفت که سعادت به عامل واحد بستگى ندارد، بلکه عوامل متعددی در آن دخیل اند. به هر اندازه که عوامل سعادت بیشتر فراهم باشند سعادت کامل‏تر است و به هر اندازه که کمتر فراهم باشند سعادت ناقص‏تر است.
نکنه ای که در ابتدای این بحث باید یادآوری شود این است که طبقه بندی ابن سینا از مراتب مختلف نفوس انسانی مربوط به آخرت و هنگام مفارقت نفس از بدن است و وی بحثی در تقسیم و طبقه بندی نفوس در دار دنیا ارائه ننموده زیرا همچنان که گذشت وی اصلا سعادت را در این نشئه قابل حصول نمی داند.
ابن سینا در کتابهای مختلفش با عبارات مختلف و تقسیم بندی های گوناگون به بیان مراتب اشقیا و سعدا پرداخته و تقسیم بندی های گوناگونی را در این باب عرضه نموده است. که در این رساله سعی نموده ایم همه این تقسیم بندی های شیخ را بررسی نماییم.
تقسیم او در رساله احوال النفس:
او در این رساله نفوس را برحسب میزان بهره مندی از علم و عمل ،بر حسب یک تقسیم عقلی به سه دسته تقسیم می کند و تأکید می کند که این تقسیم هم با وحی موافق است و هم با آراء حکیمان:
۱- نفوس کامل در علم و عمل ؛که همان سابقون هستند و برترین درجه را در بهشت دارند و از عوالم سه گانه به عالم عقل رسیده اند و از مقارنت با اجسام و حتی نفوس فلکی به دور هستند۲- نفوس ناقص در علم و عمل؛ که اصحاب شمالند که منغمسون در عالم طبیعت و اجرام اند ۳- نفوس کامل در علم یا عمل که خود به دو گروه تقسیم می شوندالف) – نفوس کامل در عمل و ناقص در علم. ب-)نفوس کامل در علم و ناقص در عمل ؛این دوگروه همان اصحاب یمین اند که در مرتبه وسطی بوده و از عالم عنصری جدا گشته و به نفوس فلکی متصل شده اندو در آنجا در انعام، طیور ،حور ها و نظایر آن که وصف کنندگان از وصف آن عاجزند متنعم اند وبعید نیست که این گروه بعد از یک مدت زمان به سابقین بپیوندند.(ابن سینا ،۲۰۰۷م، ص۱۸۷) شیخ در باره گروه اخیر یادآور می شود که این گروه پیروان شریعت اند که دنباله روی انبیاء هستند اما حقایق علوم را به صورت مبسوط در نیافته اند (ابن سینا ،۲۰۰۷م، ص ۱۹۲)
تقسیم او در رساله اضحویه:

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه در مورد محاسبه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مطالعه هر شاخه از فیزیک با جدا کردن ناحیه محدودی از فضا یا قسمت محدودی از ماده از محیط آن آغاز می‌شود. قسمت برگزیده که موردتوجه قرار می‌گیرد، سیستم، و هرچه که در خارج آن قرار دارد و در نحوه رفتار آن نقش مستقیم دارد، محیط خوانده می‌شود. وقتی یک سیستم انتخاب شد، قدم بعدی توصیف آن برحسب کمیت‌هایی است که به رفتار سیستم یا برهم‌کنش‌های آن با محیط، یا هر دو مربوط‌اند. به‌طورکلی دو دیدگاه وجود دارد که پذیرفتنی است، دیدگاه ماکروسکوپیکی و دیدگاه میکروسکوپی.
برای توصیف ماکروسکوپیکی یک سیستم مثل مواد داخل یک سیلندر موتور اتومبیل از چهار کمیت که عبارت‌اند از ترکیب، حجم، فشار، دما استفاده می‌شود.این کمیت‌ها به مشخصات کلی، یا خواص بزرگ‌مقیاس سیستم مربوط می‌شوند و مبنای توصیف ماکروسکوپیکی سیستم را تشکیل می‌دهند. لذا این کمیت‌ها، مختصات ماکروسکوپیکی خوانده می‌شوند. کمیت‌هایی که برای توصیف ماکروسکوپیکی سایر سیستم‌ها باید مشخص شوند،البته، متفاوت‌اند، ولی مختصات ماکروسکوپیکی عموماً دارای ویژگی‌های مشترک زیر می‌باشند:

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

    1. هیچ‌گونه فرض خاصی درباره ساختار ماده در برندارند.
    1. تعداد آن‌ ها کم است.
    1. آن‌ ها را کم‌وبیش مستقیماً با حواس خود درمی‌یابیم.
    1. عموماً می‌توان آن‌ ها را مستقیماً اندازه‌گیری کرد.

تأکید می‌کنیم که دیدگاه ترمودینامیک کلاسیک، کاملاً ماکروسکوپیکی است. قانون اول ترمودینامیک، عبارت از رابطه‌ای است بین کار، انرژی داخلی و گرما که کمیت‌های اساسی فیزیک هستند. وقتی‌که قانون اول در مورد رده‌ای از سیستم‌ها به کار می‌رود، یک رابطه کلی به دست می‌آید که در مورد هر عضوی از رده برقرار است اما شامل هیچ کمیت با ویژگی که متعلق به یک سیستم خاص باشد و آن را از دیگران متمایز سازد، نیست. مثلاً معادله روبه‌رو برای تمام سیستم‌های هیدروستاتیکی، اعم از جامد، مایع و یا گاز برقرار است. این معادله ما را قادر می‌سازد تا یک سیستم هیدروستاتیکی را، به‌شرط دانستن انرژی داخلی برحسب تابعی از و ، محاسبه کنیم. گرمای منتقل‌شده در طی یک فرایند هم‌حجم را که عبارت است از:
می‌توان هنگامی‌که یک سیستم خاص موردنظر برحسب معلوم است، محاسبه کرد. اما در ترمودینامیک کلاسیک چیزی وجود ندارد که اطلاعات تفصیلی در مورد و در اختیارمان بگذارد.
یک مثال دیگر از محدودیت ترمودینامیک کلاسیک، ناتوانی آن در به دست آوردن معادله حالت یک سیستم مطلوب است. برای استفاده هر معادله ترمودینامیکی که شامل و و و مشتقات آن‌ ها ، ، است، باید یک معادله حالت داشته باشیم. مقادیر تجربی، اغلب اوقات مفیدند، ولی در مواردی وجود دارند که انجام آزمایش‌های ضروری، عملی نیست.

۶-۱ دیدگاه میکروسکوپیکی

برای به دست آوردن اطلاعات دقیق راجع به مختصات ترمودینامیکی و ویژگی‌های گرمایی سیستم‌ها، بدون اینکه مجبور باشیم به ‌اندازه‌گیری‌های تجربی متوسل شویم، نیاز به محاسباتی داریم که مبتنی بر ویژگی‌ها و رفتار مولکول‌های سیستم باشند. دو فرضیه میکروسکوپی وجود دارد؛ یکی نظریه جنبشی، و دیگری مکانیک آماری. هر دو فرضیه، مولکول‌ها، حرکت داخلی و خارجی آن‌ ها با یکدیگر و با دیواره‌های موجود و نیروهای برهم‌کنش آن‌ ها را موردبحث قرار می‌دهند. با بهره گرفتن از قوانین مکانیک و نظریه احتمالات، نظریه جنبشی به جزئیات حرکت و برخورد مولکولی می‌پردازد و قادر است وضعیت‌های ناپایدار زیر را بررسی کند:

    1. مولکول‌هایی که از روزنه موجود در یک ظرف به خارج می‌گریزند و فرایند موسوم به برون پخشی را به وجود می‌آورند.
    1. مولکول‌هایی که در یک لوله در اثر اختلاف فشار حرکت می‌کنند، و جریان آرام لایه‌ای را به وجود می‌آورند.
    1. مولکول‌هایی که دارای اندازه حرکت‌اند و از یک صفحه عبور می‌کنند و با مولکول‌هایی که اندازه حرکتشان کمتر است مخلوط می‌شوند. این فرایند مولکولی عامل چسبندگی است.
    1. مولکول‌هایی که دارای انرژی جنبشی‌اند و از یک صفحه عبور می‌کنند و با مولکول‌هایی که انرژی کمتری دارند مخلوط می‌شوند. این فرایند عامل رسانش گرماست.
    1. مولکول‌های همنوعی که از یک صفحه عبور می‌کنند و با مولکول‌هایی از نوع دیگر مخلوط می‌شوند. این فرایند مرسوم به پخش است.
    1. ترکیب شیمیایی بین دو یا تعداد بیشتری از انواع مولکول‌ها، که با سرعت محدودی صورت می‌گیرد و به سینتیک شیمیایی معروف است.
    1. عدم‌تساوی برخوردهای مولکولی با وجوه مختلف یک جسم خیلی کوچک که در یک سیال معلق است. این عدم‌تساوی باعث می‌شود که جسم معلق حرکت زیگزاگی اتفاقی داشته باشد که به حرکت براونی مرسوم‌اند

در مکانیک آماری از پرداختن به جزئیات مکانیکی مربوط به حرکت‌های مولکولی اجتناب شده است، و فقط جنبه‌های انرژی مولکول‌ها در نظر گرفته می‌شوند. مکانیک آماری تا حد زیادی به نظریه احتمالات متکی است ولی ازنظر ریاضی ساده‌تر از نظریه جنبشی است، اگرچه درک آن مشکل‌تر است. فقط حالت‌های تعادل قابل‌بررسی هستند، اما به‌گونه‌ای یکنواخت و مستقیم به‌طوری‌که وقتی ترازهای انرژی مولکول‌ها و یا سیستم‌هایی از مولکول‌ها شناخته می‌شوند می‌توان‌ یک برنامه محاسباتی به اجرا درآورد که از طریق آن، معادله حالت، انرژی و سایر توابع ترمودینامیکی به دست آیند.
ازنظر مکانیک آماری، یک سیستم متشکل است از تعداد بسیار زیادی مولکول، ، که هرکدام از این مولکول‌ها می‌تواند در مجموعه‌ای از حالت‌هایی که انرژی آن‌ ها مساوی ۱ԑ ، ۲ԑ و… است، قرار گیرد. فرض بر این است که مولکول‌ها در اثر برخورد یا توسط نیروهایی که به‌وسیله‌ میدان ایجادشده‌اند، با یکدیگر برهم‌کنش می‌کنند. سیستم مولکول‌ها را می‌توان به‌صورت منزوی در نظر گرفت و یا، در بعضی موارد، می‌توان فرض کرد که مجموعه‌ای از سیستم‌های مشابه، آن‌ ها را در برگرفته‌اند. مفاهیم احتمالاتی به کار گرفته می‌شوند و فرض می‌شود که حالت تعادلی سیستم حالتی است که احتمال آن بیشینه است. مسئله اساسی تعداد مولکول‌ها در هر یک از حالت‌های انرژی مولکولی(که به جمعیت این حالت‌ها موسوم‌اند) را، به هنگام حصول تعادل بدانیم. توصیف میکروسکوپیکی یک سیستم شامل مشخصات زیر است:

    1. فرض‌هایی درباره ساختار ماده، مثلاً وجود مولکول‌ها، می‌شود.
    1. کمیت‌های زیادی باید مشخص شوند.
    1. کمیت‌های مشخص‌شده توسط حواس ما دریافت نمی‌شوند.
    1. این کمیت‌ها را نمی‌توان اندازه گرفت.

۷-۱ مقایسه دیدگاه‌های ماکروسکوپیکی و میکروسکوپیکی

اگرچه ممکن است این‌طور به نظر برسد که این دو دیدگاه بسیار متفاوت و با یکدیگر ناسازگارند، اما رابطه‌ای بین آن‌ ها موجود است، و وقتی‌که هر دو دیدگاه در مورد یک سیستم به کار روند، باید نتیجه یکسانی به دست دهند.رابطه بین این دو دیدگاه در این واقعیت نهفته است که ویژگی‌های معدودی که مستقیماً قابل‌اندازه‌گیری هستند و مشخص کردن آن‌ ها همان توصیف ماکروسکوپیکی سیستم است، درواقع میانگین‌های زمانی تعداد زیادی از مشخصه‌ های میکروسکوپیکی در یک مدت‌زمان هستند. مثلاً، کمیت ماکروسکوپیکی فشار، عبارت است از میانگین آهنگ تغییرات اندازه حرکت ناشی از تمام برخوردهای مولکولی در واحد مساحت. باوجوداین، فشار خاصیتی است که توسط حواس ما قابل‌درک است. ما آثار فشار را احساس می‌کنیم. فشار خیلی پیش‌ازاین که فیزیک‌دانان دلیلی بر وجود برخوردهای مولکولی داشته باشند مورد تجربه و اندازه‌گیری و استفاده قرارگرفته بود. اگر نظریه مولکولی تغییر کند، مفهوم فشار کماکان باقی خواهد ماند و همان معنی معمولی خود را نزد تمام انسان‌ها خواهد داشت. در اینجا یک وجه تمایز مهم بین دیدگاه‌های ماکروسکوپیکی و میکروسکوپیکی وجود دارد. ویژگی‌های ماکروسکوپیکی معدودی که قابل‌اندازه‌گیری هستند به‌اندازه حواس آدمی قابل‌اطمینان‌اند. این ویژگی‌ها تا وقتی‌که حواس ما همین‌طور باقی بمانند، بدون تغییر باقی خواهند ماند. اما، دیدگاه میکروسکوپیکی خیلی از حواس ما فراتر می‌رود. این دیدگاه، وجود مولکول‌ها، حرکت، حالت‌های انرژی، برهم‌کنش‌های آن‌ ها و غیره را اصل قرار می‌دهد. دیدگاه میکروسکوپیکی دائماً در حال تغییر است، و ما هرگز نمی‌توانیم از موجه بودن این اصول مطمئن باشیم مگر اینکه قبلاً برخی از نتایجی را که مبتنی بر آن‌ ها هستند با نتایج مشابه مبتنی بر دیدگاه ماکروسکوپیکی، مقایسه کرده باشیم [۲].
فصل دوم

۱-۲مدول الاستیک

مدول الاستیک یا مدول الاستیسیته(modulus of elasticity)، یک تعریف ریاضی است از تمایل ذاتی اجسام برای تغییر شکل الاستیک(غیردائمی) زمانی که نیرویی به آن وارد می‌شود. مدول الاستیک به‌طور فیزیکی برابر شیب منحنی تنش- کرنش در ناحیه تغییر شکل الاستیک است. به‌طوری‌که λ مدول الاستیک است و همچنین واحد آن همان واحد تنش است. بر اساس چگونگی اعمال تنش و کرنش انواع مدول الاستیک تعریف می‌شود و همچنین واحد آن همان واحد تنش است. بر اساس چگونگی اعمال تنش و کرنش انواع مدول الاستیک تعریف می‌شود. که در قسمت زیر به سه نمونه از مهم‌ترین آن‌ ها اشاره می‌کنیم:

۲-۲ مدول یانگ

که الاستیسیته کششی را شرح می‌دهد و تمایل جسم به تغییر شکل در راستایی که نیرو وارد می‌شود را توصیف می‌کند. اغلب به‌عنوان حالت ساده از مدول الاستیک به کار می‌رود. در مکانیک جامدات، مدول یانگ را به‌عنوان مدول کششی(tensile elasticity) می‌شناسند، که معیاری از سختی مواد الاستیک همسانگرد[۵] است. مدول یانگ به‌عنوان نسبت تنش تک‌محوری بر کرنش تک‌محوری در محدوده قانون هوک تعریف می‌شود. این نسبت می‌تواند به‌صورت تجربی از شیب منحنی تنش-کرنش طی آزمایش کشش بر روی نمونه به دست آید. به‌طورمعمول و نه دقیق، مدول الاستیک یا مدول الاستیسیته نیز نامیده می‌شود، زیرا مدول یانگ معمول‌ترین مدول الاستیک است، به‌هرحال دیگر مدول‌های الاستیک عبارت‌اند از: مدول حجمی و مدول برشی. واحد: مدول یانگ نسبت تنش که برحسب پاسکال است، بر کرنش که بی‌بعد است می‌باشد؛ بنابراین مدول یانگ همان واحد تنش را دارا است.

۳-۲ مدول برشی

یا مدول سختی(rigidity) تمایل جسم به برش (تغییر شکل در حجم ثابت) در برابر نیروی وارد بر آن است ( تغییر شکل در حجم ثابت )، مدول برشی زیرشاخه‌ای از ویسکوزیته می‌باشد.

۴-۲ مدول حجمی

که الاستیسیته حجمی را توصیف می کند، یا تمایل جسم را به تغییر شکل در تمام جهات را زمانی که نیرویی ثابت در تمام جهات وارد می‌شود؛ این پارامتر تنش حجمی را بر کرنش حجمی تعریف می‌کند و این عکس فشار پذیری است. مدول حجمی حالت سه‌بعدی مدول یانگ است.

۵-۲ کاربرد مدول یانگ

مدول یانگ این اجازه را می‌دهد تا رفتار یک تیر ساخته‌شده از مواد الاستیک (ایزوتروپ) تحت نیروی کششی یا فشاری محاسبه شود. به‌عنوان‌مثال، می‌تواند برای پیش‌بینی مقدار ازدیاد طول میله تحت کشش و یا کمانش آن تحت‌فشار، استفاده شود. بیشتر محاسبات نیاز به اطلاع از دیگر خصوصیات ماده همچون، مدول برشی، دانسیته و نسبت پواسون دارد.

۶-۲ مواد خطی و غیرخطی

برای بیشتر مواد، مدول یانگ اساساً در یک بازه کرنش، ثابت است. این مواد خطی نامیده می‌شوند و از قانون هوک تبعیت می‌کنند. مثال‌هایی برای مواد خطی می‌توان به فولاد، الیاف کربن اشاره کرد و موادی همچون شیشه، لاستیک و خاک مواد غیرخطی نامیده می‌شوند.

۷-۲ مواد جهت‌دار

مدول یانگ همواره در جهات مختلف یک ماده یکسان نیست. بیشتر فلزات و سرامیک‌ها، به همراه بسیاری دیگر از مواد، همسانگرد(ایزوتروپ) می‌باشند؛ خصوصیات مکانیکی این مواد در تمام جهات یکسان است. غیر ایزوتروپی را می‌توان به‌راحتی در کامپوزیت‌ها دید. به‌طور مثال، الیاف کربن مدول بسیار بالاتری نشان می‌دهند زمانی که نیرو موازی الیاف وارد می‌شود در مقابل نیروی وارد در جهت عمود.

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی در مورد بررسی مقایسه ای بهزیستی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سطح معنی داری

۰۰۰/۰

تعداد

۳۵۰

۳۵۰

جدول (۱۳-۴): همبستگی بین بهزیستی روانشناختی و خستگی روانی
با توجه به نتایج به دست آمده ازجدول ماتریس همبستگی، می توان گفت که با اطمینان ۹۹/۰ یا سطح خطای ۱/۰ بین بهزیستی روانشناختی و بعد خستگی روانی متغیر دلزدگی زناشویی رابطه وجود داردکه در حد متوسطی می باشد، از طرفی مقدار این رابطه که که برابر با ۵۸۹/۰- است به صورت معکوس (منفی) می باشد، بدین معنی که با بالارفتن بهزیستی روانشناختی، خستگی روانی پایین می آید و برعکس.
فصل پنجم
نتیجه گیری
مقدمه:
در این فصل ابتدا خلاصه ای از تحقیق را بیان می کنیم و سپس نتایج حاصل از اجرای پژوهش تبیین و استنباط می­ شود. بدین منظور فرضیه های پژوهش را به طور جداگانه بررسی خواهیم نمود و سر انجام محدودیتها و پیشنهادات پژوهش ارائه خواهد گردید.
خلاصه تحقیق:
تحقیق کنونی به بررسی مقایسه ای بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیرشاغل پرداخته است. ابزارهای به کار گرفته شده در این پزوهش، پرسشنامه ۸۴ سوالی بهزیستی روانشناختی ریف و ۲۱ سوالی دلزدگی زناشویی پاینز (CBM) می باشد، جهت دستیابی به اهداف تحقیق و آزمون فرضیه ها، از جامعه آماری زنان شاغل و غیرشاغل یک نمونه ۳۵۰ نفری ازطریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شدند و با بهره گرفتن از روش های آماری T مستقل و ضریب همبستگی پیرسون داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
بررسی فرضیه های پژوهش و مقایسه آنها با تحقیقات گذشته:
فرضیه ۱: بین بهزیستی روانشناختی زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون T مستقل استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۶-۴ و ۷-۴) نشان می دهد، بین میانگین های زنان شاغل (۸۴۵۲/۳۵۹) و غیر شاغل (۲۷۶۵/۳۴۶) در مقوله بهزیستی روانشناختی تفاوت وجود دارد به صورتی که نزدیک ۱۴ نمره در میزان میانگین ها بین دو گروه تفاوت وجود دارد. و زنان شاغل نسبت به زنان غیر شاغل بهزیستی روانشناختی بهتری دارند و همچنین با توجه به اینکه T مشاهده شده (۳٫۰۹۴) بادرجه آزادی ۳۴۸ در سطح معناداری (۰٫۰۰۲) از ۰٫۰۱ درصد کوچکتر است می توان نتیجه گرفت که بین بهزیستی روانشناختی زنان شاغل و غیر شاغل از لحاظ آماری تفاوت معنادار وجود دارد و به عبارتی دیگر زنان غیرشاغل دارای بهزیستی روانشناختی پایین تری از زنان شاغل هستند.
یافته های این پژوهش نشان می دهد که بهزیستی روانشناختی زنان شاغل بالاتر از زنان غیر شاغل یا خانه دار می باشد. این نتیجه همسو با تحقیقات کالیک[۱۱۶] (۲۰۰۱)، اسریماتی وکیران کومور (۲۰۱۰)، هافمن و یونگبلاد[۱۱۷](۱۹۹۹) و مونتظر مقبول[۱۱۸](۲۰۱۴) می باشد. یافته های تحقیق حاضر از ابعاد و دیدگاه های مختلف قابل توجیه است، یکی از این ابعاد بحث مربوط به نیازهای انسان، نحوه ارضای آنها و تاثیرشان بر کارکردهای مختلف انسان است. نیاز را باید یکی از عوامل موثر بر سلامت روانی انسان ها معرفی کرد، عدم ارضای نیاز های اساسی و یا ارضای نامناسب آنها می تواند بر سلامت روانی اثر سوء داشته باشد.
در چهارچوب مدل های رویکرد مثبت، به فرضیه اعتلای نقش، نظریه بسط نقش و فرضیه تجمع نقش می توان استناد نمود که طی آن نقش اشتغال که به عنوان نقش جدیدی به نقشهای سنتی اضافه شده، به عنوان یک امر مثبت و پرفایده در نظر گرفته می شود. در این جا مکانیزم تاثیر گذاری مثبت نقش اشتغال از طریق عزت نفس افزایش یافته، درآمد بیشتر، کسب حمایت اجتماعی گسترده تر که با اشتغال در ازای درآمد همبسته است در جهت ارتقای سلامت زنان مورد تاکید قرار می گیرد (احمدنیا، ۱۳۸۳). جاهودا[۱۱۹] بیان می کند که اشتغال پنج دسته از تجربه روانشناختی که برای بهزیستی ضروری است را فراهم می کند و گسترش بیکاری افراد را از این تجارب محروم می کند. این تجارب شامل سازماندهی زمان، ارتباط اجتماعی، تلاش مشترک یا هدف، وضعیت یا هویت اجتماعی و فعالیت عادی هستند (هاورث[۱۲۰]، ۱۹۹۷).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

همسو با یافته های این فرضیه می توان به تحقیقاتی اشاره کرد: در تحقیقی که اسریماتی[۱۲۱] و کیران کومار[۱۲۲] (۲۰۱۰) برای مقایسه بهزیستی روانشناختی زنان شاغل در سازمان های مختلف انجام دادند به این نتیجه رسیدند که معلمان از بیشترین میزان بهزیستی روانشناختی برخوردار بودند که این نتیجه در همه خرده مقیاس ها نیز خود را نشان می داد. زنان شاغل در بانک ها بهزیستی روانشناختی متوسط را نشان دادند و زنان شاغل در بخش صنعت از کمترین میزان بهزیستی روانشناختی برخوردار بودند. همچنین در پژوهشی که آقاپور و محمدی (۱۳۸۸) برای مقایسه افسردگی پس از زایمان زنان شاغل و خانه دار و رابطه آن با حمایت اجتماعی و سازگاری زناشویی انجام دادند تفاوت معنی داری بین افسردگی زنان شاغل با زنان خانه دار یافتند به طوری که افسردگی زنان شاغل کم تر از زنان غیر شاغل بوده است. همچنین بر خلاف یافته های این فرضیه های پژوهشی می توان به تحقیقات، (زالودیا[۱۲۳]،۲۰۱۳) که برای مقایسه سلامت روان زنان شاغل و خانه دار انجام داد اشاره کرد. او در این پژوهش ۴۰ زن شاغل را با ۴۰ زن خانه دار مقایسه کرده است. یافته های این پژوهش میزان سلامت روان را در زنان خانه دار بهتر از زنان شاغل ارزیابی کرده است. دل آرام، صفدری، فروزنده، اکبری(۱۳۸۴) پژوهشی برای مقایسه سلامت روان زنان شاغل و غیر شاغل تحت پوشش مراکز بهداشتی-درمانی شهر کرد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که سلامت روانی زنان شاغل و خانه دارتفاوت معنی داری باهم ندارد.
احساس بهزیستی هم دارای مولفه های عاطفی و هم مولفه های شناختی است. افراد با احساس بهزیستی بالا به طور عمده ای هیجانات مثبت را تجربه می کنند و از حوادث و وقایع پیرامون خود ارزیابی مثبتی دارند، در حالیکه افراد با بهزیستی پایین حوادث و موقعیت زندگیشان را نامطلوب ارزیابی می کنند و بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می کنند. هرچه فرد زمان بیشتری را برای هیجانات مثبت صرف کند به همان نسبت زمان کمتری را برای هیجانات منفی باقی می گذارد. باید توجه داشت که هیجانات مثبت و منفی حالات دوقطبی نیستند که فقدان یکی وجود دیگری را تضمین کند؛ یعنی احساس رضامندی مثبت با فقدان هیجانات منفی پدید نمی آید و عدم حضور هیجانات منفی لزوما حضور هیجانات مثبت را به همراه نمی آورد، بلکه برخورداری از هیجانات مثبت خود به شرایط و امکانات دیگری نیازمند است (کرمی نوری، مکری، محمدی فر و یزدانی، ۱۳۸۱).
فرضیه ۲: بین دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون T مستقل استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۸-۴ و ۹-۴) نشان می دهد، بین میانگین های زنان شاغل (۹۳۱/۵۵) غیر شاغل (۳۲۹۱/۵۹) در مقوله دلزدگی زناشویی تفاوت وجود دارد به صورتی که نزدیک ۴ نمره در میزان میانگین ها بین دو گروه تفاوت وجود دارد و زنان شاغل از زنان غیر شاغل دلزدگی زناشویی کمتری را تجربه می کنند و همچنین با توجه به اینکه T مشاهده شده (۹۸۱/۱-) بادرجه آزادی ۳۴۸ در سطح معناداری (۰۴۸/۰) از ۰٫۰۵ درصد کوچکتر است می توان نتیجه گرفت که بین دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل از لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود دارد.
همسو با یافته های این تحقیق می توان به تحقیقات مشابه دیگری اشاره نمود: روگرز و دبوئر[۱۲۴] (۲۰۰۱) در پژوهشی با عنوان تغییرات در درآمد زنان و تاثیر آن بر خرسندی زناشویی و بهزیستی روانشناختی و ریسک طلاق؛ داده های ۱۰۴۷ نفر فرد متاهل را بررسی کردند که در طول مرحله میانی ازدواجشان بودند و یک مطالعه طولی پانل را از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۷ انجام دادند مدل سازی معادلات ساختاری برای ارزیابی افزایش در آمد نسبی و مطلق زنان متاهل از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ و تاثیر آن در خرسندی و بهزیستی در مردان و زنان متاهل در سال ۱۹۸۸ارزیابی کردند. تحلیل داده های آنها نشان داد که چطور این تغییرات بر احتمال طلاق در سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ تاثیر دارد روگرز و دبوئر معتقدندکه افزایش در درآمد نسبی و مطلق به طور معنی داری خرسندی یا شادمانی زناشویی و بهزیستی را افزایش می دهد. آنها در پژوهششان به این نتیجه رسیدند که احتمال طلاق با افزایش در آمد زنان متاهل رابطه معنی داری ندارد. با این حال افزایش درآمد زنان ممکن است به صورت غیر مستقیم احتمال طلاق را از طریق افزایش شادمانی یا خرسندی زناشویی کمتر می کند. موسوی (۱۳۸۵) در پژوهشی که با عنوان مقایسه ی سویه های متفاوت رضامندی از زندگی زناشویی در بین زنان شاغل و خانه دار که بین زنان شاغل و خانه دار انجام داد به این نتیجه رسید که رضایت زناشویی زنان شاغل بیشتر از زنان خانه دار می باشد و عوامل تهدید کننده ی ازدواج در آنها کمتر از زنان خانه دار می­باشد همچنین زنان شاغل از پیوند جنسیشان نیز راضی تر بودند و نیز مطالعات آسیایی نشان داد که زنان شاغل به علت برخورداری از هوش هیجانی بالا از زندگی زناشویی خود رضایت بیشتری دارند( متولی، ازگلی، بختیاری، علوی مجد، ۱۳۸۸). جهانگیر (۱۳۹۱) در مقایسه عملکرد خانواده و رضامندی زناشویی بین زنان شاغل و غیر شاغل به این نتیجه رسید که زنان شاغل عملکرد خانواده و رضایت مندی زناشویی بالاتری را از زنان غیر شاغل تجربه می کنند. در تحقیقی که پرینس کوک و همکاران[۱۲۵] (۲۰۱۳) در بین ۱۱ کشور غربی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که فقط در ایالات متحده اشتغال زنان با افزایش ریسک طلاق همراه است و در استرالیا، فلاندر، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند و بریتانیا اشتغال زنان تاثیر معنی داری بر ریسک طلاق در زنان نداشت و در فنلاند و نروژ و سوئد ریسک طلاق در زنان شاغل به طور معنی داری کمتر از زنان غیرشاغل بود.
طرفداران اشتغال زنان با رویکرد مثبت نقش سازنده و مفیدی را برای اشتغال زنان قائل می شوند. این گروه از افراد، برخلاف گروه اول، بر این باورند که استقلال مالی به کاهش وابستگی زنان به مردان، افزایش اقتدار، عزت نفس و تغییر موقعیت اجتماعی زنان منجر می شود. از نظر آن ها پیامدهای مثبت اشتغال زنان در بسیاری از ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بیشتر از آن پیامدهای منفی است که مخالفان اشتغال زنان مطرح می کنند و پیامد های اشتغال زنان این موارد ذکر شده است: ۱٫ ایجاد روحیه اعتماد به نفس و استقلال در زنان ۲٫ کمک به درک مسائل زنان و حل این مسائل ۳٫ حضور فعال در عرصه های اجتماعی ۴٫ آشنایی بیشتر با روش های افزایش بهره وری امکانات مادی و معنوی خانواده ۵٫ افزایش توان مدیریتی زنان در خانواده و جامعه ۶٫ استفاده از اوقات فراغت و جلوگیری از آسیب پذیری اجتماعی بر اثر فقر و نیاز مالی ۷٫ کمک به اقتصاد خانواده ۸٫ کمک به شادابی و سلامت روح و جلوگیری از افسردگی بر اثر بیکاری و یکنواختی زندگی روزمره (بابایی فرد، ۱۳۹۲). همچنین تحقیقات دیگری یافته های متفاوتی را گزارش کرده اند: امیری مجد و زری مقدم (۱۳۸۹) در پژوهشی که با عنوان رابطه شادکامی و رضایت زناشویی در بین زنان شاغل و خانه دار شهر اراک که بین زنان معلم و خانه دار انجام دادند به این نتیجه رسیدند که رضایت زناشویی زنان شاغل با زنان خانه دار تفاوتی ندارد اگرچه بین میزان شادکامی و رضایت زناشویی در بین هر دو گروه رابطه مثبت معناداری وجود داشت. صادق مقدم، عسگری، معروضی، شمس و طهماسبی (۱۳۸۵) در پژوهشی که میزان رضایت از زندگی زناشویی در زنان شاغل و خانه دار و همسران آنها در شهر گناباد را می سنجید به این نتیجه رسیدند که رضایت از زندگی زنان شاغل و همسرانشان با رضایت از زندگی زنان خانه دار و همسرانشان تفاوت معناداری ندارد. در پژوهشی که خدابخشی کولایی، ادیب راد، صالح صدق پور (۲۰۱۰) با نمونه متفاوتی با عنوان مقایسه باورهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی در زنان متقاضی طلاق و عادی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که دلزدگی زناشویی بین زنان متقاضی طلاق و زنان خواهان ادامه زندگی متفاوت است و زنان متقاضی طلاق دلزدگی زناشویی بالاتری داشتند.
.
فرضیه ۳: بین میزان بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان رابطه وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۱۰-۴) نشان می دهد بین بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی رابطه معکوس معنادار وجود دارد یعنی با بالا رفتن بهزیستی روانشناختی بین افراد،دلزدگی زناشویی پایین می آید و برعکس. میزان این رابطه بین این دو متغیر برابر با ۵۴۰/.- است که این میزان برابر همبستگی مناسبی بین این دو متغیر می باشد.
نتایج تحقیقات مشابه رابطه مثبتی را بین بهزیستی و متغیرهای مرتبط با زندگی زناشویی نشان داده است که دلزدگی و سلامت جسمی و روانی (آهولا[۱۲۶] ، ۲۰۰۷؛ ملامد ، شیرون ، توکر ، برلینر و شاپیرا[۱۲۷] ، ۲۰۰۶)؛ بهزیستی روانی و رضایت زناشویی (تورس[۱۲۸]، ۱۹۹۷)؛ بهزیستی روانی و کیفیت زندگی (هلمز و بوهلر[۱۲۹] ،۲۰۰۷)؛ بهزیستی روانی و رضایت زناشویی (ایمان و یادعلی جمالویی، (۱۳۹۱)؛ بهزیستی و سازگاری زناشویی (درویزه و کهکی، ۱۳۸۷)؛ رابطه معنی داری وجود دارد. همسو با یافته های این تحقیق می توان به یافته های مشابه نیز اشاره کرد: درتحقیقی که میلخونت[۱۳۰]، دنی[۱۳۱]، آمراتونگا[۱۳۲]، رابینسون[۱۳۳]، مری[۱۳۴] (۲۰۰۸) با عنوان فرسودگی و بهزیستی: آزمایش پرسشنامه فرسودگی کوپنهاگن بر معلمان نیوزلند انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین فرسودگی و بهزیستی معلمان رابطه منفی وجود دارد. بهمنی، آریا منش، بهمنی، غلامی (۲۰۱۳) در پژوهش خود با عنوان برابری و رضایت زناشویی در زنان شاغل و غیر شاغل ایران که بر روی ۱۰۰ نفر انجام شد رابطه معناداری بین برابری و رضایت زناشویی پیدا کردند و همچنین تفاوت معنی داری بین زنان شاغل و غیر شاغل در تساوی حقوق وجود داشت بدین معنی که زنان شاغل احساس برابری بیشتری در ارتباطات زناشویی شان داشتند. رحیمی (۱۳۸۳) در تحقیقی که برای بررسی رابطه تعارض زناشویی با سلامت روانی زوجین انجام داد و ۱۰۰ نفر از زنان و مردان متاهل را مورد بررسی قرار داد به این نتیجه رسید که تعارض زناشویی با سلامت روانی رابطه منفی معناداری دارد و هر چهار مقیاس سلامت روانی یعنی مشکلات روان تنی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی با تعارض اجتماعی رابطه داشتند.
در همه خانواده ها با درآمدهای متفاوت، چه در خانواده های با درآمد بالا و چه در خانواده های با درآمد پایین تنیدگی شماره یک تنیدگی مالی و اقتصادی بوده است (کوران،۱۳۷۵؛ به نقل نویدی، ادیب راد، صباغیان،۱۳۸۵). نظر به اینکه تامین مخارج زندگی یکی از مسائل مهم در زندگی زوجین است با کسب درآمد بیشتر زوجین بیشتر می توانند نیازها و مایحتاج زندگی خود را برآورده سازند. لذا افزایش درآمد می تواند باعث کاهش میزان دلزدگی زناشویی شود. البته به این نکته باید توجه کرد که اگر افزایش میزان درآمد همراه با افزایش میزان ساعات کار در شبانه روز و مشغله های فراوان کاری باشد این امر، خود غفلت از امورات زندگی خانوادگی را موجب شده که در نتیجه منجر به افزایش میزان دلزدگی زناشویی می شود (نویدی، ادیب راد، صباغیان،۱۳۸۵).
فرضیه ۴: بین بهزیستی روانشناختی و خستگی جسمانی رابطه وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۱۱-۴) نشان می دهد بین بهزیستی روانشناختی و بعدخستگی جسمانی دلزدگی زناشویی رابطه معکوس معنادار وجود دارد یعنی با بالا رفتن بهزیستی روانشناختی بین افراد، خستگی جسمانی پایین می آید و برعکس. میزان این رابطه بین این دو متغیر برابر با ۴۴۱/.- است که این میزان برابر همبستگی نرمالی بین این دو متغیر می باشد.
یکی از علایم شایع که به عنوان یک تجربه معمول نیز شناخته شده است، احساس ذهنی از ضعف، کمبود انرژی و فرسودگی است که از آن به عنوان ضعف یاد می کنند؛ به عبارت دیگر خستگی یک احساس طاقت فرسایی از فرسودگی و کمبود انرژی است که انجام هرگونه فعالیت فیزیکی و شناختی را مختل می سازد. این ناتوانی در انجام و حفظ عملکرد بهینه، در دنیای پژوهشی به علل متعددی چون برهم زدن نظم چرخه خواب و بیداری، ریتم های بیولوژیک بدن و بار کاری نسبت داده شده است. علاوه بر این موارد فاکتور های متعدد دیگری در بروز خستگی نقش دارد؛ برای مثال مشاهده شده که شیوع خستگی در میان زنان به طور معناداری بالاتر از مردان است یا آنکه خستگی در میان جمعیت هایی با طبقات اجتماعی و اقتصادی بالاتر نسبت به گروه مقابل کمتر است. با وجود آن که خستگی به عنوان یک مفهوم گسترده ۷/۰ شناخته شده است و شیوع آن در میان جمعیت عادی ۴۵/۰ تخمین زده شده است، اما متأسفانه تا کنون تعریفی از آن ارائه نشده که مورد قبول همگان قرار گیرد. به گونه ای که در هر یک از مطالعات انجام شده در زمینه خستگی، محققان بسته به هدف خود، خستگی را تعریف و بر اساس آن روشی را برای اندازه گیری کمی یا کیفی آن به کار بردهاند. اگرچه نمی توان نقش خستگی را به عنوان یک علامت بالینی در تشخیص و افتراق بیماری های یاد شده نادیده گرفت، اما بایستی به این نکته نیز توجه نمود که خستگی میتواند به عنوان یک عامل تهدید زای مالی و جانی، جوامع انسانی را متحمل خسارات زیان باری کند. (خانی جزنی، صارمی، کاوسی، شیرزاد، رضاپور، ۱۳۹۱).
همسو با یافته های این تحقیق می توان به یافته های مشابه نیز اشاره کرد: در تحقیقی که عباسی، مهدی زاده، مقدم (۱۳۹۲) با عنوان خستگی و ارتباط آن با سلامت روان در مصدومین شیمیایی مبتلا به برونشیولیت انسدادی انجام دادند رابطه معناداری را بین خستگی وسلامت روان مشاهده کردند. فورتیر بروچو[۱۳۵]، بیلیو بوننو[۱۳۶]، ایورز[۱۳۷]، مورین[۱۳۸] (۲۰۱۰) در پژوهش خود با عنوان ارتباط بی خوابی و خستگی و کیفیت مرتبط با سلامتی در زندگی افراد مبتلا به بی خوابی به این نتیجه رسیدند که خستگی شدید با اختلال بزرگتر در کیفیت سلامتی در زندگی مرتبط است. از نظر آنها خستگی و کیفیت سلامتی در زندگی با هم جدا هستند اما ساختار های مرتبطی دارند.
شواهد نشان می دهد که فرسودگی بر سلامت جسمانی تاثیر منفی دارد و علاوه بر آن، به عنوان یک عامل خطرساز برای بروز بیماری های جسمانی و اختلال های بدنی شناخته شده است (شیروم، ملامید، توکر، برلینز و شاپیرا، ۲۰۰۵؛ به نقل از بشلیده، تقی پور، هاشمی شیخ شبانی، جزایری، ۱۳۹۰).
فرضیه ۵: بین بهزیستی روانشناختی و خستگی عاطفی رابطه وجود دارد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 1359
  • 1360
  • 1361
  • ...
  • 1362
  • ...
  • 1363
  • 1364
  • 1365
  • ...
  • 1366
  • ...
  • 1367
  • 1368
  • 1369
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – قسمت 25 – 10
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | ۲-۲-۱۲ ویژگی های نظارت و کنترل موثر از دیدگاه قرآن کریم: – 1
  • فایل های مقالات و پروژه ها – – 5
  • فایل های دانشگاهی- قسمت 14 – 4
  • منابع پایان نامه ها – ج-جلب شخص ثالث – 4
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | جیمز کاتز و نظریه آپاراتژئیست – 9
  • دانلود پایان نامه و مقاله – اظهار باید به طرف اغوا شده خطاب شود – 9
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۲-۲-۵٫ عدم رعایت شرایط مقرر در تأسیس و تشکیل شرکت سهامی – 10
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – قسمت 13 – 10
  • دانلود پروژه و پایان نامه – کلیات تحقیق – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان