هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه | ۲-۳-۸- ضرورت سلامت روانی – 9
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

الف) ایجاد واحد بهداشت روان در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

ب) تشکیل کمیته کشوری سلامت روان.

ج) مشارکت دانشگاه‌های علوم پزشکی در برنامه کشوری سلامت روان.

د) اعلام بهداشت روان به عنوان نهمین جزء‌مراقبت‌های بهداشتی اولیه.

هـ) آماده نمودن متون آموزشی برای ‌به‌ورزان، پزشکان و ایجاد نظام گزارش دهی و آموزش کلیه پرسنل بهداشتی.

و) برگزاری مراسم هفته سلامت روان در پایان مهر ماه هر سال.

ز) برگزاری کارگاه‌های آموزشی بازنگری برنامه کشوری سلامت روان.

ح) ارزش‌یابی مستقل بین‌المللی از برنامه در سال ۱۳۷۴٫

ط) برگزاری سمینارها و کنفرانس‌های گوناگون.

ی) آموزش همگانی سلامت روان از طریق رسانه های گروهی و دیگر نهادها.

ک) ایجاد بخش‌های روان‌پزشکی در بیمارستان‌های عمومی.

ل) برنامه سلامت روان شهری و مدارس.

در نتیجه تلاش‌های مستمر، تا پایان سال ۱۳۷۴، حدود ۶ میلیون نفر تحت پوشش قرار گرفتند که ۴ میلیون نفر روستایی بودند. میزان جمعیت تحت پوشش در سال ۱۳۷۶ به ۱۰ میلیون نفر رسید. به گزارش یاسمی و همکاران (۱۳۸۱)، از کل جمعیت کشور، ۱/۳۰ درصد (۶۳ در صد از جمعیت روستانشین و ۸/۱۰ در صد جمعیت شهرنشین) تحت پوشش طرح ادغام بهداشت روان در مراقبت‌های بهداشتی اولیه قرار دارند.

علاوه بر اجرای طرح ادغام سلامت روان در نظام مراقبت‌های اولیه، پیشرفت‌های قابل توجهی نیز در حوزه های دیگر خدمات سلامت روان در ایران انجام گرفته است که در ذیل به طور خلاصه به آن‌ ها اشاره می‌شود.

در زمینه پیش‌گیری و درمان اعتیاد، در سال‌های اخیر اقدامات مؤثری انجام گرفته که مهم‌ترین آن‌ ها تلاش در جهت جرم‌زدائی از پدیده اعتیاد، ایجاد مراکز ترک اعتیاد، و تدوین برنامه های مختلف سم زدائی و ترک، ایجاد چند کلینیک متادون، و اجرای طرح‌های کاهش آسیب بوده است. اما با توجه به شیوع نسبتاً بالای سوء مصرف مواد و مشکلات مرتبط با آن که می‌تواند عواقب بسیار زیان‌باری را در پی داشته باشد، از جمله انتقال بیماری‌های خطرناکی مانند HIV/AIDS، بالا رفتن میزان جرم و جنایت، افزایش رفتارهای پرخطر، از هم پاشیدن خانواده ها، و ‌آسیب‌های دیگر اجتماعی، لزوم توجه بیشتر ‌به این معضل اجتماعی کاملاً احساس می‌شود.

در زمینه بهداشت روان در بلایای طبیعی نیز با توجه به قرار گرفتن ایران در معرض زمین لرزه و سیل، در سال‌های اخیر برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات قابل ملاحظه‌ای انجام گرفته است، به عنوان مثال، برنامه ملی مداخلات بهداشت روان در بلایای طبیعی تدوین شده و متون آموزشی نیز تهیه شده است (یاسمی و همکاران، ۱۳۸۲). در زلزله بم، امدادگران مطابق این متون آموزش دیده و در جهت امدادرسانی به زلزله زدگان اعزام می‌شدند. در حال حاضر نیز خدمات بهداشت روان تحت نظارت اداره بهداشت روان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مردم بم ارائه می‌شود.

در سال‌های اخیر، توجه بیشتری به بهداشت روان کودکان و نوجوانان شده است. در این زمینه می‌توان به اجرای برنامه های بهداشت روان مدارس اشاره نمود که از حدود سال ۱۳۷۶ با اجراء یک پیش طرح در دماوند شروع شد. نتایج این پیش طرح نشان داد که چنین برنامه‌هائی می‌توانند در ارتقاء بهداشت روان دانش آموزان مؤثر باشند (پورنقاش تهرانی، ۱۳۸۱).

۲-۳-۸- ضرورت سلامت روانی

سلامتی یک امر اساسی و مهم در زندگی انسان است. بر اساس آمارهای موجود نیمی از مرگ و میرها در نتیجه رفتارها و روش‌های غلط زندگی است. در قرون گذشته انسان‌ها بیشتر به خاطر بیماری‌های میکروبی و عدم بهداشت جسمانی و یا حوادث طبیعی می‌مردند ولی امروزه مرگ‌ها اغلب در نتیجه روش‌های غلط زندگی است. مثال‌هایی آشنا در این مورد شامل بیماری سرطان ریه به خاطر استفاده از سیگار، مرگ‌های ناشی از استفاده از غذاهای نامناسب و یا عدم فعالیت های جسمانی، بیماری‌های ناشی از تماس با مواد سمی و شیمیایی، هم چنین آتش‌سوزی، تصادفات رانندگی و … می‌باشد(سالاری، ۱۳۹۲).

خانواده نقش مهمی در تأمین بهداشت روانی افراد دارد. در ذیل نقش خانواده از سه جنبه بررسی می‌شود:

الف) نقش خانواده در سلامت روانی: پایه های رشد روانی اجتماعی کودکان، احساس ایمنی و ارضای عاطفی آنان در سال های اولیه کودکی پی ریزی می‌گردد، زیرا تفاهم، سازگاری و محبت موجود در محیط خانواده‌، در تقویت حس اعتماد به نفس و پرورش نیروی سازنده در کودکان و نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. در یک خانواده عادی، والدین ضمن همبستگی و احترام متقابل نسبت به یکدیگر در برخورد با فرزندان، روش هماهنگ و یکسان را در پیش می‌گیرند و در نتیجه، فرزندان احساس می‌کنند که رابطه والدین، صمیمی است، زیرا کودک و نوجوان باید والدین خود را منبع شادی، امنیت عاطفی، ارضای خاطر جسمی و روانی دانسته و آنان را پناهگاه خویش بدانند (ابراهیم پور، ۱۳۹۰).

بی‌توجهی والدین به سالم سازی محیط روانی – اجتماعی و فقدان روابط مناسب در بیشتر موارد، کودکان و نوجوانان را با کمبودهای عاطفی مواجه می‌سازد. لذا ریشه رفتارهای نابهنجار کودکان و نوجوانان، انحرافات و بزهکاری ها را باید در سنین اولیه کودکی و در میان خانواده جستجو کرد، به همین دلیل برای شناخت علت ناسازگاری های کودکان و نوجوانان و پیدایش اختلال های رفتاری، بیش از هر چیز آگاهی از وضعیت خانواده آنان ضرورت دارد.به طور کلی اصولی که باید پدر و مادر، به عنوان والدین کودک و نوجوان، همیشه در نظر داشته باشند، عبارتند از: هماهنگی در انضباط و تربیت کودکان و نوجوانان، یگانگی در انتظار و توقع از آنان با توجه به تفاوت های فردی و محدودیتهای موجود و جلوگیری از وقوع مسائلی که موجب ایجاد هیجان ناخوشایند در کودک و نوجوان می‌گردد (گنجی، ۱۳۷۶).

ب) نقش خانواده در پیش‌گیری از پیدایش اختلالات جسمی و روانی در کودکان: توجه والدین، بخصوص مادران به نکات و دستورالعملهای زیر می‌تواند در حفظ سلامتی آنان و سلامت جسمی و روانی در کودکان آن ها کاملاً مؤثر واقع گردد (گنجی، ۱۳۷۶).

۱- مراجعه به پزشک به طور منظم، در تمام دوران بارداری و انجام آزمایش‌های پزشکی، کمک بزرگی در پیش‌بینی ضایعات احتمالی می‌کند.

۲- مادران باید در جلوگیری از بیماری های مسری بویژه سرخجه در سه ماهه اولیه دوران بارداری بسیار بکوشند. همچنین ابتلاء والدین به بیماری سیفلیس در کودک نارسایی های هوش ایجاد می‌کند.

۳- اعتیاد والدین به مشروبات الکلی از عوامل مؤثر در عقب ماندگی ذهنی است. بخصوص مادران باید از استعمال مواد مخدر و دخانیات خودداری کنند.

۴- مسمومیت های دوران بارداری و وارد شدن ضربه بر شکم مادر، به خصوص در ماه های آخر بارداری موجب عقب ماندگی ذهنی می‌گردد.

۵- با توجه به زیان های جبران ناپذیر اشعه ایکس و رادیواکتیو، مادران باید از انجام آزمایش های رادیولوژی به ویژه در ماه های اولیه بارداری خودداری کنند (مگر در صورت نیاز مبرم و تحت نظر پزشک).

نظر دهید »
فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – ۲-۲۳- ارتباط حمایت اجتماعی با عزت نفس – 3
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۲۲- افزایش عزت نفس

یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیر گذار بر پیدایش و شکل گیری عزت نفس عوامل شناختی هستند. افکار، باورهای غیر منطقی و خطاهای شناختی راه را برای خود ارزیابی های منفی فراهم می‌سازند. مفروضه روان شناسی شناختی این است که این عوامل بر چگونگی احساسات بعدی فرد ‌در مورد خود و در نتیجه بر کیفیت رفتار تأثیر می‌گذارند. ‌بنابرین‏ یکی دیگر از روش های تغییر و افزایش میزان عزت نفس استفاده از رویکرد شناختی جهت شناسایی افکار و باورهای غیر منطقی و حذف آن هاست. روان شناسان دیگری (مشهورترین آن ها زاجونس[۵۵]، ۱۹۸۰؛ نقل از بیابانگرد، ۱۳۷۳). خاطرنشان ساخته اند که احساسات بر افکار ارجحیت دارند و اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود داشته باشد چگونگی تفکر و رفتارش را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به عبارت دیگر احساسات نقش علنی ‌در مورد فکر کردن و عمل نمودن ایفا می‌کنند و به نظر می‌رسد بعضی احساسات و عواطف ابراز شده قبل از آنکه فرصتی برای فکر کردن ‌در مورد آن ها وجود داشته باشد بر رفتار تأثیر می‌گذارند(بیابانگرد، ۱۳۷۳). از طرف دیگر فرآیندهای فیزیولوژیکی نیز نقش مهمی در عزت نفس دارند. به عبارتی هر رفتاری می‌تواند تا سطح پاسخ های فیزیولوژیکی کاهش پیدا کند. پیام ها از طریق فرآیندهای فیزولوژیکی مثل دیدن یا شنیدن ادراک می‌شوند. دریافت های بیولوژیکی دارای معانی بسیار کمی برای انسان هستند مگر آنکه معانی آن ها از طریق یک فرایند شناختی توجیه شود(اصغری پور، ۱۳۸۵).

۲-۲۳- ارتباط حمایت اجتماعی با عزت نفس

منظور از حمایت اجتماعی، امکاناتی است که در پی ارتباط با دیگران فراهم می‌آیند(منشی، ۱۳۷۶). بیابانگرد(۱۳۷۲) در این مورد بیان ‌کرده‌است حمایت اجتماعی عبارت است از اعتقاد فرد ‌به این که چنانچه دچار مشکل و ناراحتی شود، سایر افراد مؤثر در زندگی اش (مثل والدین، دوستان و …) به او یاری خواهند رساند. این اعتقاد مستلزم این است که خود احساس کند مورد توجه و علاقه ی دیگران بوده و از دیدگاه آنان فردی ارزشمند است. طبق این تعریف حمایت اجتماعی مفهومی است که به دامنه ی ارتباطات متقابل بین فردی توجه دارد و هرچه میزان مبادلات بین فردی بیشتر باشد، میزان حمایت اجتماعی که فرد دریافت می‌دارد افزون تر خواهد بود. عکس این رابطه نیز صادق است. ‌بنابرین‏، حمایت اجتماعی دو جنبه یا بعد اساسی دارد:

۱- جنبه ی ذهنی: بعد ذهنی حمایت اجتماعی تصور شخص است از افراد مؤثر در زندگی اش که آن ها قادرند به صورت بالقوه در مواقع درماندگی و ناچاری وی را مساعدت نماید.

۲- جنبه ی عینی: این جنبه به میزان واقعی مساعدت و همیاری های ارائه شده به فرد اشاره می‌کند.

کودک نخستین تجارب حمایت اجتماعی خود را در کانون خانواده کسب می‌کند. نحوه ی برخورد، پذیرش، دوست داشتن و مساعدت با کودک وی را برای برطرف ساختن نیازهایش یاری می‌دهد. والدین، یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری عزت نفس فرزندان خود می‌باشند. کودکانی که طرد می‌شوند به طرد خود می پردازند و احساس بی ارزشی می‌کنند. در واقع کودک، ادراکات، نگرش ها و واکنش ها و برداشت های دیگران را جزئی از ارزش های درونی خود می‌سازد و یا درون فکنی می‌کند (شاملو، ۱۳۶۳). اهمیت گروه همسالان در دوره ی نوجوانی بیشتر از دوره های دیگر زندگی است. گروه همسالان می‌توانند برای نوجوان نقش پناهگاه و یک منبع حمایتی را در مقابل تعارض هایی که با خانواده دارد، ایفا کند (بیابانگرد، ۱۳۷۰).

۲-۲۴- کیفیت زندگی

مفهوم کیفیت زندگی[۵۶] به دوران ارسطو در ۳۸۵ سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد، در آن دوران ارسطو «زندگی خوب» یا «خوب انجام دادن کارها» را به معنی شاد بودن در نظر گرفته است لیکن در عین حال به تفاوت مفهوم شادی در افراد مختلف پرداخت و ذکر نموده است سلامتی که باعث شادی در یک فرد بیمار می شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می‌کند، یکسان نیست و به طور مشخص بیان نموده است که شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت، معانی یکسانی نخواهد داشت. از نظر بیشتر متخصصان، کیفیت زندگی یکی از موارد مورد توجه در «شاخص توسعه انسانی» است که شامل ابعاد مختلف فیزیولوژیکی، اجتماعی، جسمی و معنوی می‌باشد (حاتمی و میرمحمدی، ۱۳۸۳).

واژه کیفیت زندگی نخستین بار توسط پیگو[۵۷] در سال ۱۹۲۰ در کتاب اقتصاد و رفاه مورد استفاده قرار گرفت. او در این کتاب ‌در مورد حمایت دولتی از اقشار پایین و تأثیر آن بر زندگی آن ها و سرمایه های ملی به بحث پرداخت. این مطلب تا بعد از جنگ جهانی دوم، مسکوت ماند تا اینکه در اثر دو حادثه مهم مورد توجه قرار گرفت. اول آنکه سازمان جهانی بهداشت تعریفی از سلامت منتشر کرد که شامل سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بود. این امر منجر به بحث گسترده ای ‌در مورد سلامت و چگونگی اندازه گیری آن شد. دوم آنکه، وجود نابرابری های گسترده اجتماعی در جوامع غربی و سایر کشورها به دنبال پیامدهای جنگ جهانی و پیشرفت در زمینه علوم انسانی و علوم تجربی بود که موجب افزایش فعالیت های اجتماعی و در نتیجه ابتکارات سیاسی گردید. به مرور زمان محققین متوجه شدند که کیفیت زندگی می‌تواند یکی از پیامدهای پراهمیت در ارزیابی های سلامت باشد، چنانچه تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت نیز براین نکته تأکید دارد (خزایی علی آباد، ۱۳۹۰). در واقع چالش اصلی بهداشت در قرن بیستم (زنده ماندن) بود و چالش قرن حاضر (زندگی با کیفیت بهتر) می‌باشد. سلامتی حق اساسی هر انسان و یک هدف اجتماعی است و تمام دولت ها و حکومت ها موظف به تأمین سلامت افراد می‌باشند. تغییر الگوی بیماری ها که کاهش میزان عفونی و افزایش طول عمر و بیماری های مزمن را به همراه داشته، منجر به افزایش توجه به مفاهیم سلامتی و کیفیت زندگی طی دهه های گذشته گردیده است و اهمیت آن تا حدی است که صاحب نظران تمرکز بر مراقبت های بهداشتی قرن حاضر را به بهبود کیفیت زندگی و وضعیت سلامت بیان کرده‌اند (درویش پور و همکاران، ۱۳۸۸).

در سال ۱۹۸۵ در شمال غرب انگلستان برای نخستین بار تحقیقات کیفیت زندگی انجام شد. محور اصلی این مطالعات، محدود به بیماری های روانی مزمن بود و از آن به عنوان شاخصی در جهت ارزیابی سلامت روانی استفاده می شد. امروزه از این مفهوم در اندازه گیری کارایی درمان ها، داروها، جراحی ها و بررسی شاخص های سلامت استفاده می‌گردد. مطالعاتی که بدین سبک در زمینه کیفیت زندگی صورت می گرفت به عنوان نقطه ای محوری جهت ارزشیابی بهداشت روانی تلقی می گردید. در طی دو دهه گذشته مفهوم کیفیت زندگی از مفهوم روان شناختی صرف به یک مفهوم چند بعدی مبدل شده است. این برداشت چند بعدی از مفهوم کیفیت زندگی در سنجش و ارزیابی کارایی سیاست های رفاه اجتماعی نقش عمده ای را ایفا می‌کند. آنچه که امروزه در حوزه رفاه اجتماعی و بهزیستی اهمیت دارد، اتخاذ دیدگاهی از کیفیت زندگی است که بتواند ابعاد اجتماعی، اقتصادی،روانی و زیستی را پوشش دهد. به طوری که هدف اصلی آن، بیشتر بررسی چند بعدی انسان می‌باشد (نجات، ۱۳۸۷).

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده – الف) جهت گیری به مسأله: – 2
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مطرح شد. اما این نزو و دزوریلا بودند که در سال ۱۹۸۱ با مقاله دوران ساز خود فرایند حل مسأله را صورت بندی کردند.

مفهوم حل مسأله توسط دزوریلا و نزو(۱۹۸۱؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) چنین تعریف شده است: فرایند شناختی- رفتاری خودرهنمون[۱۳۰] است که فرد با بهره گرفتن از آن تلاش می‌کند راه های مقابله مؤثر یا انطباقی با مشکلات زندگی روزمره را بیابد. بر طبق این دیدگاه، حل مسأله اصولا یک فرایند مقابله هشیار، عقلانی، پرتلاش و هدفمند است که می‌تواند توان فرد را برای درگیری مؤثر با طیف وسیعی از موقعیت های فشارزا بالا ببرد.نزو و رونان[۱۳۱]، (۱۹۸۸؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) حل مسأله را شامل یک رشته پاسخ های رفتاری و اعمال شناختی و عاطفی می دانند که به منظور سازگاری با درگیری های درونی و یا محیطی، به سمت هدف خاصی جهت یافته اند. ریچارد[۱۳۲]و داج (۱۹۸۲؛ نقل از نوید،۱۳۸۷) در همان زمان اظهار کردند که علت بسیاری از شکست های تحصیلی، پرخاشگری، آشفتگی های شدید رفتاری یا عاطفی و انزوای اجتماعی نوجوانان از مقابله ناموفق با مسائل و مشکلات روزمره و عدم توفیق در تعامل مثبت با دیگران ناشی می شود. آموزش مهارت حل مسأله برای کمک به کودکان و نوجوانان به منظور مواجهه مؤثرتر با موقعیت های پرتعارض مورد استفاده قرار گرفته است. از شیوه حل مسأله برای درمان بیماران وابسته، افرادی که مشکلاتی در رابطه با سازگاری دارند و افرادی که دست به خودکشی می‌زنند، افرادی که دارای مشکلات زناشویی هستند و به طور کلی افراد ی که مشکلات ارتباطی و شناختی دارند و بیماران افسرده استفاده شده است که تقریبا همگی موفقیت آمیز بوده است(بل[۱۳۳] و دزوریلا، ۲۰۰۹).

مؤلفه های حل مسأله:

از نظر دزوریلا و نزو(۱۹۹۰ ؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) حل مسأله از دو مؤلفه تشکیل یافته است: جهت گیری به مسأله و مهارت های حل مسأله.

الف) جهت گیری به مسأله:

جهت گیری به مسأله مؤلفه انگیزشی توانایی حل مسأله را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر مجموعه پاسخ های شناختی- عاطفی (هیجانی)- رفتاری تعمیم یافته ای است ،که فرد آن را به موقعیت مشکل دار کنونی منتقل می‌کند. به طور کلی این مؤلفه از تجارب مربوط به حل مسأله در گذشته ناشی می شود. جنبه ی شناختی این مجموعه پاسخ ها، در بر گیرنده ی متغیرهایی مانند ارزیابی مسأله( برای مثال اهمیت دادن به سلامت)، اسنادهای علی و انتظارات کنترل شخصی است. جنبه ی هیجانی بر حالات عاطفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی متمرکز است و بخش رفتاری به تمایلات گرایش- اجتناب اشاره می‌کند(دزوریلا و شیدی، ۱۹۹۲؛ نقل از پشتیبان ،۱۳۸۶).

جهت گیری به مسأله خود به دو مؤلفه تقسیم می‌گردد: جهت گیری مثبت و جهت گیری منفی.

الف) جهت گیری مثبت به حل مسأله: جهت گیری مثبت، به شیوه های زیر فرایند حل مسأله را تسهیل می‌کند:

    1. ممانعت از بروز هیجان های منفی مانند افسردگی، اضطراب و خشم که ممکن است مانعی در حل مسأله باشند.

    1. افزایش هیجان های مثبت که در فرایند حل مسأله نقش تسهیل کننده دارند.

    1. بازداری پاسخ های تکانشی

  1. ایجاد انگیزه برای فرد در جهت حل مشکلات)دزوریلا و نزو،۱۹۹۲ ؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶).

افرادی که دارای جهت گیری مثبت به مسأله هستند، بدون آن که دچار تنش های شدید روانشاختی شوند، مشکلات روزمره خود را به راحتی حل می‌کنند. یک چنین جهت گیری باعث استفاده از راهبردهای مقابله ای مؤثر و کارامد می شود(همان منبع).

ب) جهت گیری منفی در برخورد با حل مسأله با عاطفه منفی زیاد و سلامت روانی پایین ارتباط دارد. جهت گیری منفی به مسأله با راهبردهای مقابله ای ناکارآمد و پیامدهای ناخوشایند نیز همراه است و می‌تواند تمایلات زیر را در بر داشته باشد:

    1. مسأله را تهدیدکننده ی جدی برای سلامت درک کردن.

    1. پاسخ به مسأله با هیجانهای منفی شدید مانند اضطراب و پرخاشگری.

  1. اجتناب یا کناره گیری از مقابله با مسأله (محمدی و صاحبی، ۱۳۸۰).

‌بنابرین‏ جهت گیری مسأله به طور نزدیکی با عاطفه مثبت و منفی در ارتباط می‌باشد. بدین صورت که جهت گیری منفی به مسأله با عاطفه منفی بالا و به تبع آن سلامت روانشناختی پایین مرتبط بوده و از طرف دیگر جهت گیری مثبت به مسأله توانایی فرد را در دور کردن حالات منفی از خود بالا برده و باعث تسهیل حل مسأله و به تبع آن سبب بالا رفتن سلامت روانشناختی می شود. آنچه مسلم است اینکه نوع جهت گیری فرد نسبت به مسأله به طور غیر مستقیم با سلامت روانی فرد در ارتباط است( قلی زاده،۱۳۸۴).

ب)مهارت های حل مسأله:

مؤلفه مهارت های حل مسأله عبارت از فعالیت های اختصاصی هدفمندی است که فرد را قادر می‌سازد مشکل یا مسأله ای را با موفقیت حل کند. این مؤلفه دارای ۴ مرحله است که برخی از مؤلفان آن ها را مراحل حل مسأله گفته اند. این مراحل عبارتند از:

    1. تعریف و ضابطه بندی مسأله[۱۳۴]

    1. ایجاد راه حل های جانشینی[۱۳۵]

    1. تصمیم گیری[۱۳۶]

  1. انجام و تصحیح راه حل[۱۳۷] که به معنی توانایی انجام و ارزیابی راه حل ها و پاسخ های مقابله ای به طور مؤثر می‌باشد.

هر کدام از این فعالیت های هدفمند و ماهرانه، در کشف و ابداع یک پاسخ مقابله ای سازگارانه در برابر موقعیت مسأله آفرین خاص سهم عمده ای را دارند( پشتیبان،۱۳۸۶).

افراد مختلف ممکن است در این مؤلفه های عمده حل مسأله(جهت گیری به مسأله،مهارت های حل مسأله) ، دارای نقاط ضعف و قدرت متفاوتی باشند. بعلاوه ممکن است این مؤلفه ها برای همه مشکلات (برای مثال مشکلات ساده در مقابل مشکلات پیچیده) یا همه پیامدهای سازگارانه( مثلا تنیدگی روان شناختی در مقابل توانمندی رفتاری) از اهمیت یکسانی برخوردار نباشند. برای مثای ممکن است مؤلفه ای از مهارت‌ها برای مقابله با مسأله ای که تقریبا آسان است ، مؤثر و مفید باشد اما در مقابله با مسأله مشکل، کارایی لازم را نداشته باشد (دزوریلا و نزو۱۹۹۰؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) .

سبک های حل مسأله:

کسیدی و لانگ (۱۹۹۶) شش سبک برای حل مسأله در نظر می گیرند که عبارتند از: درماندگی یا بی یاوری، مهارگری در حل مسأله، اعتماد به توانایی در حل مسأله، سبک اجتناب، سبک گرایش و سبک خلاقیت.

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها | – الگو گیری از سیره ائمه معصومین(ع): – 9
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

به‌طورکلی هر انسان رفتار خود را به‌تناسب عقاید خویش انجام می‌دهد و هیچ‌کس بدون عقیده کار نمی‌کند. به عبارتی عمل هر انسان فرع بر عقیده اوست. لیکن عقیده هر کس نسبت به مسائل مختلف جهان متفرع بر علم و شناخت او نسبت به آن مسائل است(محسنیان راد،۱۳۷۵: ۲۸).

رابطه فوق به صورت زیر نمایش داده می‌شود (جوادی عاملی،۱۳۷۲):

باورها(عقاید)

رفتارها(اقدامات)

نگرش‌ها(تمایل به)

‌بنابرین‏ لازم است در سازمان ابتدا جنبه‌های عقیدتی و باورهای کارکنان تقویت شود. سپس نگرش‌ها و اخلاقیات موردتوجه قرار بگیرد. درنهایت رفتار کارکنان با آموزش‌های کاربردی اصلاح شود و زمینه رشد معنویت فراهم گردد.

– تعلیم معنویات توسط عناصر فرهنگی: امروز روحانیون ازجمله هنجار فرستان جامعه به شمار می‌روند. نقش روحانیت در حفظ ارزش‌های فرهنگی و سازمانی، نقشی بی‌بدیل و تاثیر گذار است. مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرماید:

“برادران عزیز روحانی … این مسئولیت عظیم را بر دوش دارند که مضاف بر عقاید و احکام، معنویات اسلام را تعلیم بدهند و اخلاق را متذکر شوند… معارفشان را بالا ببرند و قدرت تحلیل سیاسی بدهند”(محسنی،۱۳۷۹: ۲۲).

– جوشش معنویت از مسئولین: انسان‌ها تحت تاثیر محیط اجتماعی و همنوعان خویش قرار دارند شخص ، محیط، و رفتار شخص بر هم تاثیر و تاثر متقابل دارند و هیچ‌کدام از این سه جزء را نمی‌توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین‌کننده رفتار انسان به‌حساب آورد. در نظریه یادگیری اجتماعی ، گفته‌شده است که یادگیرنده از طریق مشاهده رفتار دیگران به یادگیری می‌پردازد. به طور خلاصه، در یادگیری از راه مشاهده چهار مرحله یا چهار فرایند وجود دارد: ۱٫ توجه، که در آن یادگیرنده یا مشاهده‌کننده به الگو یا سرمشق که معمولا یک انسان زنده در حال انجام عمل است توجه می­ کند. ۲٫ به یادسپاری، که در آن یادگیرنده رفتار مورد مشاهده را به طور شناختی بازنمایی می‌کند، یعنی آن را به حافظه می‌سپارد. ۳٫ بازآفرینی حرکتی، یعنی اینکه اگر یادگیرنده توانایی‌های لازم را داشته باشد رفتار مورد مشاهده را تولید و اصلاح می‌کند. ۴٫ انگیزش، یعنی در شرایط مناسب انگیزشی و تشویقی یادگیرنده رفتاری را که مشاهده ‌کرده‌است به عملکرد تبدیل می‌کند(سیف،۱۳۷۹: ۲۸۱و۲۸۵).

مطابق نظریه یادگیری اجتماعی بندورا، هرچه کارکنان بیشتر در معرض مشاهده، تقلید و الگو گیری از رفتارها و افرادی باشند که ازنظر معنویت در سطح بالاتری قرار دارند، حالات معنوی در بین آن‌ ها بیشتر ظهور پیدا می‌کند. به عبارت دیگر تعامل با افراد معنوی در رشد معنویت افراد مؤثر است. مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرماید:

“شما مسئولین می‌توانید این توجه به معنویت را مثل آبشاری… در مجموعه خودتان بریزید . از شما باید سرریز بشود. اگر خدای‌نکرده شما نجوشید، دوروبر شما فیض نخواهد گرفت، این را بدانید. باید از قله بجوشد و پایین بیاید… باید در محیط کار خودتان، از این موقعیت استفاده کنید. از شما باید معنویت بجوشد تا از شما سرریز و لبریز شود و به دیگران بریزد“(خامنه‌ای،۱۳۷۶).

– الگو گیری از سیره ائمه معصومین(ع): ائمه معصومین (ع) انسان‌های کاملی هستند که منش و رفتار آن‌ ها، الگوی تمام نمایی برای عموم مسلمانان و خصوصاً اندیشمندان آن‌هاست. قرآن کریم درباره رسول خدا می‌فرماید:

“قطعا برای شما در( اقتدار به) رسول خدا سرمشقی نیکوست برای آن‌کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‌کند“.

در این زمینه لازم است احادیث ائمه و معصومین (ع) به صورت شکیل در معرض دید کارکنان قرار گیرد و شخصیت و سیره عملی آن‌ ها آموزش داده شود.

– توجه به نیازهای کارکنان: ازجمله عوامل مؤثر بر معنویت انسان، توجه به نیازها، خصوصاً نیازهای معنوی است. شهید مطهری معتقد است که اگر نیازها و میل‌ها و انگیزه های انسان به‌خوبی و درستی شناخته و ارضا شوند، سلامت و تعالی و کمال را در پی دارد. او در ابتدا نیازهای انسانی را به دو گروه اولی و ثانوی تقسیم‌بندی می‌کند:

نیازمندی‌ها بر دو گونه است نیازمندی‌های اولی و نیازمندی‌های ثانوی، نیازمندی‌های اولی از عمق ساختمان جسمی و روحی بشر و از طبیعت زندگی سرچشمه می‌گیرد. تا انسان، انسان است و تا زندگی وی، زندگی اجتماعی است، آن نوع نیازمندی‌ها هست. این نیازمندی‌ها یا جسمی است یا روحی است یا اجتماعی. نیازمندی‌های جسمی از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن، همسر و غیره. نیازمندی‌های روحی از قبیل علم، زیبایی، نیکی، پرستش، احترام و تربیت. نیازمندی‌های اجتماعی از قبیل معاشرت، مبادله، تعاون، عدالت، آزادی و مساوات

ایشان ‌در مورد نیازهای دسته دوم یا ثانوی نیز که از نیازهای اولی پدید می‌آیند می‌نویسد:

نیازمندی به انواع آلات و وسایل زندگی که در عصر و زمانی با عصر و زمان دیگر فرق می‌کند، از این نوع است. ایشان سپس به نقش نیازهای اولی و ثانوی اشاره می‌کند:

نیازمندی‌های اولی، محرک بشر به سوی توسعه و کمال زندگی است. اما نیازمندی‌های ثانوی ناشی از توسعه و کمال زندگی است و درعین‌حال محرک به سوی توسعه بیشتر و کمال بالاتر(مجموعه آثار، جلد سوم: ۱۸۳و۱۸۴).

مزلو در نظریه روان‌شناختی‌اش، نیازهای انسان را به نیازهای پایه و نیازهای برتر تقسیم می‌کند؛ نیازهای پایه به بقای جسمانی ما مربوط می‌شوند و شامل نیاز ما به غذا، سرپناه، امنیت و روابط اجتماعی هستند. نیازهای برتر به “ارزش‌های وجود” مربوط می‌شوند که شامل نیاز ما به حقیقت، زیبایی، خیر و عشق است. با محروم شدن از این ارزش‌های متعالی به دام همان چیزی خواهیم افتاد که مزلو آن را “فرا آسیب” می‌نامد، یعنی آسیبی که پیامد مستقیم محرومیت در ساحت روحانی- معنوی است. بهترین درمان برای این عارضه ارتباط نوبه نو با قلمرو وجود است که تجارب اوج مسیر عالی‌ای است که بدان منتهی می‌شود. مزلو اذعان داشت که ما نمی‌توانیم به خواست خودمان تجارب اوج داشته باشیم، باوجوداین معتقد بود که آموختن آنچه او”معرفت وجود”(فهم هستی) می‌نامید امکان‌پذیر است. معرفت وجود یعنی استعداد گشودن قلب به روی قداست تجارب روزانه یا ظرفیت نگریستن به همسر، فرزندان، دوستان و زندگی روزمره در پرتو جنبه سرمدی عالم(دیوید،۱۳۸۵: به نقل از سلیمانی و احمدی،۱۳۹۰).

از دیدگاه شهید مطهری هراندازه جامعه متکامل‌تر گردد نیازهای معنوی ارزش و تقدم بیشتری می‌یابند و به صورت هدف انسانی درمی‌آیند و نیازهای مادی را تحت‌الشعاع قرار داده و در حد وسیله تنزل می‌دهند(مجموعه آثار، جلد دوم: ۳۹۶).

نظر دهید »
فایل های مقالات و پروژه ها | سرمایه اقتصادی – 9
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۲-۱۱)اشکال سرمایه

سرمایه اقتصادی[۹۶]، به درآمد پولی، و همچنین سایر منابع و دارایی های مالی اطلاق می شود و ظاهر نهادینه اش را در حقوق مالکیت می‌یابد. مثلاً پول و اشیای مادی که می توان برای تولید کالا و خدمات به کار برد.

سرمایه فرهنگی[۹۷]: به اشکال مختلف وجود دارد، شامل تمایلات و عادات دیرین که در فرایند جامعه پذیری انباشت اشیای فرهنگی با ارزش مثل نقاشی و صلاحیت های تحصیلی و آموزش رسمی حاصل آمده است. ترنر[۹۸](۱۹۹۸) در تعریف دیگری سرمایه فرهنگی را مجموعه نمادها، عادات، ‌منش‌ها، شیوه های زبانی، مدارک آموزشی، ذوق و سلیقه ها و شیوه های زندگی که به طور غیر رسمی، بین افراد شایع است تعریف می‌کند. کالینز سرمایه فرهنگی را شامل منابعی نظیر مکالمات از پیش اندوخته در حافظه، شیوه زبانی و یا انواع خاص دانش یا مهارت، حق ویژه تصمیم گیری و حق دریافت احترام می‌داند (ترنر، ۱۹۹۸: ۴۳۴؛ به نقل از ساعی مهر، ۱۳۸۳).

سرمایه اجتماعی[۹۹]: مجموعه منابع بالفعل و بالقوه ای است که با عضویت در شبکه های اجتماعی کنشگران و سازمان‌ها به وجود می‌آید.

سرمایه نمادین[۱۰۰]: استونز و ترنر (۱۹۹۸) بر نوع دیگری از سرمایه به نام سرمایه نمادین اشاره می‌کنند که با بهره گرفتن از سمبلها جهت مشروعیت بخشیدن به تصرف سطوح و گونه های متغیری از سه نوع سرمایه یاد شده می‌ انجامد (استونر و ترنر، ۱۹۹۸؛ به نقل از ساعی مهر، ۱۳۸۳).

سرمایه انسانی[۱۰۱]: شکل دیگر سرمایه است اصطلاح سرمایه انسانی یک مفهوم اقتصادی است. ویژگی های کیفی انسان اعم از آموزش، تخصص، مهارت، دانش، خلاقیت، نوآوری و غیره عموماً نوعی سرمایه به شمار می رود. به عبارت دیگر سرمایه انسانی را می توان ارتقا و بهبود ظرفیت تولیدی افراد جامعه نامید (علوی راد، نصیر زاده، ۱۳۸۰ : ۲۱۰ ؛ به نقل از ساعی مهر، ۱۳۸۳).

۲-۲-۱۲)سرمایه اجتماعی

امروزه در کنار سرمایه های انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی مورد بهره برداری قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها و ارتباطات میان اعضا یک شبکه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود.

در طول بیست و پنج سال گذشته واژه جدیدی تحت عنوان سرمایه اجتماعی در علوم اجتماعی سربرآورده است. هر چند این اصطلاح نسبتاً ناب به نظر می‌رسد اما ریشه آن را می توان تا آغاز قرن بیستم دنبال کرد. اصطلاح سرمایه اجتماعی نخستین بار در اثر جین جاکوب “مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکا” (۱۹۶۱) به کار رفت که در آن مطرح شده بود. شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قومی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات ‌در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و … مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. این تئوری توسط لوری وارد عرصه اقتصادی شد. لوری از تئوری سرمایه اجتماعی برای انتقاد از نظریات نئوکلاسیک و ناعادلانه بودن توزیع درآمد استفاده کرد. جیمز کلمن[۱۰۲] (۱۹۹۸) برای اولین بار این مفهوم را در آمریکای شمالی وارد عرصه سیاسی کرد و در نهایت تلاش های وی در اروپا توسط پوتنام پیگیری و وارد عرصه اجتماعی شد. به باور پاتنام در حالی که سرمایه فیزیکی به کالاهای فیزیکی و سرمایه انسانی به دارایی های افراد اشاره می‌کند، سرمایه اجتماعی به پیوندهای میان افراد – شبکه های اجتماعی، هنجارهای روابط متقابل و قابلیت اعتماد حاصل از این دو- اشاره دارد (مبارکی، ۱۳۸۵: ۶۰).

۲-۲-۱۳)تعاریف سرمایه اجتماعی

برای روشن تر شدن مفهوم سرمایه اجتماعی ابتدا به تعاریف گوناگون این مفهوم از نگاه نظریه پردازان سرمایه اجتماعی پرداخته می شود:

به اعتقاد بوردیو (۱۹۹۲) سرمایه اجتماعی مجموعه منابع مادی یا معنوی است که به یک فرد یا گروه اجازه می‌دهد تا شبکه پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل را در اختیار داشته باشد (جان فیلد، ۱۳۸۶).

کلمن (۱۹۹۰) بیان می‌کند که سرمایه اجتماعی منبعی اجتماعی ساختاری است که دارایی و سرمایه افراد محسوب می شود. این دارایی شی ء واحدی نیست، بلکه ویژگی هایی است که در ساختار اجتماعی وجود دارد و باعث می شود افراد با سهولت بیشتری وارد کنش اجتماعی شوند. این نوع از سرمایه در روابط بین افراد تجسم می‌یابد که می‌تواند فعالیت هایی با بازدهی بالا را تسهیل کند (مرجایی، ۱۳۸۳). همچنین از نظر کلمن سرمایه اجتماعی نشان دهنده یک منبع است زیرا متضمن شبکه هایی مبتنی بر اعتماد و ارزش‌های مشترک می‌باشد (جان فیلد، ۱۳۸۶). به اعتقاد کلمن سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه می‌دهد با بهره گرفتن از آن به منافع خود دست یابد. از نظر او منابع اساسی و مهم سرمایه اجتماعی عبارتند از: ۱) ارتباطات فشرده و تنگاتنگ افراد که باعث افزایش انسجام گروهی، اعتماد و کنترل غیر رسمی می شود. ۲) وجود ایدئولوژی قوی و با نفوذ. ۳) ساختار اجتماعی و سازمان های انعطاف پذیر که در شرایط زمانی و مکانی متفاوت بتوانند کاربرد خود را تغییر دهند. ۴) ضمانت های اجرایی هنجارهای اجتماعی و گروهی که باعث کاهش هنجارشکنی، افزایش کنترل اجتماعی غیر رسمی و اعتماد می شود (حقیقتیان، ۱۳۸۵).

پاتنام[۱۰۳]می نویسد: منظور از سرمایه اجتماعی وجوه گوناگون از سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه هاست که می‌توانند با ایجاد و تسهیل اقدامات هماهنگ کارایی جامعه را بهبود بخشند (پاتنام، ۲۰۰۰).

فوکویاما نیز سرمایه اجتماعی را اینگونه تعریف می‌کند: سرمایه اجتماعی مجموعه معینی از هنجارها و ارزش‌های غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آن ها مجاز است، در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزش ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزش ها ممکن است ارزش های منفی باشند (فوکویاما، ۱۳۷۹).

جاکوبز معتقد است: مفهوم سرمایه اجتماعی، اهمیت اساسی شبکه­ های قوی، روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری را در اجتماعات آشکار می­سازد. ایشان سرمایه اجتماعی را شبکه پیچیده­ای از روابط انسانی می­داند که در طول زمان ایجاد و هنگام نیاز حمایت دو جانبه می­ شود (پروساک، ۲۰۰۰).

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 1149
  • 1150
  • 1151
  • ...
  • 1152
  • ...
  • 1153
  • 1154
  • 1155
  • ...
  • 1156
  • ...
  • 1157
  • 1158
  • 1159
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها | قسمت 14 – 7
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – درمان اهمال کاری – 7
  • مقالات و پایان نامه ها – مبحث سوم: نارسایی های برآمده از فقد قانون در مقررات کتاب قصاص نفس – 10
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – شکل ۲-۳) شمای کلی مدل مالکوم بالدریج (منبع: عفتی داریانی و همکاران، ۱۳۸۶) – 3
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | ۲-۴-۶ – پیامدها برای مشارکت کنندگان – 7
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | ب- کتب عربی – 1
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – قسمت 11 – 2
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۲-۱۵-۳ مرور ادبیات موضوع تحلیل پوششی داده ها و کارت امتیازی متوازن – 1
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | عاطفه ناخوشایند – 2
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۹-۲-۳ نقش راهکارهای مقابله ای کودکان – 2

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان