۲-۳-۲-۴٫ مرحله رکود
سرانجام تقاضا برای کالاهای فعلی شرکت رو به کاهش می گذارد و شرکت وارد مرحله رکود خود می شود. دلیل این مرحله ممکن است افت سطح نیاز کل جامعه باشد یا اینکه فنآوری جدیدی جایگزین نوع قدیمی آن شود. با فرسایش مزیت رقابتی که ویژگی مرحله بلوغ است، در صورتی که شرکتها نتوانند عملیات خود را از طریق تغییرات ساختار(مانند تحصیل، ادغام و مشارکت خاص) دوباره آغاز کنند یا وارد بازارهای جدیدی شوند، ورود به دوره رکود حتمی خواهد بود. تحلیل مزیتهای رقابتی مشخص می نماید مرحله بلوغ به یک رکود اجتناب ناچپذیر منجر می شود، جایی که شرکتها می توانند از طریق تغییر ساختار خود (از قبیل تحصیل، ادغام و یکی شدن) یا به بازارهای دیگر پیوستن، عملیات خود را از سر بگیرند. شرکتها تلاش میکنند تا دارایی های غیر مولد خود را به وجه نقد تبدیل کنند یا به عبارتی این منابع را به پروژه هایی که بازده مثبتی ایجاد می کند، تبدیل نمایند(کلِپر و گُرت،۱۹۸۲).
در این مرحله هزینه تامین مالی از منابع خارجی بالا است به گونه ای که در اغلب موارد بازده سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری تعدیل شده کمتر از نرخ تامین مالی است(عمرانی و کرمی ۱۳۸۸)، به عبارتی رابطه (IRR˂K↔MIRR˂Ka) برقرار است(دهدار،۱۳۸۶).
۲-۳-۲-۵٫ مرحله افول(ورشکستگی)
در مرحله افول واحد تجاری، ارزش خروجی دارایی ها، بخش بزرگی از ارزش واحد تجاری را تشکیل میدهد. این واحدهای تجاری ضرورتا قصد ورشکستگی ندارند(بلاک،۱۹۹۸).
در مرحله افول، اگر فرصتهای رشد وجود داشته باشد، احتمالا محدود شدهاند. با ورود واحد تجاری به مرحله افول، ریسک تجاری نیز افزایش مییابد، در نتیجه هزینه تامین مالی شرکت بسیار بالا خواهد بود(آهارونی و همکاران[۲۷]،۲۰۰۶). معمولا واحد تجاری در این مرحله با افت میزان فروش و همچنین جایگزینی فنآوری یا حتی محصولات منسوخ شده روبه رو می شود. در این مرحله عایدی واحد تجاری احتمالا حداقل یا منفی بوده و بازده سرمایه گذاری معمولا به خاطر فرصتهای محدود سرمایه گذاری، افت کلی بازار و زیان عملیات، پایین خواهد بود(چاگانتی[۲۸]،۱۹۸۷). تقاضا برای محصولات و خدمات سنتی سازمان کاهش یافته و واحدهای تجاری ناچارا مجبور به خروج از صنعت میشوند(پاشلی و فیلیپاتوس[۲۹]،۱۹۹۰). به دلیل تغییرات محیط و ابداع محصولات جدید، واحدهای تجاری در مرحله افول، باید فشار بیشتری را نسبت به واحدهای تجاری در دیگر مراحل چرخه عمر تحمل کنند(بلاک،۱۹۹۸؛ سیلوُلا و کالمکی،۲۰۰۸) یک شرکت می تواند از هر یک از مراحل قبلی وارد مرحله نزول (ورشکستگی) شود. برای مثال، جووانیک(۱۹۸۱) در یک مدل تحلیلی بیان نمود میزان به خطر افتادن شرکتها (احتمال ورشکستگی) در مراحل اولیه چرخه عمر به دلیل دوره طولانی آموزشهای لازم برای تثبیت شایستگیهای خود، زیاد است. همچنین اگر تلاش های شرکت در مراحل قبلی برای سازگاریهای رقابتی یا نوآوری موفقیت آمیز نباشد، شرکت وارد مرحله ورشکستگی یا انحطاط می شود(کلِپر و گُرت،۱۹۸۲). برخی از ویژگیهای شرکتها در طی مراحل چرخه عمر در جدول ۲-۱ارائه شده است.
جدول(۲-۱)، ویژگیهای شرکتها در طی مراحل چرخه عمر
مرحله/ مشخصات
ظهور(معرفی)
رشد
بلوغ
رکود
زوال
فروش
فروش کم است
فروش سریعا افزایش مییابد
فروش به حداکثر میرسد
فروش رو به زوال میرود
فروش رو به زوال میرود
هزینه
هزینه هر مشتری زیاد است
هزینه هر مشتری متوسط است
هزینه هر مشتری کم است
هزینه هر مشتری کم است
هزینه هر مشتری کم است
سودآوری
منفی است
روبه افزایش است
زیاد است
روبه زوال است
رو به زوال است
ورود رقبا
اندک است
تعداد رو به افزایش است
شمار ثابت رو به کاهش می گذارد
تعداد رو به کاهش می گذارد
تعداد رو به کاهش می گذارد
ریسک
زیاد است
نسبت به قبل کاهش مییابد
کم است
رو به افزایش
زیاد است
سرمایه گذاری
زیاد است
زیاد است
کم است
فروش سرمایه گذاریها
فروش سرمایه گذاریها
تقسیم سود
کم است
فرصت سرمایه گذاری زیاد است
زیاد است
اندک است
معمولا سود و پولی برای توزیع وجود ندارد
تامین مالی
خارج از شرکت
خارج از شرکت و داخلی
داخل شرکت و میتوان گفت نیازی به تامین مالی وجود ندارد
هزینه تامین مالی بالا است و سعی می شود از منابع داخلی در صورت وجود استفاده شود
از منابع داخلی و فروش سرمایه گذاریها صورت میگیرد.
تامین مالی
خارج از شرکت
خارج از شرکت و داخلی
داخل شرکت و میتوان گفت نیازی به تامین مالی وجود ندارد
هزینه تامین مالی بالا است و سعی می شود از منابع داخلی در صورت وجود استفاده شود
از منابع داخلی و فروش سرمایه گذاریها صورت میگیرد.
۲-۳-۳٫ روشهای تعیین مراحل چرخه عمر
تاکنون محققان روشهای زیادی برای تعیین مراحل چرخه عمر معرفی کرده اند. به عنوان مثال، آنتونی و رامش(۱۹۹۲) با بهره گرفتن از سن شرکت و سه معیار صورتهای مالی(رشد فروش، مخارج سرمایهای و نسبت پرداخت سود تقسیمی)، شرکتها را به مراحل چرخه عمر طبقه بندی کردند. این روش بسیار مورد قبول واقع شد و مبنای عمل بسیاری از پژوهشگران در تعیین مراحل چرخه عمر شرکتها قرار گرفت. دیکنسون(۲۰۰۶)، انتقاداتی بر این روش وارد کرد و روش جدیدی را تحت عنوان روش الگوی جریانهای نقدی را برای تعیین مراحل چرخه عمر معرفی کرد. از جمله انتقاداتی که دیکنسون بر روش آنتونی و رامش وارد کرد عبارت است از اینکه استفاده از سن شرکت به عنوان شاخص چرخه عمر(در روش آنتونی و رامش)، با این فرض است که شرکت به صورت یکنواخت از مراحل چرخه عمر خود عبور می کند. اما با نوآوریهای بااهمیت در محصولات، ورودی به بازارهای جدید یا ایجاد تغییرات ساختاری، شرکتها می توانند به صورت غیر متوالی وارد مراحل چرخه عمر خود شوند. از این رو میتوان ادعا کرد که چرخه عمر با سن شرکت متفاوت است زیرا سرعت یادگیری در شرکتهای هم سن به دلیل نقص مکانیزم های بازخورد آن ها(مانند کیفیت حسابداری) تفاوت دارد. با وجود این که تفاوت در توانایی مدیریتی بر تفسیر عملکرد تاثیر گذار است اما تفاوت در انگیزه سازمان، بر ریسک قابل پذیرش شرکت مؤثر است و هر دوی این عوامل می توانند منجر به تفاوت عملکرد و سن شرکت گردند.
علاوه بر آن، روش آنتونی و رامش(۱۹۹۲) مستلزم در نظر گرفتن فرضی در مورد توزیع یکنواخت متغیرهای طبقه بندی شده و نقاط انفصال اختیاری برای تعیین چرخه عمر میباشد. استفاده از پرتفویهای مرتب شده بر مبنای توزیع یکنواخت، مطابق تئوری اقتصادی نمی باشد، از طرفی روش الگوی جریانهای نقدی نتیجه طبیعی فعالیتهای اقتصادی بااهمیت شرکت میباشد. بنابرین چنین فرضی درباره نحوه توزیع ضروری نمی باشد(دیکنسون،۲۰۰۶).