هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود منابع پایان نامه ها | قسمت 10 – 1
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲- دلیل دوم از ادله‌ حجیّت ظن مطلق :

وقتی که مجتهد به حکمی از احکام ظن پیدا می‌کند، حال از هر راهی که ظن حاصل شود، طبیعت ظن این است که دو طرف دارد که یکی طرف راجح و مظنون است و دیگری طرف مرجوح و موهوم، آنگاه امر دایر است بین این که طرف مظنون و راجح را اخذ کند یا طرف مرجوح را و عقل هر عاقلی حکم می‌کند به اینکه طرف ظن را باید گرفت که راجح است نه طرف وهم را که مرجوح است وگرنه ترجیح مرجوح بر راجح شده که قبیح است و هیچ عاقلی آن را اختیار نمی‌کند. معنای حجیّت ظن مطلق جز این نیست که ما جانب ظن را گرفته و طبق آن عمل نماییم.

مرحوم آخوند در پاسخ، جمله‌ای دارند که از منطوق و مفهوم آن سه صورت استفاده می‌شود:

۱- ‌در مورد ظن به حکم اصلاً تکلیف واقعی در حق ما منجز نشده است، در چنین فرضی ما ملزم نیستیم به یکی از دو طرف راجح و مرجوح اخذ کنیم تا شما بگویید باید به راجح اخذ کرد. این صورت از مفهوم جمله‌ «فیماإذا کان الاخذ بالظن او بطرفه لازماً» به دست می‌آید. [۶۸]۱

۲- ‌در مورد ظن، تکلیف واقعی منجز باشد، ولی احتیاط ممکن است،باز نوبت به اخذ به راجح و مظنون نمی‌رسد و ما ملزم نیستیم به یک طرف حتماً اخذ کنیم تا بگوییم که اخذ به راجح لازم است، بلکه راه احتیاط باز است.

۳- ‌در مورد ظن، هم تکلیف واقعی منجز است و هم احتیاط عقلاً ممکن نیست ؛ چون دوران بین محذورین است یا عقلاً لازم و بلکه جایز نیست؛ چون اختلال نظام پیش می‌آید و یا شرعاً واجب نیست و عسر و حرج دارد. تنها در این فرض عمل به ظن لازم است و باید اطاعت ظنیه تحصیل کرد؛ ولی این به دلیل انسداد بر می‌گردد که با مقدمات خاص نتیجه می‌دهد. که در ادامه می‌آید و یک دلیل مستقلی نخواهد بود تا جداگانه مطرح شود.[۶۹]۱

۳- دلیل سوم از ادله‌ حجیّت ظن مطلق مواردی که علم به واجب یا حرام داشته باشیم، خیلی کم است و توعاً عدم العلم و شبهه است و تردیدی نیست که در میان مشتبهات واجبات و محرمات فراوانی وجود دارد و واجبات که منحصر به موارد علم نیست. پس علم اجمالی داریم به وجود تکالیف واقعی در میان مشتبهات .

و موارد عدم علم عبارت است از مظنونات و مشکوکات و موهومات و مقتضای علم اجمالی مذکور آن است که ما احتیاط تام و کامل کنیم ؛ یعنی هر آنچه را که احتمال می‌دهیم واجب باشد، انجام دهیم و هر آنچه را که محتمل الحرمه است ترک کنیم، چه احتمال قوی باشد یا مساوی یا ضعیف

از طرفی احتیاط تام سر از اختلال نظام و یا لا اقل سر از عسر و حرج در می‌آورد و به آن منتهی می‌شود و اختلال نظام یا عسر و حرج حد و مرز تکلیف است و موجب می‌شود که چنین احتیاطی لازم نباشد.

پس چه کنیم که هم احتیاط کرده و علم اجمالی را امتثال کنیم و هم در محذور عسر و حرج واقع نشویم ؟ راهش این است که مظنونات را اخذ کرده و بدان عمل کنیم و موهومات را رها کنیم.

مرحوم آخوند می‌فرماید که سید مجاهد برخی از مقدمات دلیل انسداد را جدا کرده و به صورت یک دلیل جدا ذکر ‌کرده‌است .[۷۰]

۴- دلیل چهارم از ادله‌ حجیّت ظن مطلق دلیل معروف انسداد است که مهمترین دلیل انسدادیهاست که از چهار مقدمه تشکیل می‌شود که وقتی این مقدمات کامل شود عقل حکم می‌کند ‌به این که لازم است در احکام، به آنچه که ظن بر آن اقامه شده است عمل شود هر ظنی که باشد، به استثنای ظنی که به طور قطع، عدم جواز عمل به آن ثابت شده باشد مانند قیاس.

این مقدمات به اختصار در ذیل بیان و مورد بررسی قرار می‌گیرد:

۱- مقدمه اول : ادعای این است که در زمان‌های ما که متأخر از عصر معصومین است، باب علم وعلمی در بیشتر ابواب فقه مسدود است. یعنی نه می‌توان قطع به احکام شرعی پیدا کرد و نه می‌توان ظن خاصی که حجیّت آن ثابت شده باشد پیدا کرد. اساس تمامی این مقدمات دلیل انسداد، همین مقدمه است.

در پاسخ می‌گوییم که نسبت به انسداد باب علم به احکام واقعی در این زمان، ما نیز با مستدل همراه هستیم و هرکسی که با فقه و استنباط و اجتهاد سر و کار دارد، این را لمس می‌کند که راهی به سوی علم و یقین نسبت به معظم فقه وجود ندارد. ولی باب علمی یا ظن خاص به روی ما بسته نیست و معتقدیم که آنقدر خبر واحد ثقه داریم که معظم مسائل فقهی را بتوان از آن ها استنباط کرد. در نتیجه نیازی به ظن مطلق پیدا نمی‌شود و احیاناً در موردی هم اگر به خاطر فقدان نص یا اجمال آن یا تعارض نصوص، از دلیل اجتهادی دستمان کوتاه شد نوبت به دلیل فقاهتی یا اصل عملی می‌رسد و به برکت آن مشکل حل می‌شود.

‌بنابرین‏ عمده مقدمه دلیل انسداد همین مقدمه بود که باطل شد و در نتیجه دلیل انسداد هم باطل می‌گردد و سایر مقدمات نیز قهراً باطل می‌شود[۷۱].

۲- مقدمه دوم : وقتی که به یک سلسله احکام و تکالیف، علم اجمالی داریم اهمال در امتثال آن ها جایز نیست و در مقام عمل نمی‌توان آن ها را کنار گذاشت. اهمال و کنارگذاشتن احکام واقعی به دو صورت قابل فرض است:

(صورت اول) این که ما خودمان را همچون چهارپایان و کودکان در نظر بگیریم که هیچ تکلیفی برعهده‌ی ما نیست.

(صورت دوم) یا اینکه در هر موردی که وجوب یا حرمت معلوم نیست اصل برائت و اصل عدم تکلیف را جاری کنیم و بطلان هر دو فرض واضح است ؛ زیرا تکالیف دینی برای تمام زمان‌ها و دوره هاست و از طرف دیگر با وجود علم اجمالی به واجبات و محرمات، نوبت به اصل برائت نمی‌رسد.

۳- مقدمه سوم : پس از این که فرض کردیم عمل کردن به احکامی که اجمالاً معلوم هستند واجب است و باید آن ها را امتثال کنیم برای این که فراغت ذمه از این احکام حاصل شود چهار راه وجود دارد و راه پنجمی در کار نیست:

الف- از کسی تقلید کنیم که به انفتاح باب علم معتقد است.

ب- در هر مسئله‌ای که پیش می‌آید به احتیاط عمل نماییم.

ج- در هر مسئله به اصل عملی مناسب آن رجوع کنیم، از قبیل اصل برائت و اصل احتیاط و اصل تخییر و اصل استصحاب، برحسب آنچه که وضعیت مسئله اقتضا می‌کند.

د- در هر مسئله که ظن به حکم داریم به ظن عمل کنیم و در سایر مسائل به اصول عملیه مراجعه کنیم.

عمل کردن به هر سه راه اول نادرست است و در نتیجه فقط راه چهارم باقی می‌ماند.

اما راه اول، یعنی تقلید از کسی که به انفتاح باب علم معتقد است،جایز نیست؛ زیرا فرض بر آن است که مکلف مجتهد به انسداد باب علم معتقد است پس چگونه می‌توان از کسی تقلید کند که به خطا یا جهل او اعتقاد دارد .اما راه دوم، یعنی عمل به احتیاط، ‌به این دلیل راه درستی نیست که مستلزم ایجاد عسر و حرج شدید بوده و بلکه اگر تمامی مکلفین به عمل کردن طبق احتیاط مکلف شوند باعث اختلال نظام زندگی می‌گردد.

اما راه سوم، یعنی عمل کردن به اصول عملیه جاری در هر مسئله نیز نمی‌تواند راه صحیحی باشد؛ زیرا علم اجمالی به تکالیف وجود دارد و نمی‌توان هر مسئله‌ای را به طور جداگانه و مجزا از مسائل دیگری که حکم آن ها مجهول است در نظر گرفت، و در نتیجه این که وقتی به وجود محرمات و واجبات در تمامی مسائلی که حکم آن ها مشکوک است علم اجمالی وجود دارد همین علم اجمالی مانع از اجرای اصل برائت و اصل استصحاب می‌شود هرچند در برخی از آن مسائل باشد.

نظر دهید »
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۳-۴ عملیات حسابرسی داخلی و تأثیر آن بر کیفیت کنترل داخلی – 7
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

  • چگونه طرز فکر و فرهنگی ایجاد کنیم که کنترل‌های شرکت را کامل و حمایت کنند؟

فعالیت مؤثر حسابرسی داخلی در داخل سازمان، در پاسخ ‌به این پرسش‌ها و هدف‌های مورد نظر آن‌ ها کمک خواهد کرد. در واقع، شرکت‌های دارای بهترین دستورالعمل حسابرسی داخلی، کنترل‌های بهتری دارند؛ زیرا این شرکت‌ها شیوه های پیشرو را به کار می‌گیرند و با انتظارات و هدف‌های راهبردی معین توسط مدیریت و هیئت‌مدیره، همگام‌اند. این بدان معنی نیست که فقط داشتن فعالیت حسابرسی داخلی متضمن کنترل‌های قوی است، بلکه انجام مؤثر و باکیفیت فعالیت‌های حسابرسی داخلی، احتمالی بیشتر برای کنترل‌های قوی ایجاد می‌کند و در مقابل، بعید است که دستورالعمل حسابرسی داخلی ناکافی و نادرست، انگیزه ای برای توسعه و دوام کنترل‌های داخلی قوی ایجاد کند. سیستم کنترل داخلی دارای طراحی خوب، اطمینان می‌دهد که هدف‌های سازمان با هزینه های معقولی انجام خواهند شد(هیرث[۲۳]، ۲۰۰۸)

سیستم های کنترل داخلی از دیدگاه راهبری شرکت‌ها به عنوان بخشی از سازمان، باید نسبت به انواع ریسک‌هایی که سازمان با آن مواجه است، واکنش نشان دهد. استاندارد حسابرسی داخلی شماره ۱۲هند، مواردی را به عنوان نقش حسابرس داخلی در ارزیابی کنترل داخلی مطرح ‌کرده‌است که در ادامه، به گزیده‌ای از این موارد اشاره می‌شود:

• حسابرس داخلی باید به وسیله انجام ارزیابی و ارائه پیشنهادها، کارایی مستمر و روبه رشد سیستم کنترل داخلی را مورد بررسی قرار دهد و به آن کمک کند. حسابرسان داخلی باید تمرکز خود را روی بهبود ساختار کنترل داخلی و ارتقای اصول راهبری شرکت‌ها بگذارند. نقش حسابرسی داخلی شامل موارد زیر می‌شود:

    1. ارزیابی اثربخشی و کارایی کنترل‌ها،

    1. در جاهایی که لازم است پیشنهاد کنترل‌های جدید یا حذف کنترل‌های غیرضروری،

    1. به کار بردن چارچوب‌های کنترل داخلی، و

  1. تدوین و توسعه خود ارزیابی کنترل داخلی.

ارزیابی حسابرس از سیستم کنترل داخلی، اشاره ‌به این موارد دارد:

    1. تعیین اهمیت و میزان حساسیت ریسک ‌در مورد کنترل‌هایی که در حال بررسی‌اند؛

    1. ارزیابی مستعد بودن منابع برای سوءاستفاده، شکست در دستیابی به هدف‌ها، در خصوص اصول اخلاقی، صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی یا شکست برای برآورده کردن تعهدات ‌پاسخ‌گویی‌ و تطابق نیافتن با قوانین ‌و مقررات؛

    1. شناسایی و درک طراحی و عملیات کنترل‌های مربوط؛

    1. تعیین درجه کارایی کنترل به وسیله آزمودن کنترل‌ها؛

    1. ارزیابی کفایت طراحی کنترل؛ و

  1. گزارش ارزیابی از کنترل داخلی و بحث ‌در مورد اقدامات اصلاحی.

حسابرس داخلی باید برای اجرای کار حسابرسی و توسعه رویکرد مؤثر حسابرسی، درک درستی از فرایندهای مهم و سیستم های کنترل داخلی کافی داشته باشد. حسابرس باید برای ارزیابی و سنجش بلوغ کنترل داخلی واحد تجاری از قضاوت حرفه‌ای استفاده کند. حسابرس برای ارزیابی گرایش‌های مدیریت، اطلاعات و اقدامات مربوط به کنترل‌های داخلی و اهمیت آن‌ ها در واحد تجاری، باید از محیط کنترلی درک کافی و درستی داشته باشد.

• حسابرس داخلی به منظور تدوین طرح حسابرسی باید از روش‌های کنترل داخلی درک درستی به دست آورد. همچنین، حسابرس برای ارزیابی کارایی محیط کنترلی باید طراحی و عملیات کنترل‌های داخلی را درک کند و مستند سازد. ‌به این منظور، حسابرس باید از روش‌های شرح نوشته، رسم نمودار و پرسشنامه استفاده کند (رحیمیان و توکل نیا،۱۳۹۱).

۲-۳-۴ عملیات حسابرسی داخلی و تأثیر آن بر کیفیت کنترل داخلی

استقلال و بی‌طرفی به عنوان ویژگی مهم و برجسته کیفیت دستورالعمل حسابرسی داخلی شناخته شده است و اگر حسابرسان داخلی مستقل و بی‌طرف نباشند، برای کسانی که درخواست‌ خدمات آن‌ ها هستند، ارزش پایینی خواهند داشت، بیشتر متخصصان حسابرسی داخلی، این‌چنین استدلال می‌کنند که دستورالعمل مؤثر کنترل داخلی به روشنی با موفقیت سازمان در رسیدن به هدف‌های مدیریت و کار کردن سیستم کنترل داخلی طوری ارتباط دارد که مدنظر بوده است.

در سازمانی نقش حسابرسی داخلی مهم خواهد شد که مدیریت به اهمیت و ضرورت کنترل‌های داخلی پی برده باشد و در عمل، توجه و تأکید به آن نشان دهد. همین موضوع، زمینه رشد و شکوفایی حسابرسی داخلی را فراهم می‌کنند (رحیمیان و توکل نیا،۱۳۹۱).

فادزیل و همکاران[۲۴](۲۰۰۵) تحقیقاتی را در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار مالزی انجام دادند. آنان به جای ۵ مؤلفه ۹ مؤلفه توسط انجمن حسابرسان داخلی برای عملیات حسابرسی داخلی پیشنهاد کردند. موارد پیشنهادی عبارت‌اند از:

• مدیریت دایره حسابرسی داخلی،

• اجرای کار حسابرسی،

• استقلال،

• بررسی‌های حسابرسی،

• گزارشگری حسابرسی،

• حوزه کاری حسابرسی،

• مهارت حرفه‌ای،

• بی‌طرفی و

• برنامه های حسابرسی.

‌بنابرین‏ چهار دستورالعمل جدید شامل بی‌طرفی (مجزا از استقلال)، بررسی‌های حسابرسی، برنامه های حسابرسی و گزارش‌های حسابرسی است. آنان به بررسی تأثیر حسابرسی داخلی بر تقویت کنترل‌های داخلی پرداختند. آن‌ ها اظهار کردند که مدیریت واحد حسابرسی داخلی، توانایی‌های حرفه‌ای حسابرسان داخلی و بی‌طرفی آن‌ ها بر توانایی سیستم کنترل داخلی در امر پایش گری شرکت، تأثیر درخور‌‌ای دارد و مراحلی از حسابرسی را که با ارزیابی سیستم کنترل داخلی انجام می‌شود، تحت تأثیر قرار می‌دهد. این موضوع خود سبب تغییر مخاطرات ناشی از کار حسابرسی می‌شود. همچنین از نظر آنان اگرچه تکامل حرفه حسابرسی داخلی و تغییرات ایجادشده در آن در یک صد سال گذشته به کندی رخ داده است، اما توسعه و به‌کارگیری واحد حسابرسی داخلی به صورت شتاب‌آمیزتری رواج یافته و میزان تأثیر واحد حسابرسی داخلی بر بهبود کنترل‌های داخلی رو به فزونی گذاشته است (رحیمیان و توکل نیا،۱۳۹۱).

فادزیل و همکاران همچنین رابطه بین مؤلفه‌های حسابرسی داخلی و سیستم کنترل داخلی را‌ بیان کردند: «مدیریت دایره حسابرسی، مهارت حرفه‌ای، بی‌طرفی و بررسی حسابرسی، تأثیر درخور توجهی بر جنبه نظارتی سیستم کنترل داخلی می‌گذارند. حوزه کاری و اجرای کار حسابرسی، جنبه اطلاعات و ارتباط‌ها، کیفیت سیستم کنترل داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. همچنین اجرای کار حسابرسی، مهارت حرفه‌ای و بی‌طرفی، تأثیر درخور توجهی بر محیط کنترلی سیستم کنترل داخلی دارند. مدیریت دایره حسابرسی داخلی، اجرای کار حسابرسی، برنامه حسابرسی و گزارشگری حسابرسی نیز ارزیابی ریسک سیستم کنترل داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در نهایت اینکه اجرای کار حسابرسی بر فعالیت‌های کنترلی سیستم کنترل داخلی نیز تأثیر جدی می‌گذارد ».

۲-۳-۵ کمیته حسابرسی

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده | بند اول : وصیت تملیکی – 8
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع


در میان حقوق دانان متأخر تنها می توان به تعریف ارائه شده از سوی دکتر کاتوزیان اشاره نمود که بیان می دارند ” عمل حقوقی است که به موجب آن شخص ، به طور مستقیم یا در نتیجه تسلیط دیگران، در اموال را حقوق خود برای بعد از فوت تصرف می‌کند.”[۱۴۳] این تعریف را می توان امروزه یکی از جامع ترین تعاریف که تمامی مصادیق را در بردارد دانست و کمتر کسی قائل به ایراد بر این تعریف بوده است. قانون گذار ما نیز در ماده ۸۲۵ قانون مدنی پس از تقسیم بندی وصیت این گونه تعریف نموده است” وصیت بر دو قسم است: تملیکی و عهدی”



مبحث دوم: اقسام وصیت

همان گونه که پیش تر بیان گردید قانون گذار در ماده ۸۲۵ قانون مدنی وصیت را به دو قسم تملیکی و عهدی تقسیم نموده است . اما بعضی کتب فقهی و حقوقی اقسام دیگری را نیز برای وصیت بیان نموده اند . حتی در برخی از کتب تا ۳۲ مورد نیز برای اقسام وصیت بیان شده است. به طور کلی می توان وصیت را به موارد ذیل تقسیم نمود:

بند اول : وصیت تملیکی

مهم ترین و رایج ترین نوع وصیت ، وصیت تملیکی است که در ماده ۸۲۶ قانون مدنی این گونه تعریف شده است ” وصیت تملیکی عبارت است از این که کسی عین یا منفعتی را از مال خود بعد ازفوتش به دیگری مجاناً تملیک کند.” تعریف وصیت تملیکی قانون مدنی رامی توان بسیار شبیه تعریفی دانست که برخی از فقها از جمله علامه در تعریف وصیت بیان نموده اند .

علامه در کتاب تذکره الفقها بیان می‌دارد ” تملیک عین او منفعه بعد الموت تبرعاً”.[۱۴۴]

برخی ار حقوق دانان وصیت تملیکی را این گونه تعریف نموده اند ” وصیتی که به موجب آن موصی بدون واسطه مالی را برای بعد از فوت خود ، به دیگری تملیک می کند.”[۱۴۵] در خصوص عنصر تبرعی و رایگان بودن وصیت که در متن قانون مدنی و تعریف بسیاری از فقها دیده می شود به تفصیل بحث خواهد شد.

و برخی دیگر از حقوق دانان در تعریف وصیت تملیکی گفته اند ” وصیت تملیکی مالی از طرف موصی به موصی له تملیک می‌گردد و موصی آن را قبول می کند.”[۱۴۶]

اما تعاریف فوق می توان دریافت اولاً وصی در وصیت ، عین و منفعتی از ترکه خود را بعد از وفاتش مستقیماً و بالا واسطه به شخص و اشخاصی تملیک می کند به عبارت ساده تر انتقال مالکیت عین و منفعت به طور مستقیم است و این امر وجه تمایز وصیت تملیکی با دیگر وصایا می‌باشد .

نکته حائز اهمیت این است که اولاً مال تنها شامل عین و منفعت نمی گردد بلکه شامل حقوق قابل انتقال از قبیل حق تحجیر و حق ارتفاق نیز می‌باشد[۱۴۷] که در تعریف فقها این نکته مشاهده نمی گردد و می توان به عنوان ایرادی بر این تعریف دانست.

ثانیاًً وصیت تملیکی شامل سه رکن می‌باشد و از اجتماع این سه رکن ایجاد می‌گردد ، که عبارتند از ” موصی، کسی که وصیت می‌کند” ،” موصی به، اموالی که مورد تملیک قرار می‌گیرد” و” موصی له ، شخص یا اشخاصی که وصیت به نفع او می‌باشد.”

بند دوم: وصیت عهدی

شکل دیگر وصیت ، وصیت عهدی است ، در این صورت بجای تملیک عین یا منفعت یا حق ، انجام عملی محول به شخص می شود و شخص ملزم به انجام آن می شود. همان طوری که ماده ۸۲۶ قانون مدنی نیز تعریف نموده است ” … وصیت عهدی عبارت است از این که شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مامور می کند” و امام خمینی نیز کتاب تحریر الوسیله بدون آن که تعریفی از وصیت عهدی بنماید، مصادیقی از آن را بیان نموده است ” اما عهدیه کان بموصی یا بتعلیق یتجهز او باستجارالحج او الصلاه او نحوهما له..”[۱۴۸] ،( یا عهدی است مثل این که به آن چه که به تجهیز ش یا به اجیر گرفتنی برای حج یا نماز برایش یا مانند این ها تعلق دارد) برخی دیگر وصیت عهدی را این چنین تعریف نموده اند ” نمایندگی از طرف موصی برای پس از فوت به وصی می‌باشد تا اعمالی که خود می‌تواند انجام دهد به جای آورد.”[۱۴۹] کما بیش بیشتر نویسندگان حقوقی نیز تنها به تعریف قانون مدنی بسنده کرده‌اند و در تعریف وصیت عهدی ماده ۸۲۶ را یاد کرده‌اند . به هر حال هر گاه شخص قبل فوت خود فعلی را بر عهده دیگری قرار دهد تا وی آن امور را انجام دهد وصیت عهدی است.

وصیت عهدی دارای شرایط و ارکانی است که آن را از دیگر وصایا متفاوت می‌سازد.

۱- موضوع وصیت عهدی انجام فعلی است که می‌تواند انجام عملی یا انشاء عقدی یا ولایت بر صغار باشد و بهر حال وصیت تملیکی که در آن شخص مالی به دست می آورد تنها موصی مسئول انجام عمل می‌باشد.

۲- وصیت عهدی دارای سه رکن و گاهاً دو رکن است بر طبق قانون مدنی وصیت عهدی از سه رکن موصی، موصی به، و وصی می‌باشد. ولی اکثر فقها وجود وصی را شرط لازم نمی دانند و بدون وصی وصیت عهدی امکان پذیر می دانند. در این صورت با تنفیذ حاکم از وظایف حاکم می‌باشد.[۱۵۰]

۳-انجام عمل توسط موصی امکان پذیر باشد و مشروع باشد. یعنی موصی عملی را که وصیت می‌کند خود نیز قدرت انجام آن را داشته باشد. منظور از این توانایی، توانایی حقوقی است و هر گاه خود موصی حق انجام آن عمل را نداشته است بر طریق اولی نمی تواند آن را وصیت نماید. شرط دیگر آن که عمل باید مشروع و قانونی باشد و از اموری نباشد که نتوان آن را انجام داد برای مثال شخص وصیت می‌کند اموال او در قمارخانه مصرف شود که این وصیت چون نامشروع است باطل و بلا اثر است.

لازم به ذکر است که وصیت به تملیک با وصیت تملیکی متمایز است .زیرا وصیت به تملیک از مصادیق وصیت عهدی است و آن را از زمره این نوع وصیت قرار می‌دهد ، زیرا مستقیماً مالی به موصی له داده نمی شود و تنها قبول وی در انتقال مال مورد وصیت به وی مؤثر می‌باشد. ‌بنابرین‏ وصیت به تملیک از انواع وصیت عهدی شناخته می شود.

بند سوم: وصیت فکی

یکی دیگر از وصایا وصیت فکی است. در برخی از کتب فقهی دیده می شود که تعریف این نوع وصیت را این گونه آورده اند ” فکیه تتعلق به فک ملک کالابصاء بالتحیر”[۱۵۱] یعنی فکی است که به فک ملکی تعلق دارد مانند وصیت کردن به آزاد نمودن. “

در برخی کتب دیگر در تعریف وصیت فکی آورده اند ” وصیت فکی عبارت است از این که شخصی به موجب وصیت ذمه مدیون خود را بری می‌کند و یا شخصی ملکی از خود وقف نماید و امثال این ها که نه عهدی است و نه تملیکی” [۱۵۲]

از تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت در وصیت فکی موصی مالی را از ملکیت خود خارج می کند بدون آن که به ملکیت شخصی دیگر در بیاورد. مصداق بارز این نوع وصیت ، وصیت به ابراء می‌باشد که در آن وصی مدیون خود را ابراء می‌کند و این ابراء معلق بر فوت موصی خواهد بود .

یکی دیگر از انواع این وصیت را می توان وصیت وقف دانست که برخی از حقوق دانان خود این نوع وصیت را به دو قسم تقسیم نموده اند:[۱۵۳]

    1. مواردی که وصیت به وقف است و به محض فوت شخص ، مال وقف می‌گردد.

  1. مواردی که دروصیت موصی به وصی خود مأموریت‌ می‌دهد که عین معینی را وقف نماید.

البته عده ای از علما و حقوق دانان قسم اخیر را از وصایای عهدی می دانند.[۱۵۴]

فصل دوم : ماهیت وصیت

نظر دهید »
منابع پایان نامه ها – گفتار چهارم: راهن و مرتهن – 8
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

‌بنابرین‏ تعریف، رهن به مورد وثیقه بر دین اختصاص نمی‌یابد؛ بلکه شامل وثیقه بر عین ضمانت شده همچون عاریه مضمون نیز می‌شود. البته در صحّت رهن بر عین مضمون اختلاف است که خواهد آمد. به گروگذار «راهن» به گرو گیرنده «مرتهن» و به مالی که گرو گذاشته می‌شود «مرهون» یا «رهن» گویند. (ابوالحسن اصفهانی: پیشین، ۴۷۵).

در اصطلاح حقوقی رهن عقدیست که به موجب آن مالی وثیقه دین قرار گیرد و به همین علت گفته اند که رهن وثیقه ای است برای طلب مرتهن. ماده ٧٧١ ‏قانون مدنی در مقام تعریف عقد رهن اعلام نموده است:«رهن عقدی است که بموجب آن مدیون، مالی را برای وثیقه به داین می‌دهد .رهن دهنده را راهن و طرف دیگر را مرتهن می‌گویند.» همانطوریکه ملاحظه می شود وام گیرنده را «راهن» وام دهنده را «مرتهن» و مالی که به وثیقه داده می شود را «عین مرهونه» می‌گویند( کاتوزیان، ۱۳۸۴، ۵۶).

مبحث دوم: ارکان رهن

صیغه (ایجاب و قبول)، مال رهنی (مرهون)، حق ثابت بر راهن (دین)، راهن و مرتهن ارکان رهن‌اند.

گفتار نخست: صیغه

رهن با ایجاب از طرف راهن و قبول از طرف مرتهن منعقد می‌شود. در شخص ناتوان از نطق، همچون لال، اشاره بیانگر مضمون رهن، بلکه نوشتن آن به قصد رهن کفایت می‌کند. برخی، اشاره و نوشتن را برای توانمند از نطق نیز جایز و صحیح دانسته‌اند. ایجاب با هر لفظ دلالت کننده بر مفاد رهن تحقق می‌یابد، مانند «رَهَنْتُک؛ به تو رهن دادم» یا «هذِهِ وَثِیقَه‌ی عِنْدَک؛ این مال نزد تو گرو است». چنان که قبول نیز با هر لفظ بیانگر رضایت به ایجاب، حاصل می‌شود. آنچه در صیغه دیگر عقود شرط است- مانند ماضی بودنِ فعل به قول برخی و موالات بین ایجاب و قبول- در عقد رهن نیز شرط است( جعفرپور، ۱۳۸۶، ۲۵).

گفتار دوم: مرهون

در مال رهنی شرایطی معتبر است که عبارتند از: عین بودن بنابر قول مشهور، صحّت تملک و فروختن آن، امکان تحویل و نیز معلوم بودن آن. ‌بنابرین‏، رهنِ دین؛ منفعت، مانند سکونت در خانه؛ غیر مملوک، از قبیل حشرات، شراب و خوک؛ غیر قابل فروش، مانند مال وقفی؛غیر قابل تحویل به مرتهن- بنا بر قول به شرط بودن قبض در صحت رهن- همچون پرنده آسمان و ماهی دریا و مجهول، صحیح نیست. البته ‌در مورد آخر، برخی گفته‌اند: اگر مرهون از همه جهات مجهول باشد یا مجهول بودن آن به گونه‌ای باشد که امکان توجّه قصد به آن نباشد، مانند یک گوسفند از گله، رهن آن صحیح نیست؛ اما اگر جهالت، این گونه نباشد، مانند گرو گذاشتن خرمن معین- که جنس و نوع آن معلوم؛ لیکن مقدارش مجهول باشد- ضرری به عقد نمی‌رساند( امامی، ۱۳۸۹، ۵۴۷).

گفتار سوم: حق

مراد از حق چیزی است که مرهون در ازای آن گرفته می‌شود. بدون شک، رهن بر دین ثابت در ذمه صحیح است؛ خواه دین نقد (حال) باشد یا مدت دار (موجل) و خواه قبل از رهن بر ذمه ثابت باشد یا مقارن آن، مانند اینکه فروشنده بگوید: این جنس را به صورت نسیه به ده هزار تومان به تو فروختم به شرط آنکه این مال را به من رهن بدهی. اما رهن بر دینی که هنوز بر ذمّه نیامده صحیح نیست؛ چنان که رهن بر عین غیر مضمون، مانند امانت و عاریه غیر مضمون صحیح نمی‌باشد؛ لیکن در اینکه رهن بر عین مضمون، مانند عین غصب شده و نیز عاریه ضمانت شده صحیح است یا نه، اختلاف است. اکثر فقها قائل به عدم صحت آن اند. بنابر قول مشهور، گروگذاشتن مالی که سبب وجوب آن بر انسان حاصل شده، لیکن هنوز بر ذمه ثابت نگردیده، صحیح نیست( نجفی، پیشین، ۱۵۰).

گفتار چهارم: راهن و مرتهن

عقل، بلوغ، جواز تصرف در مال و اختیار، در راهن و مرتهن شرط است. اوّل و دوم، شرط صحّت و سوم و چهارم، شرط لزوم عقدند. ‌بنابرین‏، گرو گذاشتن و گرو گرفتن از کودک و دیوانه صحیح نیست؛ چنان که عقد از سفیه، برده و نظیر آن دو، جز با اذن ولی و نیز از مُکرَه جز با رضایت بعدی به آن، بنابر قول مشهور لزوم نمی‌یابد. ولی کودک می‌تواند با رعایت مصلحت، مال او را رهن بگذارد؛ چنان که می‌تواند برای مال کودک گرو بگیرد، مانند اینکه مال او را به شخصی غیر توانگر، لیکن مطمئن نسیه بفروشد یا از بیم غرق شدن، سوختن و یا به سرقت رفتن، آن را به کسی قرض دهد که در هر دو صورت می‌تواند در ازای آن گرو بگیرد(کاتوزیان: پیشیت، ۵۷۶).

مبحث سوم: ماهیت عقد رهن

عقدرهن، از طرف راهن، لازم و از طرف مرتهن، جایز است. جمیع فقها، براین مسئله اتفاق نظر دارند که عقد رهن، از طرف مرتهن جایز و از طرف راهن، لازم است. قانون مدنى نیز، به پیروى از نظر فقها، در ماده‏۷۸۷، مقرر مى‏دارد: « عقد رهن، نسبت به مرتهن جایز و نسبت به راهن، لازم مى‏باشد. ‌بنابرین‏، مرتهن مى‏تواند هر وقت بخواهد آن را بر هم زند، ولى راهن نمى‏تواند قبل از این که دین خود را ادا نماید، یا به نحوى از انحاء، قانونى از آن برى شود، رهن را مستردّ دارد.» در اینجا، با بیان دلایلى، لزوم عقد رهن را به طور مطلق، چه از طرف راهن و چه از طرف مرتهن، ثابت مى‏کنیم. عقد، امرى بسیط است و قابلیت لزوم از یک طرف و جواز از طرف دیگر را ندارد. در رابطه با جواز و لزوم عقد، راجع ‌به این که آیا لزوم و جواز، از عوارض ذاتى عقد، یا از عوارض پیوسته عقد هستند، احتمالهایى قابل تصور است. اگر قائل شویم که لزوم از عوارض ذاتى عقد است، در این صورت، وقتى عقد موجود مى‏شود، به طور همزمان ، لزوم نیز، موجود مى‏شود که به معناى استوارى و ناتوانى فسخ عقد است، همان گونه که حجت بودن قطع، ذاتى و غیر مجعول است و اگر قطع موجود شود، حجت بودن و کاشف بودن و طریق بودن هم، همراه او موجود مى‏شود، لزوم عقد نیز، چنین است و در این جا مى‏گوییم: عقد، عبارت است از عهد موثق مؤکد که پیمان و قرارداد است و اطلاق عقد بر عهد موثق، از باب حقیقت است، نه مجاز(مدنی تهرانی، ۱۳۸۵، ج۵، ۱۹۶).

‌بنابرین‏، اگر پیمانى موجود شود، طبیعت نخستین آن پیمان و عقد این است که باید مستحکم باشد. استوارى و محکم بودن عقد، لزوم عقد است و لزوم، ‌به این معنى، نه حکمى است و نه حقى; از این روى، مانند حجت بودن نسبت به قطع، از لوازم ذاتى خود عقد است.

شیخ انصارى مى‏نویسد:«جواز و لزوم، از عوارض پیوسته عقد هستند و بدین جهت،از احکام شرعیه‏اى هستند که به عقد پیوند مى‏خورند و گرنه عقد، به خودى خود، نه لزوم دارد و نه جواز » ‌بنابرین‏، ایشان لزوم را از لوازم ذاتى خود عقد نمى‏دانند(انصاری، ۱۴۲۷ه، ج۷، ۲۹۸).

اگر این نظریه مورد تردید باشد از جهاتى، نظر دوم را عرضه مى‏کنیم: لزوم در باب عقود، همیشه حکمى است، خواه از سوى شارع مقدس جعل شده باشد، یا عقلا و کسى که در دست او اعتبار است، لزوم را در عقود اعتبار کرده و شارع مقدس، این اعتبار عقلایى را امضا کرده باشد. توضیح آن که، عقلا بر آنند که اگر عقود در خارج، مستحکم نباشد،نظم عمومى بر هم مى‏ریزد و ثبات اقتصادى در داد و ستدها به وجود نمى‏آید. اسلام نیز، این روش عقلایى را در «اوْفوا بالعقود» امضا ‌کرده‌است. پس لزوم، هرگز حقى نیست و همواره قانونى و حکمى است (انصاری: پیشین، ۲۴۵).

نظر دهید »
دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه | قسمت 2 – 8
ارسال شده در 23 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بر اساس این نظریه، عقد بیع لحظه ای قبل از تلف مبیع، به خودی خود منفسخ می شود و مالکیت مبیع دوباره به فروشنده انتقال یافته و تلف در ملک بایع واقع می شود. با تلف مبیع و انفساخ عقد، رابطه ی حقوقی بین طرفین از بین می رود و همان گونه که فروشنده امکان تسلیم مبیع را از دست می‌دهد، خریدار نیز تکلیفی به پرداخت ثمن نخواهد داشت و اگر ثمن را به فروشنده پرداخته باشد، حق استرداد آن را دارد. طبق این تحلیل و با قبول تعبد به برگشت مالکیت به فروشنده در یک لحظه قبل از تلف، این قاعده مطابق اصول کلی حاکم بر قراردادها و اصل تملیکی بودن عقد بیع بوده و امری هماهنگ با قواعد عمومی معاملات است و هیچ گونه استثنا و امر خلاف قاعده ای در آن مطرح نخواهد شد؛ یعنی با انفساخ عقد، هر یک از عوضین به مالک قبل از عقد آن باز می‌گردد. در نتیجه تلف مبیع در حالی رخ می‌دهد که در ملکیت فروشنده است (خمینی، ۱۴۲۱ق، ج ۵، ص ۵۸۲؛ مکارم شیرازی، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص ۳۵۷؛ شهید ثانی، ۱۴۱۳ ق، ج ۳، ص ۲۱۶؛ بحرانی، ۱۴۰۵ق، ج ۱۹، ص ۷۶؛ انصاری، ۱۴۱۵ق، ج ۶، ص ۲۷۱؛ نائینی، ۱۳۷۳ق، ج ۲، ص ۱۸۹).

البته این نظریه – با این که ضمان معاوضی فروشنده را مطابق قاعده توجیه و تفسیر نموده و به سایر عقود معاوضی نیز قابل تسری می‌داند – با یک اشکال اساسی روبرو می‌باشد و آن فرض تعبد است که عقد را بدون دلیل و هیچ گونه منطقی، به طور خود به خود قابل انفساخ دانسته و اصول کلی حاکم بر معاوضات، نظیر اصل لزوم را بدون دلیل زیر پا گذاشته است. به تعبیر دیگر، عقد بیع از عقود لازم و غیر قابل فسخ است؛ مگر آن که با توافق طرفین آن یا پیدایش حق فسخ برای یکی از طرفین و اعمال آن حق، منحل یا آن که با از بین رفتن موضوع آن، خود به خود منفسخ شود. ‌بنابرین‏ تحت هیچ شرایط دیگری، عقد بیعی که بین دو طرف واقع شده است، به خودی خود نمی تواند منحل و منفسخ گردد. (بجنوردی، ۱۴۰۱ ق، ج ۱، ص ۲۷۱).

در پاسخ گفته شده است: انفساخ عقد در این نظریه، به خودی خود و بدون دلیل نیست. بلکه عقد بیع که به موجب آن طرفین نسبت به پرداخت عوض و معوض به طرف مقابل متعهد می‌گردند، تعهدی دو طرفه است و به طور مجانی نیست و هر یک از دو عوض، حیات حقیقی خود را از پیوند با دیگری می‌گیرد. ‌بنابرین‏ چنان چه یکی از آن دو، تلف و نابود شود، تعهد به پرداخت طرف دیگر از بین می رود. ‌بنابرین‏ کسی که از عوض محروم شده باشد، از دادن معوض معاف می‌گردد و در نتیجه تلف مبیع در اثر حادثه ی قهری بر فروشنده تحمیل می شود (نائینی، ۱۳۷۳ق، ج ۲، ص ۱۸۸).

نفس تلف علت برای انفساخ عقد اعلام شده است، هر چند از نظر رتبی، تلف مبیع مقدم بر انفساخ عقد باشد، اما تلف و انفساخ از نظر زمانی تقدم و تاخر ندارند و هر دو در یک زمان واقع می‌شوند. ‌بنابرین‏ همان لحظه ی تلف، لحظه انفساخ و انحلال عقد هم هست. پس قهراً تلف در مال فروشنده واقع شده است (بجنوردی، ۱۴۰۱ ق، ج ۱، ص ۲۹۸).

حکم قاعده، با استناد به روایت مشهور نبوی، نوعی تعبد و تسلیم در برابر شارع است؛ زیرا حکم به ضمان معاوضی بایع با قول به انتقال مالکیت سازگار نیست و لازمه ی انتقال مالکیت مبیع، آن است که تلف نیز بر خریدار (مالک جدید) تحمیل شود. ‌بنابرین‏ قاعده ی «تلف مبیع قبل از قبض» مطابق با اصول حاکم بر معاوضات و تملیکی بودن عقد بیع نمی باشد و به دلیل وجود روایت و اتفاق نظری که در میان فقها در استناد ‌به این قاعده وجود دارد، به ناچار باید آن را به عنوان استثنایی به اصل تملیکی بودن تلقی نموده و تنها در عقد بیع، آن هم در موردی که مبیع قبل از تسلیم تلف شود، قابل اعمال دانست؛ زیرا در خلاف قاعده و استثنا باید به حداقل و قدر متیقن آن اکتفا نمود (خمینی، ۱۴۲۱ق، ج ۵، ص ۵۸۲؛ بحر العلوم، ۱۴۰۳ق، ج ۱، صص ۱۵۷ و ۱۵۸).

انفساخ عقد و توجه تلف به بایع، به جهت عدم ایفای ضمان معاوضی و مسمای عقد بیع است که بر ذمه ی او است (مغنیه، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص ۲۵۲؛ بحر العلوم، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص ۱۵۷؛ طبرسی، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص ۵۱۲). در حقیقت با حدوث عقد بیع، مبیع و ثمن از مالکیت فروشنده و خریدار خارج و به طرف مقابل انتقال می‌یابد؛ ولی با این وجود قبل از تسلیم مبیع به خریدار، ضمان معاوضی یا خطر ناشی از تلف مبیع، بر عهده ی فروشنده باقی می ماند. ‌بنابرین‏ صرف انتقال مالکیت، بدون آن که خریدار به مبیع دست یابد، موجب انتفای ضمان معاوضی فروشنده و الزام خریدار به پرداخت ثمن نمی شود؛ زیرا در عقود معاوضی، انتقال مال یا قبول تعهد، تعهد به تسلیم و اجرای آن را نیز در پی دارد و با این انگیزه، عقد تشکیل می شود و تا زمانی که موضوع عقد، تسلیم خریدار نشود، تحمیل ضمان معاوضی یا خسارت ناشی از تلف به خریدار یا عدالت معاوضی و خواست مشترک طرفین سازگار نخواهد بود. ضمان معاوضی خریدار نیز نسبت به ثمن در برابر فروشنده همین گونه است. ‌بنابرین‏ انفساخ عقد و تحمیل ضمان معاوضی بر بایع امری معقول و مبتنی بر اراده ی مشترک طرفین عقد و منطبق بر قواعد عمومی حاکم بر معاملات و تملیکی بودن عقد بیع است، زیرا هر یک از دو طرف، حیات حقوقی و نفوذ خود را از پیوند با دیگری به دست می آورد و بدون کفه ی مقابل خود، امکان بقا ندارد. پس اگر یکی از آن دو تلف یا ممتنع شود، دیگری نیز خود به خود از بین می رود و کسی که از عوض محروم شده، از دادن معوض معاف می‌گردد و در نتیجه تلف مبیع در اثر حادثه ی قهری، بر فروشنده تحمیل می شود.

تلف یکی از دو عوض متقابل، موجب از بین رفتن تعهد به تسلیم عوض مقابل به طور قهری و خود به خود می شود و کسی که به هر دلیل وفای به عهد نکند، حق گرفتن عوض را ندارد (الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج ۳، ص ۱۵۴).

در نتیجه هر چند عقد بیع موجب تملیک مبیع و انتقال ضمان معاوضی می شود ولی ازآن جا که در بیع صرف انتقال مالکیت هدف نیست، بلکه رسیدن به عوض و مال هدف نهایی در معامله است با از بین رفتن یکی از دو عوض، تعهد به پرداخت عوض مقابل نیز مبنای خود را از دست می‌دهد ‌بنابرین‏ با از بین رفتن یکی از دو عوضین عدم امکان تسلیم آن عقد به دلیل از دست دادن موضوع خود به خود امکان از دست داده و منفسخ می‌گردد.

این نظریه از یک طرف ضمان معاوضی فروشنده را با تملیکی بودن عقد بیع سازگار و هماهنگ نشان می‌دهد به نحوی که مطابق قواعد حاکم بر معاوضات بوده و امر خلاف قاعده و استثنایی تلقی نشود و از طرف دیگر آن را در کلیه ی عقود معاوضی و نسبت به طرفین و عوضین قانون اعمال می‌داند

این قول نظریه ی مختار است و برای تبیین این نظریه ذکر چند مطلب لازم است.

برابر نظر اکثر فقها ضمان موجود در قاعده ی «تلف مبیع قبل از قبض» ناظر به ضمان معاوضی است نه ضمان واقعی چرا که با تلف مبیع عقد منفسخ می شود و در نتیجه خریدار مالک چیزی نیست تا فروشنده در برابر آن ضمان قهری داشته باشد . (شهید ثانی ، ۱۴۱۳ق، ج ۳، ص ۲۱۶، محقق سبزواری، ۱۴۲۳ق، ج ۱، ص ۴۷۳، بحرانی، ۱۴۰۵ق، ج ۱۹، ص ۷۶، انصاری، ۱۴۱۵ق، ج ۶، صص ۲۷۱ و ۲۷۲؛ خوانساری، ۱۴۰۵ق، ص ۵۹۴؛ ما مقانی، ۱۳۵۰ ق، ص ۲۲۶، روحانی، ۱۴۱۲ق، ج ۱۷، ص ۳۰۶).

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 896
  • 897
  • 898
  • ...
  • 899
  • ...
  • 900
  • 901
  • 902
  • ...
  • 903
  • ...
  • 904
  • 905
  • 906
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | تقویت اعتماد به نفس و پیشرفت تحصیلی – 7
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | ۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها: – 4
  • دانلود پایان نامه و مقاله | قسمت 17 – 9
  • فایل های دانشگاهی- بند چهارم: تفکیک بین مسئولیت موضوعی اشخاص – 5
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – بند دوم : قانون مطبوعات (مصوب ۱۲۸۶) – 7
  • دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۴ روش های اندازه گیری رضایت مشتری – 9
  • دانلود پروژه و پایان نامه – ۲- ۱۷- چکیده تحقیقات انجام شده در داخل کشور – 8
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – مبحث دوم:ایفاء دین از جانب غیر در حقوق مدتی و حقوق تجارت – 3
  • نگارش پایان نامه با موضوع بررسی حقوقی مدیریت ریسک در معاملات تجارت الکترونیک- … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه و مقاله – قسمت 7 – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان