هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع پایان نامه با موضوع بررسی جایگاه احکام حکومتی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

یک سلسله افعال انسان فقط مربوط به شخص انسان و دنیا آخرت او نیست ، بلکه فراتر از آن بر دیگران اثر می گذارد و نفع و ضرر آن متوجه جامعه و مردم نیز می شود . در این جاست که عقلای عالم و نظریه پردازان سیاسی بر نیازهای جامعه به حکومت اتفاق نظر دارند .
دستگاهی که جلو رفتار مضر به حال جامعه را بگیرد ، حتی افراد جامعه نیز براساس تجربه کم و بیش دریافته اند که هر جامعه نیازمند حکومت است و در اسلام وجود حکومت بعنوان یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه مورد تصدیق قرار گرفته و بر آن چاره جویی شده است ( نوروزی۱۳۸۲ ، ۹۸ ) .
اداره جامعه بشری ، نیاز به دو عامل در کنار یکدیگر دارد ، یکی قانون و مقررات و دیگری حکومت برای اجرای آن قوانین و مقررات است . در اسلام هم بدون شک این ضرورت عقلی و فطری به خوبی درک شده و وجود حکومت بعنوان یکی از ضروری ترین نیازهای انسان و جامعه انسانی مورد تصدیق و تأیید قرار گرفته و برای آن چاره جویی شده است ، اسلام دین فطرت و عقل است و براساس خواسته ها و نیازهای فطری معقول و منطقی انسان فرو فرستاده شده است ( الهی۱۳۸۹ ، ۵۷ ) .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

هیچ جامعه ای بدون حکومت موجودیت پیدا نمی کند ، زیرا هر تجمعی بسته به پذیرش نوعی نظم است و نیز در گرو وجود نظام تحقق می یابد و باتوجه به آنکه زندگی بشری برای اجتماع زیستن خلق شده و دارای گرایش های جمعی است و زندگی در سایه حکومت امری اجتناب ناپذیر و حتمی است ، و وجود نظم در جامعه و ضرورت اجتماعی آن نیازمند دلیل و برهان نیست ، از آنجا که بروز تغییرات ، تحولات و واکنش های اجتماعی اجتناب ناپذیر است و نمی توان لحظه ای را یافت که جامعه از پویایی بازایستد ، ایجاد نظم و هماهنگی در جامعه در گرو حکومت است ( نصرتی ۱۳۸۳ ، ۱۳۷)
در جوامع به دلیل وسعت و گستردگی که دارد مسائل متعددی بوجود می آید که مربوط به اکثریت جامعه است ، مانند بهداشت ، مسائل آموزشی ، امنیتی ، که اینها مسائلی هستند مربوط به فرد یا گروه خاصی از جامعه نیست ، بلکه مربوط به تمام جامعه است و احتیاج به برنامه ریزی و اقدامات مؤثری دارد ، از این رو نیاز به حکومت است که با برنامه ریزی خود سلامت عموی جامعه را فراهم کند .
از دلائل ضرورت حکومت می توان به :
– مسائل دفاعی جامعه ، یعنی هر جا جامعه ای احتیاج به دفاع دارد و نیاز دفاعی یک نیاز شدیدی است که نمی توان آن را به مردم سپرد ، بلکه نیاز به حکومت است که بتوان ان را تأمین نماید .
– ضرورت تأمین رشد فرهنگی و تربیت در جامعه
– ضرورت دفاع از کشور در مقابل تهاجم دشمن
– ضرورت حفظ امنیت داخلی و خارجی
– تنظیم روابط خارجی با کشورهای دیگر
– ضرورت بهره برداری صحیح از ثروت های عمومی و اموالی که مالک خاصی ندارند .
– ضرورت تأمین نیازهای مربوط به زندگی عمومی افراد ( مصباح یزدی۱۳۷۵ ، ۱۲۸ ) .
– بقای احکام نیازمند تشکیل حکومت و ولایت الهی است که در پرتو آن احکام اجرا گردد .
و همچنین می تواند سه دلیل را برای اثبات ضرورت حکومت اسلامی بیان نموده ، دلیل نخست ، ضرورت حکومت در اسلام ، همان دلیل عام و عقلی ضرورت حکومت در جامعه است .
دلیل دوم : نگاهی اجمالی به قوانین و احکام اسلامی نشان می دهد که بسیاری از این قوانین ماهیتی جداناشدنی از حکومت و حاکمیت دارند مثل : امر به معروف و نهی از منکر .
دلیل سوم : سیره پیشوایان اسلامی و تاریخ انبیاء گواه ضرورت حکومت است ( فتحعلی۱۳۸۴ ، ۱۲۴ ) .
۳-۱۰- ادله تشکیل حکومت
بیان ادله ای که نشان دهنده اهمیت دادن و پرداختن اسلام به امر حکومت است به طور مختصر عبارتند از :
۱- سیره انبیاء و ائمه در تشکیل دادن حکومت ( تشکیل دادن حکومت توسط پیامبر و امیرالمؤمنین ) . حضرت داوود و سلیمان (ع) مطابق آنچه که در قرآن آمده است اقدام به تشکیل حکومت کردند . پیامبر تشکیل حکومت داد و به شهرهای مختلف والی فرستاد و قضاوت نمود و قضاتی را منصوب کرد و سفرائی به خارج و نزد رؤسای قبایل و پادشاهان فرستاد و معاهداتی با آنها امضاء نمود و جنگ هایی را فرمانروایی کرد . ایشان برای بعد از خود نیز امیرالمؤمنین (ع) را به خلافت خود منصوب نمود . پس از پیامبر کسی در ضرورت حکومت اسلامی تردید و اختلاف نکرد و اختلاف تنها بر سر شخص حاکم بود . بی شک ضرورتی که در تشکیل حکومت توسط پیامبر و ائمه وجود داشته است امروز نیز باقی است و احکام الهی دائمی هستند .
۲- وجود روایات و معارف اسلامی که ناظر بر مسائل حکومتی است . به عنوان مثال بسیاری از سخنان امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه مانند فرمان مالک اشتر درخصوص امور حکومتی است .
۳- ذات بسیاری از احکام اسلامی که احکام اجتماعی و حکومتی است و بدون وجود حکومت قابل اجرا نیست مانند جهاد و قصاص و … اگر قائل به وجود حکومت اسلامی نشویم نتیجه اش این می شود که این دسته از احکام در دوران غیبت می بایست تعطیل بماند و شارع به نتعطیلی این احکام رضایت داده است . بنابراین اعتقاد به تداوم این احکام مستلزم وجود حکومت اسلامی است .
۴- دین اسلام دین جامعی است و مطابق ایات قرآنی هر آنچه که برای هداست انسان ها لازم بوده است در این کتاب آسمانی آمده است : « ولا رطب و لا یاس الا فی کتاب مبین » یا «ما فرطنا فی الکتاب من شی ء ». در آیات و روایات متعدد این مفهوم را داریم که خداوند هر آنچه که برای هدایت و سعادت انسان ها لازم بوده است بیان کرده است . چگونه امکان پذیر است که مسأله ای با این درجه از اهمیت یعنی حکومت و زمامداری که بی شک تأثیر گذاری زیادی در رشد و سعادت جامعه دارد در تعالیم اسلامی مورد غفلت قرار گرفته باشد .
۵- حسبه و امور حسبیه از جمله دلایل تشکیل حکومت اسلامی است . حسبه هر آن امری است که شارع راضی به تعطیل شدن و بر زمین ماندن آن نیست . این امور چنانچه مقصد خصوصی یا عمومی داشته باشد به وی واگذار می گردد ، ولی اگر ثابت شود که مربوط به نظر امام است یا احتمال دهیم نظر فقیه در آن دخالت دارد باید به فقیه ارجاع داده شود . حفظ مرزهای کشور و اقامه شعائر دینی و احکام الهی در زمره اموری است که شارع راضی به تعطیل شدن آنها نیست و اقامه این امور نیز بدون تشکیل حکومت توسط فقیه امکان پذیر نیست .
۶- روایاتی که در باب حکومت و رجوع به فقیه عادل و حاکم شرع وارد شده است مؤید این مطلب است . البته ممکن است اشکال شود که مسأله به این اهمیت چطور دارای روایات اندک است . برخی از فقها معتقدند که روایات مربوط به ولایت و حکومت به دست ما نرسیده است و بسیاری از آنها در طول زمان سانسور شده است . طواغیت و حکومت های جور مانع انتشار چنین روایاتی می شدند و آنها را تهدیدی برای حکومت خود به حساب می آوردند .
۷- آیات قرآن که حکومت را از آن خداوند می داند مانند « ان الحکم الا الله » ( آیه ۵ سوره انعام )
۸- نفی ظلم و ستم و ستم کشی از جمله دستورات مسلم الهی بوده است . هر کجا که مظلومی وجود دارد اسلام دعوت به یاری رساندن به وی نموده است حتی اگر وی مسلمان نباشد . بی شک انجام دادن چنین امر خطیری بدون تشکیل دادن حکومت اسلامی امکان پذیر نیست . به عنوان مثال در زمان ما یاری رساندن به مردم فلسطین و لبنان و … بدون پشتوانه حکومت اسلامی امکان پذیر نیست . چنانچه شاهد هستیم که بسیاری از کشورهای اسلامی مانند ترکیه به دلیل اینکه دارای حکومت اسلامی نیستند از چنین کمک هایی دریغ می کنند .
۹- ضرورت لزوم حکومت و دولت ولو حکومت جور برای اداره امور جامعه امری است که متفق علیه است و تنها آنارشیست ها منکر چنین امر بدیهی شده اند . جامعه بدون حکومت دچار هرج و مرج می شود . امیرالمؤمنین (ع) نیز در یکی از فرمایشاتشان به این مهم اشاره می کنند : « لابد للناس من امیر بر او فاجر … » حال چنانچه اسلام این امر مهم را به مردم واگذار کرده باشد و دارای هیچ حکمی در این خصوص نباشد به این معناست که از منظر اسلام هر کسی و هر دولتی می تواند بر مردم حکومت کند که شامل افراد و دولت های ظالم و مستبد نیز می شود و اسلام به این حکومت ها هم رضایت داده است . این در حالی است که اسلام دارای اهداف و احکامی است . اهدافی که اسلام به دنبال تحقق آنها در انسان ها و جامعه انسانی است و احکام اجتماعی اسلام اقتضا دارد که حکومت به دست حاکم اسلامی باشد . به عبارت دیگر احکام و اهداف اسلامی در هر حکومتی و به دست هر حاکمی قابل تحقق نیستند . امام (ره) در این خصوص می گوید که تنها قانونگذاری برای اجرای احکام و مقاصد اسلامی کافی نیست ، بلکه دستگاه اجرائی مجری این احکام نیز دارای اهمیت است .
۱۰- سیره عقلا : نیازمند بودن جامعه به حفظ و اجرای عدالت و رعایت حقوق افراد ، زمینه لازمی برای برپایی و تشکیل حکومت است . به همین جهت عقلا به ضرورت برچایی حکومت در جوامع انسانی حکم کرده اند ( ناصحی۱۳۷۸ ، ۸۸ ) .
۴-۱۰- شرایط حاکم اسلامی
برای حاکم شرع شرایط گوناگون و عدیده ای وجود دارد ، قصد داریم در اینجا آن دسته از شرایط که مورد اتفاق نظر همگان است آنهم به صورت اختصار شرح دهیم که مهمترین شرایط آن عبارتند از :
۱- علم : چون حکومت اسلام حکومت قانون است برای زمامدار علم به قوانین لازم می باشد . نه تنها زمامدار بلکه همه افراد، هر شغل یا وظیفه و مقامی داشته باشند چنین علمی ضرورت دارد. اما حاکم باید افضلیت علمی داشته باشد. حاکم اسلامی باید به قرآن و احکام اسلامی مسلط باشد ، یعنی قدرت فقاهت داشته باشد و بتواند اسلام را بفهمد و دین شناس باشد و احکام الهی را کشف کند .
۲- عدالت : تحقق عدالت در جامعه اسلامی و تربیت صحیح انسانها ، یکی از اهداف حکومت اسلامی است و طبیعی است کسی که عهده دار سرپرستی چنین جامعه ای است ، خود باید از مرتبه عالی عدالت بهره مند باشد .
علاوه بر این رسیدگی به کارها است ، تسلط بر مقررات جامعه و قضاوت و داوری بین مردم بدون ملکه عدالت راه به جایی نمی برد . اختیارات وسیعی و قدرت قابل توجهی که کنترل نشده است همواره می تواند او را به فساد بکشد ، پس حاکم اسلامی باید نیروی قابل اطمینانی کنترل شود که تنها ملکه تقوا و عدالت است که می تواند این کار را انجام دهد . ( فتحعلی ۱۳۸۴ ، ۱۴۵ )
۳- کفایت و کاردانی : حاکم اسلامی باید قدرت تحلیل ، پیش بینی حوادث ، شجاعت و شهامت برخورد با حوادث را داشته باشد ، اگر فردی آگاه به قوانین الهی داشته باشد ، اما از کاردانی لازم جهت اجرای این مسئولیت سنگین ، بی بهره باشد نمی تواند عهده دار این مسئولیت باشد . حاکم و رهبر ، برای اداره یک جامعه باید به مشکلات جامعه و مسائل سیاسی نظام حاکم بر جهان آگاهی و بصیرت داشته باشد تا بتواند گره مشکلات مردم را باز نماید ( فتحعلی۱۳۸۴ ، ۱۴۷ ) .
۴- فروتنی : یکی دیگر ویژگی های حاکم اسلامی فروتنی است ، این موضوع در نامه حضرت علی (ع ) هنگامی که محمدبن ابی بکر را بعنوان حاکم مصر برگزیدند به ایشان چنین سفارش نموده اند : « فاخفض لَهُم جَنَاحَکَ ، وَ أَلِن لَهُم جَانَبِکَ وَ ابسُط لَهُم وَجهَکَ . ( نامه ۲۷ ) بال فروتنی را بر مردم آن سرزمین بگستران و با آنان با نرمش رفتار کن و همواره گشاده رو باش » .
۵- مدیریت : از ویژگیهای دیگر رهبری ، مدیریت جامعه اسلامی است . مدیریت علاوه بر آنکه علم و دانش کافی نسبت به خط مشی های کلی ، سیاست ها ، برنامه ها ، نیازها ، روابط و سازوکارهای اجتماعی باشد خصوصیتی را می طلبد که ناشی از خصلت روانی و پرورش متناسب با اداره ی کلان اجتماعی است ( نصرتی۱۳۸۳ ، ۲۹۰ ) .
توان مدیریتی حاکم اسلامی سبب می شود که جامعه اسلامی در مسیر کمال و پیشرفت قرار گیرد و در این مسیر با گذر از بحران ها و حوادث دشوار به اهداف متعالی که همان سعادت بشری است بترسد .
۵-۱۰- اختیارات حاکم اسلامی
معیار عمده در تعیین حدود اختیارات ولی فقیه عبارت است از رعایت مصالح جامعه باتوجه به ضوابط اسلامی و غیر از آن هیچ محدوده ای برای او وجود ندارد و هر آنچه را که یک دولت و حکومت برای اداره امور جامعه و انجام مسئولیت خود بدان نیاز دارد به ولی فقیه واگذار شده است ( فتحعلی ۱۳۸۴ ، ۱۴۸ ) .
اختیارات حاکم اسلامی دارای سه قید مهم است : ۱- هرگاه میان اهداف و وظایف دولت اسلامی و صلاحیت ها و اختیارات اشخاص تعارض رخ دهد ، ولی فقیه در چارچوب این اهداف و وظایف ، با مقدم کردن حقوق الله ، سپس حقوق جامعه و آنگاه حقوق شخصی و فردی رفعه تعارض نماید .
۲- تصمیم گیری های ولی فقیه و هرگونه اقدامی در حوزه کلان و خرد حکومت در چارچوب تأمین مصالح عمومی اعتبار و ارزش دارد ف نه رعایت مصالح و خواسته های شخصی خود .
۳- هیچ کدام از قوانین موضوعه کشور و یا اقدامات و تصمیمات مأمورین و مقامات دولتی و در رأس آنان ولی فقیه نباید برخلاف شریعت باشد ( فتحعلی ۱۳۸۴ ،۱۵۴ ) .
ولی فقیه ، همه اختیارات پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع ) در اداره جامعه را داراست ، زیرا او در غیبت امام عصر ( عج ) متولی دین است و باید اسلام را در همه ابعاد و احکام گوناگون اجتماعی اش اجرا نماید . حاکم اسلامی باید برای تمامی احکام اسلامی ف حکومتی تشکیل دهد و در اجرای دستورهای اسلام ، تزاحم احکام را بوسیله تقدیم اَهّم بر مهم رفع کند ( جوادی آملی۱۳۸۱، ۲۴۹ ) .
اختیارات فقیه از آنچه پیامبر و امام معصوم ثابت است و مربوط به حکومت ، سیاست و اداره کردن جامعه است ، و فرقی بین پیامبر و امام معصوم و ولی فقیه نیست ، تمام اختیارات حکومتی پیامبر و امام معصوم (ع) در اداره کردن حکومت ، فقیه هم دارد ، مگر در موارد خاص .
بعضی بر این عقیده هستند که اختیارات حکومت پیامبر اکرم (ص) بیشتر از حضرت امیر المؤمنین (ع) و اختیارات حکومت حضرت امیرالمؤمنین (ع) بیشتر از فقیه است ، باطل است . هر چند پیامبر اکرم (ص) از نظر فضائل معنویش بیشتر از حضرت امیرالمؤمنین (ع) هستند و حضرت امیرالمؤمنین (ع) هم از نظر فضائل معنوی بیشتر از فقیه هستند ، اما این فضائل معنوی به معنای اختیارات بیشتر در حکومت کردن نیست . « همچنین ولی فقیه در امور مختص به معصوم ، اگر چه از شئون حکومت هم باشد نمی تواند اعمال ولایت کند . بنابراین اختیارات ولی فقیه در محدوده ی مصالح امت اسلامی اعمال می گردد ، چرا که تأمین و حفظ منافع و مصالح امت اسلامی بر عهده فقیه قرار داده شده است . » ( علی محمد ۱۳۸۷ ، ۳۳۸ ) .
در اندیشه سیاسی اسلام ولی فقیه دارای اختیارات تامی است که می تواند در تمام امور سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و قضایی و … حکم حکومتی کند و اطاعت از حکمش واجب است ، حدود اختیارات حکومتی پیامبر اکرم ( ص ) و ائمه معصوم (ع) با اختیارات حکومتی فقیه جامع الشرایط یکسان خواهد بود ، چرا که هدف از داشتن و اعمال چنین اختیاراتی همان پاسخگویی به نیاز دائمی جوامع بشری به وجود حکومت است که اداره امور عمومی و اجتماعی آنان را بر عهده بگیرد .
فصل دوم
سابقه احکام حکومتی مصلحت
۱- اطاعت از پیامبر و احکام اسلامی براساس آیات قرآن
الف- آیه ۳۶ سوره احزاب : « إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ »
هنگامی که خداوند و رسولش در کاری حکم کند آنها در آن کارشان اختیاری باشد ، طبق نظر علامه طباطبایی مقصود از قضایی پیامبر تصرف آن حضرت در مسائل حکومتی است نه اختیار در امر تشریع و قانونگذاری که به خداوند اختصاص دارد .
ب- آیه ۱۵۹ آل عمران : « فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ » در کارها با آنها مشورت نما ، چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن .

نظر دهید »
دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع بررسی عددی تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

خواص سیال بر اساس حل موجود تصحیح می­گردند (اگر حل تازه آغاز گردیده است خواص سیال براساس حل اولیه تصحیح می­گردند).
معادلات پیوستگی و ممنتوم و در صورت لزوم انرژی و گونه­ های شیمیایی به صورت همزمان حل می­گردند.
در صورت لزوم معادلات مربوط به اسکالرهایی از قبیل آشفتگی و تشعشع با بهره گرفتن از مقادیر از قبل تصحیح شده برای دیگر متغیرها حل می­شوند.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

هنگامیکه بایستی وابستگی بین فازی در نظر گرفته شود، عبارات منبع در معادلات فاز پیوسته ممکن است با یک محاسبه در تغییر فاز مجزا تجدید گردند.
همگرایی دستگاه معادلات کنترل می­گردد.
این مراحل تا رسیدن به معیار همگرایی تکرار می­ شود.
شکل ۳-۳- نمای کلی حل کننده پیوسته
۳-۹-۳ خطی سازی: روش ضمنی و روش صریح
در هر دو روش حل تفکیکی و پیوسته معادلات غیر خطی و گسسته حاکم بر مسئله برای رسیدن به یک دستگاه معادلات برای متغیرهای وابسته در هر سلول خطی می­شوند. سپس دستگاه حاصل برای رسیدن به یک میدان جریان تصحیح شده حل می­گردد.
روشی که معادلات، خطی می­گردند ممکن است ضمنی یا صریح باشد. منظور از ضمنی و صریح به صورت زیر می­باشد:
ضمنی: برای یک متغیر داده شده، مقدار مجهول در هر سلول با بهره گرفتن از رابطه­ای که شامل هر دو مقادیر موجود و نامعین از سلول­های مجاور است محاسبه می­گردد. لذا هر مجهول در بیش از یک معادله در سیستم ظاهر می­گردد و این معادلات باید بطور همزمان برای رسیدن به کمیت­های مجهول حل گردد.
صریح: برای یک متغیر داده شده، مقدار مجهول در هر سلول با بهره گرفتن از رابطه­ای که فقط شامل مقادیر موجود است محاسبه می­گردد. لذا هر مجهول فقط در یک معادله در سیستم ظاهر می­ شود و معادلات مربوط به مقدار مجهول در هر سلول می ­تواند در یک زمان برای به دست آوردن کمیات مجهول حل گردد.
در روش حل تفکیکی هر معادله به صورت ضمنی با توجه به متغیرهای وابسته معادله خطی حل می­ شود. این عمل یک دستگاه از معادلات خطی با یک معادله برای هر سلول از ناحیه حل را نتیجه می­دهد. چون برای هر سلول یک معادله وجود دارد این سیستم گاهی اوقات سیستم اسکالر معادلات خوانده می­ شود.
برای مثال، معادله ممنتوم درجهت x برای رسیدن به یک دستگاه معادلات که در آن مولفه u سرعت مجهول است، خطی می­ شود. حل همزمان این دستگاه معادلات، میدان تصحیح شده مولفه u سرعت را می­دهد .
به طور خلاصه، روش حل تفکیکی میدان یک متغیر تنها را با توجه به تمام سلولها حل می­نماید. سپس میدان متغیر بعدی را با توجه به تمام سلول­ها حل می­ کند و به همین ترتیب ادامه می­دهد. گزینه صریح برای حل کننده تفکیکی وجود ندارد.
در روش حل پیوسته امکان انتخاب بین روش­های ضمنی و یا صریح خطی­سازی معادلات حاکم بر مسئله وجود دارد. این انتخاب فقط برای دستگاه پیوسته قابل اعمال است. معادلات مربوط به بقیه اسکالرها که به صورت مجزا از دستگاه معادلات متصل به هم حل می­شوند، مانند آشفتگی یا تشعشع به صورت ضمنی، همانند روش مربوط به تفکیکی، خطی و حل می­شوند. صرفنظر از اینکه روش ضمنی یا صریح انتخاب می­ شود مراحل حل همانند شکل (۳-۳) می­باشد.
اگر از روش ضمنی برای حل کننده پیوسته استفاده شود، هر معادله در دستگاه معادلات متصل به هم با توجه به بقیه متغیرهای وابسته در دستگاه حل ­گردد. این عمل یک دستگاه ازمعادلات خطی شامل N معادله برای هر سلول را که N تعداد معادلات متصل به هم در دستگاه می­باشد را نتیجه می­دهد. بعنوان مثال خطی­سازی معادلات بقای جرم، ممنتوم در جهات x ، y و z و انرژی یک دستگاه را نتیجه می­دهد که در آن p، u، v، w و T مجهول می­باشند. حل همزمان این دستگاه معادلات به طور همزمان مقادیر تصحیح شده فشار و مولفه­های u، v و w سرعت و میدان دما را نتیجه می­دهد.
بطور خلاصه روش حل ضمنی پیوسته، همه متغیرها (p,u,v,w,T) را در همه سلول­ها به صورت همزمان حل می­ کند.
اگر گزینه صریح برای حل­کننده پیوسته انتخاب شود، هر معادله در دستگاه معادلات متصل به هم به صورت صریح خطی می­ شود. همانند حالت ضمنی این عمل نیز یک دستگاه معادلات شامل N معادله برای هر سلول از سیستم را نتیجه می­دهد، و به همان ترتیب همه متغیر­های وابسته دردستگاه به صورت همزمان تصحیح می­گردند. به هر حال، این دستگاه از معادلات برای متغیر­های وابسته صریح می­باشد. برای مثال معادله ممنتوم در جهت x به صورتی نوشته می­ شود که مقدار تصحیح شده مولفه x سرعت به صورت تابعی از مقادیر موجود میدان متغیرها می­باشد.
۳-۹-۴ انتخاب حل کننده
FLUENT سه روش حل متفاوت در اختیار قرار می­دهد:
تفکیکی
پیوسته ضمنی
پیوسته صریح
هر سه حل کننده جوابهای دقیقی را برای گستره وسیعی از مسائل نتیجه می­ دهند. ولی برای برخی از مسائل ممکن است یک فرمول بندی بهتر عمل کند (سریعتر به حل برسد).
حل کننده­ های تفکیکی و پیوسته در روشی که معادلات پیوستگی، ممنتوم و در صورت لزوم انرژی و معادلات گونه­ های شیمیایی حل می­شوند، تفاوت دارند.
حل کننده تفکیکی در اصل برای جریان­های غیر قابل­تراکم و نسبتاً قابل تراکم استفاده می­ شود. در طرف دیگر، حل­کننده پیوسته اصولاً برای جریان­های قابل­تراکم با سرعت بالا طراحی شده است. هر دو روش در حال حاضر برای گستره وسیعی از جریان­ها استفاده می­گردند (از غیر­قابل­تراکم تا کاملاً قابل­تراکم). ولی خواص حل کننده پیوسته باعث می­ شود که در جریان­های قابل­تراکم با سرعت بالا نسبت به حل کننده تفکیکی بهتر عمل نماید.
به صورت پیش فرض FLUENT از حل کننده تفکیکی استفاده می­ کند، ولی همانگونه که در بالا شرح داده­شد ممکن است بهتر باشد در جریان­های قابل­تراکم با سرعت بالا، جریان­های مرتبط با نیروهای بدنی قوی (نیروهای چرخشی)، یا جریان­های حل شده در شبکه­بندی­های بسیار ریز از حل­کننده پیوسته صریح استفاده گردد. این حل کننده معادلات جریان و انرژی را به هم مرتبط می­ کند که این اغلب باعث همگرایی سریعتر حل می­گردد ولی ایراد این کار این است که به حافظه بیشتر نسبت به حل کننده تفکیکی احتیاج دارد (۵/۱ تا ۲ برابر).
توجه شود که ­کننده تفکیکی مدل­های فیزیکی متعددی را در اختیار قرار می­دهد که در حل کننده پیوسته در دسترس نمی ­باشد:
مدلهای چند فازی
شکست مخلوطها/ مدلهای احتراق
مدلهای پیش مخلوط شده احتراق
مدلهای شکل­ گیری آلاینده­ها
مدل تغییر فاز
مدل تشعشع Rosseland
مدل جریان تکرار شونده دبی جرمی
مدل­های تکرار شونده انتقال حرارت
۳-۱۰ خطی سازی
FLUENT از روشی بر اساس حجم کنترل، برای تبدیل معادلات حاکم بر مسئله به صورت معادلات جبری قابل حل توسط روش های عددی استفاده می­ کند. این تکنیک حجم کنترل شامل انتگرال­گیری از معادلات حاکم در هر حجم­کنترل، معادلات گسسته­ای را نتیجه می­دهد که شامل بقای هر کمیت در حجم کنترل می­باشد.
گسسته­سازی با توجه به معادله بقای حالت دائم، برای کمیت انتقالی اسکالر بیشتر قابل درک خواهد بود. که به صورت زیر برای یک حجم کنترل V به شکل انتگرال بیان شده است.

(۳-۴۴)

معادله (۳-۴۴) بر هر حجم کنترل یا سلول در سیستم اعمال می­گردد. سلول مثلثی دو بعدی نشان داده شده در شکل (۳-۴) مثالی از اینگونه حجم کنترل­ها می­باشد. گسسته­سازی معادله (۳-۴۴) در یک سلول داده شده اینگونه نتیجه می­دهد:

(۳-۴۵)

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه با موضوع مطالعه ی تطبیقی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تئوفیلاکت نیز به مسئله­ فرار خسروپرویز به آذربایجان اشاره می­ کند، اما آن فرار را مربوط به زمانی می­داند، که اشراف، هرمزد چهارم را خلع و کور کرده بودند و در نتیجه خسروپرویز از ترس خطرهای موجود به آذربایجان گریخت.[۱۰۵]
تئوفیلاکت به مسئله­ سکه زدن بهرام چوبین به نام خسروپرویز اشاره نمی­نماید، اما در جایی روایت می­ کند که بهرام چوبین، از جانب هرمزد چهارم، فرمان­های جعلی صادر کرد که جیره هایی مرسوم از خزانه­ی شاهی به لشکر را کاهش می­داد. بنابراین همه عصبانی شدند و به سمت طغیان و نافرمانی پیش رفتند.[۱۰۶]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۲-۱ نقش بندوی و بسطام در شورش بر ضد هرمزد چهارم
شاهنامه­ی فردوسی پس از آن گزارش می­ کند که هرمزد چهارم، با آگاهی از فرار خسروپرویز، دائی­هایش بندوی و بسطام را به زندان فرستاد. در همین هنگام بهرام چوبین به ری رسید و اوضاع پایتخت آشفته گردید؛ در زندان ها را شکستند و بندوی و گستهم را آزاد کردند.[۱۰۷]
در مورد بندوی و بسطام، سبئوس روایت می­ کند که آن­ها پسر اسپاراپت اشکانی و پهلو بودند که از نسل فرزند آناک جنایتکار بود. بر طبق روایت او، هرمزد چهارم، اسپاراپت را کشت و بندوی[۱۰۸] را زندانی نمود، اما بسطام[۱۰۹] فرار کرد.[۱۱۰] سبئوس این موضوع را قبل از ماجرای بهرام چوبین روایت می­ کند، و برخلاف روایت فردوسی تنها از زندانی شدن بندوی نام می­برد. سبئوس آزادی وی را نیز مربوط به زمانی می­داند که بهرام چوبین با لشکری به قصد براندازی هرمزد چهارم نزدیک می­شد و بزرگان پیش­دستی کردند و بندوی و دیگران را از زندان آزاد نمودند.[۱۱۱]
در رویدادنامه­ی خوزستان بندوی و بسطام زندانی هستند، اما آزادی آن­ها را مربوط به زمانی می­داند که خسروپرویز، به کمک رومیان، بهرام چوبین را شکست داده بود.[۱۱۲]
تئوفیلاکت سیموکات چنین روایت می­ کند:
«پس از آشفتگی پایتخت، به خاطر نزدیک شدن بهرام ، یک زندانی به نام بندوی[۱۱۳] پسر اسپابدس[۱۱۴] که خویشاوند خسرو شاه ایرانیان بود، و به دستور هرمزد بدون دلیل برای تنبیه در زندان، در زنجیر، بود، به دست بسطام که در حقیقت برادرش بود از زندان آزاد گشت؛ بدون اینکه کسی بخواهد جلوگیری کند».[۱۱۵]
نام پدر بندوی که در روایت او اسپابدس ثبت شده است، به روایت سبئوس که او را اسپاراپت می­نامد نزدیک است، و شاید تفاوت زبان باعث این تغییر شده باشد؛ همچنین ممکن است که از واژه­ی اسپهبد گرفته شده باشد که زبان­شناسان باید در این­باره نظر دهند.
طبق روایت فردوسی، سپس آن­ها به سمت دربار رفتند و لشکریان را بر علیه هرمزد چهارم تحریک کردند. پس از آن وارد ایوان شاهی شدند، تاج از سر شاه برداشتند و او را از تخت پایین کشیدند.

نهادند پس داغ بر چشم شاه
شد آنگاه آن شمع رخشان سیاه[۱۱۶]

۱-۲-۲ پیوستن تعدادی از سربازان هرمزد چهارم به بهرام چوبین و قتل فروچانس فرمانده­ وی
فردوسی اشاره­ای به لشکر فرستادن هرمزد چهارم برعلیه بهرام چوبین نمی­کند. تئوفیلاکت اما این قسمت را مفصل بیان می­نماید و جزئیاتی ارائه می­دهد که در هیچ کدام از منابع موجود دیگر نیست. طبق روایت او، بهرام چوبین متحدانش را جمع کرد و دشمنی دیگران با هرمزد چهارم باعث قدرت گرفتن بهرام چوبین با نیروهای جدید شد؛ زیرا ایرانیانی که در نصیبین بودند و به تازگی از رومی­ها شکستی سخت خورده بودند، با شنیدن اخبار غیر منتظره­ی شورش بهرام چوبین متمایل به آن شدند.[۱۱۷] اواگریوس نیز همین را گزارش می­ کند.[۱۱۸]
طبق روایت تئوفیلاکت، بهرام چوبین سفرایی را به نصیبین فرستاد، و با وعده های اغواکننده­اش در بین ایرانیان ستیز داخلی ایجاد کرد. آن­ها سفرا را پذیرفتند، و در بین راه با فرمانده­ی هرمزد چهارم چوبریادانس روبرو شدند که در بین ایرانیان فردی وظیفه شناس بود. وی را کشتند و سرش را نزد هرمزد چهارم فرستادند، و اموالش را در شهر غارت نمودند. در نصیبین هم سوگند­های سختی رد و بدل شد، مبنی بر این که هرمز باید برکنار و به جای او یک فرمانده انتخاب شود. بنابراین وقتی آن­ها تا این­جا پیش رفتند، رهبران آن­ها نزد بهرام چوبین، که در گدار رودخانه زاب[۱۱۹] بود، به سفارت رفتند.[۱۲۰] تئوفیلاکت درباره این رود چنین می نویسد:
«این رود وقتی از کوههای بلند در شمال جاری می شود جریانش کوچک است، بلافاصله بعد از رسیدن به جنوب، با جریانات زیادی، پرآب و قابل کشتیرانی می شود و به دجله می­پیوندد»[۱۲۱]
طبق روایت تئوفیلاکت، گام بعدی بهرام چوبین پذیرفتن پیک­ها از نصیبین بود. او دستور داد که باید، از بین نیروهای مسلح، گشتی­هایی باشند که تمام گذرگاهها را ایمن نمایند، و هرمزد چهارم نتواند هیچ اخباری دریافت کند. هرمزد چهارم نیز از اینکه نمی­توانست راهی برای عملیات شناسایی پیدا کند خشمگین بود. در این زمان کومنتیولوس دژ آکباس را گشود،[۱۲۲] و اردو را برای زمستان تعطیل کرد؛[۱۲۳] در حالیکه بهرام چوبین به تدریج در داخل ایران پیش می­رفت.[۱۲۴]
اواگریوس نیز به این موضوع اشاره می­ کند:
«در این ضمن کومنتیولوس هنگام محاصره­ی مارتیروپولیس ]میافارقین[ بیشتر مردانش را در آنجا باقی گذاشت، اما با تعداد کمی از افراد شایسته­ گزینش شده به سمت اکباس[۱۲۵] حرکت کرد که دژی بسیار قوی، واقع در پرتگاهی پرشیب، روبروی مارتیروپولیس بود. از آنجا در واقع تمام شهر نمایان بود. او آن را محاصره کرد و تمام تلاشش را ]برای فتح آن[ انجام داد. بخشی از دیوار با منجنیق فرو ریخت. از آن طریق وارد شد و شهر را به تصرف درآورد. در نتیجه ایرانیان از موقعیت میافارقین ناامید شدند».[۱۲۶]
تئوفیلاکت روایت می­ کند که هرمزد چهارم آماده­ی جنگ با بهرام چوبین گردید، نیروهایی را از مناطق نزدیک جمع آوری کرد، و فروچانس[۱۲۷] پارسی (ایرانی) را به عنوان فرمانده­ی عملیات برگزید. در زبان رومی نام او نشان دهنده عنوان مگیستر[۱۲۸] است. فروچانس از شاه خواست که زادسپرس[۱۲۹] که هرمزد چهارم او را دستگیر کرده و به زندان افکنده بود، از زنجیر آزاد شود و در عملیات به او بپیوندد. این مرد به خاطر برداشتن مقدار قابل توجهی پول از میافارقین برای خودش، به دستور شاه ایران، به زندان افتاده بود. هرمزد چهارم از این درخواست ناراحت شد، اما فروچانس در تقاضایش اصرار ورزید تا زمانی­که بر اراده­ی شاه غلبه کرد و زادسپرس از غل و زنجیرهایش آزاد گشت. بنابراین زادسپرس به همراه فروچانس عازم عملیات جنگی شد، اما به محض نزدیک شدن شورشیان، آن­جا را ترک کرد و نزد بهرام چوبین رفت و آن را به حساب غرامت آسیبش در زندان هرمزد چهارم گذاشت. بهرام چوبین از این موضوع بسیار خرسند گشت و انتظار داشت که تمام ارتش مخالف نیز به نزدش بیایند. فروچانس سفرایی را نزد بهرام چوبین فرستاد، و از وی خواست تا نظرش را عوض کند، و به این شورش پایان دهد.[۱۳۰] تئوفیلاکت در اینجا این ترفند را نقشه­ی هرمزد چهارم می­داند:
«فروچانس به طور جدی با هدایای شاهی از او خواهش کرد، زیرا اینها را شاه ایران به او آموزش داده بود، اما موفق نشد دشمنی را از بین ببرد و در عوض بهرام ، به موجب آن (هدایای شاهی)، این شورش را از نظر مالی حمایت کرد».[۱۳۱]
در مرحله­ بعد تئوفیلاکت اقدام بهرام چوبین را، مبنی بر اغوای سپاه مخالف خود برای پیوستن به او، شرح می­دهد:
«فروچانس پارسی ]ایرانی[ قبلاً گدار رودخانه را اشغال کرده بود، و غاصب ]بهرام چوبین[ زمان قابل توجهی را در آن منطقه گذرانده بود، و بنابراین تدارکات او کاهش یافته بود. پس بهرام نقشه ریخت تا جرم خود را زیادتر کند و نیروهایی را که در مقابل او ایستاده بودند، با یک حیله­ی جنگی به یادماندنی اغوا کرد. او خشونت هرمزد و کارهای ستمگرانه و ناپرهیزکاری او را به ایرانیان خاطرنشان ساخت؛ کفر هرمزد را ابراز کرد و به طور خلاصه و به ترتیب فهرستی از تأثیرگذارترین جنایت­های هرمزد را برشمرد».[۱۳۲]
حتی تئوفیلاکت نیز که خود چهره­ی هرمزد چهارم را بسیار منفی ترسیم کرده بود؛ مبالغه­ی بهرام چوبین را درباره او، گوشزد می­ کند:
«دشمنی همیشه با اتهام همراه است و از شروع چیزهای کوچک می تواند اتهاماتی را به بزرگی کوه ایجاد کند. وقتی افراد فروچانس این حرف­ها را شنیدند نظرشان عوض شد، و با خوار شمردن مرد پرافتخار و گرامی داشتن مرد شرور، از آن پس، دیگر آن شورش را متهم نکردند».[۱۳۳]
سپس سهراب[۱۳۴] رهبر قبیله­ی دیلمی­ها به همراه سارامس جوان­تر که در آن زمان در گارد فرمانده خدمت می­کرد، اما بعدها فرمانده­ی محافظین شاه خسروپرویز شد؛ به دنبال اقبالی دیگر رفتند و شوق فراوانی به تغییر روند امور پیدا کردند. آن­ها توطئه­ای چیدند و در حمله­ای غافلگیرکننده در شب فروچانس را قطعاً بی هیچ مقاومتی کشتند. پس از این اتفاق همه شروع به غارت اموال فرمانده کردند. سپس در پنجمین روز، اخبار سرگذشت فرمانده به شاه ایران رسید. بنابراین هرمزد چهارم که از زیاد شدن مشکلاتش ترسیده بود، از ماد که در آنجا اقامت داشت بیرون آمد و به تیسفون نزدیک گشت.[۱۳۵]
مشخص نیست که منظور تئوفیلاکت از ماد در اینجا کدام منطقه است، اما با توجه به فرا رسیدن زمستان می­توان آن را اقامتگاه تابستانی وی در نظر گرفت. همان­گونه که در روایت پیشین تئوفیلاکت دیدیم او می­گوید که هرمزد چهارم نیروهایی را از مناطق نزدیک جمع کرد و فروچانس را فرمانده کرد، اما اشاره نمی­کند که هرمزد چهارم در کجا اقامت داشت. در پاراگراف قبل از آن گزارش شد که بهرام چوبین به تدریج در سرزمین ماد پیش رفت، اما با توجه به این­که وی در گزارشش بارها واژه­ی ماد را به معنی کل ایران به کار می­برد، نمی توان به طور دقیق نظر داد. با این وجود، اگر پنج روزی که تئوفیلاکت به مدت زمان رسیدن خبر کشته شدن فروچانس به هرمزد چهارم اختصاص می­دهد، درست باشد می­توان نتیجه گرفت که اقامتگاه او چندان به رود زاب نزدیک نبوده است. در هر حال این احتمال نیز وجود دارد که تئوفیلاکت روایت جابجا شدن هرمزد چهارم را از خود افزوده باشد.
تئوفیلاکت ادامه می­دهد که هرمزد چهارم نیروهای باقی مانده را جمع کرد و توجه­اش را برای بهترین دفاعی که می ­تواند از خود انجام دهد به کار برد. وقتی که ساکنان شهر سلطنتی از این روی­دادها آگاه شدند؛ سراسیمه گشتند.[۱۳۶]
طبق روایت او در روز سوم، بسطام، بندوی را از زندان آزاد کرد؛ بندوی نیز به همراه جمعیتی از ارتش فروچانس در حدود سومین ساعت به کاخ سرازیر و با هرمزد چهارم روبرو شدند.[۱۳۷] تئوفیلاکت در اینجا هیبت هرمزد چهارم را به تصویر می­کشد که با تاج طلایی گوهر نشان دارای وصله­هایی از یاقوت در اطراف آن که مروارید فراوانی را به رخ می­کشیدند، و به روشنی می­درخشیدند، بر تخت سلطنت نشسته بود. درخشش کلاه­خود و مروارید سبز، شکوهش را بیشتر می­کرد و بنابراین چشم بیننده دچار حیرتی سیری ناپذیر می­شد. شلوار او با طلا آراسته شده بود، و محصول با ارزش دست بافندگان بود، و جامه­اش دارای تجمل فراوان بود.[۱۳۸]
به نظر می ­آید توصیفی که تئوفیلاکت یا منبع او از وضعیت ظاهری هرمزد چهارم می­ دهند، از منابع شفاهی یا کتبی ایرانی یا گفته­ی سفرای بیزانس بدست آمده باشد و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت.
سبئوس گزارش می­ کند که بهرام چوبین و سپاهیانش یک­صدا از شرق برگشتند، و با قصد کشتن شاهشان هرمزد چهارم، حذف دودمان ساسان و به تخت نشاندن بهرام چوبین به سمت آشور[۱۳۹] به راه افتادند. او همچنین اشاره می­ کند که آن­ها جمعی از مردم جنگی و شجاع شرق را نیز، با خود، همراه کردند.[۱۴۰] در سایر منابع مورد بحث به این موضوع اشاره نمی­ شود. سبئوس روایت می­ کند هنگامی که چنین اغتشاشی سرزمین ایران را به هم ریخته بود، یوهان[۱۴۱] و یک ارتش یونانی شهر دوین را محاصره کرده بودند. آن­ها با منجنیق به آن حمله می­کردند و چیزی نمانده بود که دیوارش ویران شود؛ وقتی اخبار (ایران) به آن­ها رسید، شهر را رها کردند و به سمت آذربایجان رفتند. سپس کنترل آن منطقه را در دست گرفتند و تمامی مردان و زنان را کشتند. پس از آن، با برداشتن تمامی غنائم و اسرا، به سرزمین خود بازگشتند. سبئوس از تصمیم هرمزد چهارم مبنی بر جمع کردن گنج و سپاه باقی مانده و پناهنده شدن به شاه اعراب خبر می­دهد، با این نقشه که از پل نظامی واقع در وه قباد[۱۴۲] عبور کنند، و سپس آن پل را خراب نمایند.[۱۴۳]
۱-۳ عزل هرمزد چهارم و به تخت نشستن خسروپرویز
شاهنامه­ی فردوسی پس از آن گزارش می­ کند که هرمزد چهارم، با آگاهی از فرار خسروپرویز، دائی­هایش بندوی و بسطام را به زندان فرستاد. در همین هنگام بهرام چوبین به ری رسید و اوضاع پایتخت آشفته گردید؛ در زندان ها را شکستند و بندوی و گستهم را آزاد کردند.[۱۴۴] طبق روایت فردوسی، بندوی و بسطام به سمت دربار رفتند و لشکریان را بر علیه هرمزد چهارم تحریک کردند. پس از آن وارد ایوان شاهی شدند، تاج از سر شاه برداشتند و او را از تخت پایین کشیدند
در مورد خلع هرمزد چهارم از پادشاهی، تئوفیلاکت مفصل­ترین گزارش را ارائه می­دهد:
«وقتی که بندوی با نیروهایی وارد کاخ شد؛ هرمزد که بر تخت نشسته بود درباره چگونگی آزادیش از زندان، مانور نظامیش و اینکه تعبیه­ی نیروهای همراهش چه معنایی می­دهد پرسش کرد[۱۴۵]، اما بندوی او را سرزنش نمود؛ زیرا به خاطر بی نظمی، آزادی بیان خطری نداشت و دیگر زبان او بسته نبود. سپس از آنجایی­که کسی بندوی را ساکت نکرد، و به خاطر حفظ شأن سلطنتی وی را سانسور ننمود، هرمزد از مقامات پرسید که آیا وضعیت موجود آنها را خوشحال کرده است؟ وقتی همه هرمزد را استهزا کردند، بندوی با دست هرمزد را گرفت، وی را از تخت بلند کرد و تاج را از سرش جدا نمود. در نهایت وی را به نگهبانان تحویل داد تا بازداشتش کنند».[۱۴۶] شاهنامه­ی فردوسی نیز گزارش می­ کند که آن­ها، پس از آزادی بندوی و بسطام، وارد ایوان شاهی شدند؛ تاج از سر شاه برداشتند و او را از تخت به زیر کشیدند.[۱۴۷]
بنابراین روایت فردوسی و تئوفیلاکت، در این مورد، منطبق هستند.
طبق گزارش سبئوس، تمام اشراف، فرماندهان و نیروهایی که در آن زمان حاضر بودند در تالار شاهی گرد آمدند، و با ورود به خوابگاه سلطنتی، هرمزد چهارم شاه را دستگیر کردند.[۱۴۸]
رویدادنامه­ی خوزستان نیز به طور خلاصه گزارش می­دهد اشراف که هرمزد چهارم را دوست نداشتند، هنگامیکه از شورش بهرام چوبین شنیدند با هم توطئه کردند و هرمزد چهارم را خلع و کور نمودند.[۱۴۹] سبئوس گزارش می­ کند که آن­ها بلافاصله هرمزد چهارم را کور کردند و کشتند.[۱۵۰] فردوسی نیز روایت می­ کند که او را بلافاصله کور نمودند، اما نکشتند. تئوفیلاکت سیموکاتا بر خلاف دیگر منابع، کور کردن هرمزد چهارم را در این زمان نمی­داند، که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
آگاپیوس گزارش می­ کند که در هشتمین سال حکومت ماوریکیوس، ایرانیان هرمزد چهارم را کور کردند، و سپس کشتند. سپس به دو بخش تقسیم شدند. برخی طرفدار خسروپرویز شدند و برخی دیگر از مرزبانی به نام بهرام چوبین حمایت کردند.[۱۵۱]

نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره ابطال اسناد رسمی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

البته ماده یک آیین نامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب۲۴/۳/۷۱ علاوه بر تأیید تعریف قانون مزبور مواردی هم که احیاء محسوب نمی شوند را از باب تمثیل ذکر کرده است. متن ماده به شرح ذیل می باشد: «منظور از عمران و احیای قابل قبول مذکور در قانون زمین شهری که از این پس قانون نامیده می شود، عمومات یاد شده در مده۱۴۱ قانون مدنی و مقررات بعدی در باب احیاء و عمران زمینهاست عملیاتی از قبیل شخم غیر مسبوق به احیاء، تحجیر، ریختن مصالح در زمین، حفر چاه و نظایر آن، عمران واحیاء محسوب نمی گردد»
۴-۱-۲-۱-۲ زمین دایر
در قانون مدنی تعریفی از زمین دایر ارائه نگردیده ولی در ماده۵ قانون شهری“اراضی دایر شهری” تعریف گردیده که می توان راهگشای مناسبی برای موضوع مورد نظر ما باشد. متن ماده به شرح ذیل می باشد: «زمینهایی است که آن را احیاء و آباد نموده اند و در حال دایر و مورد بهره برداری مالک است زمینهای دایر مشمول این قانون صرفاً اراضی کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیر محصور می باشد» همانطور که ملاحظه می شود در هر جای این گفتار اگر بحثی از زمین دایر به میان بیاید منظور زمینهای کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیر محصور می باشد و کلیه زمین ها مشمول این قانون نمی باشد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۱-۲-۱-۳ زمین بایر
در مورد این نوع زمین که در فقه به زمینهای «موات عرضی یا بالعرض» معروفند نیز در قانون مدنی تعریفی ارائه نگردیده ولی ماده۴ قانون زمین شهری، “اراضی بایر شهری”را این گونه تعریف کرده است: «زمینهایی است که سابقه عمران و احیاء داشته و به تدریج به حالت موات برگشته اعم از آنکه صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد» در نگاه اول به نظر می آید در تنظیم این ماده دقت کافی به عمل نیامده زیرا عبارت پایانی این ماده زائد به نظر می رسد. به این علت که در ابتدا ی ماده صحبت از زمینی می شود که سابقه احیاء و عمران داشته، و این ذهنیت بوجود می آید، ملکی که سابقه عمران واحیاءنداشته، اصولاً مالکی هم نداشته ونیاز به ذکر عبارت «اعم از آنکه صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد»نبوده است.
البته اگر غالب موارد احیاء و عمران را در نظر بگیریم، این ایراد می تواند موجه باشد ولی نباید فروضی را هم که نادر است نادیده بگیریم، زیرا در فرضی ممکن است شخصی زمین را احیاء کند ولی قصد تملک آن را نداشته باشد به عنوان مثال همانطور که از مفهوم مخالف ماده[۶۹]۱۴۳ بر می آید احیائی که به قصد تملک نباشد، ایجاد مالکیت نمی کند.
۴-۱-۲-۱-۴ زمین موات
این زمینها در فقه به زمینهای «موات بالذات»شهرت دارند. در مورد این نوع زمین نیز به طور اختصاصی در قانون مدنی تعریفی ارائه نگردیده ولی در قسمت انتهایی ماده۲۷ ماده قانون مدنی اراضی موات زمینهایی تعریف شده اندکه «معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد»[۷۰]با دقت در تعریف مذکور ملاحظه می نماییم که تعریف مناسبی از زمینهای موات ارائه نگردیده است. زیرا بر اساس این تعریف زمینهایی که قبلا دایر بوده ولی به عللی فعلاً معطل افتاده نیز موات محسوب می گردد. در حالی که همانطور که در تعریف زمین بایر ملاحظه کردیم این گونه زمینها جزء زمینهای بایر محسوب می گردند نه موات.
البته این مساحمه در موارد دیگری نیز رخ داده است. به عنوان مثال قانونگذار در اصل۴۵ قانون اساسی از عبارت «موات یا رها شده» استفاده نمود واین دو واژه را به یک معنی به کاربرده است که جای داشت دقت بیشتری در استفاده از این عبارت به کار برده می شد. زیرا اصول قانون اساسی به عنوان راهنما و مرجع سایر قوانین استفاده می گردد.
اما این مسامحه به نحوی در ماده سه قانون زمین شهری مصوب سال۱۳۶۶ جبران گردیده است. متن ماده مذکور به شرح ذیل می باشد: «زمینهایی است که سابقه عمران و احیاء نداشته باشد». گویا این تعریف با تمام کوتاهی و اختصار کاملترین تعریف را (لااقل در حقوق کنونی) ارائه می دهد. زیرا در این تعریف زمینهای بایر از موات کاملا جدا گشته و تعریف جداگانه زمین بایر(البته اگر به درستی تعریف شود) تداخلی با این تعریف پیدا نمی کند. البته بعضی دیگر از حقوقدانان ماده۲۷ قانون مدنی را به گونه ای دیگر تفسیر نموده اند. بدین نحوکه دو شرط را برای موات بودن زمین لازم دانسته اند:۱-نداشتن مالک خاص۲-نبودن آبادانی و کشت زرع در زمین.[۷۱]
۴-۱-۲-۲ نظام رسیدگی
۴-۱-۲-۲-۱ تشخیص نوع زمین
متن ماده۱۲ قانون شهری به شرح ذیل می باشد: «تشخیص عمران و احیاء و تأسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات به عهده وزارت مسکن و شهرسازی است. این تشخیص قابل اعتراض در دادگاه مصالحه می باشد.
تبصره۱-دادگاه نسبت به اعتراض خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی رسیدگی کرده و حکم لازم الاجرا خواهد داد، اعتراض به تشخیص وزارت مسکن و شهر سازی در دادگاه مانع از اجرای مواد این قانون نمی گردد.
تبصره۲-ملاک تشخیص مرجع مقرر در ماده۱۲ در موقع معاینه محل در مورد نوع زمینهایی که از تاریخ۲۲/۱/۱۳۷۵ یوسیله دولت یا ارگانها و نهادها و کمیته ها و دفاتر خانه سازی احداث اعیانی یا واگذار شده، بدون در نظر گرفتن اعیانی یا واگذار شده، بدون در نظر گرفتن اعیانیهای مذکور خواهدبود.»
۴-۱-۲-۲-۲ تشکیلات کمیسیون
همانطور که در ابتدای متن ماده ۱۲ قانون زمین شهری ملاحظه می گردد تشخیص عمران، احیاء ، تاسیسات متناسب و تعیید نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات به عهده وزارت مسکن و شهرسازی است بدیهی است اگر اجرای قانونی را که به تصویب قوه مقننه رسیده است بپذیریم، باید تشخیص نحوه اجرا را نیز به عهده ی مرجع اجرا کننده واگذار نمائیم البته این اختیار تا جایی قابل پذیرش است که مخالفتی با متن قانون نداشته باشد. این کمیسیون تنها مرجع صالح برای تشخیص عمران و احیا و تاسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات (البته زمین های موات شهری) است.
کمیسیون از سه نفر نمایندگان وزارت مسکن و شهرسازی که به حکم معاون وزیر منصوب می شوند، تشکیل می گردد. البته در قانون اراضی شهری مصوب سال ۱۳۶۰، کمیسیون مذکور از سه نفر تشکیل می شد که یک نفر نماینده وزیر مسکن و شهر سازی، یک نفر نماینده وزیر دادگستری و یک نفر نماینده شهردار محل، اعضای آن را تشکیل می دادند. به نظر می آی ترکیب مذکور تا حدی سرعت کار کمیسیون را به این علت که از سه ارگان متفاوت انتخاب شده بودند، کاهش می داد، اما از این جهت که از سه ارگان حقوق مالکین را بررسی می کردند، موجه تر به نظر می آمد ولی با تغییراتی که بعداً بوجود آمد هر سه نماینده مذکور به حکم معاون وزیر مسکن و شهر سازی منصوب می شوند. محل تشکیل و دبیرخانه کمیسیون در اداره مسکن و شهر سازی هر محل است. و زیر نظر مدیر کل سازمان مسکن و شهرسازی استان مربوطه فعالیت می کند. کمیسیون با حضور کلیه اعضاء تشکیل و تصمیمات آن با اکثریت آراء اتخاذ می شود[۷۲].
۴-۱-۲-۲-۳ صلاحیت کمیسیون
کمیسیون، صالح به اظهار نظر و صدور نظریه نسبت به پلاک هایی است که اولا توسط مراجع رسمی و ذی صلاح جهت تشخیص و تعیین ماهیت، به کمیسیون ارجاع شده ثانیاً پلاک هایی معرفی شده داخل در حوزه خدماتی،قانونی و استحفاظی شهرها باشند.
۴-۱-۲-۲-۴ نحوه تشخیص
در ماده شش آیین نامه می خوانیم: «کلیه مراجعی که به نحوی از انحا در ارتباط با زمین های شهری،اقداماتی از قبیل نقل و انتقال، صدور مجوز های قانونی و پروانه های حفر چاه یا ساختمانی یا غیره انجام می دهند، ملزم و موظف هستند قبل از هرگونه اقدامی بدواً نظر وزارت مسکن و شهر سازی را درباره ی نوع زمین استعلام کنند؛ مگر این که با عنایت به مقررات مربوطه نوع زمین، مشخص و معین باشد»
در ادامه، ماده هفت آیین نامه بیان می کند: «مراجع در خواست کننده نظریه وزارت مسکن و شهرسازی، باید مشخصات ثبتی زمین و دونسخه رونوشت یا فتوکپی نقشه ثبتی و در صورت نداشتن نقشه یاد شده، دو نسخه کروکی دقیق زمین را که منطبق با سوابق ثبتی و وضع محل زمین است، با انعکاس موقعیت ملک روی نقشه هوایی با مقیاس مناسب (در صورت وجود نقشه هوایی) تهیه و به وزارت مسکن و شهرسازی ارسال کنند.
در صورت عدم دسترسی به مدارک مالکیت، در مواردی که رأسا قصد تملک دارند، آخرین استعلام ثبتی یا صورت مجلس معاینه محل متضمن مشخصات پلاک ثبتی و جریان ثبتی و نام آخرین مالک یا مالکین که با حضور و امضای نماینده اداره ثبت تنظیم شده باشد را به کمیسیون تسلیم کنند.»
دبیر خانه ی کمیسیون، پس از وصول درخواست در صورتی که مدارک لازم پیوست باشد تحقیق خواهد نمود که پلاک دولتی نباشد، زیرا طرح پلاک دولتی در کمیسیون ممنوع است. همچنین قبلاً گواهی عمران موضوع قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری و یا اظهار نظری از ناحیه ی کمیسیون ماده (۱۲) صادره نشده باشد. در صورت عدم احراز مالکیت دولت و عدم صدور گواهی عمران یا رأی کمیسیون ماده (۱۲) مبادرت به تعیین وقت جهت تشکیل کمیسیون و عند الاقتضا بازدید اعضا از محل نخواهد کرد، اعضاء کمیسیون پس از تطبیق مدارک با محل و معاینه ظاهری محل و در صورت لزوم تحقیق از مطلعین و معتمدین مبادرت به صدور نظریه خواهند کرد.
کمیسیون یک نسخه نقشه امضاء شده را به انضمام نظریه خود حداکثر ظرف یک ماه به مرجع در خواست کننده ارسال می کند. نسخه دیگر نقشه با یک نسخه از نظریه یاد شده در کمیسیون بایگانی می شود.
نظریه کمیسیون که جهت یک زمین یا ملک صادر شده، برای موارد مراجعات بعدی معتبر بوده و اخذ نظریه مجدد، ضروری نیست. این موضوع از قسمت انتهایی ماده۷ آیین نامه به خوبی بر می آید. در ضمن از این ماده مشخص می سود که پس از اجرای این قانون مراجعی که نیازمند داشتن زمین جهت اداره امور یا اجرای طرح های خود هستند، بایستی در خواست خود را به وزارت مسکن و شهر سازی ارسال نمایند و از اقدام مستقیم خودداری کنند.
۴-۱-۲-۲-۵ اعتراض به رأی کمیسیون
در قسمت انتهایی ماده ۱۲ قانون مذکور تشخیص وزارت مسکن و شهر سازی قابل اعتراض در دادگاه صالحه عنوان گردیده است. در قانون«اراضی شهری» مصوب سال۲۷/۱۲/۱۳۶۰ مهلت ده روزه ای برای اعتراض به تصمیم کمیسیون ماده۱۲ قانون اراضی شهری در نظر گرفته شده بود. با توجه به این که بعد از گذشت این مهلت دیگر اعتراضی از مالکین سابق پذیرفته نمی شد، مشکلات عدیده ای برای مردم ایجاد گردید که قانونگذاربا اقدامی سنجیده مهلت مذکور را حذف کرده و گامی بلند برای احترام به مالکیت خصوصی افراد برداشت. بنابراین با تصویب قانون زمین شهری بدون محدودیت در مهلت افراد ذینفع می توانستند به نظریه کمیسیون اعتراض نمایند.
۴-۱-۲-۲-۶ تعیین مهلت اعتراض
همانگونه که ذکر گردید، قانونگذار با علم و آگاهی به این موضوع که مالکیت خصوصی باید محترم شمرده شود، مهلت۱۰ روزه ی اعتراض را که در قانون اراضی شهری مشخص شده بود، حذف کرده و در قانون زمین شهری لحاظ ننمود. تا بدین وسیله حقوق مالکین را تا حد امکان رعایت نماید. اما علی رغم پیش بینی قانونگذار، مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۷۰ اقدام به تصویب ماده واحده ای نمود که تمام محاسبات قانونگذار را به هم ریخت. متن ماده واحده مذکور به شرح ذیل می باشد «وزارت مسکن و شهرسازی مکلف است نظریه خود را در تشخیص نوع زمین اعم از آنچه تا کنون صادر نموده و به آن اعتراض نشده یا آنچه بعداً صادر می نماید به مالکین اعلام نماید. مهلت حق اعتراض از تاریخ اعلام سه ماه تعیین می گردد. در صورت عدم دسترسی یا استنکاف مالک از دریافت نظریه، بایستی طی دو نوبت به فاصله ده روز نظریه مذکور، در روزنامه کثیر الانتشار آگهی، تا سه ماه از تاریخ آخرین آگهی، مدعیان می توانند اعتراض خود را به دادگاه تسلیم نمایند. در صورت عدم وصول اعتراض در مهلت مذکور، تشخیص قطعی و لازم الاجرا است.
ناگفته نماند که در ماده واحدۂ مجمع، اصل بر این است که نظریه باید اعلام شود. و در صورت عدم دسترسی و یا استنکاف مالک اعلان گردد. بنابراین در صورت اعتراض مالک، سازمان مسکن و شهرسازی باید یکی از دو نکته زیر را اثبات نماید: ۱-مالک در دسترس نبوده ۲-مالک در دسترس بوده و از گرفتن نظریه استنکاف نموده است.
ذیلا ً به نمونه ای از لایحه اعتراضی سازمان مسکن و شهرسازی اشاره می گردد تا مطالب گفته شده روشنتر گردد.
«…قضات محترم دادگاه تجدید نظر
…بدواً به استحضار می رساند: پیرو دفاعیات سابق خصوصاً لایحه قدیمی به شماره ۲۹۵۷۴/۹۴۰ مورخ ۷/۹/۱۳۷۹ مضبوط در پرونده و با توجه به مدارک استنادی ضمیمه تقدیمی آن دائر به ابلاغ نظریه کمیسیون ماده ۱۲ قانون زمین شهری اساساً دعوی تجدید نظر خواه به لحاظ انقضاء مهلت اعتراض قابلیت استماع نداشته و به جهت قطعیت رأی کمیسیون ماده ۱۲ دعوی تجدید نظر خوانده محکوم به رد بوده و می باشد».
هر چند که به متن دادنامه دادگاه بدوی دسترسی نداشتیم، ولی با دقت در لایحه اعتراض سازمان مسکن و شهرسازی به وضوح مشخص می باشد که شخصی خارج از مهلت مقرر قانونی به نظریه کمیسیون اعتراض کرده و دادگاه بدوی نیز اعتراض وی را پذیرفته است.
اینجاست که نقش قضات محترم در اجرای عدالت به وضوح به چشم می خورد. و می توانند با آراء خود از اجرای مصوبه ها و مقرراتی که خلاف روح قانون می باشد و عدالت نیز آن را موجه نمی داند جلوگیری کنند.
۴-۱-۲-۲-۷ بار اثباتی
مطابق اصول عملیه اعتراض مالک به تشخیص وزارت مسکن و شهرسازی کافی است. و وزارتخانه مذکور می بایست موات بودن را اثبات نماید. زیرا مالک به موجب تصرف یا سند مالکیت یا هر دلیل دیگری به عنوان مالک شناخته می شود و این وزارتخانه است که بر خلاف اصل ادعایی می کند و ادعای موات بودن زمین را دارد. ولی رویه عملی دادگاهها بدین صورت می باشد که مالک باید اثبات نماید که ملک مذکور موات نمی باشد.
البته در زمینهایی که برای آنها اسناد مالکیت صادر گردیده است، وجود سند در دست مالک، نشانگر این موضوع می باشد که مالک، زمین را به قصد تملک احیاء کرده و بعد از آن توانسته است سند مالکیت دریافت کند. یا زمین از کسی ملک را احیاء کرده است به وی انتقال یافته است. حال اگر احیاء سابق زمین را پذیرفته باشیم، طبق تعریفی که از زمین موات و بایر گردید، دیگر نمی توان زمین مذکور را موات دانست. حتی اگر به حالتی برگشته باشد که آبادانی در آن دیده نشود.
در ضمن این استدلال که در گذشته بعضی افراد، بدون احیاء زمین برای زمین موات سند مالکیت دریافت نموده اند نیز نمی تواند دلیل مناسبی برای تحمیل اثبات موات نبودن به عهده مالک باشد. زیرا اگر سندی در گذشته صادر گردیده، پس از طی مراحل قانونی بوده و اثبات خلاف قانون بودن آن نیز به عهده مدعی است که در فرض موجود وزارت مسکن و شهرسازی می باشد.
البته طی تحقیقی که از وزارت مسکن و شهر سازی به عمل آمد و مستند به هیچ مدرکی نیست، وزارت مسکن و شهرسازی اعتقاد دارد که معترضین، مدعی اشتباه بودن تشخیص کمیسیون می باشند. بنابراین وی باید بار اثبات خلاف قانون بودن نظریه را به دوش بکشد.
برای اثبات موات نبودن زمین هر ادله ای پذیرفته می شود ولی باید یادآوری نماییم که طبق ماده یک آیین نامه قانون زمین شهری مواردی از قبیل شخم غیر مسبوق به احیاء، تحجیر، ریختن مصالح در زمین، حفر چاه و نظایر آن احیاء و عمران محسوب نمی شود. در عمل نیز مالکین، به دلایلی از قبیل نقشه های هوایی، عکس های هوایی و دلایلی از نظیر قرار داشتن در بافت زراعی دست آویز می شوند. وچون تشخیص این مسائل نیز از توان دادگاه خارج است عملاً موضوع به کارشناسی ارجاع می شود.
۴-۱-۲-۲-۸ رعایت تشریفات در کمیسیون
در جهت اجرای این قانون مسائل شکلی خاصی هم باید رعایت گرددکه عدم رعایت این مسائل باعث ابطال مراحل بعدی و در نتیجه ابطال تملک می گردد که ذیلا به آنها اشاره می گردد:
۱-ارجاع توسط مرجع ذیصلاح: کمیسیون فقط نسبت به پلاک هایی اظهار نظر می کند که توسط مراجع رسمی و ذیصلاح جهت تشخیص و تعیین ماهیت ارجاع می شود. بنابراین کمیسیون مذکور به غیر از مواردی که نیاز به زمینی داشته باشد و نیاز مزبور نیز توسط مرجع ذیصلاح تأیید گردیده باشد، نمی تواند رأساً نسبت به هیچ پلاکی اظهار نظر نماید.
۲-داخل حوزه شهر بودن پلاک ها: رسیدگی به پلاک های خارج از حوزه خدماتی، قانونی و استحفاظی شهر در صلاحیت کمیسیون مذکور نبوده و کمیسیون فقط نسبت به پلاک هایی اظهار نظر می کند که داخل در حوزه های مذکور باشد این موضوع در ماده دو قانون زمین شهری ذکر گردیده و علاوه بر شهرها، شهرک ها نیز ذکر گردیده است.
۳-ممنوعیت طرح پلاک دولتی:پلاک های دولتی قابلیت طرح در کمیسیون را ندارند زیرا منطقی نیست که دولت سندی را تملک کند و دوباره برعلیه خود اقدام نماید.
۴-عدم صدور گواهی عمران: این مورد نیز به دلایلی که در بند قبلی گفته شد قابلیت طرح ندارد.
۵- عدم صدور رأی قبلی توسط کمیسیون: هر پلاک فقط یک بار می تواند موضوع تشخیص کمیسیون قرار گیرد و ابطال نظریه قبلی فقط با رأی دادگاه ممکن خواهد بود.
۶-بازدید اعضاء از محل و تطبیق مدارک با محل: این مورد نیز از مواردی است که برای پیشگیری از صدور نظریه های خلاف قانون پیش بینی گردیده است. در صورت لزوم تحقیق از مطلعین و معتمدین نیز پیش بینی گردیده است.
۷-لزوم شرکت تمام اعضاء در کمیسیون: شرکت تمام اعضاء در کمیسیون الزامی بوده و عدم حضور حتی یک عضو باعث ابطال نظریه کمیسیون می باشد.
۸-لزوم اتخاذ رأی اکثریت: رأی با اثریت آراء (دونفر از سه نفر) اتخاذ می گردد.

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها در رابطه با بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • . گفتنی است این‌گونه استدلال کردن عمدتاً جنبه کارشناسانه به خود می‌گیرد و در واقع به موضوع شناسی احکام دینی ارجاع داده میشود، بدین معنا که اگر پی‌آمدهای منفی رقابت سیاسی بیش‌تر از سودمندی‌های آن باشد این پدیده برای مفاسد عقلی که حکم کلی آن عدم جواز خواهد بود، موضوع میشود اما به فرض مصالح رقابت بیش‌تر از مفاسد آن باشد در این حالت دلیلی برای حرمت شرعی وجود ندارد. ↑
  • (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 1414
  • 1415
  • 1416
  • ...
  • 1417
  • ...
  • 1418
  • 1419
  • 1420
  • ...
  • 1421
  • ...
  • 1422
  • 1423
  • 1424
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود منابع پایان نامه ها | الف: در قرآن کریم به سه آیه برای اثبات حجر سفیه در لابلای کتب فقهی اشاره شده است – 1
  • دانلود پایان نامه و مقاله – ۳-۱-۱-۲- مبانی و شرایط تحقّق آزادی پیش قراردادی – 5
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد | بین سبک های دلبستگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه وجود دارد. – 2
  • دانلود پروژه و پایان نامه | بند دوم: تعدد جرم بعد از انقلاب اسلامی – 5
  • دانلود پایان نامه های آماده – بند اول : حدود آزادی آکادمیک در موسسات آموزشی و پژوهشی – 3
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – مبحث اول : وجه اشتراک خیار عیب در نکاح و اجاره – 3
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – قسمت 19 – 5
  • منابع پایان نامه ها – ۳-۲- دفتر اداره ی صنعت و امنیت (BIS) – 7
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۸ عوامل تاثیرگذار بر خرید آنی – 10
  • دانلود فایل های دانشگاهی | Public health related TRIPS-plus provisions in bilateral trade agreements – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان