هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل های مقالات و پروژه ها | ب) عقود معوض و غیر معوض: – 3
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بااین توضیح بایدگفت علاوه بر تقسیم بندی عقود به لازم و جایز، خیاری ، منجز و معلق که در ماده ۱۸۴ قانون مدنی ایران آمده است میتوان تقسیم بندی های دیگری را هم در نظر گرفت. مثلا با توجه به اثراصلی ومستقیم عقد پس از انعقاد میتوان عقود را دسته بندی نمود ، ‌درباره اینکه اثر اصلی و مستقیم عقد پس از انعقاد ، انتقال مالکیت باشد یا ایجاد تعهد و یا ایجاد اذن باشد قراردادها به سه دسته تقسیم می‌گردد: تملیکی، عهدی و اذنی.

نویسندگان حقوق مدنی درتعریف عقد تملیکی گفته اند : «عقد تملیکی ، عقدی است که موجب انتقال مالکیت ازیک طرف به طرف دیگر می شود.[۹۹]» همانطورکه ملاحظه می شوددراین تعریف تکیه اصلی برمعنای لغوی واژه تملیک (انتقال حق مالکیت) شده وعقد تملیکی ، قراردادی معرفی گردیده که فقط باحق مالکیت ‌سروکار دارد. امابایددرنظرداشت که حق مالکیت ، تنهایکی ازحقوق عینی به شمارمی رود ، لذانظم ‌در تقسیم بندی عقود ایجاب می کندکه تعریف عقدتملیکی تنها حق مالکیت رادربرنگیرد ، بلکـــه به نظر می ‌رسد که تعریف عقدتملیکی بهتراست چنان باشدکه علاوه برحق مالکیت ، شامل سایرحقوق عینی نیزگردد. توضیح اینکه تقسیم عقود به تملیکی ، عهدی واذنی که درپیشتربیان شد اختصاص به حقوق مالی دارد یعنی قراردادهایی که باحق مالی ‌سر و کار دارند وحق مالی نیزازدیربازبه ۲ دسته ؛ حق عینی و حق دینی تقسیم شده است. این حقوق برای ایجاد ، انتقال یا زوال نیازبه اسباب ویژه ای دارند. مهمترین سببی که موجب ایجادویاانتقال حقوق مالی می‌گردد ، قرارداداست وبنابراین تقسیم عقودبه تملیکی وعهدی واذنی ، بیشترازلحاظ ارتباط این قراردادهاباایجادوانتقال حقوق مالی می‌باشد.

ازآنجاکه اثرعقداذنی ، اذن واباحه است ونه حق ، ایجادوانتقال حقوق مالی راباید درچارچوب عقودتملیکی وعهدی بررسی نمودودرتعریف عقد عهدی گفت « عقدعهدی قراردادی است که سبب ایجادویاانتقال حقوق دینی می شود.»

لذابرای آنکه ایجادویاانتقال آن دسته ازحقوق عینی که درچارچوب عقدقرارمی گیردبه نظم کشیده شود ، شایسته است عقد تملیکی را اینگونه تعریف نمود: «عقدتملیکی عقدی(قراردادی) است که موجب ایجادویاانتقال حق عینی می‌گردد.»[۱۰۰]با توجه ‌به این تعریف عقدتملیکی رابه دودسته میتوان تقسیم نمود:

  1. عقدتملیکی موجد حق عینی:

درقانون مدنی ایران چهارعقدوجودداردکه اثراصلی آن ها ، ایجادحق عینی برای طرف قراردادمی باشد واین چهارعقد عبارتنداز : عقدموجدحق انتفاع ، عقدوقف ، عقدموجدحق ارتفاق وعقدرهن.

  1. عقدتملیکی ناقل حق عینی:

بابررسی قراردادهای موجوددرقانون مدنی ایران ، ‌بنظر می ‌رسد که درتمامی عقودی که موجب انتقال حق عینی می‌شوند ؛ حق مالکیت ، موضوع عقد می‌باشد که این قراردادها عبارتنداز : بیع ، اجاره(اشیاء ‌و حیوان) ، معاوضه ، قرض ، هبه ووصیت تملیکی.

درباره خصوصیات عقدتملیکی وتفاوتهای آن با عقد عهدی نیز میتوان گفت :

الف) موضوع عقد تملیکی همواره مال است ، به علت اینکه تملیک همواره روی مال صورت می‌گیرد اما موضوع عقد عهدی می‌تواند مال یا انجام فعل یا ترک فعل باشد.

ب) موضوع عقد تملیکی همواره عین معین و مال ملموس خارجی است و یا منفعت مال معین است.

ج) ‌بر اساس آنچه که ماده ۳۶۱ قانون مدنی ایران[۱۰۱] مقرر داشته است ، در عقد تملیکی موضوع عقد باید حین العقد موجود باشد و الا عقد باطل است ، امادرآن عقدعهدی که موضوع آن مال می‌باشد، اگردرزمان انعقاد عقدمال موضوع قراردادوجود خارجی نداشته باشد عقد باطل نمی شودومهم این است که درزمان اجرای تعهد مال موجود باشد.

د) عقد تملیکی ایجادحق عینی می کنددرحالیکه عقدعهدی حق دینی ایجادمی کند.

‌در خاتمه این بحث ذکر این نکته نیزخالی ‌از لطف نیست که از ‌نظر برخی حقوق ‌دانان ، عقود تملیکی را به اعتباری میتوان درسه دسته تقسیم بندی نمود[۱۰۲]:

نخست عقودی که موجب تملیک ‌و تملک عین است مانند عقد بیع

دوم عقودی که موجب تملیک ‌و تملک منفعت است مانند عقد اجاره نسبت به منافع عین مستأجره

سوم عقودی که موجب تملیک ‌و تملک انتفاع هستند مانند عاریه

ب) عقود معوض و غیر معوض:

دریک تقسیم بندی دیگر، عقودبه معوض وغیرمعوض تقسیم می‌گردند.

درتعریف عقدمعوض باید گفت، عقدی است که دو مورد دارد« عوض ومعوض» ، به عبارت دیگرعقدمعوض عقدی است که درآن یکی ‌از طرفین ‌در مقابل‌ طرف دیگرتعهد می کند ویامالی را می‌دهد درعوض مالی که ‌از طرف‌ دیگرمی گیرد ویا تعهدی که ‌از طرف‌ دیگربه نفع اومی کند. به ‌عنوان مثال عقد بیع عقد معوض است زیرا فروشنده مبیع را تملیک می‌کند و در مقابل ثمن را تملک می کند. درعقدمعوض علت دادن مال ویا تعهد هر یک ‌از طرفین عقد ، گرفتن مال یاتعهدطرف مقابل است مانند عقدبیع وبعبارت بهتر عقود معوض ، عقودی هستند که با ملاحظات اقتصادی بسته می‌شوند.

درباره عقد غیرمعوض هم گفته شده که عقدی است که یک عوض دارد ، یعنی یکی ‌از طرفین مالی رابه دیگری می دهدویاتعهدی ‌در مقابل‌ اومی نماید ، بدون اینکه ‌از طرف‌ دیگرمالی دریافت نماید یاطرف دیگربه نقع اوتعهدبه امری نماید مانند هبه ووقف وبعبارت بهتر عقود غیرمعوض ، عقودی هستند که با ملاحظات اخلاقی بسته می‌شوند. درعقدغیرمعوض هم میتوان شرط عوض کرد(البته نه درتمام آن ها).

‌ذکر این نکته ضروری است که ممکن است در عقد غیر معوض شرط عوض شده باشد. در این صورت باید توجه داشت که شرط عوض در عقد غیر معوض موجب معوض شدن قرارداد نمی شود. مثلا درعقدهبه اگرواهب بگویدخانه ام رابه توبخشیدم وضمن عقدشرط کندکه متهب دوچرخه اش رابه واهب بدهد ، این شرط عوض عقدرامعوض نمی کند.

بااین توضیح عقد معوض وعقد غیرمعوض باشرط عوض تفاوتهایی به شرح زیربایکدیگر خواهند داشت:

الف) در عقدمعوض، هریک از طرفین دارای حق حبس[۱۰۳] است در حالی که درعقد غیرمعوض هیچگاه حق حبس وجودندارد حتی اگردرعقدغیرمعوض شرط عوض شده باشد. دلیل اینکه درعقودغیرمعوض با شرط عوض حق حبس منتفی می‌باشد این است که شرط عوض به عنوان شرط آمده است و هر شرطی اصولا جنبه فرعی دارد و نمی تواند در تقابل با عوض اصلی عقد قرار گیرد. ‌بنابرین‏ وقتی عقد غیر معوض با شرط عوض منعقد می‌گردد با عنایت بر اینکه شرط عوض حالت فرعی دارد لذا نمی تواند برای ذی نفع آن ایجاد حق حبس نماید.

ب) در عقود معوض، عوضین باید دارای تعادل نسبی باشند در حالی که این تعادل نسبی در عقد غیرمعوض با شرط عوض لحاظ نمی گرددزیرا گفته شد که شرط عوض امر فرعی در عقد می‌باشد در حالی که درعقد معوض هردوعوض امراساسی هستند.

نتیجه لزوم تعادل نسبی عوضین در عقد معوض این است که اگر میان دو عوض تعادل نسبی وجود نداشته باشد در اینصورت برای طرف متضرر به استنادخیار غبن حق فسخ ایجادخواهدشد.

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – مبحث اول : اهدای ناشناخته و دلایل مخالفان افشای راز اهدا به کودک و دیگران – 1
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

« به نظر می‌رسد که در این صورت نیز «تولد» موضوعیت نداردوبلکه حیات مستقل جنین درخارج ازرحم ، شرط استقرارحقوق متزلزلی است که با انعقاد جنین به نفع او ایجاد شده است. از این رو، درصورت انقضای حداقل مدت حمل درصورتی که جنین به محیط آزمایشگاه نیاز نداشته باشد، زنده خارج کردن آن از محیط آزمایشگاه درحکم زنده متولد شدن است و نظریه پزشکی متخصص در این زمینه تعیین کننده است[۸۸]» وبه تعبیر برخی از استادان: « هرگاه ثابت شود که جنین آزمایشگاهی به ‌طور مستقل درخارج از محیط آزمایشگاه می‌تواند زنده بماند، شخصیت واهلیت تمتع حقوقی جنین کامل شده و استقرار می‌یابد؛ ولو اینکه پس ازخارج کردن ازمحیط آزمایشگاهی بمیرد». [۸۹]

بخش سوم:

حقوق و تکالیف دریافت کنندگان جنین و طفل ناشی از آن

فصل اول: محرمانه بودن و رازداری اسرار مربوط به اهدای جنین

در بند «ت» از ماده ۶ آیین نامه اجرایی قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور آمده است : «دریافت، نگهداری و انتقال جنین های اهدایی در شرایط کاملاً محرمانه » و در تبصره همین بند بیان گردیده : «اطلاعات مربوط به جنین های اهدایی، جزو اطلاعات به کلی سری طبقه بندی می‌شوند» و در ماده ۱۰ همین آیین نامه عنوان شده که « ارائه مدارک و اطلاعات مربوط به اهدا کنندگان و دریافت کنندگان جنین اهدایی تنها با رعایت قوانین مربوط به حفظ و نگهداری اسرار دولتی و به مراجع قضایی صلاحیت دار مجاز می‌باشد».

از این عبارت این نتیجه حاصل می شود که در واقع اهدا و دریافت به صورت شناخته شده است، یعنی اهدا کنندگان و گیرندگان نام و مشخصات خود را در فرمهای مخصوص ثبت می‌کنند و نام و اطلاعات مربوط در مراکز مخصوص ‌به این امور بایگانی خواهد شد و این استدلال از ماده ۱۰ آیین نامه مربوطه به وضوح قابل درک است چرا که باید اطلاعاتی وجود داشته باشد تا در صورت صلاحدید به مراجع صلاحیت دار ارائه شود .

اما در این قانون و آیین نامه مواد و بندهایی ‌در مورد ارائه مدارک مربوط به کودک حاصل از اهدای جنین، پدر و مادر اهدا کننده یا گیرنده حفظ راز داری یا عدم آن و مانند آن وجود ندارد و این نکته ابهام وجود دارد که حفظ اسرار محرمانه و رازداری تا چه مدت زمانی و یا تا چه مراحلی از زندگی کودک ادامه دارد؟ آیا باید کودک از پدر و مادر ژنتیکی خود هیچگاه اطلاع نداشته باشد!؟ اگر اینگونه است در صورت بروز مشکلات جسمی یا ژنتیکی باید کدام سابقه قبلی کودک را مطالعه کرد و آیا دیگران باید از این مسئله آگاه نباشند؟ آیا پدر و مادر گیرنده جنین نباید ‌در مورد اهدا کنندگان جنین اطلاعات داشته باشند ؟ آیا فقط مراجع قضایی، آن هم فقط در صورت بروز مشکل حق دارند از این امور آگاه شوند ؟

در ابتدا باید گفت بهتر بود به جای عبارت جنین اهدایی از عبارت ‌گامت‌های اهدایی استفاده می شد. به طور کلی اهدای گامت به دو صورت اهدای اسپرم و اهدای تخمک انجام می پذیرد. درست است که در کل اهدای جنین به صور ۱)- اهدای تخمک و اسپرم مرد گیرنده جنین ۲)- اهدای اسپرم و تخمک زن گیرنده جنین ۳)- اهدای اسپرم و تخمک زن و شوهر قانونی و شرعی می‌باشد که قانونگذاری ایران همین مورد آخر را پذیرفته اما باز هم این ها جنین را اهدا نمی کنند بلکه گامت، یعنی همان اسپرم و تخمک را اهدا می‌کنند و در همین آزمایشگاه تبدیل به جنین شده و در داخل رحم قرار می‌دهند یا در محیط آزمایشگاه رشد می‌کند.[۹۰]

مبحث اول : اهدای ناشناخته و دلایل مخالفان افشای راز اهدا به کودک و دیگران

طرفداران اهدای ناشناخته، دلایل متعددی برای انتخاب این روش ارائه می‌کنند. از جمله مهم ترین این دلایل تمایل والدین برای ایجاد مرز مشخص بین خانواده های دهنده و گیرنده است. در واقع، این امر باعث استقلال خانواده گیرنده می شود و از دخالتهای احتمالی اهدا کننده در فضای خانوادگی و تربیتی کودک جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر، این کاهش ارتباط با حذف احساس دین گیرندگان نسبت به دهندگان می‌تواند جایگاه والدینی آن ها را به نحو مطلوب تری حفظ نماید.

یکی از دلایل مطرح دیگر، سلب مسئولیت دهنده در برابر کودک است که در صورت شناخته شده بودن اهدا کننده می‌تواند برای او مسئولیت های اجتماعی یا قانونی به همراه داشته باشد . از طرف دیگر، با توجه به اینکه والدین حق دارند مسائل خصوصی خود را محرمانه نگه دارند، اهدای ناشناخته این حق را برای والدین محفوظ نگه می‌دارد، درضمن به حداقل رساندن ارتباط بین دهنده و کودک موجب می شود که نظام تربیتی واحدی برای کودک به کار گرفته شود و از سرگردانی در رشد هویتی کودک جلوگیری شود، چرا که ممکن است کودک پس از آشنایی با اهدا کننده دچار اختلال چند هویتی گردد.

کاهش تعداد دهندگان در روش اهدای شناخته شده است یکی دیگر از دلایل است، به طوری که در سال ۱۹۹۹ در کمیته استرالیای غربی مطرح شد که ثبت دقیق اطلاعات دهندگان موجب کاهش کلی تعداد دهندگان شده که این کاهش در مردان بیشتر بوده است . به طور کلی، والدین استفاده کننده از گامت اهدایی تمایل دارند که ویژگی های یک خانواده طبیعی را برای کودک خود فراهم آورند و گروهی از آن ها احساس می‌کنند که اهدای ناشناخته منطبق با مصالح کودک است و به همین خاطر روش اهدای ناشناخته را انتخاب می‌کنند[۹۱]. طرفداران این نظریه معتقدند که مجبورکردن زوجهای گیرنده گامت برای بیان اهدایی بودن گامت به کودک حاصل اشتباه و غیر منطقی است . یکی از مهم ترین دلایلی که از سوی این گروه مطرح می شود این است که بیان این مطلب به کودکی که حاصل بارور شدن سلول جنسی از زن دیگری است و به عبارت دیگر، والدین بیولوژیکی او با والدین غیر ژنتیکی یا اجتماعی او متفاوت هستند، می‌تواند باعث بروز سردرگمی و اختلالات عاطفی و روانی جدی در کودک شود چرا که درک کودک از واقعیت های جاری در زندگی طبیعی محدود است و چه بسا آگاه شدن او از جنبه‌های متفاوت پیدایش و تکوینش در مقایسه با کودکان دیگر، برای وی غیر قابل فهم بوده، ‌آسیب‌های روحی جبران ناپذیری رابه او وارد نماید.[۹۲]

یکی از دلایل دیگر جهت مخالفت با افشای راز اهدا به خصوص در اهدای اسپرم، توجه به تفاوت پیامدهای آن از دو جنبه اهدای تخمک و اهدای اسپرم است . در روند اهدای تخمک، فرد گیرنده تخمک به علت اینکه نه ماه جنین را در رحم خود پرورش می‌دهد و پس از آن هم با شیر دادن به کودک و طی روند طبیعی زندگی با کودک رابطه مادرانه بر قرارمی کند، حس مادر شدن پیدا می‌کند و در صورتی که کودک حاصل از راز اهدا باخبر شود باز هم حس مادرانه خود را از دست نخواهد داد. اما در روند اهدای اسپرم به علت عدم وابستگیهای جسمی پدر غیر ژنتیکی کودک با افشای راز اهدا، حس پدرانه خود را تا حد زیادی از دست خواهد داد و این مسئله در ارتباط وی با کودک اختلال ایجاد خواهد کرد. درضمن آشکار شدن بیماری ناباروری مرد، اغلب برای وی معادل خدشه دار شدن احساس شخصیت و مردانگی است[۹۳].

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | قسمت 7 – 2
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

این افراد پذیرفته‌اند که طرحواره آن‌ ها درست است. آن ها، به گونه‌ای مستقیم ناراحتی هیجانی ناشی از طرحواره را احساس می‌کند، ولی با این حال به گونه‌ای رفتار می‌کنند که طرحواره آن تأیید شود. این افراد بدون آنکه درک درستی از کاری که انجام می‌دهند، داشته باشند، الگوهای نشأت گرفته از طرحواره را تکرار می‌کنند. ‌به این ترتیب، آن‌ ها در بزرگ‌سالی نیز تجربه‌‌های دوران کودکی را که موجب شکل‌گیری می‌کنند که نقشی شبیه والدین‌شان در زمان کودکی با او داشته باشند؛ تا ‌به این ترتیب طرحواره‌های شکل گرفته در زمان کودکی تداوم یابد.

۲-۱۷-پاسخ‌های مقابله‌ای

پاسخ‌های مقابله‌ای، رفتارهای خاصی هستند که از طریق آن‌ ها راهبردهای مقابله‌ای انتخابی بیمار آشکار می‌شود. در واقع این پاسخ‌ها شامل کلیه پاسخ‌های فرد ‌در مقابل‌ تهدید طرحواره در مجموعه رفتاری است، یعنی همه روش‌های ویژه و اختصاصی‌ای را که فرد به منظور جبران افراطی، اجتناب یا تسلیم در مقابل طرحواره انتخاب ‌کرده‌است. زمانی که فرد، از راه خوگیری با پاسخ‌های مقابله‌ای خاصی سازگار شد، این پاسخ‌ها به راهبردهای مقابله‌ای وی افزوده می‌شوند. ‌بنابرین‏، یک راهبرد مقابله‌ای، چونان یک خصلت[۱۳۵] عمل می‌کند، در حالی که یک پاسخ‌ مقابله‌ای، یک حالت[۱۳۶] است. راهبرد مقابله‌ای مجموعه‌ای از پاسخ‌های مقابله‌ای است که یک فرد به طور خصلتی به منظور اجتناب، تسلیم یا جبران افراطی استفاده می‌کند. یک پاسخ‌ مقابله‌ای، رفتار خاصی است که فرد در لحظه مشخصی از زمان از خود بروز می‌دهد. باید توجه داشت که غالب بیماران ترکیبی از پاسخ‌ها و راهبردهای مقابله‌ای را استفاده می‌کنند؛ یعنی گاه اجتناب، گاه تسلیم و برخی اوقات نیز جبران افراطی را به کار می‌گیرند. در مجموع، هر بیماری دارای چهارچوب خاص خود است که شامل چندین طرحواره و پاسخ‌های مقابله‌ای است. به عبارت دیگر، هر بیماری سطوح مختلفی از ویژگی‌های خصلتی را دارد و فقط در یک طبقه واحد از محور دوی تشخیصی (اختلال‌های شخصیتی) قرار نمی‌گیرند.

۲-۱۸- سبک‌های طرحواره[۱۳۷]

سبک طرحواره شامل شبکه‌ای یک پارچه و در هم آمیخته از مؤلفه‌های شناختی، هیجانی، انگیزشی و رفتاری است. شاید به همین دلیل است که این مفهوم را دشوارترین مفهوم در طرحواره درمانی باید در نظر گرفت. یک سبک می‌تواند شامل تعداد زیادی از طرحواره‌های شناختی باشد. این سبک‌ها و کسب هدف‌های معین جهت‌دهی و سازمان‌بندی شده‌اند. فرد را در واکنش‌های روان‌شناختی شدید به حرکت درمی‌آورند، مانند طرحواره‌ها، سبک‌ها به طور بنیادین خودآیند هستند و هنگامی که فعال می‌شوند، به کنش می‌انجامند. در افرادی که دچار آسیب‌پذیری شناختی هستند و در طول زندگی در معرض استرسورهای برانگیزاننده فرار می‌گیرند، ممکن است مشکل‌های مرتبط با آن سبک مقابله‌ای در آن‌ ها پدید آید.

مبتنی بر رویکرد بک[۱۳۸]، سبک‌ها شامل طرحواره‌های شامل خاطره‌ها، راهبردهای حل مسئله، تصویرهای ذهنی و زبان هستند. سبک‌ها، راهبردهای برنامه‌ریزی شده‌ای هستند که استفاده از سطوح اساسی مهارت‌های حیاتی را فعال می‌سازند. فعال شدن یک سبک مشخص، از بافت ژنتیک و باورهای فرهنگی- اجتماعی فرد ریشه می‌گیرد.

بک معتقد بود هنگامی که یک طرحواره برانگیخته شد، سبک مرتبط با آن طرحواره لزوماًً فعال نمی‌شود. در چنین مواردی، اگر چه مؤلفه شناختی طرحواره فعال می‌شود، ولی ما نمی‌توانیم هیچ گونه مؤلفه مرتبط هیجانی، انگیزشی یا رفتاری را مشاهده کنیم.

همان گونه که ذکر شد، طرحواره‌ها نسبت به تغییر بسیار مقاوم هستند. طرحواره‌ها به گونه‌ای عمیق با باورهای فرد دربر خود و دنیای پیرامونش در هم آمیخته و فرد آن‌ ها را در اوایل دوران کودکی فرا گرفته است. ‌بیماران، در مقابل رها کردن طرحواره بسیار مقاوم هستند، چرا که طرحواره‌ها با احساس هوست آن ها گره خورده است. ترمیم طرحواره نیازمند انگیزه و تمایل برای روبه‌رو شدن و مبارزه با طرحواره است. همچنین برای تغییر طرحواره‌ها به حفظ قانون‌مندی و تمرین مستمر نیاز داریم. بیمار باید به طور منظم، طرحواره‌های خود را مشاهده و هر روز برای تغییر و ترمیم آن ها تمرین کند.

طرحواره‌ها هرگز همگی در یک زمان ترمیم نمی‌شوند. باید توجه داشت که طرحواره‌ها در صورت ترمیم، به میزان کمتری فعال می‌شوند و هیجان‌های مرتبط با آن ها کمتر رخ می‌دهند و در صورت بروز، سریع‌تر از گذشته فروکش می‌کنند. همچنین، بیمار به طرحواره‌‌های خود به سبک سالم‌تری پاسخ می‌دهد، ارتباطات بین فردی مناسبی برقرار می‌کند، و به خودش به گونه مثبت‌تری نگاه می‌کند.

طرحواره درمانی میان طرحواره و راهبردهایی که فرد به منظور سازگاری با طرحواره به کار می‌گیرد، تمایز قایل می‌شود. در این مدل درمانی، طرحواره شامل خاطره‌ها، هیجان‌ها و حس‌های بدنی و شناختارها است ولی پاسخ‌های رفتاری فرد نیست. رفتار، قسمتی از طرحواره نیست، بلکه قسمتی از پاسخ‌های مقابله‌ای است. هر چند بخش عمده‌ای از پاسخ‌های‌ مقابله‌ای، رفتاری هستند، اما بیمار با بهره گرفتن از راهبردهای شناختی و هیجانی نیز با طرحواره‌ها مقابله می‌کند. هیچ کدام از راهبردهای شناختی، هیجانی و رفتاری قسمتی از طرحواره نیستند[۱۳۹].

سه راهبرد مقابله‌ای طرحواره عبارتند از:

    1. جبران افراطی طرحواره[۱۴۰] جنگ کردن[۱۴۱]

    1. اجتناب از طرحواره[۱۴۲] فرار کردن[۱۴۳]

  1. تسیلم طرحواره شدن[۱۴۴] وا دادن[۱۴۵]

۲-۱۹- جبران افراطی طرحواره

زمانی که بیماران راهبرد مقابله‌ای جبران افراطی را به کار می‌برند. از طریق فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی به روشی با طرحواره مبارزه می‌کنند که انگار طرحواره متضادی دارند. این افراد سعی می‌کنند تا حد امکان با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل‌گیری طرحواره‌ها، متفاوت باشند. تا حد امکان با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل‌گیری طرحواره‌ها، متفاوت باشند.

اگر در دوران کودکی، احساس بی‌ارزشی می‌کردند، در دوران بزرگسالی سعی می‌کنند تا به صورت افرادی کامل و بدون نقص ظاهر شوند. اگر در دوران کودکی تحت کنترل دیگران بوده‌اند، در بزرگسالی، دیگران را کنترل می‌کنند یا تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرفتن نفوذ و تأثیر دیگران بر خود نیستند. در ظاهر، اعتماد به نفس بالایی دارند، در حالی که در باطن، هر لحظه نسبت به فعال شدن طرحواره، احساس تهدید می‌کنند.

به عبارت دیگر، جبران افراطی طرحواره به رفتارها یا شناختارهایی اشاره دارد که نوعی جبران کردن یک طرحواره، است. ‌به این معنا که فرد فکر یا متضاد با طرحواره‌های خود دارد. جبران افراطی طرحواره، تلاش‌های اولیه فرد به منظور سازگاری با درد تجربه شده ناشی از بدرفتاری‌های پدر یا مادر، خواهران و برداران، و هم‌سالان است.

نظر دهید »
دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه | گفتار دوم : ارکان اهلیت و اعتبار آن در ایقاع – 9
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گفتار دوم : ارکان اهلیت و اعتبار آن در ایقاع

آن چه که در این گفتار ، به ‌عنوان شرایط صحت ایقاع مورد بررسی قرار می‌گیرد،مسائل مربوط به اهلیت استیفاء است . ماده ۲۱۱ قانون مدنی مقررمی دارد : برای این که متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ،عاقل و رشید باشند . از این ماده استفاده می شود که اهلیت دارای سه رکن است : بلوغ ، عقل و رشد که در صورت فقدان هر یک از این سه عنصر مطابق ماده ۲۱۲ قرارداد فاقد اعتبار قانونی است . اصطلاحاً شخصی که بالغ نباشد صغیر و کسی که عاقل نباشد مجنون و بالاخره کسی که رشید نباشد ، سفیه خوانده می شود ، هرچند که عقل ونتیجه بلوغ در رشد مستتر است و شخص رشید جامع شرایط اهلیت است یعنی عاقل و در شرایطعادی بالغ نیز می‌باشد . و در نتیجه با شرط دانستن رشد در طرف قرارداد یا ( ایقاع ) می توان اهلیت را برای ایجاد قرارداد ( ایقاع ) محرز دانست . اما از آن جا که اثر فقدان بلوغ ، عقل و رشد یکسان نیست ، ‌به این جهت تفکیک این شرایط و ذکر جداگانه هر یک از آن ها لازم به نظر می‌آید[۸۰]۱٫ مطالب این گفتار را در سه قسمت مورد مطالعه قرار می‌دهیم : الف –بلوغ ب- عقد و ج- رشد .

الف-بلوغ و اعتبار آن در ایقاع

الف. ۱ – مفهوم بلوغ

ابتدا در این قسمت چند تعریف از حقوق دانان درباره این مفهوم بیان می شود و بعد یکی را مبنا قرار می‌دهیم و ‌بر اساس آن مباحث را ادامه می‌دهیم :

بلوغ : رسیدن طفل است به حال احتلام ( در مرد ) و حیض یا حمل ( در زنان ) .

علامات بلوغ ذکور عبارت است از : الف-روئیدن موی عانه ب- روئیدن موی صورت ج- احتلام د- گذشتن پانزده سال تمام قمری از تاریخ تولد .

علامات بلوغ اناث : الف- حیض ب- حمل ج- گذشتن نه سال قمری از تاریخ تولد[۸۱]۳٫

در این تعریف همان طور که می بینیم نقص این است که تنها به ذکر علامت های آن پرداخته و به توصیف بلوغ نپرداخته است و این که بلوغ در قوای هوشی نیز تأثیرگذار است که این تعریف به آن ها نپرداخته است . اما یکی دیگر از حقوق دانان در تعریف و تبیین این مفهوم این گونه بیان می‌کند که : کودکان با رسیدن به سن معین ، از نظر طبیعی و قوای هوشی تحول کلی می‌یابند و آماده شرکت در زندگی خانوادگی و اجتماعی می‌شوند .

این تحول را که با نشانه های جسمی و عضوی مانند روئیدن موهای خشن و احتلام همراه است بلوغ طبیعی می‌نامند . و در عرف هنگامی که سخن از بلوغ می شود ، رسیدن به همین حالت مدنظر است[۸۲]۱٫

حقوق نیز این انقلاب جسمی و روانی را بر مبنای آغاز استقلال و تکلیف شخص قرار می‌دهد و به اعتبار این است که سن بلوغ را ، سن تکلیف نیز می‌نامند . پس در رابطه با بلوغ باید گفت که یک حالت جسمی و روانی است که شخص ، تغییرات جسمی و روانی در او رخ می‌دهد و یک حالت تکامل را به خود می‌گیرد .

در رابطه با سن بلوغ باید گفت که مباحث زیادی مطرح است اما همین بس که در ق . م ایران سن بلوغ در پسر ۱۵ سال و در دختر ۹ سال تمام قمری است .

در رابطه با مفهوم رشد و این که بلوغ نشانه ، رشد است یا نه و تعارضات قانونی در قسمت ج به طور کامل بحث خواهد شد .

حال کسی که بالغ نباشد و به سن بلوغ نرسیده صغیر نامیده می شود و محجور است و نمی تواند اعمال حقوقی انجام دهد که در این جا به بررسی این موضوع می پردازیم.

الف. ۲– اوصاف و مبانی حجر صغیر

عدم اهلیت صغیر ، عام است . یعنی قانون گذار کودک را از انجام همه اعمال حقوقی بازداشته است ، مگر استثنائاتی که به آن تصریح می شود . بر طبق ماده ۱۲۱۲ ق . م اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی باشد ، باطل و بلااثر است .

پس می بینیم که تنها کارهای صغیر در جایی منشاء اثر است ، که قانون گذار اجازه داده باشد . حال مبنای این حجر عام ، حمایت از صغیر است . به همین جهت نیز به طور معمول ، عدم اهلیت او ناظر بر تصرف در حق است نه برخورداری از آن . پس ولی یا قیم صغیر می‌تواند به نمایندگی ازاو با دیگران معامله نماید[۸۳]۱٫ حال اگر بخواهیم در قالب مثال بررسی کنیم ، می بینیم که مبنا حمایت از صغیر است .

تصور کنید شخص الف صغیر است و تنها ورثه پدرش می‌باشد . بعد از فوت پدرش یک سری اموال منقول و غیرمنقول و ۵۰۰ میلیون طلب به او می‌رسد ، حال این شخص صغیر نمی تواند بیاید و بدهکاران خود را ابراء کند ، چراکه به حدی نرسیده که بتواند خوب و بد و یا مصلحت خود را تشخیص دهد . پس مبنا حمایت از اوست تا از اقدامی که به زیان خود ممکن است انجام دهد جلوگیری کند .

ناتوانی کودک در تمام این دوران به یک درجه نیست . نوزاد تا مدتی مفهوم سود و زیان را نمی فهمد ، از درک معانی داد و ستد و احسان و تعهد عاجز است و نمی تواند اموری را که به ، حکومت اراده مبتنی است انجام دهد ولی به همان نسبت که از نظر جسمی رشد می‌کند ، از نظر دماغی و شعور نیز رو به تکامل می رود ، تا جایی که به تدریج معنی و آثار قرارداد و تعهد و بخشش را می فهمد .

توان تصدیق و انتخاب را می‌یابد و می‌تواند قصد انشاء کند . با وجود این جوان نارس ، هنوز تجربه کافی ندارد و نمی تواند در گیرودار زندگی ، منافع خویش را حفظ کند و نیاز به حمایت و سرپرستی دارد . ‌بنابرین‏ از نظر رشد فکری و درجه حجر کودکان را می توان به دو دسته تقسیم کرد :

الف.۳-مراحل صغرسن و تاثیر آن در ایقاع

الف. ۳/۱ – صغیر غیرممیز

همان طور که بیان شد ، صغیر غیرممیز حالتی است که کودک ، اصلاً قادر به تشخیص مصلحت خود نیست و فاقد هر گونه ، شعور می‌باشد و قدرت این که منافع خود را حفظ کند به طور کلی ندارد . در رابطه با ، ضابطه تعیین این نوع صغیر برخی از فقهای اسلامی ، کودک را تا سن ۷ سالگی صغیر غیرممیز دانسته اند ، که هیچ گونه اثری بر اعمال و اقوال او ندارد[۸۴]۱

الف. ۳/۲ – صغیر ممیز :

کودکیاست که قوه درک او همراه با رشد جسمی او ، به حدی رسیده است که بتواند تا حدودی سود و زیان خود را تشخیص دهد و بتواند یک سری از امور را انجام دهد . این نوع از صغیر بودن یک حالت میانه است ، که نه به طور کامل فاقد شعور است و نه در حالت کمال به سر می‌برد . که در تحلیل حالت روانی او می توان گفت که دارای قصد انشاء است ولی فاقد رضا است که ‌به این علت می توان گفت که اعمال او به علت قصد انشاء شکل گرفته اند ولی به علت فقدان رضا ، اثر مطلوبرا بر جا نمی گذارد .

در واقع در یک حالتی قرار دارد که این قابلیت بالقوه را دارد که بتواند اثرگذار باشد . پس می بینیم که اعمال حقوقی برای این که اثرگذار باشند به اهلیت انشاء کننده نیاز دارند .

نظر دهید »
مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | تعریف حق حبس – 1
ارسال شده در 22 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تعریف فسخ‏

۱٫ معنی لغوی

فسخ در لغت به معنى نقض یا باز کردن آمده است.

۲٫ معنی اصطلاحی

در اصطلاح فقهى و حقوقى نیز از معناى لغوى خود محجور نمانده و فسخ عقد به معنى بر هم زدن عقد است. در اصطلاح حقوقى پایان دادن به وجود قرارداد به اراده یکى از طرفین عقد یا شخص ثالث مى‏باشد[۱۲]. فقها گفته‏اند که فسخ در مقابل ابقاى عقد است. یعنى نقیض ابقاى عقد، رفع آن است که از رفع عقد تعبیر به فسخ مى‏شود[۱۳].

فسخ نه تنها اثر عقد را رفع مى‏کند بلکه خود عقد را هم که از گره خوردن اراده د. طرف پدید آمده بود نقض مى‏کند و از بین مى‏برد[۱۴].

واژه فسخ مختص به عقود و قراردادها نمى‏باشد بلکه شامل ایقاعات نیز هست. ‌بنابرین‏ فسخ ایقاعات نیز به شرط آنکه قانون آن را منع نکرده باشد صحیح خواهد بود براى مثال فسخ شفعه که به موجب قانون منع نشده است صحیح مى‏باشد[۱۵].

لازم به ذکر است که اصطلاح فسخ ‌در مورد عقود و ایقاعات جایز نیز به کار مى‏رود.

وقوع فسخ در قراردادهاى لازم منجر به خاتمه یافتن قرارداد از زمان وقوع مى‏باشد. در فقه امامیه و حقوق ایران اثر فسخ نسبت به آینده است و تأثیرى در گذشته ندارد.

همچنین گاهى فقها و حقوق‌دانان کلمه فسخ را در موارد دیگرى نیز به کار برده ‏اند. مثلاً شیخ انصارى فسخ را در عبارت ذیل به کار برده است: «اگر موجب، قبل از قبول، فسخ کند ایجاب لغو مى‏شود»[۱۶]. در این جا هنوز قراردادى به وجود نیامده و مراد از فسخ ایجاب، پس گرفتن و منصرف شدن و از بین بردن آن است.

فسخ، انحلال ارادى و یک‌جانبه عمل حقوقی توسط یکى از طرفین عقد یا شخص ثالث است و با انفساخ متفاوت است چرا که انفساخ انحلال قهرى و خود بخود عقد است.

در انفساخ رابطه ناشى از قرارداد بدون کاربرد قصد عامد یا متعاقدین و به حکم عرف یا قانون گسیخته مى‏شود و قرارداد از بین مى‏رود. مثل م ۳۸۷ ق.م(تلف مبیع قبل از قبض).

فسخ پایان دادن به هستى حقوقى قرارداد به وسیله‏ى یکى از طرفین یا شخص ثالث مى‏باشد.

فسخ انشاى یک‌طرفه انحلال قرارداد و تعهد و در حقیقت مانند ابراء و اعراض نوعى ایقاع تلقى مى‏شود. مبناى فسخ قرارداد، حقى است که به وسیله‏ى توافق طرفین و یا مستقیماً به حکم قانون براى یک یا دو طرف قرارداد و یا شخص ثالث شناخته شده است. طرفین قرارداد مى‏توانند در ضمن عقد یا خارج از آن براى هر یک از طرفین یا شخص ثالث حق فسخ قرار دهند مانند اینکه شخصى یک ملک را به دیگرى بفروشد و طرفین شرط کنند که خریدار یا فروشنده یا هر دو یا شخص ثالث، هر گاه مایل باشند بتوانند ظرف یک ماه عقد را فسخ کنند. این حق را در اصطلاح، خیار شرط مى‏نامند(م ۳۹۹ و ۴۰۰ق.م).

در این خصوص باید گفت که طبق م ۴۰۱ ق.م. مدت خیار شرط بایستى معین باشد والا شرط و عقد هر دو باطل خواهند بود. همچنین قانون در برخى موارد براى جلوگیرى از ضررى که به طور ناخواسته و از ناحیه‏ى قرارداد متوجه یکى از دو طرف است مستقیماً به او حق مى‏دهد که به وسیله‏ى فسخ قرارداد ضرر را از خود رفع کند. مثل خیار غبن.

از آنجا که خیار فسخ نوعى حق مى‏باشد دارنده آن مى‏تواند آن را اسقاط کند. اسقاط حق فسخ نیز همانند اعمال آن نوعى ایقاع است و نیاز به اراده انشایى صاحب حق دارد[۱۷]. همچنین حق فسخ مى‏تواند از طریق ارث یا قرارداد منتقل شود. طبق ماده ۴۴۹ ق.م. «فسخ به هر لفظ یا فعلى که دلالت بر آن نماید حاصل مى‏شود». مثل اینکه دارنده خیار بگوید یا بنویسد که قرارداد را فسخ کردم و نیز فسخ مى‏تواند به وسیله‏ى معنى که حکایت از فسخ مى‏کند محقق شود چنان که خریدار پس از آگاهى از عیب مبیع آن را پس فرستد و ثمن را مطالبه کند.

تعریف اقاله‏

۱٫ معنی لغوی

اقاله در لغت به معنى بر هم زدن و بخشیدن آمده است، مصدر باب افعال از ریشه قول به معناى فسخ، بر انداختن توافق، اسقاط و رفع هم آمده است. در فقه به رفع عقد (از میان برداشتن) ولو در بخشى از آن اقاله گویند.

گروهی از لغویان واژه اقاله رااز ریشه «ق و ل» می‌دانند و همزه آن را برای سلب یاد می‌کنند ‌بنابرین‏ «أقال» یعنی «أزال القول، بیع نخستین را از بین برد و زایل کرد».

گروه دیگر که افزون‌ترند واژه اقاله را از ریشه «قول» مشتق شده می‌دانند و یا از «قال»ی ثلاثی و یا از «أقال»ی رباعی راجوف‌‌یابی.

در مجموع اللغۀ و دیگر کتاب‌های لغت مثل القاموس و المصباح نیز اقاله برگرفته شده از ریشه «قیل» یاد می‌شود. برای همین گفته می‌شود: «قاله البیع قیلاً و إقالۀ؛ او بیع را فسخ کرد.»[۱۸] سرانجام ابن منظور نیز اقاله را مشتق از «قیل» بر می‌شمرد و آن را در ضمن ماده «قیل» بر می‌رسد[۱۹].

۲٫ معنی اصطلاحی

اصطلاح اقاله، برای رفع عقد لازم و ازاله آن یاد می‌شود. ‌بنابرین‏ اقاله از ویژگی‌های عقود لازم است و عقود لازم را می‌توان اقاله کرد. درست همانند خیارات که بر عقود لازم عارض می‌شود. به گفته دیگر، اقاله رضایت‌دهی دو طرف عقد بر فسخ آن است[۲۰] و به گفته دقیق‌تر «تراضی طرفین بر رفع عقد و از بین بردن آثار آن»[۲۱].

در اصطلاح حقوقى مراد از اقاله بر هم زدن عقد با توافق طرفین آن را گویند (م۲۸۳ق.م.)

به نظر مى‏رسد که معناى اصلاحى اقاله از معناى لغوی آن دور نیفتاده است زیرا در اقاله نیز طرفین از تعهدات یکدیگر که در نتیجه قرارداد ایجاد شده در مى‏گذرند.

اقاله تنها در عقود لازم امکان تحقق دارد (جز نکاح) چرا که در عقود غیر لازم حق فسخ براى طرفین و یا یکى از آن ها وجود دارد.

تعریف حق حبس

۱٫معنی لغوی

حبس یک واژه عربى است که در لغت به معنى منع، بازداشت، جلوگیرى، ممانعت ورزیدن، دستگیرى، مسدود کردن، بلوکه کردن، زندانى کردن و واداشتن آمده است[۲۲]. بعضى حبس را به معناى امساک کردن و ضبط نمودن به کار برده ‏اند[۲۳].

۲٫ معنی اصطلاحی

در فقه و مقررات ایران، تعریفى از حق حبس ارائه نشده است. نویسندگان حقوق مدنى نیز در این باره تعریف واحدى به دست نداده‏اند. بنا به عقیده‏ى برخى[۲۴] معنى حق حبس این است: «در عقود معوض، هر یک از طرفین بعد از ختم عقد، حق دارد مالى را که به طرف منتقل کرده به او تسلیم نکند تا طرف هم متقابلاً حاضر به تسلیم شود به طورى که در آن واحد (یداًبید) تسلیم و تسلّم به عمل آید و این عمل تسلیم به تسلّم مقارن را فقها تقابض گویند (م ۳۷۷ ق.م و ملاک آن). حق حبس از مظاهر بارز قاعده‏ى عدل و انصاف است».

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 1168
  • 1169
  • 1170
  • ...
  • 1171
  • ...
  • 1172
  • 1173
  • 1174
  • ...
  • 1175
  • ...
  • 1176
  • 1177
  • 1178
  • ...
  • 1439
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

 تکنیک‌های نیچ مارکتینگ
 شروع فریلنسینگ
 درآمد هوش مصنوعی با مشاوره
 نگهداری طوطی برزیلی
 تفاوت عشق حقیقی و مجازی
 فروش قالب سایت
 درآمد از تبلیغات گوگل
 اسامی سگ نر و ماده
 احساس ویژه در رابطه
 جذب مشتری فروشگاه اینترنتی
 فروش محصولات دیجیتال
 کسب درآمد بدون سرمایه
 تهدید درآمد پادکست
 درآمد از مقاله‌نویسی
 انگل در گربه‌ها
 سوالات قبل از ازدواج
 بازاریابی درونگرا
 بیماری‌های دندان سگ
 عبور از اشتباهات رابطه
 تنگی نفس در سگ‌ها
 بیماری انگلی سگ‌ها
 فروش عکس استوک
 حالات مرد بعد از خیانت
 درآمد فریلنسینگ UI/UX
 تشخیص جنسیت طوطی برزیلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • مقطع کارشناسی ارشد : پایان نامه در مورد تاثیر مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | ۲-۸- تأثیر ویژگی های کاری بر رفتار شهروندی سازمانی – 4
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد | گفتار سوم: نقش نهادهای نظارتی در ارتباط با فساد – 3
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | روش تحقیق – 1
  • دانلود منابع پایان نامه ها | قسمت 19 – 3
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | دیدگاه اسلام در مورد صمیمیت زوجین – 7
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه | تطبیق پایگاه ها و سبک های هویتی بر اساس فرایندهای کاوشگری و تعهد – 2
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | ۲-۲-۴- برداشت های سپرده گذاران به عنوان عامل مشکل نقدینگی – 7
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – قسمت 9 – 5
  • دانلود پایان نامه و مقاله | ۲. ۷٫ چالش‌های پیش‌روی برنامه فلسفه برای کودکان – 9

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان