فرصت اغلب زمانی شناسایی می شود که مصرف کننده به دنبال کالاهای متفاوت یا محصولات با کیفیت بهتر و بالاتر باشد. این انتقال اغلب زمانی رخ میدهد که شرایط فرد به دلیلی تغییر کرده باشد، مثلا به دانشگاه رفته یا شغل جدیدی کسب کرده باشد. نیاز هم به چند روش قابل شناسایی است. به عنوان مثال زمانی که نیازهای جدیدی به وجود میآیند، مصرف کنندگان از راههای مختلف به خواسته های برآورده نشده خود پی میبرند. ولی دو روش عمدهای که مصرف کنندگان برای شناسایی نیازهای خود به کار میبرند، زمانی است که محصول موجود عملکرد مناسبی ندارد. همچنین مصرف کنندگان خواسته های برآورده نشده خود را با دیدن محصولاتی که در آینده تولید خواهند شد و یا شنیدن نکاتی درباره آنها شناسایی می کنند. این معیارها مصرف کننده را در ارزیابی و مقایسه گزینه ها یاری میرساند. هدف مدیران بازاریابی، تعیین مهمترین ویژگیهای تاثیرگذار بر انتخاب مصرف کننده است. چندین عامل به طور مشترک ارزیابی مصرف کننده از محصولات را تحت تاثیر قرار می دهند. یک ویژگی مانند قیمت، به تنهایی برای توصیف چگونگی ارزیابی مصرف کننده کافی نیست. به علاوه ویژگیهایی که از نظر بازاریاب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، ممکن است برای مصرف کننده اهمیت چندانی نداشته باشد(همان منبع).
۴)تصمیم گیری خرید: دو مرحله ارزیابی معیارها و تصمیم گیری خرید بسیار به هم مرتبط هستند و فرآیندهایی که در ارزیابی معیار توضیح داده شدند، در مورد این مرحله نیز کاملا صادق هستند. تصمیم نهایی خرید همچنین به وسیله رفتار دیگران نیز تحت تاثیر قرار میگیرد، مثلا توصیههایی که دوستان و خانواده مینمایند. وقتی که یک مصرف کننده آماده خرید یک محصول است، به خاطر عوامل موقعیتی غیره منتظره ممکن است دوباره تصمیمش را بررسی کند. مثلا ممکن است اینطور باشد که فلان خرید مهمتر است. بنابراین اولین خواسته یا میل مصرف کننده ممکن است بعد از طی همه مراحل بالا منجر به خرید نشود(Dahl et al, 2008).
۵)رفتار پس از خرید: زمانی که محصول خریداری می شود، مصرف کنندگان توقع نتایج معینی را از خرید خود دارند. تفاوت میان انتظارات مصرف کننده و عملکرد کالا تعیین می کند که مصرف کننده از خرید کالا راضی یا ناراضی است. رضایت یا عدم رضایت مصرف کننده به وسیله احساسات یا رفتارهای کلی یک شخص درباره یک محصول پس از خرید آن مشخص شود(Solomon, 2004). اگر کالا در حد انتظار باشد، رضایت مصرف کننده تامین خواهد شد و در صورتی که بیش از حد انتظار باشد، رضایت و خوشنودی مصرف کننده را به دنبال خواهد داشت. هرقدر فاصله میان انتظارات مصرف کننده و عملکرد کالا بیشتر باشد، نارضایتی وی بیشتر خواهد بود. این مسئله به انتظارات مصرف کننده و عملکرد حقیقی محصول بستگی دارد(اسداللهی، ص ۶۶، ۱۳۸۴).
به طور متوسط هر مشتری راضی از کالای شرکت، رضایت خود را به سه نفر انتقال میدهد. در حالی که هر مشتری ناراضی، نارضایتی خود را به یازده نفر منتقل می کند. بنابراین شرکتها باید به طور منظم رضایت مشتری را اندازه گیری نمایند(Kotler, 2005).
زمانی که مردم احساس می کنند میان ارزشها و عقاید آنها و رفتارشان ناهماهنگی وجود دارد، احساس درونی به آنها دست میدهد که به آن ناهماهنگی شناختی گفته می شود. ناهماهنگی شناختی به این دلیل بروز می کند که شخص درمییابد که کالای خریداری شده، علاوه بر مزایا، نقاط ضعفی را هم دارد. مصرف کنندگان علاوه بر اینکه به دنبال اطلاعاتی هستند که نظر مثبت آنها را در مورد کالای خریداری شده تقویت کند، از اطلاعاتی که با تصمیم گیری آنها تناقض داشته باشد هم اجتناب مینمایند.
۲-۵-۵ عوامل موثر در فرایند تصمیم گیری
فرایند تصمیم گیری خرید تحت تاثیر عوامل گوناگونی است که مهمترین آنها همانطور که در شکل ۲-۳ نشان داده شدهاست، عبارتند از: عوامل فرهنگی-اجتماعی و گروهی، عوامل روانی و فردی، عوامل موقعیتی و عوامل مربوط به آمیخته بازاریابی. از آنجا که پژوهش حاضر در پی تحقیق پیرامون اثرگذاری مسئولیتاجتماعی شرکتها بر تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان با میانجیگری متغیر ترفیع که یکی از مولفههای آمیخته بازاریابی است، میباشد و از سوی دیگر مسئولیتاجتماعی صرفا مسائل محیطی را در بر نمیگیرد. چراکه این تعهد و مسئولیت، تاثیر بسزایی روی آمیختههای بازاریابی داشته و موجب جرح و تعدیل آنها می شود. “باوی”[۶۲] و “سیل”[۶۳] ابزارهای لازم قابل استفاده در مسئولیتاجتماعی را بستهبندی، تبلیغات، فروش شخصی و خدمات میدانند(Bovee et al, 1992)، لذا در ادامه به تشریح آمیخته ترفیع به عنوان عامل موثر بر فرایند تصمیم گیری خواهیم پرداخت(روستا و همکاران، ص ۱۳۰ ۱۳۷۵).
عوامل فرهنگی-اجتماعی وگروهی:
فرهنگ
طبقهاجتماعی
گروهای مرجع
خانواده و همخانگی
عوامل روانی و فردی:
تلقیات خودپنداری
انگیزه شخصیت
یادگیری ادرک
سبکزندگی
فرایند تصمیم گیری خرید:
تشخیص مسئله
جستجوی اطلاعات
ارزیابی گزینه ها
تصمیم خرید
رفتار پس از خرید
عوامل آمیخته بازاریابی:
محصول
قیمت
توزیع
ترفیع
عوامل موقعیتی:
موقع خرید
مکان خرید
دلیل خرید
شرایط خرید
شکل۲-۳ عوامل موثر در فرایند تصمیم گیری خرید (روستا و همکاران، ص ۱۳۱، ۱۳۷۵)
۲-۶ عوامل آمیخته بازاریابی
همه خریداران تحت تاثیر عناصر گوناگون آمیخته بازاریابیاند و تصمیم گیری آنها وابسته به نوع محصول و ویژگیهای آن، شیوه های قیمت گذاری و روشهای پرداخت، امکانات و تسهیلات توزیع و روشهای ترغیبی و ترفیعی شرکتها است(روستا و همکاران، ص ۱۳۱، ۱۳۷۵).
۲-۶-۱ اهمیت فعالیتهای ترفیعی
هنگام بررسی سیستمی شرکتها باید همه فعالیتهای ترفیعی به عنوان سیستمهای فرعی در درون سیستم کل بازاریابی شناسایی شود. این عمل یعنی هماهنگ کردن فعالیتهای نیروی فروش، برنامه های تبلیغاتی و دیگر فعالیتهای تشویقی. متاسفانه در بسیاری از شرکتها و سازمانهای امروزی، این فعالیتها به صورت جداگانه وانفرادی صورت میگیرد، برای مثال بین مدیریت تبلیغات و مدیریت فروش رقابت و برخوردهای غیرمنطقی دیده می شود. از لحاظ تئوریهای اقتصادی، هدف اصلی ترفیعات عبارت است از تغییر محل و شکل منحنی تقاضا و درآمد برای محصولات شرکت. به طور اساسی، ترفیعات یا ارتقا عبارت است از مجموعه فعالیتهای اطلاعرسانی، ترغیب و اثرگذاری که این سه کاملا با هم مربوطاند(صنایعی، ۱۳۷۲).
عوامل متعددی نیاز به ترفیع را مشخص میسازد، از جمله:
افزایش فاصله فیزیکی بین تولیدکننده و مصرف کننده که خود باعث مشکل ارتباطات شده است.
رقایت شدید بین منابع گوناگون و شرکتهای مربوط به یک صنعت که فشار زیادی بر برنامه های ترفیعی فروشندگان وارد آورده است.
عدهای از متخصصان مدیریت و بازاریابی معتقدند که در اقتصاد امروز مصرف کنندگان بیشتر درصدد برطرف کردن و ارضای خواستههایشان هستند تا نیازهایشان. این امر سبب شده است شرکتها برای جلب مشتریان بیشتر برنامه های ترفیعی مناسبی تهیه و اجرا نمایند، به عبارت دیگر آنان معتقدند که نیازهای مشتریان راکد مانده است و باید با فعالیتهای ترفیعی این نیازها را مطرح ساخت، به همین دلیل ترفیع اهمیت زیادی دارد. در بعضی از جوامع بزرگترین بخش هزینه های بازاریابی به برنامه های ترفیعی اختصاص دارد. حتی در بسیاری از شرکتها هزینه کل ترفیعات و تشویقات بیش از هزینه های کل تولید است(Schultz & Block, 2011).
۲-۶-۲ آمیخته ترفیع و تشویق
اجزای آمیخته ترفیع و تشویق (جدول) عبارتند از:
آگهی و تبلیغات: تبلیغات عبارت است از ارتباط و معرفی غیرشخصی محصول یا خدمات از طریق حاملهای مختلف در مقابل دریافت وجه برای موسسات انتفاعی یا غیرانتفاعی، یا افرادی که به نحوی در پیام مشخص شده اند. تبلیغ به معنای رساندن پیام، شناساندن امری به دیگران، یا امری را خوب یا بد وانمود کردن است و پیامهای دیداری و گفتاری را شامل می شود که برای ترویج عقیده یا محصولی از طرف یک منبع به وسیله کانالهای تبلیغی به گروه های خاصی یا به کل جامعه منتقل میگردد(Story & French, 2004).
پیشبرد فروش: شامل محرکها و مشوقهای کوتاه مدت برای تشویق به خرید یا فروش یک محصول یا خدمت است. بیشتر سازمانها از جمله تولیدکنندگان، توزیعکنندگان، خردهفروشان، انجمنهای بازگانی و موسسات غیرانتفاعی میتوانند از ابزار پیشبرد فروش استفاده نمایند. هزینه پیشبردفروش در ایران رو به افزایش است و بسیاری از سازمانهای تجاری و غیرتجاری برای جلب نظر خریداران و تشویق و ترغیب آنان به خرید، از این ابزار استفاده می کنند. پیشبرد فروش شامل انواع گستردهای از ابزار ترفیعی است که برای برانگیختن واکنشهای قویتر یا سریعتر بازار طراحی شدهاست. این ابزار عبارتند از:
تشویق مصرف کنندگان، با ابزاری مانند نمونهها، کوپنهای تخفیفی، بازپرداختهای تخفیفی از طرف کارخانه به خریداران، حراج، کاهش قیمتها، جوایزی برای خرید محصول، تمبرهای تجاری ونمایش محصول.
ترفیع تجاری[۶۴]، با ابزاری مانند تخفیفهای خرید به خردهفروشان، محصولات رایگان برای خردهفروشان، بازپرداختهای تخفیفی به خردهفروشان برای حمایت آنها از محصول[۶۵]، آگهیهای تعاونی[۶۶] و مسابقات فروش برای عاملان فروش.
تشویق فروشندگان، با ابزاری مانند انعامها و مسابقات(روستا و همکاران، ص ۳۸۸، ۱۳۷۵).
روابط عمومی: روابط عمومی یکی دیگر از اجزای آمیخته ترفیع است که عبارت است از تشویق غیرشخصی، تقاضا برای یک محصول، خدمت یا واحد تجاری از طریق درج اخبار تجاری با اهمیت و مثبت در یک رسانه انتشاراتی یا پخش آن از رادیو و تلوزیون بدون اینکه سازمان ذیربط پولی پرداخت نماید(Kim et al, 2008).
فروش شخصی، ارائه اطلاعات به طور حضوری به دیگران(خریداران بالقوه) برای فروش محصولات یا خدمات(Wierenga et al, 2010).
جدول ۲-۴ اجزای ترفیع و تشویق(روستا و همکاران، ص ۳۷۰، ۱۳۷۵)
در جائیکه ضریب انتقال حرارت برای جریان گذار بر نانو ذرات، ضخامت لایه مرزی ضروی گرمایی ، نسبت حجمی نانو ذرات ، Re عدد رینولرز براساس قطر ذره و Pr عدد پرانتل را نشان می دهد. مزیت این روش این است که اثر نسبت حجمی، دما و اندازه ذره را در نظر می گیرد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پراشر و همکارانش ]۳۴[ مدل دیگری را ارائه کردند که آنها رسانایی گرمایی ذرات جامد را با بهره گرفتن از نظریه جنبشی گازها مدل کردند. آنها جابجایی را که بر اثر حرکت براونی نانو ذرات بوجود می آمد را عامل اصلی افزایش رسانایی گرمایی دانستند. بوسیله تعریف رابطه عمومی برای ضریب انتقال حرارت h، مدل ماکسول را بوسیله گنجاندن جابجایی سیال در مجاورت ذرات به خاطر براونی اصلاح کرد:
(۲-۱۱)
که و m,A دو ثابت هستند. عدد رینولدز به صورت زیر نوشته می شود:
(۲-۱۲)
بنابراین مدلها و مکانیزه های متفاوت که به نظریه کلاسیک، لایه گذاری سیال، انباشتگی ذرات و حرکت ذره وابسته هستند، در تلاش هایی برای توضیح رفتار نانو سیالات توسعه داده شده اند با این حال موفقیت این مدلها بسیار محدود بوده است.
۲-۶-۲- کارهای تجربی انجام شده در زمینه ضریب رسانش حرارتی موثر نانوسیال
ازکارهای تجربی انجام شده در زمینه ضریب رسانش حرارتی موثر نانوسیال، ایستمن و همکارانش [۳۵] تغییرات ضریب رسانش حرارتی موثر مخلوط مس- اتیلن گلیکول را با قطر ذرات نانو کمتر از nm10 را مورد بررسی قرار دادهاند. آنها افزایش ۴۰ درصد در ضریب رسانش حرارتی موثر را برای نسبت حجمی ۳/۰ درصد گزارش کردند. آنها نشان دادند که افزایش در نسبت سطح به حجم ذرات نانو موجب افزایش بیشتر ضریب رسانش حرارتی خواهد شد. همچنین نتایج بیانگر آن است که افزایش اسید به نانوسیال باعث پایداری نانوسیال و افزایش ضریب رسانش حرارتی آن می شود. لی و پترسون [۳۶]، اثر دما و نسبت حجمی نانوذرات را بر روی ضریب رسانش حرارتی موثر نانوسیال با نانوذرات CuO با قطر nm29 و Al2O3 با قطر nm36 معلق در آب به عنوان سیال پایه مورد بررسی قرار دادند. یافته ها بیانگر آن است که نسبت حجمی ذرات نانو، قطر ذرات نانو ، نوع ماده و دمای نانوسیال در اندازه ضریب رسانش حرارتی موثرند. به عنوان مثال آنها نشان دادند که افزایش دما از ۲۷ تا ۷/۳۴ درجه سلسیوس باعث افزایش ضریب رسانش حرارتی موثر تا سه برابر شده است.
۲-۶-۳- کارهای تجربی انجام شده در زمینه ویسکوزیته موثر نانوسیال
اولین بار آلبرت انیشتین [۳۷]، رابطهای برای ویسکوزیته موثر نانوسیال با نانو ذرات کروی ارائه کرده است. در این رابطه تنها اثر نسبت حجمی ذرات نانو در نظر گرفته شده است. سیمها [۳۸]، رابطهای برای ویسکوزیته موثر نانوسیال ارائه کرد که علاوه بر نسبت حجمی نانوذرات اثر شکل آنها نیز در این رابطه در نظر گرفته شده است. کو و کلینستر [۳۹]، رابطه ای برای ویسکوزیته موثر نانوسیال ارائه کردند که در آن علاوه بر نسبت حجمی نانوذرات اثر حرکت براونی نانوذرات و دمای نانوسیال نیز در نظر گرفته شده است.
۲-۷- کارهای تجربی انجام شده در زمینه انتقال حرارت در نانوسیال
ازکارهای تجربی انجام شده در زمینه انتقال حرارت در نانوسیال ها، ماسودا و همکاران [۴] اولین کسانی بود که به بررسی انتقال حرارت در جریان نانوسیال پرداخت. آنها مخلــوط آب-SiO2 را مورد آزمایش قرار داد و ۲۰ درصد افزایش را در انتقال حرارت نانوسیال نسبت به سیال گزارش کرد. ژان و لی [۴۰] به بررسی تجربی جریان و انتقال حرارت جابجایی مخلوط آب -Cu در یک لوله با یک شار حرارتی ثابت از دیواره پرداختند. نتایج آنها نشان میدهد که با افزایش ذرات نانو به سیال انتقال حرارت افزایش مییابد. همچنین در این کار ادعا شده است که در نسبتهای حجمی کوچک ذرات نانو اصطکاک در نانوسیال افزایش نمییابد و در قدرت پمپ کردن نانوسیال تغییری حاصل نمی شود. دینگ و همکاران [۴۱] به بررسی تاثیر نانوسیال CNT [۳۲] بر انتقال حرارت در یک لوله با قطر داخلی mm 5/4 پرداختند. در این تحقیق نیز افزایش انتقال حرارت در نانوسیال گزارش شده است.
۲-۸- کارهای عددی انجام شده در زمینه انتقال حرارت در نانوسیال درداخل حفرهی مربعی
بخش بعدی مطالعات مطرح شده در زمینه نانوسیال مختص روشهای عددی است. این روشها از نظر هزینه و زمان محاسبات نسبت به روشهای تجربی بسیار مقرون به صرفه است و جزئیات بیشتری از جریان جابجایی طبیعی درون حفره را آشکار میسازد. اما صحتسنجی آنها حتما باید توسط داده های تجربی تایید گردد. هرچند بطور کل تحقیقات انجام شده روی نانوسیال بسیار محدود میباشد اما در سالهای اخیر رشد قابل توجهی در تحلیل عددی در این زمینه صورت گرفته است. خانافر و همکاران [۴۲] اولین کسانی بودند که جریان نانوسیال را به صورت عددی شبیهسازی کردند. آنها جریان جابجایی طبیعی مخلوط آب- Cu را در یک حفرهی مربعی مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها نشان داده است که انتقال حرارت و سرعت جریان نانوسیال نسبت به سیال خالص به دلیل افزایش ضریب رسانش حرارتی و حرکت رندومی نانوذرات، افزایش مییابد. هو و همکاران [۴۳] اثر معادلات مختلف ارائه شده برای ضریب رسانش حرارتی و ویسکوزیتهی مؤثر نانوسیال بر روی میزان انتقال حرارت جریان نانوسیال آب- Al2O3 را مورد بررسی قرار دادند. آنها نشان دادند که معادلات مختلف خواص نانوسیال بر میزان انتقال حرارت تاثیرگذار است. ابونادا و همکاران [۴۴] نیز جریان نانوسیال را درون یک حفرهی حلقوی بررسی کردند. در این کار نیز افزایش انتقال حرارت در جریان نانوسیال گزارش شده است. خدادادی و حسینیزاده [۴۵] نیز برای اولین بار اثر ذرات نانو را در داخل آب به عنوان یک سیال تغیـــیر فاز دهنده بررسی کردند. آنها نشان دادند که افزایش ذرات نانو باعث افزایــش ذخیرهی انرژی در مـــــواد تغییر فاز دهنده خواهد شد همچنین علی پناه و همکارانش [۴۶] رفتار انواع نانو سیال در حفره های بلند را بررسی کردند. آنها نشان دادند که افزایش ذرات نانو باعث افزایــش انتقال حرارت خواهد شد.
۲-۹- کارهای انجام شده در زمینه تغییر فاز ماده
سلمون و همکارانش [۴۷] یک ذخیرهکننده انرژی حرارتی را به شیوه عددی مورد بررسی قرار دادند و انرژی داخلی، دما و موقعیت مرز تغییر فاز را برای سیستم مورد نظر بررسی کردند. ذخیره کننده مورد بررسی آنها از دو پوسته فلزی هم مرکز که فضای بین دو پوسته PCM وجود داشت تشکیل یافته بود سیال کامل نیز از داخل پوسته داخلی عبور میکرد و توسط آن انرژی حرارتی به داخل PCM منتقل میشد. استونال و آریمیلی و همکارانش [۴۸] یک سیال ذخیرهکننده انرژی حرارتی شامل استوانه پر شده از PMC که در اطراف آن سیال عامل جریان داشت را مورد بررسی قرار دادند.
کائو و فقری [۴۹] به بررسی یک ذخیرهکننده انرژی حرارتی مشابه تحقیق سلمون پرداختند که تنها تفاوت کار آنها با کارهای قبل این بود که کائو و فقری ضریب انتقال حرارت بین سیال عامل و PCM را نیز از طریق حل همزمان معادل انرژی و ممنتم به دست آوردند و در تحقیق مذکور فقط حالت شارژ ذخیرهکننده مورد بررسی و بحث قرار گرفته بود.
بلکسی و کنتی [۵۰] به مطالعه یک دریافت کننده و ذخیرهکننده خورشیدی که در حالت تناوبی کار میکرد پرداختند، شیوه کار این دریافتکننده و ذخیره کننده خورشیدی به این صورت بود که سیالی با شرایط ورودی همواره ثابت در درون لوله جریان داشت و دیواره خارجی استوانه شامل جمعکنندههای انرژی خورشیدی بود در طول روز این جمعکنندهها مقداری از انرژی خورشیدی را در PMC ذخیره کرده و مقداری را نیز به سیال عامل انتقال رسانده و باعث گرم کردن آن میشود و در هنگام نبودن خورشید PCM با تغییر فاز از مایع به جامد باعث گرم کردن سیال عامل میشود و این تحقیق آنها به بررسی پارامترهای مختلف هندسی و میزان تأثیر آنها روی کارایی سیستم پرداختند و پیشنهادهایی برای تعیین اندازه بهینه دریافت کننده و ذخیره کننده خورشیدی ارائه کردند.
بلکسی و کنتی [۵۱] یک ذخیرهکننده انرژی حرارتی نهان را به صورت محوری بررسی کردند ذخیره کننده مورد بررسی آنها دقیقاً مانند ذخیره کننده ای بود که کائو و فقری انجام داده بودند با این تفاوت که مسائله آنها به صورت متناوب بود یعنی علاوه بر فرایند شارژ فرایند تخلیه انرژی را نیز مورد بررسی قرار دارند که رفتار تناوبی مورد مطالعه آنها به صورت حالت پایدار بود یعنی بعد از یک دوره تناوب سیستم به حالت ابتدایی خود باز میگشت. آنها اشاره کردند ذخیرهسازی بدون در نظر گرفتن فرایند تخلیه باعث به وجود آمدن اشتباهات بزرگی در تعیین میزان کارایی سیستم می گردد برای بهینهسازی هر دو فرایند را باید با هم بررسی کرد.
ماویتی و رازانی [۵۲] به بررسی یک ذخیره کننده انرژی نهان پرداختند که سیال عامل از اطراف آن حرکت میکرد روش بررسی آنها روش تحلیل بود و توسط تکنیک انتگرالی و با بهره گرفتن از قانون دوم ترمودینامیک زمان بهینه تخلیه را برای این ذخیرهکننده محاسبه میکردند.
از دیگر تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته، میتوان به کار انجام شده توسط کوتی و همکاران [۵۳] اشاره کرد آنها به بررسی یک ذخیرهکننده انرژی حرارتی پرداختند که از فرایند تغییر فاز برای ذخیرهسازی استفاده میکرد فرض مهمی که در این تحقیق در نظر گرفته شده این است که ذخیرهکننده توانایی این را داشته باشد تا باعث شود سیال گرم آنتروپی محیط را کمتر افزایش دهد یا به عبارتی دیگر سیال گرم در موقع خروج از ذخیرهکننده میتوانست انتروپی محیط را افزایش دهد.
گنگ و موجومدار[۵۴] اثرات تعبیه PCM را از لحاظ اکزرژی مورد مطالعه قرار دادند و پیشنهادهایی را برای افزایش تعداد PCM ها در هنگام شارژ باعث افزایش بازدهی قانون دوم ترمودینامیک خواهد شد. از آخرین تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده میتوان به تحقیقات کورین و رشف [۵۵] اشاره کرد آنها تحقیقاتی را در زمینه کاهش آلودگی کارهای اگزاست اتومبیل توسط کاتالیستها انجام دادند، کاتالیستها بایستی گرم باشند تا بتوانند آلایندههای هوا را جذب کنند جهت تامین گرمای اولیه کاتالیستها میتوان از انرژی ذخیره شده در داخل PCM استفاده کرد یعنی در طول مدتی که تومبیل روشن است گرمای مور نیاز توسط آب رادیاتور یا هوای گرم خروجی از موتور به PCM منتقل میگردد و از این گرمای ذخیره شده در روز بعد جهت گرم کردن اولیه کاتالیستها استفاده میشود. در تحلیل عددی که توسط ویشاک و جیلانی [۵۶] بر روی سیستم ذخیره انرژی نهان در سه هندسه مستطیلی، استوانهای و پوسته لولهای انجام شد، فرایند انتقال گرما در مواد تغییر فاز دهنده با فرض رسانش مورد بررسی قرار گرفت.
۲-۱۰- تعریف مسئله
مسأله مورد توجه جریانی است با تغییر فاز که هر دو عامل انتقال حرارت، انتقال حرارت رسانشی و انتقال حرارت جابجایی آزاد در آن موثر بوده که البته مهمترین عامل در آن رسانش می باشد. این جریان برای سیال پایه تراکمناپذیر آب داخل یک حفرهی قائمالزاویه سه بعدی با طول و عرض w و ارتفاع H در نظر گرفته شده است. دیواره های عمودی چپ و راست تکدما و باقی دیواره های عایقاند. دیواره سمت چپ در دمای بالاتر و دیواره سمت راست در دمای پایینتر از آن قرار دارد. سیال پایه نیوتنی فرض شده و تغییرات چگالی به گونه ای در نظر گرفته شده است که عامل حرکت را میتوان فقط به تغییرات چگالی نسبت داد. تنها نیروی جسمی وارد بر سیال نیروی ثقلی است و تنها چشمه انرژی حرارتی، دیوارهها هستند. به عبارت بهتر انتقال حرارت از دیوارهها، بسیار بزرگتر از حرارت ناشی از رفتار ویسکوز جریان است. بنابراین هرگونه اثر حرارتی که از میدان فشار ناشی شود، قابل صرف نظرکردن میباشد.
روند حل عددی جریان و فرضیات بکار گرفته شده بهقرار زیر است. ابتدا جریان کاملا ساکن است و در دمای یکنواخت بین دمای دیواره های سرد و گرم است، قرار دارد. سپس با شروع فرایند تغییر فاز جریان ویسکوز و تراکم ناپذیر، انتقال حرارت رسانشی و انتقال حرارت جابجایی آزاد با بهره گرفتن از فرض بوزینسک داخل یک محوطه بسته سه بعدی با حل مسأله مقادیر شرایط اولیه شروع می شود. هر شش صفحه حفره صلب و غیر لغزشی فرض میشوند. به این ترتیب و با بهره گرفتن از فرضیات اشاره شده به حل عددی جریان پرداخته می شود. شکل (۲-۱۰) هندسه و شرایط مرزی این حفره را نشان میدهد.
شکل ۲-۱۰- شکل هندسه مورد نظر
فصل سوم
نمودار نمایشنامه زندگی
یک نمودار نمایشنامه زندگی نموداری است شامل پدر و مادر و پیامهای آنها. به این قالب میتوان هر فرد مهم دیگر از قبیل خواهر و برادر بزرگتر یا سایر افرادی که پیامهای فرهنگی نیرومندی را به او کودک میفرستادند که در زندگی فرد موثر بوده است اضافه کرد. نمودار زیر نمونه یک قالب نمایشنامه زندگی است:
نمودار ۱۴-۲ نمودار نمایشنامه زندگی
همانطور که در این نمودار دیده میشود پیامهایی که از «کودک» پدر و مادر میآید موثرترین است و همین پیامها هستند که نمایشنامه زندگی اولیه فرد را تشکیل میدهند. پیامهایی که از حالات نفسانی «والد» پدر و مادر میآیند نه تنها تأکید کمتری دارند بلکه از آنجایی که با قضاوتهای اخلاقی و ارزشها سرو کار دارند. معمولاً در سنین بالاتر آغاز میشوند. این پیامها زمانی دریافت میشوند که فرد دارای دستگاه حساب صلاحیتدارتری برای بررسی آن میباشد و از نظر جسمی نیز ناتوان نیست. این پیامهای کمتاثیرتر مبنای نمایشنامه زندگی دوم را به وجود میآورند که معمولاً به آن ضد نمایشنامه زندگی نیز میگویند. ضد نمایشنامه زندگی اغلب پیامهایی هستند که پیامهای نمایشنامهای را تقویت میکنند و در حقیقت چنانچه از اسم آن برمیآید مخالف یکدیگر نمیباشند. در نتیجه زیر نمایشنامه زندگی کلمه بهتری است این پیامها از نظر اجتماعی قابل قبول میباشند (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شخص آگاه میتواند مسیر برنامه زندگیش را خود تعیین کرده و درام خود را به نحو منحصر به فرد خویش دوباره بنویسد. میتواند شخصیتی را که میتواند بالقوه داشته باشد کشف نموده و نحوه اجباری زندگیش را که در چهارچوب مشخصی جریان دارد تغییر دهد. در واقع رل بازی کردن را کنار گذاشته و صمیمیت را انتخاب کند (جیمز و جنگوارد، ترجمه قاسمزاده، ۱۳۸۴).
طرح و نقشه زندگی موقعیت کنونی و وضعیت اساسی، شناخت «کودک» درون پیامهای «والد» بهره برداری از وقت، سیستم ارزشهای کنونی فرد، بازیهای اجتماعی که فرد گرفتار آن است و اصولا روابط متقابل فرد، همه بخشی از طرح و نمایشنامه زندگیش هستند. اما هر فردی حق انتخاب هم دارد و میتواند از یک پیشنویس و نمایشنامهای که قبلاً مکتوب شده دست بردارد و در صورت لزوم آن را تغییر دهد (یحییآبادی، ۱۳۸۳).
نمایشنامه کوچک
نمایشنامه کوچک که توسط تیبی کاهلر[۱۰۱] و هجز کیپرز تدیون شده است بر روی یک فرایند دقیقه به دقیقه که شخص طی آن نمایشنامه زندگی خود را دنبال میکند، متمرکز می کند. تصور میشود که رفتار نمایشنامهای با شرایط «من خوبم» آغاز میشود مانند «من خوبم اگر کامل باشم، قوی باشم، عجله کنم» این پیامها پیام محرکها نامیده میشوند و نماینده بخشها، خوب نبودن ضدنمایشنامه یا زیرنمایشنامه میباشد. این محرکها به فرد اجازه میدهند که به طور موقت از احساسهای بد نمایشنامه زندگیاش اجتناب ورزد. هر یک از این محرکها را میتوان از لحاظ رفتاری در کلمات، لحن صدا، حالات چهره، اشارات و ژستها مشاهده کرد. محرکها فقط برای مدت کوتاهی باقی میمانند و پس از آن ممکن است فرد به رفتار غیرنمایشنامهای خود بازگردد، به محرک دیگری تغییر یابد یا یک یا چند احساس باجگیری به دست آورد. مثلث نمایشنامه کوچک که در زیر آمده است چگونگی توالی این جریان را نشان میدهد. (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴).
نمودار ۱۵-۲ مثلث نمایشنامه کوچک خوب نبودن
وضعیتهای زندگی[۱۰۲]
یک کودک در همان دورههای اولیه زندگی (معمولاً در سه سال اول زندگی) نسبت به نوعی وضعیت زندگی در رابطه با جهان اطرافش تصمیم میگیرد. وضعیت زندگی محصول با نتیجه تصمیماتی است که کودک در پاسخ به واکنش والدین نسبت به آشکارسازی احساسات و نیازهای اولیه و چگونگی این نوع واکنشها اتخاذ میکند. وضعیت زندگی که به این شیوه حاصل آمده است به صورت یکی از اجزای قصه زندگی فرد در میآید (ساعتچی، ۱۳۷۴).
اریک برن بر این باور بود که وضعیت زندگی در دوران اولیه کودکی (سه تا هفت سالگی) شکل میگیرد. بدین منظور از تصمیماتی را که بر مبنای تجربیات اولیه گرفته توجیه نماید.
چهار وضعیت زندگی عبارتند از:
۱- من خوب نیستم، شما خوب هستید.
۲- من خوب نیستم، شما خوب نیستید.
۳- من خوب هستم، شما خوب نیستید.
۴- من خوب هستم، شما خوب هستید.
وضعیتهای زندگی نشاندهنده موقعیت اساسی است که شخص نسبت به ارزش اساسی که در خود و دیگران مییابد، پیدا میکند. اریک برن میگوید: هر بازی روانی پیشنویس زندگی و سرنوشتی براساس یکی از این واقعیتهاست (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، ۱۳۷۶).
وضعیتهای زندگی، گاهی اوقات «نگرشهای لحظهای»[۱۰۳] هستند، زیرا تغییر حالت شما از وضعی به وضع دیگر، بستگی به حالت و موقعیتی دارد که در آن قرار دارید و همچنین به نوع افکار واحساساتی بستگی دارد که در آن لحظه تجربه میکنید. البته یک «نگرش لحظهای» در وضعیت زندگی اصلیای که براساس آن در سالهای اولیه زندگی خود، تصمیم ناآگاهانهای گرفتهاید، تغییری ایجاد نمیکند. و شما میتوانید وضعیت زندگی خود را از حالت منفی به حالت مثبت تبدیل کنید یعنی به حالت من خوب هستم، تو خوب هستی. این کار با بررسی آگاهانهی تصمیم اولیهی شما و انجام یک تصمیمگیری جدید، امکان پذیرخواهد بود (تونند، ترجمه تبریزی و قیاس وند ۱۳۸۶)
وضعیت (من خوب نیستم- تو خوب هستی) اولین تصمیم موقتی کودک بر اساس احساسات و ادراکات خود و در اولین سال زندگیاش میباشد. او به علت ضعف و وابستگی به مادر، احساس خوبی نسبت به خود ندارد. از طرفی نوزاد احساس شدیدی به نوازش و محبت و شناختهشدن دارد و خود را ضعیف و حقیر میبیند. هر گاه شخص در زندگی در وضعیت اول قرار بگیرد دائم برای به دست آوردن نوازش و تحسین دیگران تلاش میکند (یحییآبادی، ۱۳۸۴).
وضعیت من خوب نیستم، شما خوب نیستید.
شخصی که نگرش و رفتار او ساختگی است، عقیدهای منفی نسبت به خود و اطرافیان خود دارد. رفتار او به گونهای است که هم خود را تخریب میکند و هم دست به تخریب دیگران میزند. چنین شخصی همواره افسرده و بیانگیزه است. بسیاری از افراد خود را در وضعیت من خوب نیستم- تو خوب نیستی، در جریان «انتقالهای» مهم در زندگی خود تجربه کردهاند (تونند، ترجمه تبریزی و قیاسوند، ۱۳۸۶).
این وضعیت بدترین نتیجه ممکن را دارد در زمانی که افراد بر طبق هر دو مدل والد و کودک برن رفتار میکنند. بدین ترتیب که هر شخص کاری را که انجام میدهد، رها میکند و کلماتی مانند «این ناامید کننده است»، «یا جای من اینجاست یا جای او»، «ما هرگز به جایی نمیرسیم» را بیان میکند. معادل عبارات بیان شده در در دوران کودکی نیز ممکن است بیان شود مانند «من دیگه بازی نمیکنم» یا «من دیگه حرفی برای گفتن ندارم» ( از زبان یک فرد بالغ) این وضعیت آسانترین روش برای فرار از یک موقعیت سخت است و کمترین نتیجه را برای شخص به دنبال دارد (ویلسون[۱۰۴]، ۲۰۰۸). کسانیکه در این وضعیت قرار بگیرند از به کار بردن بالغ خود با دیگران خودداری میکنند. از دوستیها استقبال نمیکنند و فاقد شور و هیجان هستند (یحییآبادی، ۱۳۸۴).
موضع سوم یعنی (من خوب هستم- تو خوب نیستی) ممکن است اساس پیشنویس زندگی باشد که ظاهراً برنده است اما فرد اعتقاد راسخ دارد که باید همیشه از دیگران جلوتر باشد و آنها را از خود پایینتر قرار دهد. گر چه ممکن است با تقلاهایش به خواستههایش برسد ولی زمانهایی هم وجود دارد که اطرافیانش از تحقیر خسته شوند و او را طرد نمایند لذا تبدیل به یک بازنده تمام عیار میشود (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، ۱۳۷۶)
این موضع اغلب پارانویید نامیده میشود زیرا افرادی که در این موضع قرار دارند اغلب به شدت بیاعتماد، سرزنشکننده و متنفر هستند. آنها ممکن است مشکلات خود را انکار کنند، احساس فریبخوردگی کرده و در برابر دنیا با خشم یا ناکامی عکسالعمل نشان دهند. دیدگاه معمولی آنها در ارتباط با دیگران موضع «حذفش میکنم» میباشد (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴).
وضعیت چهارم (من خوب هستم، تو خوب هستی) میباشد. این مرحله نتیجه انتخاب بالغ است که در آن هر دو شخص مسئولیت را در ارتباط با هم به عهده میگیرند و هر دو تلاش خود را میکنند. برای مثال هر کدام میگویند : من توانایی و اعتماد به نفس انجام این کار را دارم و من معتقدم که تو هم میتوانی و اعتماد به نفس انجام آن را داری. ما با یکدیگر میتوانیم بزرگترین کارها را انجام دهیم (ویلسون، ۲۰۰۸).
در پایان سه سالگی یکی از سه وضعیت مذکور به طور دائم در انسان تثبیت میشود. وضعیتهای پیشین ریشههای ناآگاهانه دارند چرا که انتخاب آنها مربوط به سالهای اول زندگی است. اما وضعیت چهارم نتیجه انتخاب بالغ است. اگر تعلیم و تربیت کودک متناسب و صحیح بوده باشد به طور اتوماتیک در وضعیتی قرار میگیرد که نهایتاً وضعیت چهارم را انتخاب میکند. ما میتوانیم با اراده و انتخاب خود به سوی وضعیت آخر برویم. این وضعیت نتیجه انتخاب بالغ است. بالغی که به قدر کافی رشد کرده باشد این تصمیم آگاهانه را میگیرد (یحییآبادی، ۱۳۸۴).
اهداف تغییر در تحلیل رفتار متقابل
هریس معتقد است هدف تحلیل تبادلی آن است که فرد را قادر کنیم آزادی انتخاب داشته باشد یعنی برای پاسخهای خود مختار و غیرقالبی نسبت به تجربه، احساس آزادی کند. شخص مستقل، کسی است که تصمیماتی اتخاذ کند که جهتی توام با هدف به استعدادهای وی میدهد. در محدوده واقعبینانه وی مسئول سرنوشت خویش است و این موضوع را میداند. برای آنکه شخص بتواند آگاهانه برای خود تصمیم بگیرد حالت نفسانی بالغ وی باید آزاد باشد. (آزاد با وجود غریزهها و انگیزهها، آزاد با وجود ویژگیهای موروثی و اثرات محیط) مع ذلک شخص باید قدمهایی بیش از تصمیمگیری صرف بردارد. باید تصمیم خود رابه مرحله عمل درآورد. فرد خودجوش آزاد است که زندگی خاص خود را بکند لیکن نه به قیمت استثمار دیگران یا بیتفاوتی نسبت به آنان (جیمز و جنگوارد، ترجمه قاسم زاده، ۱۳۸۴).
به بیان دیگر کمال مطلوب اریک برن خود پیروی بود که با آزاد شدن و یا رشد کردن سه نوع توانایی آشکار میشود. آگاهی، خودپیروی، خودانگیختگی و صمیمیت (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، ۱۳۷۶).
درمان باورهای غیرمنطقی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل
نطفه انسان، از لحظه درک و پیش از آنکه به کودکی و بلوغ برسد، مراحل زیادی از تغییرات رشد را طی میکند. این تغییرات شامل تغییرات فیزیولوژیکی و روانشناسی و نیز درسطح روابط و انتظارات اجتماعی است. به تدریج که کودک بزرگ میشود از محیطی کاملاً محدود که در آن یک فرد از اهمیت بالایی برخوردار است به حرکت درآمده و به مرحلهای میرسد که به ایجاد ارتباط با سایر افراد علاقهمند میگردد. در حالی که فرد کاملاً به یک نفر وابسته است طرز فکرهای این شخص مهم در زمینه و تغذیه، پاکیزگی، لمس کردن، مقاومت کردن، رها کردن، وابستگی، احساسات، تهاجمی بودن و غیره همگی به شدت بر او تاثیر میگذارد و اغلب تبدیل به دیدگاههای خود او میشود (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴)
در دوران کودکی بعضی افکار قبل از دوران تفکر منطقی کودک به همراه تعداد زیادی از الگوهای رفتاری مشروط شکل میگیرد. در این سن به انضباط درآوردن کودک، با هدف آموزش چیزهایی که دارای مبنای تفکر منطقی هستند، عاقلانه نیست.
در صورتی که خواستهای والدین بیش از حد توان کودک باشد و یا خواستههای غیرضروری از او داشته باشند مشکل عاطفی گسترش مییابد. کودکی که این درگیریهای عاطفی را با موفقیت تجزیه و تحلیل میکند قادر خواهد بود خود را با درخواستها و انتظارات منطقی چهرههای مقتدر زندگیاش تطبیق دهد. او با یادگیری طرز برآوردهساختن انتظارات منطقی میتواند توان درک منطقی و مستدل چیزها و به خاطر سپردن آنها را در خود پرورش دهد. فردی که این مسائل را حل نکرده باشد ممکن است رقابتگرا یا منفیباف باشد و دچار مشکل تفکر صحیح و غیرمنطقی میگردد زیرا ممکن است موضوع را زیاده از حد بزرگ کند و آن را تعمیم دهد. به علاوه ممکن است پافشاری کند که باید هر چه را در هر زمان میخواهد، بدست آورد (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴).
تحلیل تبادلی معمولاً با تحلیل ساختاری آغاز میشود که بیماران از طریق آن از حالت قبلی خود یعنی آشفته، آلوده یا کنار زده یا طرد شده کاملاً آگاه میشوند. بیماران بعد از افزایش آگاهی میتوانند تصمیم بگیرند که به بازیها ادامه دهند یا برای ارضاء عطشهای انسانی خود سناریوهای سازندهتر ایجاد کند (پروچکا و نورکراس، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۳).
نقطه قوت تحلیل تبادلی، تاکید آن نسبت به قرارداد درمانی و استفاده از آن به منظور تعیین جهت و هدایت فرایند مشاوره میباشد (ساعتچی، ۱۳۷۴). برن به انعقاد قرارداد با بیمار و تعیین اهداف صریح تاکید داشت (سادوک و سادوک، ۲۰۰۵). به علاوه رویکرد تحلیل رفتار متقابل متکی بر تصمیم است. یعنی در آن مسئولیت به عنوان یک عامل کلیدی در مشاوره شناخته میشود. در تحلیل رفتار متقابل این اعتقاد وجود دارد که افراد مسئول اعمال و تصمیمات خود هستند و این توانایی را دارند که درباره چگونه زندگی کردن، تصمیمات جدید و مناسبتری را اتخاذ کنند. برن به نقش مسئولیتپذیری فردی برای تجارب و زندگی فرد تأکید بسیار داشت و اعتقاد داشت این امر به وسیله جبرگرایی روانی تحتالشعاع قرار گرفته است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۵)
قرارداد درمانی، موافقتنامهای است میان درمانگر و مراجع به منظور رسیدن به هدفی که به صراحت بیان شده باشد. نتیجه نهایی به روشنی مشخص شده و قابل اندازهگیری است تا درمانگر و مراجع مانند سایر افراد بدانند چه وقت به نتیجه خواهند رسید. معمولاً فرد در یک هدف خاص متمرکز میسازد، به منظور آنکه درمان موثر باشد قرارداد باید بین حالت نفسانی «بالغ» در درمانگر و حالات نفسانی «بالغ» و «کودک» مراجع منعقد گردد. «بالغ» مراجع اطلاعات مربوط را تهیه می کند و «کودک» در مراجع منعقد گردد. «بالغ» مراجع اطلاعات مربوط را تهیه می کند و «کودک» او انرژی و انگیزه لازم برای تغییر را تهیه میکندن (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴).
قراردادهای درمانی را میتوان به دو نوع تقسیم کرد: کنترل اجتماعی (تغییر رفتار) و استقلال داخلی (تغییر نمایشنامه). کنترل اجتماعی مستلزم تعیین یک هدف برای تغییر یک رفتار یا روش خاص میباشد این امر از طریق بالا بردن آگاهی «بالغ» به کار بردن کنترل «بالغ» و یا به وسیله تقویت انطباقسازی سالم عملی میگردد. استقلال داخلی هنگامی به دست میآید که حالت نفسانی «کودک» از اشتباه بیرون میآید و تصمیمات نمایشنامهای غیر سالم جای خود را به تصمیمات جدید برای رشد فرد میدهند (وولمز و بروان و هیوج، ترجمه عظیمی، ۱۳۸۴).
اگر چه آسیبشناسی روانی، معمولاً از نظر ماهیت درون فردی است همیشه به صورت بیان فردی آشکار میشود. در تحلیل رفتار متقابل برای اینکه تعارضات درون روانی قطعاً به صورت میان فردی ابراز شوند و معمولاً از روش گروهی استفاده میشود. با این حال حتی در حالت گروهی تحلیل رفتار متقابل به طور متناوب روی مشکلاتی که در بین اعضای گروه رخ میدهد و مشکلاتی که در درون اعضاء به وقوع میپیوندند متمرکز میشود (پروچسکا و نورکراس، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۳).
اصولاً شیوه تحلیل تبادلی برن در موقعیتهای گروهی به وجود آمده و از نظر عملی بهترین شیوه گروه درمانی است. به همین ترتیب در درمان خانوادگی و مشاجرات گروهی نقشی بسزا داشته است (شفیعآبادی، ناصری، ۱۳۸۰).
به دلیل اینکه به طور کلی بازیها حداقل شامل دو طرف میشوند لذا به بهترین نحو در زوجها یا در گروه ها آشکار و نیز درمان میگردند. گر چه درمان تحلیل رفتار متقابل متداولترین کاربرد را در زوج درمانی و گروه درمانی داشته در درمان فردی نیز مفید به نظر میرسد (سادوک و سادوک، ۲۰۰۵).
طبق دیدگاه رفتاری شناختی نابهنجاری از یادگیری و تفکر غیرمنطقی و غلط ناشی میشود و با روشهایی که به این فرایند میپردازند میتوان آن را تغییر داد. آنها معتقدند عوامل نگهدارنده رفتار والگوهای تفکر ناسازگار در این دو مسئله دخیل هستند یکی از فنون اساسی، بازداری شناختی است که به موجب آن درمانگر به فرد کمک میکند نحوهای که خود، دنیا و آینده را میبیند، تغییر دهد. در این روش درمانگر عقاید غیرمنطقی را در قالب عقاید منطقیتر بازنگری میکند و فرد را برای به کارگیری روش های مناسبتر و مقابله با مشکلات هیجانیتر ترغیب می کند (پروچسکا و نورکراس، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۳).
ما میتوانیم در ورای توصیف و تجربه یک گفتگوی صریح و بیپرده در تحلیل رفتار متقابل، اشاره میکنیم که روش های درمان آن از جمله بازی محبتآمیز ترس را از میان برداشته و راه را برای روابط صمیمانه گرم میان همسران و اعضای خانواده یعنی بچههای آنها و شاید برخی اطرافیان برگزیده، باز می کند و تفکرات غلط را کاهش میدهد. صمیمیت کامل چیزی نیست که فرد بتواند همه دنیا را به آن دعوت کند و این معقولانه نیست، بلکه به طور معقول، در میان تعداد اندکی از افراد گزینش شده محقق میشود. با این وجود، زمانی که صمیمیت در میان حلقههای محدودتر، محقق میشود، خود را برای وارد شدن به روابط باز و گرم با آشنایان موقتی هم توانا میبیند زمانی که خود به آرامش میرسد و باورهای غلط را کم کم از بین میبرد و حق آن برای وجود داشتن تثبیت میگردد، «کودک انطباق یافته» سخت احساس نیرومندی از «خوب بودن» حرکت کرده و «کودک انطباق یافته غیر خوب» قدیمی، با ترسهایش همانند یک مه در بعد از ظهر آفتابی، محو و ناپدید میشود.
به کاربردن روش های نظریه تحلیل رفتار متقابل خانوادهها و زوجین و افراد خانواده را قادر میسازد تا نیازها، خواستهها و علایق خود را با سایرین در میان بگذارند و خود را خوب بشناسند. عشق، دوستی و محبتشان را نسبت به یکدیگر ابراز کنند و به خوبی از عهده حل مشکلات و مسائل اجتنابناپذیر در خانواده برآیند. اما با داشتن باورهای غیرمنطقی امکان چنین عملکردی در خانواده و زوجین امکانپذیر نیست و رابطه صمیمانه متوقف شده و انرژی عشق به آزردگی و خشم تبدیل میگردد و در نتیجه منازعات فراوان، طعنههای خجلکننده، انتقادهای مکرر موجب میشود هر گاه این افراد با واقعیتهای دشوار زندگی مواجه میشوند، بیشترین مشکلات دچار میگردند زیرا عمده این انتظارات غیرواقعی هستند. تحلیل رفتار متقابل میتواند با آموزشهای خود به این گونه افراد کمک کند.
دامنه کاربرد تحلیل تبادلی
یکی از محدودیتهای تحلیل تبادلی آن است که تعداد تحقیقات تجربی و پژوهشی که تایید کننده مفاهیم تجربی و اساسی تحلیل رفتار متقابل باشد چندان قابل توجه نیست. دوسی و دوسی که بیشتر به توصیف تحقیقات معنیدار در این زمینه پرداختهاند میگویند که بیشترین علاقه پژوهشی نسبت به ارزیابی مفاهیم اساسی تحلیل رفتار متقابل (مثل حالات خود) نشان داده شده است. مثلاً «حالت خود» مورد حمایت تجربی قابل ملاحظهای قرار گرفته است به هر حال باید گفت که نظریه تحلیل رفتار متقابل در مقایسه با تحقیقاتی که برای بازبینی اعتبار اجزای تشکیلدهنده آن انجام گرفته بسیار سریعتر و با پیچیدگی بیشتری رشد و توسعه پیدا کرده است بنابراین تاکنون اعتبار بسیاری از مفاهیم زیربنایی نظریه تحلیل رفتار متقابل و ابعاد کاربردی آن از طریق انجام پژوهش تجربی مشخص نگردیده است (ساعتچی، ۱۳۷۴).
نظریه تحلیل رفتار متقابل مدعی موثربودن در مورد افراد رواننژند، روانپریش، اختلالات شخصیتی، اختلالات جنسی و عقبماندگی ذهنی برای افراد و گروه ها و به عنوان وسیله خودیاری برای کودکان و نوجوانان کم سال است. با این وجود اغلب درمانها سودمندی آن منوط به دانش بالینی و اعتبار حس عمومی ویژه است آنچه به نظر معقولانه است تأکید بر آن است که این درمان نیز نوعی از درمانهای شناخت محور است. یعنی ابتدا عناصر رفتاری که مشکلات روان نژندانه را منعکس میکند تا حدی که ناسازگاری آنها اذعان شود تشخیص داده میشود. آنگاه هیجانهای سوقدهنده و فرضهای زیربنایی آنها شناسایی میشود و سرانجام اعتقاد به این فرض وجود دارد که الگوی رفتار میتواند تغییر داده شود. درمانهای روان تحلیلگرانه نیز در همین اهداف مشترکند، اما شامل هدف اضافی افشاسازی فرایند تکوین این مشکلات نیز هستند همچنین تأکید نظریه تحلیل رفتار متقابل بر مواجهه، قرارداد، تکالیف خانگی، ترسیم نمودار از تعارض فعلی و آموزش رفتار، بیشتر مشابه درمانهای شناختی است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۵).
به طور کلی تحلیل رفتار متقابل برای افزایش عزت نفس توسط ویسینک[۱۰۵](۱۹۹۴) کمک به زنان آزار دیده و مضطرب توسط گارد[۱۰۶](۱۹۹۳) و درمان اختلال شخصیت مرزی توسط استنبرگ و تانیسن[۱۰۷](۱۹۹۵) به کار برده شده است. این نظریه در امور بالینی، درمانی سازماندهی و در روانشناسی رشد، ارتباطات مدیریت شخصیت و روابط و رفتار بسیار کاربرد دارد. این نظریه به پدران و مادران، مددکاران اجتماعی، بازرگانان و خلاصه به هر کسی در هر مسندی کمک میکند تا روابطش و خودش را بهتر درک کند (فیروزبخت، ۱۳۸۴).
لذا در مجموع تحلیل رفتار متقابل را میتوان در مدرسه، خانه، در محل کار و در ارتباط با دیگران و هر جایی که فرد با دیگران روبرو میشود به کار برد (احمدی، ۱۳۸۲، به نقل از ترکان، ۱۳۸۵)
متخصصین تحلیل رفتار متقابل میگویند «شما برای اینکه بهتر شوید لازم نیست بیمار باشید» لذا هر کسی که مشکلات شخصی دارد که میتواند شامل روابط موقتی یا مشکلات در سرکار تا پریشانیها و اختلالات شدید روحی باشد نیز میتواند از درمان به کمک سیستم تحلیل رفتار متقابل استفاده کند (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، ۱۳۷۶).
بنابراین این با وجودی که مهمترین جنبه موفقیتآمیز تحلیل رفتار متقابل این است که به بیماران وسیلهای میدهد که خودشان بتوانند از آن در همه جا استفاده کنند ولیکن لازم نیست مردم بیمار باشند تا مجبور شوند آن را به کار برند بلکه هر کسی میتواند از آن استفاده کند (هریس، ترجمه فصیح، ۱۳۸۴).
تحقیقات داخلی و خارجی در رابطه با باورهای غیرمنطقی
استادی (۱۳۷۴)، در تحقیق ارتباط بین باورهای غیرمنطقی و عزت نفس را در دانشآموزان مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که بین باورهای غیرمنطقی و عزت نفس همبستگی منفی یا معکوس وجود دارد. یعنی با کاهش باورهای غیرمنطقی در نزد آزمودنیها، میزان عزت نفس آنان افزایش مییابد و برعکس، با افزایش باورهای غیرمنطقی آزمودنیها میزان عزت نفس آنان کاهش مییابد، این پژوهش تفاوت معنیداری را بین دانشآموزان دختر و پسر در باورهای غیرمنطقی نشان داده، همچنین هر ۱۱ باور غیرمنطقی در آزمون (IBT) تفاوت معناداری را با عزت نفس داشتند (صولتی، ۱۳۷۴).
ابعاد
سوالات
شور و حرارت در کار
۲۱،۲۴،۲۸،۳۲،۳۵،۳۷
وقف شدن در کار
۲۲،۲۵،۲۷،۳۰،۳۳
غرق شدن در کار
۲۳،۲۶،۲۹،۳۱،۳۴،۳۶
۳-۵-۲-۱- نحوه امتیاز بندی پرسشنامه درگیری در کار
به منظور اندازهگیری متغیر”درگیری در کار” مانند متغیر”معنویت در کار” از طیف پنج گزینه ای لیکرت استفاده گردیده است که یکی از رایج ترین مقیاسهای اندازه گیری به شمار می رود.شکل کلی و امتیاز بندی این طیف برای سوالات مثبت به صورت ذیل می باشد:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول شماره۳-۶ : نحوه نمره دهی به سوالات مربوط به متغیر “درگیری در کار”
شکل کلی
کاملا مخالفم
مخالفم
نظری ندارم
موافقم
کاملا موافقم
امتیاز بندی
۱
۲
۳
۴
۵
۳-۶- روایی[۲۱۴] و پایایی[۲۱۵] ابزار سنجش
الف) روایی ابزار سنجش
روایی این مفهوم را بیان می کند که آیا پرسش ها جنبه مهمی از هدف تحقیق را نمونه گیری می کند یا خیر؟ در واقع مقصود از روایی آن است که آیا ابزار اندازه گیری می تواند خصیصه و ویژگی که ابزار برای آن طراحی شده است را اندازه گیری کند یا خیر؟ موضوع روایی ازآن جهت اهمیت دارد که اندازه گیری های نامناسب وناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد.(خاکی ،۱۳۷۹،۲۴۴).
پیش از کسب اطمینان نهایی به ابزارهای اندازه گیری و بکارگیری آنها در مرحله ی اصلی جمع آوری داده ها ،ضرورت دارد که پژوهشگر از طریق علمی ،اطمینان نسبی لازم را نسبت به روا بودن بکارگیری ابزار مورد نظر و معتبر بودن آن پیدا کند.
در باره روایی پرسشهای مربوط به معنویت در کار باید گفت که این پرسشنامه که ساخته میلیمن و همکارانش (۲۰۰۳) می باشد در تحقیقات چند داخلی همچون فتاحی(۱۳۸۶) ، موسوی (۱۳۸۸)، مورد استفاده قرار گرفته و روایی سوالات توسط کارشناسان متخصصان این حوزه مورد تایید قرار گرفته است. با این وجود سوالات مورد نظر را در اختیار برخی کارشناسان و صاحبنظران این حوزه قرار داده شد که روایی تایید شد.
در باره پرسشهای مربوط به در گیر ی در کارنیز باید گفت که این پرسشنامه در ایران تا بحال یک بار توسط هادی احمدی آزرم (۱۳۸۸) مورد استفاده قرار گرفته اما در تحقیقات مختلف خارجی روایی آن به اثبات رسیده است. همچنین شوفلی و همکاران (۲۰۰۶) با بررسی با جمع آوری داده های مربوط به ۲۷ تحقیق انجام شده در ۱۰ کشور مختلف جهان ، با جامعه آماری حدود ۱۶ هزار نفری روایی پرسشنامه “درگیری در کار” مورد تایید قرار دادند . با این حال سوالات مورد نظر در اختیار برخی کارشناسان و صاحبنظران این حوزه قرار داده شد که روایی آن مورد تایید قرار گرفت.
ب) پایایی ابزار سنجش
منظور از پایایی، ثبات ، هماهنگی ، قابلیت اعتماد ، اعتبار، پیش بینی دقت و صحت است. ابزارهای تحقیق نیز به عنوان وسیله ای برای جمع آوری اطلاعات باید معتبر باشند تا پژوهشگر بتواند به داده های بدست آمده اعتماد کند. یکی از روش های محاسبه ضریب پایایی، استفاده از آلفای کرونباخ[۲۱۶] است که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد و با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS نیز قابل محاسبه است.
جدول۳-۷ : آلفای کرونباخ متغیر های تحقیق
بین الملل می داند(لیتل،۱۳۸۹: ۱۴).
به این ترتیب می توان تعاریف متفاوت و گوناگونی از موازنه قوا را در آثار گوناگون جستجو کرد .
«مورگنتا» موازنه قوا را در چهار معنا به کاربرده است: ۱- سیاستی معطوف به وضعیتی خاص ۲- توصیفی از هرنوع وضعیت واقعی در سیاست بین الملل ۳- توزیع نسبتاً برابر قدرت ۴- هرنوع توزیع قدرت(مورگنتا،۱۳۸۹: ۳۰۱ – ۲۸۷).
«ارنست هاس» آن را در هشت معنا بکار می برد: ۱- هرگونه توزیع قدرت ۲- نوعی فرایند تعادل یا
متوازن سازی ۳- استیلا یا طلب استیلا ۴- ثبات و صلح در حالت اتفاق قدرت ها ۵- بی ثباتی و جنگ
۶- سیاست مبتنی بر قدرت ۷- نوعی قانون جهانشمول تاریخی ۸- نوعی نظام و راهنما برای
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سیاستگذاران(دوئرتی و فالتزگراف،۱۳۸۸: ۶۷-۶۶).
از دید «والتز» ، موازنه قوا یک مکانیسم ساختاری غیرقابل مشاهده است که پیامد ناخواسته تلاش کشورها برای بقاء در یک محیط آنارشیک است(لیتل،۱۳۸۹: ۳۸۱). وی اعتقاد دارد که توزیع قدرت در نظام بین الملل حتی مسائل ایدئولوژیک را تحت الشعاع قرار می دهد (قوام،۱۳۹۰: ۹۰).
اما از میان همه تعاریف موازنه قوا می توان سه اصل کلیدی و مشترک را استخراج کرد: نخست ، سیاست بین الملل ذاتاً متمایل به توزیع برابر قدرت است؛ دوم ، جستجوی هر بازیگر برای استیلا در نظام در هر مقطع زمانی با مخالفت مواجه شده است و سوم ، امید هر بازیگر به استیلا بر نظام ناشی از تلقی اشتباه او از توانمندی های خود و دیگران است (لیتل،۱۳۸۹: ۱۵-۱۴).
اهداف و کارکردهای موازنه قوا/ قدرت
در مجموع و با توجه به تعارف فوق، اهداف و کارکردهای موازنه قوا در طیف متنوعی به شرح زیر قرار می گیرد:
-
- از برقراری هر نوع استیلای جهانشمول جلوگیری می نماید .
-
- موجودیت عناصر تشکیل دهنده نظام و خود نظام را حفظ می نماید .
-
- ثبات در نظام را فراهم می آورد.
-
- با جلوگیری از بروز جنگ به تداوم صلح کمک می نماید(دوئرتی و فالتزگراف،۱۳۸۸: ۶۸).
۱-۲-۴ رویکردهای نظری به موازنه قوا
نظریه موازنه قوا یکی از مهمترین نظریههای روابط بینالملل است که به توضیح موازنهسازی قدرتهای بزرگ طی قرون متمادی در عرصه بینالملل میپردازد. نظریههای متفاوتی درباره موازنه قوا مطرح شده است و تمامی آنها بر این فرضیه اصلی واقعگرایی تاکید دارند که دولتها بازیگران اصلی نظام بینالملل هستند و تحت فشار نظام آنارشیک به صورت عقلانی به دنبال افزایش قدرت و امنیت خود هستند. تلاش اجتماع دولتها یا دولتهای مجزا برای حفظ بقا آنها را به مقابله با تمرکز و وانباشت قدرت سوق میدهد و این رویکرد به منزله اصل مهمی در سیاست بینالملل مطرح است . با توجه به نقش کانونی واقع گرایان در میان قائلان به مادیت امر توازن قوا ، در ادامه نظریه های متفاوت واقع گرایی در خصوص موازنه قوا مورد بررسی قرار می گیرد .
۱-۲-۴-۱ نظریه کلاسیک واقع گرا
از جمله مهمترین نظریه های توازن / موازنه قوا ، نظریه مورگنتاست که حاصل بازسازی تاریخی سه سده فاصل میان معاهدات وستفالیا (۱۶۴۸) و پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵) است .نگرش مورگنتا ، نگرشی سرزمین محور و استراتژی مدار است که در کنار سایر واقع گرایان از کلاسیک ها گرفته تا متاخران ، اساس کارشان مفهوم سازی قدرت است . مورگنتا مطرح میکند که مفاهیم تعادل و موازنه در علوم مختلف از جمله فیزیک، زیستشناسی، اقتصاد، جامعهشناسی و علم سیاست، مترادف انگاشته شدهاند و منظور از تمامی کاربردهای این مفاهیم «ثبات درون نظامی مرکب از تعدادی نیروهای مستقل است. در مواردی که بر اثر نیروی خارجی یا تغییری در یکی از عناصر تشکیلدهنده نظام اختلالی در تعادل رخ دهد، گرایش به بازگشت تعادل اولیه یا ایجاد تعادلی جدید در نظام دیده میشود» .
از نظر مورگنتا ، شالوده مفهوم موازنه بر دو فرض اساسی بنیان نهاده شده است : نخست عناصری که باید متوازن گردند ، برای جامعه ضروری اند یا حق وجود دارند و دوم ، بدون حالت تعادل میان آنها ، یکی از عناصر بر دیگران تفوق می یابد ، به منافع و حقوق آنها تجاوز می کند و ممکن است در نهایت دیگران را نابود کند و جانشین آنها شود . اما از آنجا که هدف ، علاوه بر حفظ همه عناصر نظام ، ثبات آنهاست ، هدف تعادل باید جلوگیری از تفوق یکی از عناصر بر دیگری باشد .
مورگنتا معتقد است ، موازنه قدرت به مثابه پیامد طبیعی و اجتناب ناپذیر مبارزه قدرت است که به شکل اتحادی از دولت هایی نمود می یابد که نگران استقلال خودند و در مقابل طرح های دولتی که برای سلطه جهانی اقدام می کند ، تجمع پیدا می کند(لیتل،۱۳۸۹: ۱۶).
مورگنتا در خصوص رابطه بین امنیت دسته جمعی و موازنه قوا نیز معتقد است ، امنیت دسته جمعی موازنه قوا را منسوخ نکرده است . در موازنه قوا ، اتحادها از سوی برخی دولت های منفرد علیه سایر دولت های منفرد یا اتحادی از آنها و بر اساس آنچه این دولت های منفرد ، منافع ملی جداگانه خود می دانند شکل
می گیرد ، در صورتی که اصل سازمان دهنده امنیت دسته جمعی احترام به تکلیف قانونی و اخلاقی است که بر اساس آن ، حمله هر دولتی به یکی از اعضاء اتحاد ، حمله به همه اعضاء تلقی می شود(لیتل،۱۳۸۹: ۲۰).
۱-۲-۴-۲ نظریه نو واقع گرایی
نوواقعگرایان نیز جایگاهی محوری برای نظریه موازنه قوا قائل هستند. کنت والتز (۱۹۷۹) به عنوان پدر نوواقعگرایی، نگاه تاریخی واقعگرایی کلاسیک را رها کرده و نگرش ساختاری به سیاست بینالملل را بر
می گزیند . بر این اساس ، نظریه موازنه قوای او که خود آن را بهترین نظریه سیاسی – بین المللی ممکن
می داند ، روایتی دیگر گونه از امر توازن/موازنه و مفاهیم مربوط به آن است . والتز نیز توازن ، موازنه و کارکردهای آن را هم در جامعه داخلی و هم در نظام بین الملل مدنظر قرار می دهد اما تفاوت ساختاری این دو عرصه را موجب تفاوت کارکردهای توازن در هر یک از آنها می داند . والتز آنارشی را ساختار نظام بینالملل میداند و توزیع توانمندیها میان واحدهای نظام را بستری مناسب برای تبیین رویدادهای عرصه بینالملل در نظر میگیرد . وی اهداف نظریه موازنه قوا را تبیین برگشتپذیری و بازتولید آنارشی میداند و نظام دو قطبی را باثباتتر از نظام چندقطبی معرفی میکند، زیرا در نظام موازنه قوا هر قطب باید خود را به رفتار و رویه قطب مقابل معطوف کند و پاسخ به رقیب در وضعیت دوقطبی، آسانتر از وضعیت چندقطبی است.
والتز نظام تکقطبی را ناپایدارترین نظام میداند، چرا که امنیت قطب مسلط با هزینه دیگر دولتهای نظام تامین میشود. افزایش قدرت نظامی یک دولت منجر به احساس ناامنی در میان سایر دولتها میشود و آنها را به اقدامات متقابل برمیانگیزد و به این ترتیب، تعادل ساختاری نظام بازتعریف میشود. بنابر نظر والتز، ساختار آنارشی استعداد و ظرفیت کنشهای موازنهساز را فراهم میکند و این کنشها نیز از طریق بازتولید الگوی توزیع قدرت بینالمللی پویایی و دوام آنارشی را تضمین میکنند (لیتل، ۱۳۸۹: ۲۲-۲۰).
والتز پس از تعیین آنارشی به عنوان ساختار نظام بین الملل ، دو عامل را برجسته می سازد : یکی اینکه در مقایسه با خیل عظیم قدرت های کوچک موجود در نظام ، تنها امکان شکل گیری تعداد محددی قدرت بزرگ در نظام بین الملل وجود دارد و دیگر اینکه ، توزیع قدرت میان قدرت های بزرگ تعیین کننده شکل ساختار نظام بین الملل (یک قطبی ، دوقطبی یا چندقطبی ) است .
والتز به رغم مورگنتا که دولتها را بیشینهساز قدرت به سوی تامین کمینه امنیت میدانست، دولتها را صرفا جویندگان امنیت معرفی میکند که چون تغییرات ساختاری عمدهترین تهدیدکننده برای امنیت آنها محسوب میشود، بقا و دوام آنها مستلزم پاسخ به هر تغییر ساختاری در نظام بینالملل است. والتز بر آگاهی و وقوف دولتها به ساختار آنارشیک و خودیاریمدار نظام و واکنش آنها به تغییرات ساختاری قائل است و همین امر عامل اساسی بازتولید توازن قوا در نظام بینالملل محسوب میشود. موازنه قوا نه پیامد آگاهانه بلکه نتیجه ناخواسته تصمیمات انفرادی دولتها برای اطمینان از بقای خود است. رویکرد موازنه قوا، پویشی درون سیستمی در نظام بینالملل است که تعادل، ثبات و دوام نظام را تضمین میکند (لیتل، ۱۳۸۹: ۲۳).
به هر حال،کنت والتز بر این عقیده است که موازنهسازی در برابر یک قدرت تهدیدآمیز، راهبردی معمول از سوی دیگر دولتها تلقی میشود. دولتها به تجمیع توانمندیهای داخلی خود و اتحاد با دیگران میپردازند تا بتوانند در برابر قدرت تهدیدکننده موازنه برقرار کنند. به دو دلیل میتوان پیگیری راهبرد موازنهسازی را واکنشی عقلائی برای ادامه بقاء در نظام آنارشیک بین المللی دانست: نخست آنکه ایجاد ائتلاف در برابر یک قدرت بزرگ، توانمندی برقراری توازن و برابری را تقویت خواهد کرد و یک قدرت چشمگیر در برابر دولت هژمونی که برای استقلال قدرتهای کوچکتر تهدیدآمیز به نظر میرسد، شکل میگیرد. دوم، قدرتهای درجه دوم میتوانند اثربخشی نسبی خود را افزایش دهند و این روند برای دولتهای ضعیفتر نظام که مشارکتی قاطع در ائتلاف موازنهساز دارند، بسیار مهم است(Waltz, 1979: 127).
والتز به زعم دیگران در زمره نئورئالیستهای تدافعی قرار میگرفت اما «جان مرشایمر»، دیگر نئورئالیست که سعی داشت، اشکالاتی را که به نظریه والتز میگرفتند، برطرف کند، نئورئالیست تهاجمی است و به رغم این که همچون والتز و دیگر واقعگرایان غایت دولتها را حفظ بقا میداند اما بر این باور است که ساختار نظام، بازیگران را به تفکرات و جهتگیریهای تهاجمی سوق میدهد. وی عدم قطعیت در برآورد میزان قدرت رقبا و نیات آنان و نیز میزان قدرت لازم جهت حفظ بقا را علت رویکرد تهاجمی قدرتها
میداند. (لیتل، ۱۳۸۹: ۳۳۳-۳۳۲).
مرشایمر نیز مدعی نظریه سیستمی – ساختاری است ، اما رویکردش به شدت تاریخی و ژئوپلتیکی است . وی تمایلات هژمونیک قدرت های بزرگ را پر رنگ می کند و قدرت های بزرگ را در جستجوی وضعیت هژمونیک یعنی سیطره حداکثری بر منافع ثروت جهانی ، حضول اطمینان از احراز بیشترین توان نظامی در منطقه خود و تضمین تفوق هسته ای بر رقبا می داند (لیتل، ۱۳۸۹: ۳۱).
۲-۲ نظریه موازنه تهدید
عدم تحقق فرضیه موازنه قوای سخت علیه هژمون بالقوه در مورد ایالات متحده آمریکا پس از جنگ سرد، یکی از دیگر متفکران واقعگرا به نام «استفان والت» را به سوی جابهجایی نطقه تمرکز واقعگرایی از موازنه قدرت به موازنه تهدید سوق داد تا به زعم او گره کور نوواقعگرایی گشوده شود.
والت رویکرد خود به موازنه را با این نقد آغاز می کند که نظریه ساختاری موازنه قدرت ، وضعیت موجود سیاست بین الملل را که در آن از یک سو ایالات متحده قوی ترین دولت است و از دیگر سو ، سایر دولت ها تمایل جدی به موازنه با آن ندارند ، توضیح نمی دهد . او معتقد است مساله غیرعادی بودن عدم موازنهسازی دولتها در برابر آمریکا ، هنگامی که تمرکز را نه بر قدرت بلکه بر تهدیدات بگذاریم، از بین میرود.
والت استدلال می کند که ائتلاف های موازن در قبال تهدید شکل می گیرند ؛ تهدیداتی که می توانند از قدرت، مجاورت ، قابلیت های تهاجمی و نیات توسعه طلبانه و تهاجی نشئت بگیرند . موارد یاد شده به مثابه متغیرهای مستقلی انگاشته می شوند که تغییر در هر یک ، دیگر دولت ها را به احتمال فراوان به احساس تهدید و اتخاذ اقدامات موازنه ای می کشاند (لیتل، ۱۳۸۹: ۳۲-۳۱).
با توجه به اهمیت مباحث والت و تطبیق آن با فهم کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ، بصورت مختصر به متغیرهای کلیدی و بنیادین او (قدرت ، مجاورت ، قابلیت های تهاجمی و نیات توسعه طلبانه و تهاجمی ) اشاره می گردد .
۲-۲-۱ قدرت
والت معتقد است دولت های قدرتمند در اساس برای دیگران تهدید محسوب می شوند ، زیرا هرگز نمی توان تضمینی در برابر نحوه استفاده آنها از قدرتشان داشت . به موازات افزایش قدرت آنها ، دیگران در مورد احتمال سوء استفاده آنها از قدرتشان نگران خواهد شد . بر این اساس ، افزایش قدرت یک دولت به افزایش احساس تهدید از سوی دیگران و اتخاذ اقدامات موازنه ای می انجامد .
۲-۲-۲ مجاورت
والت پتانسیل تهدیدزایی را با فاصله جغرافیایی در رابطه ای معکوس می داند . وی معتقد است
دولت های مجاور قادر به ایجاد تهدیدات بزرگ تری هستند .
۲-۲-۳ قدرت تهاجمی
به نظر والت ، در صورت ثابت ماندن دیگر متغیرها ، دستیابی دولت ها به توانایی نظامی ویژه یا توانایی سیاسی خاص مانند ایدئولوژی دامن گستر ، آنها را تهدیدزاتر و ثبات سیاسی و انسجام سرزمینی دولت های قدرتمند دیگر را با مخاطره مواجه می کند . در نتیجه اگر دولتی با منابع مادی وسیع به چنین توانمندی های تهاجمی دست یابد ، سایر دولت ها احتمالاً به موازنه روی خواهند آورد .
۲-۲-۴ نیات تهاجمی
این متغیر مبین آن است که هر چه از نظر دیگران نیات تهاجمی قدرتی آشکارتر باشد ، احتمال بیشتری وجود دارد که آنها به موازنه روی بیاورند . منطق حاکم بر این رفتار نیز روشن است ، زیرا متقاعد و راضی ساختن دولت توسعه طلب مهاجم ، دشوار و پرهزینه است و دیگران را به ائتلاف موازن جهت متوقف کردن آن ناگزیر می سازد (لیتل، ۱۳۸۹: ۳۵-۳۳).
در مجموع و با توجه به تحقیق و بررسی انجام شده در خصوص اقدامات نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بخصوص طی یک دهه گذشته ، بنظر می رسد نظریه موازنه قوا بصورت جامع تری
می تواند نسبت به تبیین اقدامات نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بپردازد و در این پژوهش نیز از این نظریه بهره برداری گردیده است .
بعنوان نمونه در بخش های دوم ، سوم و حتی چهارم پایان نامه علی رغم همه محدودیت های موجود و کمبود منابع (بویژه فارسی )تلاش گردید نسبت به تشریح عملکرد نظامی کشورهای مذکور در راستای موازنه سازی با قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران اقدام گردد .
بخش دوم
ساختار و سازمان نیروهای مسلح کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
مقدمه
همانطور که در بخش اول توضیح داده شد ، شورای همکاری خلیج فارس متشکل از شش کشور عربی امارات ، عربستان ، کویت ، عمان ، قطر و بحرین می باشد که اکثر آنها در دهه ۱۹۷۰ میلادی از استعمار انگلستان خارج و نسبت به تشکیل حکومت های شیخ نشینی و پادشاهی اقدام نموده و بتدریج پایه های حکومتی خود را قوی نموده اند .